اهداف جنگ رسانهای
هدف این جنگ تغییر کارکرد و عملکرد دولتها و ملتها در پشتیبانی از دیگر دولتها، به ویژه کنترل افکار و اذهان عمومی است.
این جنگ برخلاف جنگهای نظامیکه بین دو کشور یا چند ائتلاف و اتحاد با یک کشور صورت میگیرد، ممکن است بین یک گروه از کشورها صورت پذیرد، همچون جنگ رسانهای غرب با جهان اسلام یا نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی ایران.
رسانهها در تمامیجنگهای قرن بیستم به مثابه ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی از سوی بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفتند. در جنگ جهانی دوم در حالی که نیروهای آلمان نازی در فوریه 1943 شکست سختی خورده بودند، رادیو آلمان به دروغپردازی مبنی بر مقاومت سربازان آلمانی در برابر سربازان روس مشغول بود، اما واقعیت این بود که نیروهای آلمانی در برابر نیروهای روسی تسلیم شده بودند.
شگردهای جنگ روانی
تکنیک تصویرسازی یا انگارهسازی
انگاره سازی یکی از شیوههای عملیات روانی است که در نبرد رسانهای از آن استفاده میشود. در این روش، نیروهای مهاجم سعی میکنند با ایجاد تصویری مطلوب از خود، تصویری مخدوش و ناموجه از نیروهای مدافع در اذهان مخاطبان ایجاد کنند.
«کارل هوسمن» در مورد انگاره سازی رسانهها میگوید: رسانهها، فضایی ساختگی ارائه میدهند، برداشتی ذهنی از جهان که ضرورتاً با جهان واقعی منطبق نیست. در رسانهها، خبر، الزاماً همان چیزی نیست که اتفاق میافتد بلکه چیزی است که منبع خبری آن را ارائه میدهد.
برای انحراف افکار عمومی از واقعیات، انگارههایی خلق میشود که فقط در راستای اهداف کارگزاران ارتباطی عمل میکند، مانند ایجاد انگارهای از ایران در رسانههای آمریکایی و غربی که درصدد است ایران را کشوری خشونت طلب جلوه دهد. این انگاره باعث میشود که در صورت تجاوز کشوری به ایران، افکار عمومی همسو با آن عمل کند و به اعمال خلاف دیگران مشروعیت داده شود.
در تصویری که رسانههای غرب از اسلام ارائه میدهند، مسلمانان را افرادی بی رحم و با عقاید افراطی معرفی میکنند.
در رسانههای جهان، شاهد انتشار گزارشهایی از جنایاتی جدید بودیم و آن سربریدن گروگانهایی با ملیتهای مختلف به بهانه حضور هم میهنان آنها در عراق بود که به ویژه انتشار تصاویر این جنایات از برخی شبکههای تلویزیونی، بخش عظیمی از مردم دنیا را تحت تأثیر قرار داد. جالب آنکه در این تصاویر، مردان نقابدار سیاهپوشی که سر میبرند، در پشت خود پرچم «لااله الاالله» و «محمد رسول الله» نصب کرده بودند و پیش از کشتن گروگانها، فریاد «الله اکبر» سر میدادند و روشن است که این تصاویر چه تأثیر قابل توجهی در ایجاد نفرت از دین اسلام دارد.
کافی است تصور کنید وقتی یک شهروند فیلیپینی یا آمریکایی و اروپایی، یگانه شناختش از اسلام را با چنین فیلمهایی که از تلویزیون مشاهده میکند، دریافت کند، چه دیدی از اسلام و مسلمانان در ذهن خود پیدا میکند؟
تکنیک دروغ
دروغ، بخشی از تاکتیکهای جنگ روانی محسوب میشود. در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش میشود مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونهای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.
از دیدگاه روانشناسی، فردی که در حال منازعه با دشمن است، همواره میکوشد خود را در موضع هوشیارانه و غالب نسبت به او قرار دهد؛ زیرا احساس میکند که هر لحظه از ناحیه دشمن در معرض خطر قرار دارد و طبیعی است که در برابر هر حرکت و رفتار او نیز حساس باشد و در نتیجه، در مقابل آنها مقاومت کند؛ بنابراین هنر تاکتیک فریب، شکستن این مقاومت در حریف یا دشمن است و البته تردیدی نیست که این عمل با ظرافت و با دقت خاصی انجام میشود و بیشتر به تجربه و شناخت مجری طرح، از گروه هدف بستگی دارد.
به منظور روشن شدن بحث و برای نمونه، چند دروغ بزرگ که در راستای منحرف کردن ذهن گروههای هدف و دیگر دولتها آمده است ارائه میشود.
دروغ القاعده
«ریچارد پل» مشاور پنتاگون، مدعی بود که «احمدالعانی» یکی از اعضای برجسته القاعده در ماه آوریل سال 2001، در پراگ با «محمد عطا» از هواپیماربایان انتحاری عملیات 11 سپتامبر ملاقات کرد در حالی که اکنون ثابت شده که بین صدام و القاعده هیچگونه همکاری وجود نداشته است. در پاییز 2002 دولت آمریکا مطلع شد که چنین ملاقاتی بین محمدعطا و العانی نیز وجود خارجی نداشته است. العانی در دوم جولای سال 2003 در عراق دستگیر و منکر چنین ملاقاتی شده است.
دولتهای بزرگ برای تهییج افکار عمومی و همسو کردن دیگر کشورها برای حمله به کشور هدف، رسماً دروغ میگویند. تاریخ معاصر جهان موارد فراوانی از این گونه دروغپردازیها را به یاد دارد. به نظر میرسد توسل به این شیوه برای آغاز یا مدیریت جنگ، به سنت دیپلماسی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
تکنیک فریب
فریب، عبارت است از ارائه وارونه واقعیت برای دستیابی به برخی برتریها. فریب سیاسی از طریق داشتن روابط دیپلماتیک یا بینالمللی و فریب نظامی از طریق عملکرد نیروهای نظامی حاصل میشود. اگر یکی از طرفین، موقعیت تهاجمی بیشتری داشته باشد، میتواند در عملیات فریب، نیز موفقتر باشد. طرف آغازگر عملیات فریب میتواند در ماهیت مقابله نقش تعیینکنندهای ایفا کند و به این ترتیب میزان کنترل او بر عملیات بیشتر خواهد بود. مزیت عمده برای طرف آغازگر، بهرهبرداری مناسبتر از زمان است. هرچند ممکن است مخاطب موردنظر، بر پایه عناوین عملیات فریب طرف آغازگر، اقدامی به عمل نیاورد، اما باید زمانی را برای ارزیابی سناریوهای فریب یا کسب اطلاعات دیگر صرف کند که این امر به نفع طرف آغازگر است.
فریب (نظامی یا سیاسی) عبارت است از دستکاری، تحریف، کتمان، تزویر یا شواهد موجود که در دسترس طرف مقابل قرار دارد. تاریخ نشان داده است که با تقویت دریافتها و باورهای کنونی دشمن، بهتر میتوان عملیات فریب را اجرا کرد تا با متقاعد کردن او به تغییر افکارش. کارکنان عملیات روانی باید به دشمن تلقین کنند که راهی را که انتخاب کرده، بهترین گزینه ممکن است تا بدین ترتیب او را از اندیشیدن به طرحها و راههای جایگزین دیگر، بازدارند. اگر مردم دو گزینه پیش رو داشته باشند، گزینهای را انتخاب میکنند که با دیدگاه کنونی آنها مطابقت دارد. اغلب مردم، آنچه را که به آن میاندیشند، باور دارند. از دیدگاه روانشناسی، مردم شواهدی را میپذیرند که تصورات و عقاید از قبل شکل گرفته آنها را تأیید کنند. مردم عموماً به شواهد مطابق با دیدگاههایشان، بیش از حد لازم اهمیت میدهند و شواهد مغایر با این دیدگاهها را رد میکنند. کارکنان عملیات روانی باید تا حد امکان از تلقین برخی چیزها که مخاطبان آمادگی و استعداد باور آن را ندارند، اجتناب کنند. در جنگ جهانی دوم، هیتلر بر این باور بود که متفقین به دلیل مشکلات پوشش هوایی و لزوم وجود یک فرودگاه بزرگ، هرگز از سمت بندر «کلایز» در دریای شمال حمله نخواهند کرد. اما متفقین نیز از این باور وی بهرهبرداری کردند.
تکنیک نامگذاری معکوس
این شیوه تبلیغاتی از روشهای بسیار رایج تبلیغات غرب است. در این روش تلاش میشود به تناسب هدفهای تبلیغاتی برای مفاهیم نامگذاری شود. به عنوان مثال «استعمار» در لغت به معنی طلب آبادی و عمران است؛ اما غرب این کلمه را در مورد تسخیر و اشغال کشورها به کار گرفته و امروز حتی بر اثر تکرار این کاربرد معکوس، مفهوم واقعی کلمه عوض شده است. چنین است کلماتی که در فرهنگ تبلیغات با مقاصد ویژه به کار گرفته میشود.
تکنیک فرافکنی
فرافکنی که در انگلیسی «PROJECTION» خوانده میشود، واژهای است که از دنیای روانشناسی به حوزه ارتباطات راه یافته است.
نسبت دادن ناآگاهانه اعمال، عیبها و عادتهای ناپسند خود به دیگران که سازوکاری دفاعی است، نمادی از فرافکنی در حوزه روانشناسی است.
فرافکنی در حوزه سیاست و رسانه اما ناآگاهانه نیست، بلکه طبق یک سناریوی خبری هوشمندانه صورت میگیرد. تصمیم سازان رسانه بیشتر برای تبرئه کردن یک طرف و انداختن گناه به گردن طرف دیگر مناقشه از این روش استفاده میکنند. فرافکنی در صورتی که در رسانه به خوبی مدیریت شود، میتواند با برانگیختن واکنشهای هیجانی افکار عمومی جامعه هدف را به سمت دلخواه سوق دهد.
تکنیک برجستهنمایی
رد پای تکنیک برجسته نمایی را میتوان به راحتی در بیشتر طرحهای عملیات روانی آمریکا علیه ایران یافت. امروزه کمتر خبر، پیام، گزارش یا تحلیلی در رسانههای ضد ایرانی پخش میشود که در آن، یک یا چند نارسایی اقتصادی، اجتماعی، اداری و امنیتی در ایران برجسته نشده باشد. برای مثال، آنان حادثهای مانند وقوع یک تصادف خونین در جادههای ایران را به بهانهای برای پخش ساعتها برنامه در خصوص ناکارآمدی و بی توجهی دولت اسلامی در حفظ جان شهروندانش تبدیل میکنند.
تکنیک برجستهسازی
برجسته سازی، شایعترین روش مورد استفاده رسانهها است.آنان در خصوص استفاده رسانهها از این روش به نقل از «کورت لنگ» و «گلاریز»، از پیشگامان فرضیه برجسته سازی رسانهای مینویسند: رسانههای جمعی توجه را به موضوعات خاص سوق میدهند. آنها از چهرههای سیاسی تصاویر عمومی میسازند.
آنها همواره موضوعاتی را مطرح میکنند که افکار عمومی ناگزیر باید درباره آنها فکر کند. «براون» مدعی شده است که «عملیات روانی یعنی گزینش برخی اخبار، اطلاعات و تصاویر و برجسته سازی و تکرار آنها».
تکنیک شایعه
یکی از آسیبهایی که اخیراً شاهد آن هستیم، رواج شایعات است. البته شایعات به مقتضیات زمان و در برهههایی خاص، ماهیتی متفاوت داشته و بنا به نیازها و فراخور حال و منابع به وجود آورنده آن، گاهی کمرنگ و در زمانی پررنگ میشود.
شایعات با توجه به ماهیت و قدرت تأثیرگذاری آن میتوانند اضطراب اجتماعی را افزایش و میزان بهرهوری و تولید را کاهش دهند و چرخه اقتصاد را فلج و اعتبار اجتماعی افراد، مؤسسات و کشورها را خدشهدار کنند. بعضاً ممکن است شایعهای به طور فوقالعادهای قوت یابد و آنچنان در اذهان آحاد مردم رسوخ کند که اطلاعیهها و توضیحات منابع رسمی دولتی هم به سهولت نتواند آن را تکذیب و از افکار مردم خارج کند.
شایعه در همه جا و در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارد و قدیمیترین رسانه گروهی است. پیش از آنکه نوشتار به وجود آید، گفتار، یگانه شیوه ارتباط بود و شایعه، خبرها را منتقل میکرد. کسانی را خوشنام و برخی را بدنام میکرد و جار و جنجال و حتی جنگ به راه میانداخت. امروز نیز، به رغم ظهور روزنامه، رادیو و تحول عظیم رسانههای دیداری شنیداری، شایعات خاموش نشدهاند و عموم مردم همچنان برخی خبرها را دهان به دهان منتقل میکنند. پیدایش رسانهها نهفقط نتوانسته است مانع از پخش شایعه شود، بلکه آن را بهگونهای تخصصی کرده است، بهطوری که امروزه هر شیوه ارتباطی، محدوده خاصی دارد. (موقر 1380).
وسیله انتقال شایعه، عموماً کلام است. البته گاهی نیز شایعات در روزنامهها به چاپ میرسند یا از رادیو پخش میشوند. در عین حال، ناشران و مسئولان پخش رادیو، که احساس مسئولیت میکنند، در حال آموختن چگونگی حفاظت از رسانههای گروهی خود در قبال انتشار شایعاتاند. از سوی دیگر، اعلامیههای بدنامکننده و پخش بیمسئولانه در مطبوعات، مبدل به محملهای متداول انتقال و انتشار شایعات زیانآور شدهاند
وظیفه دستگاههای مسئول جمهوری اسلامی در اجرا و مقابله با جنگ رسانهای
برنامهریزی میانمدت و بلندمدت درخصوص مقابله با جنگ رسانهای نظام سلطه و اجرای طرحهای اطلاعرسانی بینالمللی.
توسعه کمیو کیفی دستگاههای مرتبط و امکانات و تجهیزات مورد نیاز.
شناسایی عوامل و امکانات داخلی و منطقهای مرتبط و امکانات و تجهیزات مورد نیاز.
شناسایی عوامل و امکانات داخلی، منطقهای و فرامنطقهای این جنگ.
آموزش، توجیه و تربیت متخصصین مورد نیاز این نبرد.
برگزاری همایش، نشستهای تخصصی و هماندیشی، ارتقاء سطح فعالیتهای رسانهای.
بهرهگیری از فناوری برتر رسانهای و امکانات نوین ارتباطی در جهت مقابله با هجوم رسانهای.