کنگره حزب مشارکت در روزهای 31 تیر و اول و دوم مرداد برگزار گردید. با توجه به نتایج این کنگره برخی مطالب مربوط به حواشی آن و از آن جا که در شماره قبل به موضوع حزب مشارکت پرداخته بودیم؛ در این شماره به نتایج انتخابات این کنگره و نوع تعامل مشارکت با مجمع روحانیون مبارز پرداختهایم.
در شماره گذشته در مقالهای تحت عنوان «چشمانداز حزب» به موضوع حزب مشارکت پرداختیم و از علل و عوامل پیدایی و نضج گرفتن این حزب سخن راندیم. گفتیم طرح تأسیس حزب مشارکت- یا به هر عنوان دیگری- از پیش از انتخابات دوم خرداد در میان برخی هواداران «سیدمحمد خاتمی» وجود داشت.
به هر تقدیر روزهای پایانی هفته گذشته کنگره حزب «مشارکت ایران اسلامی» با حضور جمعی از چهرهها و شخصیتهای سیاسی و نمایندگانی از احزاب آسیایی و آفریقایی از جمله دو حزب بزرگ «کنگره» و «وی جی پی» هند و احزاب بزرگ از پاکستان و مراکش برگزار شد.
در مراسم افتتاحیه کنگره چهرههای سیاسی گوناگون حضور داشتند. شاید ترکیب حاضران در مراسم نشاندهنده سمتگیری «مشارکت» باشد. «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» که این روزها اصلیترین متحد «مشارکت» محسوب میشود و همسویی کامل میان این دو تشکل تأثیرگذار به وجود آمده است، با ترکیب کاملی در مراسم شرکت جست. چهرههایی مثل «عبدالکریم سروش» از یک سو و «ابراهیم یزدی»، «عزت سحابی»، «هاشم صباغیان»، «محمد بستهنگار» و «لطفالله میثمی» در کنار «عبدالله نوری»- که پس از کنگره سازمان مجاهدین دیگر بار در انظار عمومی در عرصه سیاسی حضوری نمادین داشت- از همان سمتگیری حکایت داشت.
این مطلب وقتی کاملاً حایز اهمیت میشود که بدانیم از «مجمع روحانیون مبارز» و «حزب کارگزاران سازندگی» کسی در مراسم حضور نداشته است.
رابطه «مشارکت» با «کارگزاران» البته از ابتدا هم خیلی خوب نبود. شاید تفاوت ماهیتی و خصلتی میان این دو حزب که یکی وابسته به طبقه متوسط شهرنشین و دیگری نماینده طبقه سرمایهدار صنعتی و تولیدی کشور محسوب میشود، دلیل عمده این سردی روابط باشد. خیلی بعید و عجیب نبود که اتحاد تاکتیکی میان چپگرایان با جریان مدرن راست تا جایی و حدی پیش برود که منافع هر دو اجازه میداد و فقط در زمان وجود یک رقیب قدرتمند مشترک مثل جریان «راستسنتی» این همگرایی پیش آمد.
امروز نیز شاید برخی گمانهزنیهای سیاسی بر این نکته تأکید نماید که حضور قدرتمند جریان جدید از راست که از آن تعبیر به «نومحافظهکاران» میشود و پیش از این مفصلاً به این جریان و ویژگیهای آن پرداختهایم- باعث همگرایی میان مشارکت و سایر گروههای اصلاحطلب چپ با «کارگزاران» شود ولی تا چند ماه دیگر نمیتوان به قطع پیرامون این موضوع سخن گفت. شاید وجود فاصله زمانی یک ساله تا انتخابات ریاست جمهوری نوعی تنزهطلبی و اصولگرایی را میان گروههای سیاسی پدیده آورده است ولی بعید نیست تا چند ماه دیگر ائتلافهایی میان جریانهای مختلف پدید آید.
اما مهمتر از این نکته عدم حضور نمایندگانی از «مجمع روحانیون» است. واقعیت این است که به نظر میرسد اصلیترین چالش و مسأله مرکزی میان مشارکت و مجمع روحانیون هژمونی تشکیلاتی و جریانی است. در تمام سالهای پس از 60 تا رحلت ملکوتی امام(ره) و حتی پس از آن تا انتخابات هفتم ریاست جمهوری و حماسه دوم خرداد، «مجمع روحانیون» در حقیقت اصلیترین تشکل میان گروههای چپ مسلمان بود. وزن سیاسی زیاد مجمع روحانیون در آن سالها که جمعی از روحانیون جوان سیاسی و مبارزه و نزدیک به حضرت امام (ره) که به شدت مورد وثوق آن حضرت قرار داشتند باعث شده بود نوعی هژمونی سیاسی و تشکیلاتی برای این مجمع در میان سایر گروههای چپ ایجاد شود و این برتری طلبی از سوی سایر گروهها به رسمیت شناخته شده بود. «سازمان مجاهدین انقلاب» که با داشتن یک هسته بسیار محدود از لحاظ کمیت و مؤثر از نظر کیفیت ترجیح میداد- و هنوز میدهد- به عنوان مشاور و تحلیلگر در جبهه حضور داشته باشد و احیاناً نقشهای غیرمحسوس و غیررسمی و اصطلاحاً «پشت پرده» را اجرا نماید. سایر گروهها نیز شکلی صنفی- سیاسی داشتند، انجمن اسلامی مدرسان، معلمان، مهندسان، دانشجویان و پزشکان در حقیقت شاخصههای صنفی جریان بودند و طبعاً داعیهدار رهبری حزب نبودند. حتی مجمع اسلامی بانوان هم نقش شاخه زنان مجمع را بازی میکرد.
در همین ایام- پیش از دوم خرداد- «عصر ما»ی سازمان مجاهدین بارها و بارها از تحلیل شرایط حضور مجمع روحانیون و خروج آن از انزوا را خواستار شده بود. شاید تأثیرگذاری «سلام» در آن ایام در عرصه سیاست کشور و انتساب این روزنامه- به دلیل عضویت مدیر مسئول آن در مجمع- به این تشکل هم به اقتدار «مجمع روحانیون» میافزود.
اما پس از دوم خرداد و پس از تشکیل حزب مشارکت این اقتدار به چالش کشیده شد. مشارکت که به ابتدا به شکلی «جبههای» شکل گرفت در پی آن بود که با به عضویت درآوردن تمامی سلایق چپ- و البته بدون آن که قدرت در حزب را به سایر سلایق واگذار نماید- و نمایش نوعی دموکراسی درون حزبی عملاً تمامی جریان چپ یا به اصطلاح جدیدتر «اصلاحطلب» را نمایندگی کند.
اما چنین موضوعی در عمل رخ نداد و مشارکت آنچنان که انتظار میرفت به سمت حزب شدن پیش رفت ولی همان مطالبات و توقعات پیشین را در مخیله خود داشت. مشارکت خود را بزرگترین و فراگیرترین تشکل چپ اصلاحطلب میدانست و اقتدار تشکیلاتی و سیاسی را در میان گروههای دوم خردادی حق خود میدانست و برای این منظور به قواعد دموکراسی سیاسی تاکید میکرد.
پیروزی مقتدرانه مشارکت در انتخابات مجلس شش به این توقع دامن زد «اما مجمع روحانیون حاضر نبود که این هژمونی را به مشارکت واگذار نماید. مجمع روحانیون اگرچه به فراگیری مشارکت معترف بود، اما در عمل- هر چند در سخن چنین نمیگفت- بر این باور نبود که چون عدد آرای مشارکت از مجمع بیشتر است پس باید به تناسب این وزن اقتدار بیشتر برخوردار باشد. واقعیت آن، برخی ویژگیهای دیگر را باعث ایجاد استیلای سیاسی و تشکیلاتی میدانستند.
مجمع روحانیون به علت داشتن نفوذ نسبتاً خوب در میان ارکان سیاسی کشور و وجاهت سایسی لازم از شرایط مناسبی برای مذاکره و چانهزنی و تعامل با گروههای محافظهکار برخوردار بودند.
- شاید بتوان گفت طبق تئوری مشهوری که «سعید حجاریان»- چهره مؤثر حزب مشارکت- سالهای پیش مطرح کرده بود تحت عنوان «فشار از پایین و چانهزنی از بالا»، مشارکت نقش ایجاد فشار در پایین؛ یعنی لایههای تودهای مردم و مجمع روحانیون نقش چانهزدن در بالا؛ یعنی سطح حاکمیت را بر عهده داشتند- گویی این که مراد سعید حجاریان چنین نبود- اما به هر حال مجمع به علت داشتن چنین شرایط ویژهای برای خود موقعیت ممتازی طلب میکرد و مشارکت نیز با چنین پیروزی و اقبال مردمی نوعی غرور تشکیلاتی در اعضای پدید آورده بود و خود را صاحب حتی خود میدانست.
این چالش در ایام در قدرت بودن جریان چپ کم و بیش امتداد داشت و شاید بعضاً با پادرمیانی برخی نیروها خصوصاً نیروهای سازمان مجاهدین به سرانجام مطلوبی میرسید. شاید تکیه زدن «مهدی کروبی» بر کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی نتیجه همین پادرمیانیهاست که مشارکت را متقاعد کرد نامزدهای آنان وزن ریاست قوه را ندارند.
اما در خلال انتخابات مجلس هفتم این اختلاف به تدریج وسعت یافت. میانجیگران هم دیگر حضور نداشتند چه خود سازمان نیز به طور کامل موضعی رادیکال اتخاذ کرده بود و در کنار مشارکت قرار گرفته بود و حتی در مواردی آنان را رهبری میکرد. نیروهای دیگر هم شاید توان میانجیگری را نداشتند. برخی احزاب دوم خردادی مثل همبستگی هم علیرغم تعلقشان به طبقه متوسط شهری اما راه رقابت با مشارکت را پیمودند.
در ایران هنوز هم روابط شخصی و برخوردهای فردی از تاثیرگذارترین عوامل در جهتگیری گروههای سیاسی است. متأسفانه نوع برخورد از بالای مشارکتیها- خصوصاً چهرههای جوان آن- ولو آن که در برخی موارد محق هم بودند باعث رنجش گروههای دیگر شده بود. «انحصارطلبی مشارکتی» مشهورترین عنوان بود که به طنز در سال آخر عمر مجلس ششم به گوش میرسید.
انتقادهای تند کروبی پس از پایان مجلس ششم از افراطیون که منطبق با مشارکتیها بود، بحثهای زیادی را برانگیخت و هم «محسن آرمین» از سازمان مجاهدین و هم «محمدرضا خاتمی» از مشارکت را به واکنش واداشت.
اما سخنان این بار خاتمی در افتتاحیه که تعبیر اصلاحطلب محافظهکار» را عرصه میکرد مهمترین رویارویی مشارکت و مجمع است. محمدرضا خاتمی «اصطلاحطلب محافظهکار» را به مظلومنمایی جهت جلب ترحم حاکمیت متهم کرد و به این سان آینده روابط حزب مشارکت را با مجمع روحانیون دچار چالش بیشتری کرد.
از دیگر نکات کنگره تأکید اعضای آن بر کاندیدای حزبی در انتخابات آینده ریاست جمهوری است، اگرچه کنگره این امکان را داده است که در صورت عدم امکان حضور کاندیدای حزب مشارکت- که احتمالاً خود «محمدرضا خاتمی» دبیر کل حزب خواهد بود- کاندیداهای دیگر بررسی شود، اما همین مصوبه هم نشان میدهد که جو غالب حزب تمایلی به دفاع مطلق از چهرههایی مثل «میرحسین موسوی» یا «مصطفی معین» ندارد. به هر تقدیر مشارکت سمت سوی رادیکالتر خود را نشان داد و این میتواند راهبرد آینده حزب را که احتمالاً در قدرت نخواهد بود و در موضع اپوزیسیون قرار خواهد گرفت را تعیین نماید.
مشارکت که همواره از سوی مخالفان به حزب دولتی و دستساز دولت متهم شده است اما ساختاری دارد که میتوان در زمان عدم اتصال به قدرت سیاسی هم به فعالیت خود بپردازد اما اگر حاکمیت انحصاری در اختیار جریان نومحافظهکار قرار گیرد قطعاً امکان فعالیت سیاسی قانونی و علنی چنین رادیکال وجود نخواهد داشت و مشارکت ناچار است میان تعطیلی یا تن دادن به برخی محدودیتها که احتمالا بیشتر و بیشتر خواهد شد، یکی را انتخاب نماید.
انتخابات شورای مرکزی هم انجام شد و شورای مرکزی 30 نفره حزب همراه با 5 عضو علیالبدل انتخاب شدند.
از نکات قابل توجه این انتخابات اقبال گسترده بر «محمدرضا خاتمی» بود.
اگرچه برخی تحلیلها مبنی بر افول ستاره اقبال «محمدرضا خاتمی» بود، اما نتایج انتخابات چیز دیگری را را نشان داد. خاتمی با کسب 185 رای از مجموع 191 بیشترین آرا را به دست آورد و به دبیر کلی حزب هم- ظاهراً علی رغم میلش- برگزیده شد. تحلیلهایی که محبوبیت خاتمی را در حال کم شدن ارزیابی میکردند براساس تلقی حاکمیتی بودن مشارکت شکل گرفته بود و بر این اساس که دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی در حال اتمام است پس دبیر کلی برادر او بر یک حزب سیاسی نزدیک به دولت هم دیگر وجهی ندارد.
این درست است که محمدرضا خاتمی بیش از دوم خرداد سابقه سیاسی قابل توجهی نداشته است و تصدی وی در مقام دبیر کلی حزب و کسب رأی اول نمایندگی مردم تهران در مجلس شش قطعاً به دلیل انتساب وی به «سیدمحمد خاتمی» بوده است اما موضعگیری و عملکردهای وی در خلال این سالها نشان داده است وی به خودی خود هم دارای توانمندیهای ویژه و نوعی اصولگرایی در موضعگیریهای سیاسی میباشد.
به هر حال پس از خاتمی، سعید حجاریان با یک رأی فاصله، دوم شد و «الهه کولایی» در جای سوم قرار گرفت. موفقیت بینظیر کولایی در این انتخابات نشان داد حضور وی در لیست انتخاباتی مشارکت برای مجلس ششم- علی رغم مخالفت گروههای همسو با مشارکت- انتخابی صحیح بوده است. مصطفی تاجزاده نفر چهارم بوده است. تاجزاده شاید تنها کسی است که این ویژگی را دارد که همزمان در «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» هم عضویت دارد و این استثنای مصوبه سابق مشارکت مبنی بر عدم عضویت یک نفر در دو گروه سیاسی است.
نتایج کامل انتخابات به شرح زیر است.
از مجموع 191 رای
در دوره اول
1- سیدمحمدرضا خاتمی 185
2- سعید حجاریان 184
3- الهه کولایی 179
4- مصطفی تاجزاده 177
5- هادی خانیکی 172
6- محسن میردامادی 171
7- عبدالله رمضانزاده 169
8- حمیدرضا جلاییپور 163
9- محمد نعیمی پور 163
10- صفدر حسینی 161
11- رجبعلی مزروعی 158
12- علی شکوریراد 154
13- محمود حجتی 154
14- جلال جلالیزاده 145
15- احمد شیرزاد 143
16- سعدایی 139
17- روحالله خالقی 136
18- فاطمه راکعی 133
19- احمد قابل 128
20- کاشفی 124
21- محمودزاده 105
22- داود سلیمانی 104
23- محمدحسین شریفزادگان 102
24- خدایاری 102
25- کریم ارغندهپور 99
26- مجید فراهانی 98
27- زهره آقاجری 97
28- سعید شریعتی 96
در دور دوم:
29- اکرم مصوری منش 99
30- سعید شیرکوند 95
اعضای علی البدل: در دوره اول:
1- حسین نصیری 75
2- کیانوش راد 73
در دور دوم:
1- کریم عابدی 74
2- مجتبی بدیعی 74
3- محتشمیپور 71