* آقای نصر، در کتاب «احیای شیعه» پیشبینی کردهاید که درگیریهای شیعیان و سنیها در عراق به شدت گسترش خواهد یافت.
** در آیندهای نزدیک هویت فرقهای و تنش فرقهای مقدم بر هر مسالهای در خاورمیانه مطرح خواهد شد. در همین جنگ اخیر لبنان دیدیم که پیکار در ابتدا پیکار اعراب و اسرائیل بود اما پس از مدتی روحانیون تندروی سنی به انتقاد شدید از حزبالله لبنان شیعه پرداختند. آنها ادعا میکردند یک سازمان شعیه برای پیکار به نفع فلسطینیها مشروعیت ندارد.
* نام کتاب شما «احیای شیعه» است. چه عواملی باعث قدرتمند شدن آنها شده است؟
** جنگ عراق و البته تاثیر ایران در منطقه، همه چیز به آنچه که در چند سال اخیر اتفاق افتاد مربوط است. به جنگ در عراق و افغانستان، قبل از این دو قدرت سنی همسایه ایران بودند، اما ایالات متحده آنها را سرنگون کرد و حصار را برداشت. حالا ایران برای گسترش قدرتش آزادی عمل دارد و آمریکا نمیتواند جلوی تهران را بگیرد. ماجرای عراق کاخ سفید را محدود کرده است. حالا بهترین فرصت برای ایران پیش آمده تا قدرتش را توسعه بخشد.
* و شیعیان در سراسر منطقه اعتماد به نفس بیشتری کسب کردهاند.
** آنها نیمی از جمعیت کشورهای خاورمیانه را نمایندگی میکنند. حسنی مبارک رئیسجمهوری مصر یک بار گفت شیعیان به ایران وفادارترند تا به کشورهای خودشان. حرف او درست است. از دید سیاستمداران سنی شیعیان جزو اعراب نیستند. آنها را به عنوان عضو ملت نمیپذیرند. در عربستان سعودی یک سفیر شیعه وجود ندارد و در لبنان که آنها بزرگترین اجتماع را تشکیل دادهاند، تنها به ریاست مجلس اکتفا کردهاند. سیاستمداران سنی شیعیان را ابزار دست ایران میبینند.
* تنش میان این دو گروه مذهبی همیشه وجود داشته است.
** تنش میان آنها تا حدی شبیه آن رابطهای بود که قبلا میان کاتولیکها و پروتستانها وجود داشت. آلمانیها در دوران جنگ سی ساله به خوبی با آن آشنا شدند. در اینگونه جنگها همه چیز به مسائل مذهبی مربوط نیست و عامل قدرت را نباید فراموش کنیم. شیعیان نمیخواهند منطقه را ترک کنند، آنها دوست دارند با دیگران بر سر یک میز بنشینند.
* در عراق اوضاع همین گونه است؟
** برای عراق آیندهای بدتر از این نمیشد تصور کرد. یک دولت اقلیت سنی بر شیعیان که اکثریت را دارند حکم میراند. وقتی در عراق تغییر رژیم رخ داد، سنیها نپذیرفتند که قدرت را در اختیار دیگران قرار دهند و به همین خاطر همه چیز بد پیش رفت و پیکارهای خونبار آغاز شد. به عبارت دیگر مساله بسیار بنیادی انتقال قدرت از سنیها به شیعیان به کابوسی وحشتناک مبدل شد. و حالا عراق بر تمامی منطقه سایه افکنده است، عراق تنش میان شیعه و سنی را گسترش داد.
* سرانجام این تنشها به چه ختم میشوند؟
** خشونتهای عراق باعث قدرت یافتن ایدئولوژیهای افراطی در هر دو طرف میشود و سربریدنها، اعدامهای دستهجمعی و آدمربایی به شدت افزایش مییابد. در نهایت خشونت در عراق حبس نمیشود و به سراسر خاورمیانه سفر میکند. اگر عراق واقعا سقوط کند به احتمال زیاد بقیه کشورهای منطقه از آن ضرر خواهند کرد. مساله کردستان برای ترکیه دردسرساز میشود، ایران و حزبالله لبنان در طرف شیعیان و دولتهای سنی در آن سوی میدان قرار میگیرند. احتمال درگیریهای گستردهای وجود دارد.
* آیا هماکنون در عراق جنگ داخلی جریان دارد؟
** اگر جنگ داخلی را نظیر آنچه در سال 1947 در هند رخ داد تعریف کنیم، بله. پس از پایان حکمرانی انگلیس بین مسلمانان و هندوها درگیریهای خونینی رخ داد. نه ارتشی وجود داشت و نه خطوط جنگ، اما میلیونها نفر قربانی این جدال شدند.
پیکارها در هندوستان به دوباره شدن کشور منجر شد. این همان مساله مورد بحث سیاستمداران آمریکایی در ماجرای عراق است.
دوپارگی موقعی رخ میدهد که یک طرف نتواند اراده خود را در برطرف مقابل اعمال کند و در همان زمان طرف مقابل قصد تمکین نداشته باشد. بعد از این دو حالت رخ میدهد، یا درگیری سالها ادامه پیدا میکند، مانند جنگ داخلی لبنان که تا رسیدن به یک توافق 15 ساله ادامه یافت یا دو طرف میبینند که نه میتوانند بر هم پیروز شوند و نه میتوانند با هم زندگی کنند، پس جدا میشوند.
* ایران چگونه از شیعیان عراق حمایت میکند؟
** ببینید. سنیها ادعا میکنند ایران به شیعیان عراق سلاح میرساند و شیعیان هم معتقدند عربستان سعودی، اردن و سوریه سنیها را مورد حمایت مالی و نظامی قرار دادهاند. به اعتقاد شیعیان ثروتمندان حاشیهنشین خلیج فارس به شورشیان سنی کمک مالی میرسانند.
* خشونتی که هر دو طرف اعمال میکنند یکسان است؟
** بله. متاسفانه هر دو طرف بسیار خشن عمل میکنند.
* آیتالله سیستانی بر هر دو سوی پیکار تاثیر میگذارد. آیا او میتواند صدای میانهروی در عراق بشود.
** او رهبر بسیار محبوبی است، برای شیعیان مانند پاپ ژان پل دوم است. اما او واقعا مثل پاپ است: ارتشی در اختیار ندارد و زمانی که در خیابانها جنگ جریان دارد او بدون سلاح نمیتواند ارادهاش را تحمیل کند. تاثیر او کاملا معنوی است.
* جورج بوش هنوز امیدوار است که دموکراسی و نه خشونتهای فرقهای «خاورمیانه جدید» را شکل دهد.
** دموکراسی برای آینده بسیار مهم است اما حالا عاملی نیست که خاورمیانه را شکل دهد. بر اساس نتایج یک نظرسنجی که اخیرا در مصر صورت گرفت سیدحسن نصرالله [رهبر حزبالله لبنان]، محمود احمدینژاد [رئیسجمهوری ایران] و خالد مشعل [رئیس شاخه سیاسی حماس] محبوبترین رهبران منطقه هستند.
* شما شخصیت موثری در واشنگتن هستید و به رئیسجمهوری مشاوره میدهید. چه پیشنهادی برای او دارید؟
** باید ایران را وارد بازی کنیم، جنگ با ایران اصلا نباید به فکرمان خطور کند. اهمیت استراتژیک ایران برای غرب بسیار حیاتیتر از مناقشه اتمی است. همه نگاه ما نباید متوجه دولت ایران باشد ببینید، زبان فارسی حالا سومین زبان در اینترنت است. 85 هزار وبلاگ ایرانی وجود دارد. روحانیون ایرانی و حتی احمدینژاد وبلاگ شخصی دارند.
* شما آنها را یک قدرت جدید منطقهای به حساب میآورید؟
** چه بخواهید و چه نخواهید آنها قدرتی جدید هستند، همزمان وقوع چند ماجرا و روند به این کمک کرده است، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد ایران با قدرت یافتن دوباره شیعیان در منطقه ترکیب شده و همزمان همپیمانان سنتی آمریکا مثل عربستان سعودی و اردن ضعیفتر شدهاند. ما به ایران نیاز داریم. ما برای اثبات و آینده سراسر منطقه به ایران نیازمندیم.
* و ایران به چه سمتی میرود؟
** بدون شک آنها قدرتمندتر میشوند. یا از لحاظ اقتصادی که راه چین و هند را پیش میگیرند یا از لحاظ نظامی که شبیه آلمان اوایل قرن بیستم میشوند. امیدوارم واشنگتن واقعگرایی در پیش گیرد و ایران قدرتمند را بپذیرد. در غیر این صورت باید میلیاردها دلار را خرج حضور سربازان آمریکایی در منطقه کنیم، آن هم برای مدت زمانی بسیار طولانی.