تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۹۵۷۰۰
ارائه چارچوب پیرامون دامنه کاربرد مفهوم مهندسی فرهنگی

راهبردی نوین برای مهندسی فرهنگی کشور


علیرضا سعیدآبادی ـ کارشناس ارشد روابط بین‌الملل
واژگان مهندسی فرهنگی که بسیار مورد استفاده نخبگان فکری و اجرایی جامعه در چند ساله اخیر قرار گرفته و می گیرد از نظر تبارشناختی نیاز به بررسی مجدد دارد. واژه «مهندسی» که برگرفته از علوم طبیعی و دقیقه است در کنار واژه «فرهنگ» که از علوم انسانی سرچشمه می گیرد ترکیبی چند وجهی و بین رشته ای به وجود آورده و می کوشد با ابزارهای مهندسی به بازسازی فرهنگی جامعه بپردازد. گستردگی و تنوع رشته های مهندسی در سطح علوم کاربردی بی شباهت به جایگاه میان رشته ای فرهنگ در حوزه علوم انسانی نیست، اما وقتی این واژگان در کنار یکدیگر قرار می گیرند رابطه جدیدی با کاربریهای خاص ایجاد می کنند. از این منظر، مشابهت فرهنگ با کالا را اگر مد نظر قرار دهیم تولید فرهنگ و تولید محصول، ما را به واژه های مهندسی طراحی، مهندسی ساخت، مهندسی کنترل پروژه، مهندسی کنترل کیفیت، مهندسی ابزار دقیق، مهندسی صنایع، مهندسی فناوری اطلاعات، مهندسی مواد و مفاهیمی از این دست رهنمون می سازد. هر چند نقاط افتراق متعددی در عمل در این دو فرایند تولیدی یعنی فرایند تولید فرهنگ و تولید محصول وجود دارد، لیکن اگر وجه اشتراک آن را ترکیب واژگان «مهندسی فرهنگی» بدانیم، می توانیم شباهتهایی را برشماریم و بر اساس آن ارتباط سازواره ای را به وجود آوریم و با ارائه مدلی از این ارتباط و اجرای آزمایشی آن در محدوده کوچک و بررسی نتایج حاصل از آن و نقاط ضعف و قوت به دست آمده، به میزان تعمیم پذیری و اثرات احتمالی آن در وضعیتهای مختلف اجرایی اندیشه کرد و اصلاحات لازم را انجام داد. امروزه در طرحهای پژوهشی، رشته های مختلف علوم انسانی از روشهای مختلف کمی، علوم ریاضی، آمار و رایانه استفاده می شود.
سئوال اصلی در این نوشتار، این است که تا چه اندازه استفاده از فرایندهای مهندسی در تولید محصول می تواند در تولید فرهنگ و ساماندهی آن در جامعه کارایی داشته باشد؟ و راهبرد پیشنهادی چیست؟ پاسخهای احتمالی به این سئوال می تواند ما را به نتایج جدیدی در باره مهندسی فرهنگی رهنمون سازد. در واقع، هدف اصلی از این گزارش راهبردی، ارائه چارچوبی توصیفی و روشی پیرامون دامنه کاربرد مفهوم مهندسی فرهنگی و فرایندهای پیشنهادی برای نهادینه سازی آن و بویژه تبیین فرایند برنامه ریزی و کنترل تولید فرهنگ در کشور است.
