تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۹۵۷۳۸
تهدید نرم چگونه برای فتح آرام مرزها به کار می‌رود

چهره دوم قدرت


شعیب بهمن
مفهوم تهدید در ادبیات سیاسی- امنیتی به معنای توانایی‌ها، نیات و اقدامات دشمن بالفعل و بالقوه برای ممانعت از دستیابی موفقیت‌آمیز خودی به علائق و مقاصد امنیت ملی یا مداخله به نحوی که نیل به علائق و مقاصد به خطر بیفتد، تعریف شده است. در این بین می‌توان میان دو نوع «تهدید سخت» و «تهدید نرم» تفاوت قائل شد. بر این اساس هرگاه به موجب اقداماتی استقلال و تمامیت ارضی کشور در خطر (بالفعل یا بالقوه) هجوم نیروهای نظامی کشور دیگر یا اتحادی از کشورهای خارجی یا گروه‌های معارض مسلح داخلی قرار گیرد، تهدید سخت واقع شده است. در این تهدید عمدتاً هدف، اشغال سرزمین است. تهدیدات سخت متکی به روش‌های فیزیکی، عینی، سخت‌افزارانه و همراه با اعمال و رفتارهای خشونت‌آمیز، براندازی آشکار و با استفاده از شیوه زور و اجبار و حذف دفعی و اشغال سرزمین است. این تهدیدات عمدتاً محسوس، واقعی و عینی و با عکس‌العمل‌های فیزیکی همراه می‌باشند. ظهور این نوع تهدیدات عمدتاً مربوط به دوره استعمار کهن است که قدرت‌های استعماری با لشکرکشی، اعمال زور و کشتار و اشغال و الحاق سرزمین، اهداف خود را تأمین می‌کردند. البته شکل‌های مدرن تهدید سخت در عصر حاضر را می‌توان در لشکرکشی‌های آمریکا و متحدان آن به افغانستان و عراق مشاهده کرد.
از سوی دیگر، تهدید نرم را می‌توان تحولاتی دانست که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی می‌شود. تهدید نرم نوعی سلطه کامل در ابعاد سه‌گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طریق استحاله الگوهای رفتار ملی در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای نظام سلطه‌ای تهدید محقق می‌شود. با این نگرش، تمامی اقداماتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساخت‌های فکری، باورها و الگوهای رفتاری در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) به خطر افتد، یا موجب ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین کننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم به شمار می‌آید. در تهدید نرم، بدون منازعه و لشکرکشی فیزیکی، کشور مهاجم اراده خود را بر یک ملت تحمیل و آن را در ابعاد گوناگون با روش‌های نرم‌افزارانه اشغال می‌کند.
تردید در مبانی و زیرساخت‌های فکری یک نظام سیاسی، بحران در ارزش‌ها و باورهای اساسی جامعه، بحران در الگوهای رفتاری جامعه و بحران‌های پنج‌گانه سیاسی (هویت، مقبولیت، مشارکت، نفوذ و توزیع) را می‌توان از مؤلفه‌های این تهدید نام برد. تغییرات حاصل از تهدید نرم، ماهوی، آرام، ذهنی، تدریجی و نرم‌افزارانه است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روش‌های فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکل‌های صنفی و قشری و شیوه القاء و اقناع انجام می‌پذیرد. جدول روبرو نقاط افتراق تهدیدات سخت و نرم را نشان می‌دهد.
تهدید نرم و چهره دوم قدرت
«جوزف نای»، قدرت را دارای دو لایه سخت و نرم می‌داند. وی قدرت نظامی و اقتصادی را به مثابه «قدرت سخت» در نظر ‌می‌گیرد که بر نظام پاداش‌ها و تهدیدها یا سیاست معروف به «هویج» و «چماق» استوار است. از نظر نای، چهره دوم قدرت یا «قدرت نرم». به معنای توانایی کسب خواسته‌ها از طریق جذب ارزشی دیگران است و در آن اجبار و پاداش کارایی چندانی ندارد. بر این اساس قدرت نرم بر پایه توانایی شکل‌دادن به ترجیحات دیگران بدون تهدید و یا هزینه محسوس استوار است و از توان شکل‌دهی به ترجیحات و اولویت‌ها با مقوله‌های نامحسوس و ناملموسی مانند جاذبه‌های شخصی، فرهنگی، ارزش‌ها و نهادهای سیاسی و سیاست‌های جذاب که مشروع و اخلاقی است، برخوردار می‌باشد. در این چارچوب قدرت نرم از سه منبع «فرهنگی»، «ارزش‌های سیاسی» و «سیاست خارجی مشروع و اخلاقی» یک بازیگر سرچشمه می‌گیرد.
در واقع قدرت نرم، روشی غیرمستقیم برای دستیابی به نتیجه دلخواه است و از این ایده ناشی می‌شود که اگر یک بازیگر بتواند ارزش‌هایی که دیگران مایل به پیروزی از آنها هستند را ارائه دهد، آنگاه برای رهبری هزینه‌های کمتری خواهد پرداخت. از این رو اگر رفتار بازیگری بدون تهدید آشکار و یا وقوع تغییری به حرکت در جهت اهداف سایر بازیگران ترغیب شود، قدرت نرم در جریان خواهد بود. نکته‌ی مهم در تهدیدهای نرم، عدم مواجهه مستقیم است؛ زیرا در این نوع تهدید برخلاف تهدیدهای سخت که به زد و خورد طرفین می‌انجامد، منبع تهدید از راه دور و با استفاده از عناصر داخلی و ابزارهای تبلیغاتی، تهدیدهای خود را عملی می‌سازد. به عبارت دیگر تهدید نرم، سیاست «فشار از بیرون» و «تغییر از درون» است که به اشکال مختلف به مرحله اجرا در می‌آید.
از این رو استفاده از تهدید نرم در شرایطی کاربرد پیدا می‌کند که تهدیدهای سخت صرف نتوانند تهدیدگر را به مقاصد خود رهنمون سازند. همچنین با توجه به هزینه‌های فراوانی که تهدید سخت در بر دارد، معمولاً با تمرکز بر ابزارهای قدرت نرم و استفاده ابزاری از مفاهیم عوام پسندانه مانند دموکراسی، آزادی و حقوق بشر، بستر ناآرامی‌های داخلی به منظور تغییر رفتار یا تغییر رژیم فراهم می‌شود. در واقع در تهدید نرم، منبع تهدید تأکید بیشتری بر جنبه نرم‌افزاری قدرت و تأثیرگذاری از درون دارد و بخت موفقیت به گزینه‌های مورد نظر خود را با تأکید بر مؤلفه‌های داخلی و پرهیز از مواجهه مستقیم جست‌وجو می‌کند.
براین اساس در قدرت نرم، روی ذهنیت و هویت سرمایه‌گذاری می‌شود؛ زیرا قدرت نرم به دنبال تولید عینیت مجازی است. به همین سبب نیز راهبردهای نرم با توجه به بافت هویتی- جمعیتی و همچنین گرایش‌های سیاسی درون یک رژیم سیاسی شکل می‌گیرند. به عنوان نمونه در کشوری که از بافت متنوع قومی، نژادی، زبانی، مذهبی و... برخوردار است، تهدیدهای نرم نیز روی جدایی و تفرقه‌افکنی میان آنها شکل می‌گیرد و در کشورهایی که چند دستگی سیاسی وجود دارد، تهدیدگر از شکاف‌های سیاسی نهایت استفاده را می‌برد و تهدیدات خود را به کمک آنها عملی می‌سازد.
دلیل این امر به این نکته باز می‌گردد که جناح‌بندی‌های سیاسی در داخل، دولت را به شدت در معرض خطر نفوذ منافع سیاسی خارجی قرار می‌دهند از این رو در دول ضعیف، هیچگاه تهدیدهای داخلی حکومت از نفوذ قدرت‌های خارجی قابل تفکیک نیست و به همین سبب مسائل امنیتی داخلی این دولت‌ها اغلب با روابط خارجی آنها مرتبط است. در واقع این امر رفتار غیرمستقیم یا قدرت متقاعد کننده را که بر جذابیت‌های فراملی فرهنگ و نفوذ فزاینده نهادها و رژیم‌های بین‌المللی توجه دارد، عموماً به سوی کشورها و مناطق توسعه نیافته معطوف می‌سازد.
به عبارت دیگر به رغم آنکه قدرت نرم برای تمام بازیگران وجود دارد، با این حال تنها قدرت‌هایی از آن بهره می‌برند که صاحب ابزارهای اعمال آن باشند. در این بین مبرهن است کشورهایی که از قدرت برتر برخوردار باشند، بالطبع استفاده بیشتر و بهتری نیز از قدرت نرم خواهند کرد. همچنین کنترل منابع تهدید نرم نیز برای دولت‌های توسعه نیافته، دشوارتر از سایر دولت‌ها است؛ چرا که منابع تهدید نرم اغلب به طور غیرمستقیم عمل می‌کنند و با توجه به اینکه آرام‌تر و پراکنده‌تر از تهدید سخت می‌باشند، بنابراین شناسایی آنها نیز مشکل‌تر خواهد بود. علاوه بر این بسیاری از منابع مهم تهدید، خارج از مرزهای دولت است و تأثیر آن تا حد زیادی به میزان پذیرش مخاطبان بستگی دارد. از این رو با توجه به نکته که در میان شهروندان کشورهای توسعه نیافته، میزان نارضایتی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیش از شهروندان کشورهای توسعه یافته است، بنابراین آنها به طرق ساده‌تری در معرض نفوذ قدرت نرم قرار می‌گیرند.
آمیختگی تهدید نرم و سخت
در عصر حاضر، تهدیدهای سخت نیز به نوعی با تهدید نرم آمیخته شده‌اند و کشورها برای عملی ساختن تهدیدهای سخت خود از روش‌های تهدید نرم سود می‌جویند. به عنوان نمونه ایالات متحده آمریکا در تهاجم نظامی خود به عراق و اشغال این کشور که تهدیدی سخت به شمار می آمد، از تهدیدهای نرم نیز استفاده نمود و رسانه‌های خبری و «عملیات روانی» این کشور زودتر و همگام با نیروهای نظامی عمل کردند. از این رو در حال حاضر یکی از شیوه‌های اجرایی تهدید نرم، «جنگ روانی» است که با هدف تغییر اندیشه و بینش و تاثیر بر عقل و اراده مخاطبان و نوع رفتار آنها صورت می‌گیرد. مهم‌ترین وظیفه جنگ روانی، تحمیل اراده خود بر اراده دشمن از راه‌های غیرنظامی و غیراقتصادی است که از طریق تصویرسازی و انگاره‌سازی صورت می‌گیرد. در این روش نیروهای مهاجم سعی می‌کنند تصویری مطلوب از خود و تصویری مخدوش و ناموجه از دیگران در اذهان مخاطبان خلق کند.
براین اساس در حال حاضر تهدیدهای غیرنظامی همانند رفاه اقتصادی، سازمان‌های جنایی فراملی و جابه‌جایی گسترده افراد بیش از پیش به عنوان چالش‌های امنیتی شناخته می‌شوند. به نحوی که در برخی موارد چالش‌های غیرنظامی، خطرناک‌تر از تهدید نظامی کشورهای بالقوه دشمن تلقی می‌شوند. از این رو بازیگران فاقد حاکمیت مانند شرکت‌ها، مهاجران، سازمان‌های جنایی و سازمان‌های غیردولتی فراملی، خطری بیش از هر بازیگر دولتی دارای حاکمیت در بردارند؛ زیرا از عوامل یا بازیگرانی ریشه می‌گیرند که ماهیتاً «درون کشوری» یا «فراکشوری»، «پراکنده»، «چندبعدی» و «چند سویه» می‌باشند. این عوامل و بازیگرانی که لزوماً با ابزارهای نظامی سنتی قابل کنترل نیستند، علاوه بر موجودیت دولت می‌توانند برای موارد دیگر نیز تهدیدزا تلقی گردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات