تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۹۵۶۳۸

جوادعلامیر دولو (بخش اول)


جوادعلامیردولّو 15 فروردین 1314 درتهران متولد شد. پدرش محمود علامیر، ملقب به احتشام السلطنه - رئیس مجلس شورای ملی در اوایل مشروطیت - و مادرش، معصومه ملقب به اخترالزمان بود. (1)
«جواد» در دوران طفولیت پدرش را از دست داد و تحت نظر «قیم» بزرگ شد. او از همان ایام کودکی خلافکار و نادرست بود، به طوری که هرگاه فرصتی پیدا می کرد از جیب «قیم» و اطرافیان خود پول می دزدید تحصیلات ابتدایی را درمدرسه آلیانس و دوره متوسطه را در دبیرستان رازی - که توسط فرانسوی ها اداره می شد- گذراند. (2)
آنچه باعث اشتهار علامیر شد، خیانت وی در حق خواهرزاده اش و تجاوز به عنف پس از تهدید با اسلحه بود که باعث شد به موضوع مورد توجه مطبوعات در سال 1333 تبدیل شود. (3)
وی که ضمن تعرض به خواهرزاده اش، او را با چاقو مورد ضرب و جرح قرار داده بود، دستگیرشد و به زندان افتاد و پس از محاکمه به هشت سال زندان محکوم گردید. اما پس از مدتی کوتاه، به کمک دوستان متنفذ و خانواده اش به طور موقت از زندان بیرون آمد و با گرفتن گذرنامه جعلی از ایران گریخت و به فرانسه رفت؛ تا پرونده موجود دردادگستری فراموش شود.
وی با امیرعباس هویدا آشنایی داشت. زمانی که هویدا به نخست وزیری رسید، دستورداد پرونده این ماجرا را در دادگستری پیدا کردند و از بین بردند و خواهرزاده را هم در یکی از ادارات به شغلی گماردند تا از شکایت منصرف و قضیه فراموش شود. (4)
جواد علامیردولو مدعی است که تحصیلات عالیه خود را در رشته علوم سیاسی در پاریس و بروکسل گذرانده است. (5) اما این ادعا مقرون به حقیقت نیست. زیرا او تا سال 1336 در زندان بود. پس از آن هم بیشتر ایام را در ایران اقامت داشته و تنها سالی یکی دوبار به اروپا می رفته است.
وی پس از رهایی از زندان و بازگشت از پاریس، به روزنامه نگاری رو کرد و چون در دوران تحصیل و ایام فرار به خارج از کشور تا حدودی به زبان فرانسه تسلط پیدا کرده بود، از سال 1337 در روزنامه فرانسه زبان «ژورنال دوتهران»- زیرمجموعه روزنامه اطلاعات - به کار مشغول شد واز حرفه روزنامه نگاری به عنوان «سکوی پرتاب» برای نزدیکی به سفارتخانه های خارجی و آژانس های جاسوسی و سوءاستفاده های مالی بهره برداری کرد.
علامیر دولو اهل فضل و فرهنگ نبود. وی صرفاً توانسته بود به خاطرکلّاشی هاو مفاسدش با رژیم پهلوی ایاق و جفت و جور شود. وی پس از آزادی از زندان عضو گروهی موسوم به اگزیستانسیالیست ها شد که با درک غلط از این مکتب فلسفی، به رفتارهای ضداخلاقی و خلاف عفت عمومی مبادرت می ورزیدند.
در یکی از گزارش های ساواک که تاریخ 22 اردیبهشت 1338 را دارد، به این موضوع اشاره شده است:
«جواد علامیرپسراحتشام السلطنه معروف که چند سال پیش با تهدید هفت تیر، دخترخواهرخویش را مورد تجاوز قرارداد، در حال حاضر جمعیت اگزیستانسیالیست ها را در ایران تشکیل داده و آن را رهبری می کند. نامبرده در روزنامه و مجله اصولاً مؤسسه اطلاعات به کار مترجمی اشتغال دارد. علامیردارای انحراف جنسی . محل تشکیل جمعیت در شمیران است. »
ساواک در ادامه همین گزارش اضافه می کند:
«در یکی از خانه هایی که در شمیران واقع است و تعداد زیادی اطاق دارد و سالن های متعدد آن در زیرنور چراغ های الوان می درخشد، در حدود 500 نفر معمولاً شب ها را تا صبح به سر می برند. افراد مزبور به محض ورود به خانه دستمالی را که به چشمشان بسته شده باز می کنند و پس از پرداخت 300 تومان هرنفر، وارد خانه می شوند. در اطاق اول قدری گرد روی دندان آنها ریخته، چند گیلاس مشروب به دست آنها می دهند و در ضمن سیگاری به نام ماری جوانا را به آنها داده و وادار به کشیدن می نمایند و بعد آنها را مجبور به کندن لباس می کنند. افرادی که وارد سالن می شوند و اصولاً می خواهند به جمعیت اگزیسستانسیالیست ها راه پیدا کنند باید دستورات را اجرا کنند ودر موقع ورود به سالن همه لباس ها را کنده و لخت مادرزاد درحالی که حتی جوراب هم نباید به پاداشته باشند وارد سالن می شوند. توی سالن زن و مرد پیروجوان، دختر و پسرلخت مادرزاد توی هم می لولند، یک ارکستر سه نفری آهنگ رقص می نوازد. نوازندگان هم باید لخت باشند.
در اطراف سالن درهایی وجود دارد که به اطاق های نسبتاً کوچکی منتهی می شود. در اطاق مزبور افرادجمعیت پس از کشیدن سیگارهای مزبور و رقص های عجیب وغریب دونفردونفر به اطاق های اطراف رفته و به کارهای وحشیانه ای دست می زنند. در این جمعیت حتی زن و شوهرهایی را می توان یافت که بی اعتنا به اصول اخلاقی و عفت عمومی پای به آن محل گذاشته و مرتکب هزارگونه فحشا می شوند. . . جواد علامیردولو پس از بیرون آمدن از زندان به این کارهای وحشیانه دست زد و جمعیت مزبور را وسعت داد. او مرد دیوانه واحمق و منحرفی بیش نیست که به هیچ وجه جای ترحم ندارد. »(6)
امیرعباس هویدا که خود دارای فساد اخلاقی بود، از نخستین روزی که به نخست وزیری منصوب شد، به دنبال پیداکردن راههایی برای خوشخدمتی و تقرب به شاه بود. او در اندیشه پیداکردن فرد مناسبی برای تدارک بساط عیاشی محمدرضا پهلوی بود و جوادعلامیردولو می توانست چنین کاری را به خوبی انجام دهد. به همین سبب، هویدا به دنبال او فرستاد و وی را مأمور قوادی برای شاه کرد. گویی این کار، میراث خانوادگی علامیردولو بود. زیرا هوشنگ علامیردولو هم در عرصه قوادی برای محمدرضا پهلوی فعالیت داشت.
جوادعلامیردولو خیلی زود توان و کارآیی خود را در این عرصه نشان داد و خیلی سریع به یکی از محارم شاه تبدیل شد. او با بودجه محرمانه ای که در اختیارش قرارگرفته بود، ویلای بزرگ و مجهزی در بیرون پاریس (فونتن بلو) خرید و کاخ رامسر را نیز به همین منظور آماده کرد تا شاه و هویدا و میهمانانشان هر ازگاهی بساط عیش و عشرت خود را در آنجا بچینند.
مأموریت جواد علامیردولو درعرصه قوادی برای شاه موجب آشنایی و دوستی او با جوانان فاسد درباری و اشراف شد و روابط دوستانه ای با رضا قطبی و کامران دیبا و بیژن صفاری و کیوان خسروانی برقرارکرد. تا جایی که وقتی خبر افتضاح ازدواج دونفر از پسرهای درباری برسرزبانها افتاد، جوادعلامیر، ضمن مخابره خبرآن، در شمار حامیان و مدافعان این فساد درآمد. (7)
در اواخر دهه 1340، یکی از افسرنگهبان های کلانتری 2 در فرمانیه شمیران خبردار شد که گروهی از جوانان منحرف و همجنس گرا در یکی از ویلاهای فرمانیه گردآمده و هرشب به رفتار زشت و عملیات شنیع دست می زنند. افسرنگهبان مذکور با عده ای از مأموران به این خانه حمله کرد و تمام افرادی را که در آنجا حضور داشتند دستگیر کردو به کلانتری برد.
در میان عناصر دستگیرشده جوادعلامیردولو، کیوان خسروانی، بیژن صفاری و شهرام پهلوی نیا- پسراشرف پهلوی - دیده می شدند. خبر این ماجرا به جراید رسید، اما ساواک سریعاً در موضوع دخالت کرد و از روزنامه ها خواست تا هیچگونه خبری در این زمینه منتشر نکنند. افسرنگهبان آن شب کلانتری 2 هم به جای تشویق توبیخ گردید و از کادرانتظامی به بخش اداری شهربانی منتقل شد.
در سال 1349 اولین مجله مستهجن و به اصطلاح سکسی ایران با نام مجله این هفته منتشرشد. صاحب امتیازو مدیرمسؤول این مجله - که با هدف رواج بی بندوباری از خودبیگانگی در بین نسل جوان منتشر می شد- جواد علامیردولو بود و افرادی چون مهرداد شکوری، م- صفار، مهرانگیزکار، سیامک پورزند، خسرومعتضد، مرتضی قمصری، ر- اعتمادی، عباس پهلوان و مرادی کرمانی در شمار همکاران و نویسندگان آن قرارداشتند.
این مجله آنقدر مبتذل و مستهجن بود که مردم مسلمان ایران آن را تحمل نکردند و دفتر آن را در خیابان فردوسی مورد حمله قراردادند و مهدی رضایی بابمب دست ساز ساختمان آن را منفجر نمود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات