هاشمی رفسنجانی؛ مردی برای تمام فصول
محوریت خاندان هاشمی با اکبر هاشمی رفسنجانی است، چرا که او به واسطه همراهیاش با امام (ره) در جریان مبارزات انقلابی موجب شهرت این خانواد شد و اکنون نیز محوریت تصمیمات این خانواده بر پایه نظرات اوست. شاید او هیچگاه انتظار نداشت که در سن 75 سالگی خود و خانوادهاش از سوی رئیس دولت نهم در رسانه ملی به فعالیتهای تخریبی علیه دولت متهم شوند.
شاید نتوان در ایران و در میان ایرانیان سراسر جهان فردی را یافت که ذهنیتی از خانواده هاشمی رفسنجانی نداشته باشد. بهترین منبع برای اینکه بتوان خانواده هاشمی را شناخت، خاطرات رئیس خانواده است. او در کتاب خاطراتش می نویسد: «نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آنکه سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده است که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته است... خانواده ما ترکیبی از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگیمان با توجه به وضع آن روستا بد نبود.»
هاشمی خانوادهاش را نیز اینگونه معرفی میکند: «در سال 1377 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجتالاسلام آسید محمدصادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات خوزوی بهرهمند بودند. همسرم از خانوادهای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوع حضرت آیتا... سیدکاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب «عروه الوثقی» که جایگاه معتبری در همه حوزهها دارد. ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی ]امام جمعه سابق رشت[ که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان- زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم- گذاشته شد.»
هاشمی رفسنجانی چهارمین رئیس جمهور ایران بود که در فاصله سالهای 1368 تا 1376 مسئولیت اداره کشور را برعهده داشت که به دوران سازندگی معروف شد. از مشخصات کلیدی این دوران، سیاست بازتر اقتصادی نسبت به روسای جمهور پیش از او است. او اکنون رئیس مجلس خبرگان رهبری و همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام است. هاشمی رفسنجانی همچنین در فاصله سالهای 1359 تا 1368 ریاست مجلس شورای اسلامی را برعهده داشت. او پیش از ریاست مجلس، مدتی هم سرپرست وزارت کشور بود. همین مسئولیتها کافی است تا او را به عنوان یکی از پر نفوذترین شخصیتهای سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل کند.
عفت مرعشی؛ همسری از جنس همراهی
عفت مرعشی- همسر هاشمی رفسنجانی- از خانوادهای روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه آیتالله سیدمحمدکاظمطباطبائی یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی است. مادر وی مریم طباطبایی یزدی، فرزند سیداحمد طباطبایی یزدی و نوه سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی بود که حاصل ازدواجش، 4 پسر و 5 دختر شد. عفت مرعشی نیز از همین خانواده است که نسبت او با دو واسطه به سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی میرسد. خانوادههای هاشمی و مرعشی چه در سالهای قبل و چه در سالهای پس از انقلاب موقعیت و نفوذ بالایی در منطقه کرمان داشته و دارند. نگاهی به کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی نشان میدهد که عفت مرعشی در تصمیمات شوهرش نقش موثری داشته است. این تأثیرگذاری در دهه اول انقلاب در بحثهای خانوادگی و در میان زنان افراد در رأس نظام جلوه بارزتری داشته است. اما آنچه که نقش وی را برجسته کرده، ماجرای ترور هاشمی رفسنجانی در سال 1358 است که با تلاش وی، شوهرش از این سوء قصد جان سالم به در برد. او در این باره میگوید: «پاسدار از پشت شیشه میبیندکه آقای هاشمی با یک نفر دیگر گلاویز شدهاند. من در را که باز کردم و این صحنه را دیدم رفتم داخل. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دستهایم را دور سر او گرفتم. این پدر سوخته نیز هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از در رفت. او که رفت، من بلند شدم. دیدم خون از شکم آقای هاشمی بیرون زده. چادری را که برای نماز برداشته بودم، دور بدن آقای هاشمی بستم. فاطمه شروع کرد به جیغ زدن و گریه کردن. گفتم: جیغ نزن، برو ماشین خبر کن...»
روزنامه کیهان، پس از این سوء قصد نوشت: «بلافاصله پس از دریافت خبر، امام برای بهبودی حال آیتالله هاشمی نذر کرده است.»
امام خمینی (ره) همچنین در پیامی اعلام کرد: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است. آمریکا و دیگر ابر قدرتها بدانند ملت ما زنده است... من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک میگویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفته و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم.» دفاع عفت مرعشی از فائزه هاشمی و روزنامه زن نیز بازتاب فراوانی یافت. با این وجود او هیچگاه به شکلی آشکار در حوزه سیاست به میدان نیامد.
فرزندانی که وارد سیاست نشدند
یکی از مواردی که همیشه هاشمی رفسنجانی بخاطر آن مورد انتقاد واقع شده، عملکرد خانواده و فرزندانش بوده است. او در کتاب خاطراتش درباره فرزندانش چنین توضیح میدهد: «خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شد.
محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول کار در موشکسازی شد. رشتهاش مربوط به بدنه موشکسازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمهکاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیسجمهوری آمد که آن هم کاری مخفی بود. کسی را میخواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست.
مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لولههای کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفهجویی و محیط زیست خوب است.
یاسر هم با آقای فروزش، وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خودکفایی پنیر کار میکرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمیرفت. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راهاندازی کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است.
پس بچههای ما در کار سیاست نیامدند. اما حسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بیرودربایستی برخورد می کنند. مخفیکاری و ریاکاری نمیکنند و هرچه هستند، نشان میدهند. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت میکنند. این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند. البته یک بحث اساسی دارم که میتوانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس جمهور هستید، برایتان بس است. اگر این تفکر عام شود، بچههای شخصیتها نمیتوانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضیها سوء استفاده کنند. شاید بعضیها راضی باشند که بچههایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد... در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست.»
فاطمه
فاطمه بزرگترین فرزند خانواده هاشمی رفسنجانی است. حضور او در جایگاه ریاست بنیاد امور بیماریهای خاص مجال بیشتری برای حضور وی در عرصه سیاست فراهم کرده است.
هرچند که او همچنان عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است. او و برادر کوچکش، یاسر نسبت به سایرین کمتر مصاحبه میکنند و ترجیح میدهند نقش سیاسی خود را به صورت پنهانی ایفا کنند. فعالیتهای بینالمللی او در خصوص زنان و همایشهایی که در این خصوص در سالهای گذشته برگزار میکرد چهره او را بیشتر از آنکه سیاسی نشان دهد اجتماعی معرفی میکند. با این وجود در فیلم تبلیغاتی هاشمی رفسنجانی که برای انتخابات نهم ریاست جمهوری پخش شد، او اولین کسی است که در میان اعضای خانواده مخالفتش را با نامزدی پدر ابراز و دلیل آن را افزایش حجم فعالیتهای تخریبی عنوان میکند. فاطمه هاشمی در تاریخ 30 مرداد 1388 از مسئولیتهای رسمیاش استعفا کرد و در بیان دلیل استعفایش بیانیهای گلایهآمیز منتشر کرد. فاطمه همسر دکتر سعید، فرزند دوم خانواده لاهوتی و فائزه همسر دکتر حمید، فرزند اول خانواده لاهوتی است.
محسن؛ بازرس ویژه پدر
محسن بزرگترین پسر خانواده هاشمی رفسنجانی است. او مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه پلی تکنیک مونترال کانادا گرفت و به واسطه سالها حضور در خارج از کشور، به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط دارد. محسن هاشمی به واسطه مسئولیتهای رسمیاش، نزدیکترین فرزند به پدر به شمار میرود. او در زمان ریاست جمهوری پدر، بازرس ویژه رئیس جمهور بود. پس از آن مسئولیت اداره دفتر وی را در مجمع تشخیص برعهده گرفت که تا همین اواخر نیز آن را برعهده داشت؛ اما به منظور جلوگیری از شائبه دو شغله بودن از این مسئولیت کناره گرفت و آن را به عمویش محمد هاشمی واگذار کرد. محسن هاشمی 11 سال است که رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت متروی تهران است. او قبلاً علاوه بر حضور در ریاست جمهوری و مجمع تشخیص، عضو هیأت مدیره سازمان صنایع دفاع بوده است. متروی تهران در زمان مدیریت وی راهاندازی شد. پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم عملکرد مترو به واسطه حضور فرزند هاشمی رفسنجانی در رأس آن مورد انتقاد طرفداران دولت قرار گرفت تا جایی که در یک برنامه تلویزیونی گفته شد که مترو را به دولت باز میگردانند.
محسن هاشمی هم زمان یک موسسه انتشاراتی به نام دفتر نشر معارف انقلاب را اداره میکند که ناشر کتب تخصصی تألیف وی و خانواده وی، به ویژه دوره خاطرات آقای اکبر هاشمی رفسنجانی از قبل و بعد از انقلاب اسلامی میباشد. محسن هاشمی همچنین رئیس هیأت مدیره اتحادیه قطارهای شهری کشور بوده و ریاست هیأت مدیره انجمن مهندسی حمل و نقل ریلی ایران را هم بر عهده دارد.
فائزه، ابتکارات و انتقادات
سومین فرزند هاشمی رفسنجانی، فائزه است. فائزه در سال 1359 دیپلم گرفت و پس از بازگشایی دانشگاهها به دانشگاه رفت و لیسانس علوم سیاسی گرفت. مدتی بعد و پس از تاسیس دانشگاه آزاد در آن دانشگاه مدیریت بازرگانی خواند. با شروع دولت هاشمی رفسنجانی در سال 68، وی به کمیته ملی المپیک رفت و سمت نایب رئیس را برعهده گرفت. یک سال بعد و در سال 69 با تلاشهای فراوان توانست زنان را به ورزش عمومی وارد کند. او با موافقت رئیس وقت کمیته بینالمللی المپیک و ریاست وقت ابتکارات المپیک آسیا ریاست جمهوری پدرش انتقادات زیادی را در محافل مذهبی و سنتی برانگیخت. اصرار او به دست گرفتن پرچم ایران توسط زنان در افتتاحیه بازیهای بینالمللی که تیم ایران شرکت میکرد، پوشیدن لباس اسکی و دوچرخه سواری و تاکید بر دوچرخه سواری بانوان با رعایت حجاب اسلامی در اماکن عمومی از مواردی بود که در جامعه آن روز سر و صدای زیادی بر پا کرد. در سال 74 و پس از آنکه در دوره فوق لیسانس حقوق بینالملل دانشگاه آزاد شروع به تحصیل کرد، در پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان دومین منتخب مردم تهران وارد مجلس شد. او در هر فرصتی به اقداماتی که دولت سازندگی انجام داده بود میپرداخت و سپس از مردم درخواست میکرد اگر مایل به پیشرفتند به خاتمی رای بدهند.
یک سال پس از دوم خرداد 76، فائزه هاشمی اولین روزنامه زنان ایران را راه انداخت و در آن به دفاع از حقوق زنان پرداخت. این روزنامه پس از مدتی فعالیت بسته شد. فائزه نزدیک بود به زندان بیفتد، اما حضور مادرش در خانه رئیس قوه قضائیه وقت آیتالله یزدی و درخواستهای پدر، سبب میشود که او به زندان نیفتد.
در همین روزنامه وی عکس فرح پهلوی را چاپ کرد، از آزادی حجاب نوشت و عمده زنان مطرح امروز در جنبش زنان را معرفی کرد. فائزه هاشمی اما معتقد نیست که تندروی کرده است. پس از بسته شدن روزنامه زنان، فائزه هاشمی به سازمان ورزش بانوان اسلامی بازگشت. او در سال 83 ایران را ترک کرد.
خودش در این باره میگوید که از آن پس فعالیت سیاسی را تعطیل کرده و با هدف فرا گرفتن زبان انگلیسی راهی انگلیس شده تا زیان دوم خود را تقویت کند و البته علاوه بر آن، تحصیلات خود را نیز ادامه داده باشد. بدین ترتیب او در انگلیس پس از آموزش زبان راهی دانشگاه «یوسیال» شد تا در رشته «حقوق بشر» به تحصیل بپردازد. اما نتوانست در آنجا ماندگار شود. او میگوید: «ایرانیهای زیادی زندگی میکردند و نمیخواستم به آنجا بروم که مبادا شناخته شوم، در بیرمنگام تنها ماندم. از این رو تصمیم گرفتم به ایران بازگردم و اقامت ما در انگلیس به این ترتیب پایان یافت.» او سپس به ایران بازگشت و در انتخابات سال 84 از پدرش حمایت کرد.
وقتی پدرش رای نیاورد، بازهم به سازمان ورزش بانوان بازگشت و در آنجا مشغول به کار شد. فائزه هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز فعال بود.
مهدی، فرزند پر حاشیه
پر حاشیهترین فرزند این خانواده مهدی، فرزند چهارم خانواده است. او پس از انتخابات به تلاش برای انقلاب مخملی متهم شد؛ اتهامی سنگین و گران نه تنها برای مهدی 40 ساله، بلکه برای کل خانواده هاشمی.
او پس از پایان عمر دولت خاتمی که در آن ریاست سازمان بهینهسازی مصرف سوخت را برعهده داشت، به عضویت هیات امنا و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد منصوب شد. او تحصیلات خود را در رشته مخابرات در دانشگاه تهران به پایان رسانده و کارشناسی ارشد مهندس انرژی را از دانشگاه صنعتی شریف گرفته است. مهدی با دختر عموی خود فرشته هاشمی ازدواج کرده و دو پسر به نامهای فؤاد و یاسین دارد.
او در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 در ستاد انتخاباتی پدرش فعالیت میکرد. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 از حامیان میرحسین موسوی بود و پس از انتخابات و شکست موسوی، چند تن از متهمین ادعاهایی را علیه او مطرح کردند. یکی از مواردی که احمدینژاد در مناظره با موسوی به آن اشاره کرد، موضوع پرونده استات اویل بود. او درباره مهدی هاشمی گفت: «جناب آقای موسوی استات اویل، بیقانونی است که طرف میآید اینجا محاکمه میشود و محکوم میشود، از زندان فراری داده میشود، میرود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است.»
آنچه که مهدی هاشمی را بیش از پیش در مظان اتهام قرار داد، اعترافات حمزه کرمی و مسعود باستانی علیه وی در جلسه دادگاه بود؛ او در این دادگاه به ارتباط با سایت جمهوریت متهم شد اما خودش هرگونه ارتباط ارگانیک با این سایت را تکذیب کرد.
مهدی هاشمی پس از انتخابات از ایران خارج شد، اگرچه مخالفان وی همچنان درگیر محاکمه مهدی هستند ولی در آخرین اظهارنظرها مقامات قضایی اعلام کردند که عدله کافی برای احظار او و فائزه وجود ندارد.
یاسر، پنهان و بدون جنجال
یاسر هاشمی کوچکترین فرزند خانواده است. او اگرچه مانند دو برادر دیگر مستقیماً وارد مسائل سیاسی نشده است اما همانند خواهر بزرگتر ترجیح میدهد فعالیتهای سیاسیاش را پنهانی و بدون جنجال دنبال کند. یکی از انتقادات درباره او این است در دوران ریاست جمهوری پدر و هنگامی که هنوز سابقه کار چندانی نداشت به مقام مشاور وزیر کشاورزی وقت رسید. بهانه این موضوع، کار در زمینه صنایع تبدیلی و تولید پنیر بود. سالها بعد، هنگامی که مرکز تحقیقات استراتژیک به مجمع تشخیص مصلحت ملحق شد، او در دفتر پدر در این مرکز مشغول به کار شد و چندی پیش با این عنوان سفری به عراق داشت تا مقدمات سفر پدر به این کشور را فراهم کند.
محمد هاشمی، برادر سخنگو
از میان برادران هاشمی رفسنجانی، محمد تنها کسی است که در میادین سیاسی برادر را تنها نگذاشته است. او فارغالتحصیل دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیای کشور آمریکاست و مهمترین مسئولیت وی ریاست سازمان صدا و سیما و معاون اجرایی رئیسجمهور بوده است. او هم اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس دفتر مجمع تشخیص است. عضویت در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز در کارنامه سیاسی وی ثبت شده است. او نیز مانند سایر برادران از راه باغداری پسته امرار معاش میکند. محمد هاشمی در محافل سیاسی به سخنگوی اکبر هاشمی شهرت دارد. در واقع حرفهایی که به واسطه رعایت برخی مصالح از زبان برادر بزرگتر منتشر نمیشود، برادر کوچکتر به راحتی آنها را بیان میکند؛ همین ویژگی موجب شده که مواضع سیاسی وی همواره مورد توجه واقع شود.