تعاریف:
«آلن بیرو» در باره فرهنگ می گوید: فرهنگ عبارت است از هر آنچه که در یک جامعه معینی کسب می کنیم، می آموزیم و می توانیم انتقال دهیم. پس در فرهنگ در مجموع حیات اجتماعی از زیربناهای فنی و سازمان نهادی گرفته تا اشکال و صور بیان، حیات روانی، مطمح نظر قرار می گیرند و تمامی آنها همچون یک نظام ارزشی تلقی می شوند و به گروه، نوعی کیفیت و تعالی می بخشد. (بیرو، 1378)
فرهنگ را می توان نوع نگاه انسانهای یک جامعه به زندگی که در اثر انباشت و تراکم آن در گذر زمان از نسلی به نسل بعد انتقال یافته، دانست. فرهنگ، در واقع، نظام ارزشی یک جامعه را به وجود می آورد و افراد تحت تاثیر آن به گذشته، حال و آینده می نگرند. در دانشنامه آزاد ویکی پدیا، مهندس کسی است که در یکی از رشته های مهندسی آموزش دیده باشد و یا به طور حرفه ای در آن رشته مشغول به کار باشد. مهندسان از فناوری، ریاضیات و دانش برای حل مسائل کاربردی استفاده می کنند. امروزه مهندس به کسی اطلاق می شود که با یکی از علوم مهندسی آشنا باشد. وظایف مهندسی بدین گونه اند که یک مهندس می بایست محدودیتهای مربوطه را تشخیص دهد تا بتواند به دستاوردهای لازم برسد. محدودیتها شامل منابع در دسترس، محدودیتهای جسمانی یا فنی، آمادگی برای پیرایشها یا افزایشهای آینده و دیگر عاملها مانند نیازهای هزینه ای، ساخت پذیر بودن و کاربردی بودن می باشد. با درک این محدودیتها، مهندس، شناسه ها و مشخصات حدودی را که یک شیء یا سامانه می تواند در چارچوب آن ساخته شود، مشخص کرده و ارائه می دهد. از این رو ملاحظات زیادی بر روی کار مهندسی تاثیر دارد.
فرایندهای تولید محصول:
هر محصول در فرایند تولید از مراحل متعددی می گذرد. صنعت، خاستگاه سنتی تولید است. وقتی سخن از تولید به میان می آید، در بدو امر، به صنایع تولیدی و محصولات صنعتی می رسیم. مراحل مختلفی که محصول در فرایند تولید از آن می گذرد عبارتند از؛ 1- مرحله سفارش کار 2- مرحله برنامه ریزی کلی 3- مرحله طراحی محصول 4- مرحله تولید. شایان ذکر است تمامی یا بخشی از مراحل فوق الذکر با یکدیگر همپوشانی دارد. اما، آنچه نقش محوری در فرایندهای تولید محصول ایفا می کند از ابتدایی ترین تا انتهایی ترین قسمتهای فرایند، برنامه ریزی و کنترل پروژه است. در واقع، مرکز فرماندهی فرایند تولید محصول، برنامه ریزی و کنترل پروژه است.
تعمیم فرایندهای مهندسی به حوزه فرهنگ:
آیا در حوزه فرهنگ، محصولات و صنایع فرهنگی وجود دارد؟ آیا انسان دارای فرهنگ را می توان محصول جامعه دانست و نهادهای فرهنگی جامعه از قبیل آموزش و پرورش، دانشگاهها، مساجد و رادیو و تلویزیون و خانواده را صنایع فرهنگی به حساب آورد؟ بدین معنا که انسان همانند ماده خام، به تدریج در اثر فرایندهای تولید در کارخانه آموزش و پرورش، دانشگاه، مسجد، رادیو و تلویزیون، خانواده و سایر نهادهای اجتماعی و فرهنگی به محصول نهایی یعنی انسان دارای فرهنگ تبدیل می شود. مقایسه بین فرایندهای تولیدی در کارخانه صنعتی و آنچه در مهندسی فرهنگی مورد انتظار نخبگان جامعه است از جهات متفاوتی قابل تأمل به نظر می رسد؛ اساس فرایند تولید محصول در صنعت، مشتری و سفارش اوست. خواسته های مشتری چارچوبی را ارائه می دهد که از ابتدا تا انتهای فرایند تولید، جاری و ساری است. همان گونه که در صنعت همزمان مشتریان متعددی وجود دارند در حوزه فرهنگ نیز مشتریانی با خواسته های متفاوت و سلایق متنوع در جامعه زندگی می کنند. با این تفاوت که مشتری در صنعت در بالاترین سطح سلسله مراتب تصمیم گیری قرار دارد اما در حوزه فرهنگ این سطح متفاوت است و مشتری (مردم) در تصمیم گیریهای فرهنگی نقش غیر مستقیم ایفا می کند. در باره سازوکارهای نقش مستقیم مردم در تصمیم گیریهای فرهنگی در چارچوب طرح پیشنهادی تشکیل سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد اقدامات جدیدی می تواند صورت گیرد.
استقلال نسبی حوزه صنعت از سیاست و تأثیرپذیری بسیار زیاد فرهنگ از سیاست، یکی از تفاوتهای بنیادی در بررسی مقایسه ای فرایندهای مورد نظر است. مشتری در صنعت همانند متغیر اصلی بر سایر عوامل اثر می گذارد اما در حوزه فرهنگ مشتری متغیر وابسته است و از بسیاری از عوامل اثر می پذیرد. در حوزه صنعت همان گونه که شرح آن ذکر شد مرکز برنامه ریزی و کنترل تولید، نقش هماهنگی و کنترل فرایندهای تولید را به عهده دارد اما در حوزه فرهنگ، نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی جنبه محوری دارد و برای استفاده از این فرایندها می تواند با آنها تطبیق داده شود.
در حوزه صنعت، برنامه ریزی تولید محصول مبتنی بر یک برنامه کلی تحت عنوان Master Plan صورت می گیرد و نقش هماهنگی بین تمامی پروژه های در دست اجرا که هر کدام دارای برنامه کلی مجزایی نیز هستند از اهم وظایف آن به شمار
می رود. در حوزه فرهنگ ترسیم برنامه کلی و هماهنگی بین برنامه های خرد و کلان فرهنگی برای اجرا، از ظرافتهای خاصی برخوردار است و برای شورای عالی انقلاب فرهنگی این طرح پیشنهادی نوآورانه می تواند مکمل خوبی برای اقدامات گذشته باشد. تهیه نقشه های طراحی برای تولید محصول در حوزه صنعت مبتنی بر اطلاعات دقیق است. مهندسان، طراحی پایه و طراحی جزئی را با توجه به اطلاعات ارائه شده از سوی مشتری و یا محاسبات در محل انجام می دهند و در ادامه آنها به نقشه های کارگاهی تبدیل می شوند. نقشه ها به مجریان این امکان را می دهند تا دقت مورد نظر مهندسان در اجرا رعایت شود. در حوزه فرهنگ، تفکیک بین برنامه ریزان، مهندسان و مجریان فرهنگی و انطباق برنامه ها و نقشه ها و کیفیت اجرا با
خواسته های مردم با آنچه که در فرایندهای صنعتی رعایت می شود بسیار متفاوت است. در حوزه صنعت صلاحیت برنامه ریزان، مهندسان و مجریان قبل از اجرا احراز می گردد، اما در حوزه فرهنگ این صلاحیتها کمتر به صورت استانداردهای لازم الاجرا درآمده و کنترل می شود. در صنعت، نظامهای کنترل کیفیت برای انطباق محصول با استانداردهای مورد نظر مشتری از نقش حیاتی برخوردار است. اما در حوزه فرهنگ، استانداردهای مناسب یا وجود ندارد یا ضمانت اجرایی آن کافی نیست و یا به عبارت بهتر باید گفت که در حوزه فرهنگ به دلیل تعدد برنامه ریزیها و ناهمسویی آنها تفکر سیستمی فراگیر دیده نمی شود.
مزیتهای نسبی کشور در حوزه صنعت یکی از اصول اساسی در برنامه ریزیهای کلان صنعتی کشور و توجه به اولویتهای آن با هدف دوری از سیاست اشتغالزایی صرف است که توجیه اقتصادی دارد. رقابت در تمامی عرصه های صنعتی با آزاد شدن قیمتها و حذف یارانه ها و پیوستن به اقتصاد بازار آزاد و برداشتن تعرفه های گمرکی در واردات و صادرات با توجه به محدودیتهای اقتصاد ملی به سادگی امکان پذیر نیست و مزیتهای صنعتی باید مورد توجه قرار گیرد. در حوزه فرهنگ نیز در عرصه های بین المللی فرصتها و محدودیتهایی برای رقابت وجود دارد. بر این اساس، حوزه فرهنگ به برنامه ریزی استراتژیک نیازمند است تا فرصتها و محدودیتهای آن در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بخش عمده ای از عوامل و متغیرها در حوزه صنعت قابل احصاء و محاسبه است و امکان اجرای مدلها به صورت قطعی در آن وجود دارد. اما یکی از محدودیتهای مطالعات فرهنگی عدم قطعیت و وجود نسبیت در آن است. آخرین تفاوت و اساسی ترین آن وجود نگاه فلسفی در حوزه فرهنگ و دوری حوزه صنعت از این نگاه است. رفتارهای فرهنگی تحت تاثیر جهان بینیها قرار دارند اما رفتارهای اقتصادی از این نگاه فراغت نسبی دارند. مشوقها، پاداشها و مجازاتهای اقتصادی در قیاس با فرهنگ از جنس کاملاً متفاوتی است.
مهندسی فرهنگی؛ تفکر سیستمی و برنامه‌ریزی استراتژیک:
شاید اگر مهندسی فرهنگی را بر اساس رهیافت سیستمی، شناسایی تمامی فرایندهای اساسی موجود یا مورد نیاز در حوزه فرهنگ جامعه و بازتعریف وایجاد ارتباط معنادار بین آنها برای افزایش قدرت نرم کشور باتوجه به محدودیتها و فرصتهای محیط داخلی و بین المللی بدانیم، آغاز مناسبی برای ادامه این بحث باشد. فرایندهای اساسی در حوزه فرهنگ جامعه سه دسته اند: 1- فرایندهای ناظر بر امور کیفی و غیر مادی 2- فرایندهای ناظر بر امور کمی و مادی 3- فرایندهای ترکیبی ناظر بر امور کیفی و کمی. پس از شناسایی و بازتعریف فرایندهای اساسی و مورد نیاز در حوزه فرهنگ جامعه برای ایجاد ارتباط معنادار بین آنها، توجه به محدودیتها و فرصتهای محیط داخلی و بین المللی کشور، اجتناب ناپذیر است. برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر SWOT به ما این امکان را می دهد که در اولویت بندی اقدامات فرهنگی نگاه جامعی به محدودیتها و فرصتهای بالقوه و بالفعل در سایر حوزهای سیاسی، اقتصادی و نظامی وجود داشته باشد. در واقع، استراتژی فرهنگی همانند استراتژیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی هر کشور، یکی از لایه های اصلی استراتژی ملی به شمار می رود.
پیشنهاد نویسنده در این گزارش راهبردی، متشکل از فرایندهای متعددی است که طی مراحل زیر به هر یک اشاره می شود؛
1- مرحله اول: فرایند تعیین سلسله مراتب اهداف فرهنگی کشور و تقسیم بندی آن به اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت، اولین اقدام اساسی است 2- مرحله دوم: فرایند تعیین نیازهای مشتری و شناخت مخاطب در حوزه فرهنگ از دیگر اقدامات اساسی است. نقش مشتری در فرایند تصمیم گیریهای تولید محصول در صنعت، مستقیم و بلافصل و در حوزه فرهنگ، غیر مستقیم و با واسطه است. در این فرایند به افزایش نقش مستقیم مردم در تصمیم گیریهای حوزه فرهنگ از راه تشکیل سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نگاه ویژه وجود دارد و آنها را لازم و ملزوم یکدیگر می داند. مهندسی فرهنگ ملی و عناصر هویت ایرانی، بازشناسی تقاضاهای فرهنگی مردم و نحوه جمع آوری و اولویت بندی آن، بررسی پدیده های نوظهور فرهنگی در جامعه و میزان گسترش آن، رفتارشناسی فرهنگی مردم و درصد نهادینگی آن و بررسی تاثیر نقش اقلیتهای قومی در مهندسی فرهنگی کشور از محورهای اساسی دراین مرحله است 3- مرحله سوم: فرایند برنامه ریزی و کنترل پروژه، اساسی ترین بخش در این طرح پیشنهادی است. پس از تعیین سلسله مراتب اهداف فرهنگی و تعیین نیازهای مشتری، همانند حوزه صنعت، برنامه ریزان ارشد کشور در حوزه فرهنگ و به طور خاص شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت این فرایند را به عهده دارد. تمامی فرایندهای تعریف شده در چارچوب این طرح راهبردی، در مرحله برنامه ریزی و کنترل پیش از اجرا، حین اجرا و پس از اجرا به طور دائمی رصد می شوند و مورد ارزیابی و کنترل قرار می گیرند و به صورت مستمر، نتایج آن را مستند و گزارش می کنند تا مطابق چرخه بهبود مستمر در صورت نیاز مورد بازنگری واقع شوند 4- مرحله چهارم:فرایند تولید فرهنگ تابع همان دیدگاه تولید محصول از طریق صنایع فرهنگی در جامعه است. از این منظر آموزش و پرورش، مسجد، دانشگاه، رادیو و تلویزیون، سینما، خانواده و سایر نهادهای اجتماعی، صنایع فرهنگی جامعه اند. انسان فرهنگی و کالای فرهنگی در جامعه دو روی یک سکه اند و از محصولات این فرایند به شمار می روند. مفروض این گزارش، وجود کنترل کیفیت مناسب در تمامی فرایندهای این طرح پیشنهادی است. کیفیت روشها، برنامه ها و مجریان از هر جهت باید منطبق بر استانداردهای فرهنگی جامعه باشد و تدوین لیستهای کنترل بر اساس استانداردهای فرهنگی جامعه صورت گیرد.
سازمان نیمه متمرکز نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران:
در این طرح راهبردی، نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی، برنامه ریزی و کنترل تولید فرهنگ است. از این رو، تطبیق فرایندهای کاری آن شورا با فرایندهای یادشده امری اجتناب ناپذیر به شمار می رود.
تلفیق صنعت و فرهنگ در عمل از پیچیدگی خاصی برخوردار است، اما این طرح پیشنهادی کمک می کند تا ابتدا بتوانیم آن را شبیه سازی کنیم و به تدریج، نتایج آن را به سطح جامعه گسترش دهیم. ارائه یک برنامه کلی از تقاضاها و خواسته های فرهنگی جامعه از راه سازمان نظام مهندسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و در تعامل کامل با شورای عالی انقلاب فرهنگی بر اساس همکاریهای مشترک دارای اهمیت محوری است و به کمک شیوه های مختلف جمع آوری تقاضاهای فرهنگی مردم در مراحل نخست اجرای این طرح به جامعیت برنامه کمک فراوانی می کند. تبدیل تقاضاها به برنامه کلی و طی فرایندهای یادشده و ارائه بازخوردهای آن برای بهبود مستمر مبتنی بر رهیافت سیستمی است. ضمناً پس از پیش بینی هزینه های مورد نیاز این طرح، در هنگام پیاده سازی و اجرای آن نمودارها، جداول و مستندات مورد نیاز تهیه و به کار برده خواهد شد.
اصولاً بر اساس رابطه دولت با حوزه فرهنگ، سه الگو در کشور قابل بررسی است؛ الف - الگوی متمرکز و دخالت دولت در حوزه فرهنگ و پیروی فرهنگ از حوزه سیاست. ب - الگوی عدم دخالت دولت در حوزه فرهنگ و جدایی آن از حوزه سیاست. ج - الگوی نیمه متمرکز و همکاری دولت با حوزه فرهنگ که این الگوی همکاری، ایده اولیه ایجاد نهادی مرجع به صورت فراگیر است تا بتواند بر پایه استفاده از بخشی از فرایندهای مهندسی تولید محصول در حوزه فرهنگ و بویژه فرایند برنامه ریزی و کنترل تولید باعث تقویت عناصر مهمی مانند نظم، هدف گذاریهای دقیق، محاسبه، استاندارد، برنامه ریزی، کنترل برنامه و بهره وری در حوزه فرهنگ شود و نگاه کاربردی به طرحها و برنامه های کلان فرهنگی و ارزیابی استراتژیک عملکرد برنامه ریزان، طراحان و مجریان فرهنگی را ممکن سازد.تفاوت طرح تشکیل سازمان نظام مهندسی فرهنگی با سایر نظامهای اجرا شده در حوزه های فنی و مهندسی در کشور از نظر نویسنده، همان تفاوت علوم انسانی و علوم طبیعی است ولی درعین حال، کاربرد اجتناب ناپذیر پاره ای از اصول ثابت مهندسی در حوزه فرهنگ باعث تقویت عناصر مهمی مانند تخصص گرایی، نظم، هدف گذاریهای دقیق، محاسبه، استاندارد، برنامه ریزی، کنترل برنامه و بهره وری در حوزه فرهنگ خواهد شد و نگاه تخصصی و کاربردی به طرحها و برنامه های کلان فرهنگی و ارزیابی استراتژیک عملکرد برنامه ریزان، طراحان و مجریان فرهنگی را امکان پذیرتر می سازد و فلسفه وجودی طرح تشکیل این سازمان پیشنهادی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات