محمدحسین حیدرینیا نائینی
انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانی، و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امری فطری و طبیعی است که با ذات و وجود آدمی سروکار داشته و با آفرینش هر انسانی همراه است و زمان و مکان نمیشناسد و به هیچ قوم و ملّتی اختصاص ندارد.
از اینرو، همه افراد طبق فطرت ذاتی خود مایلند روزی فرا رسد که جهان بشریّت در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی با تأیید پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، ظلم و ستمگری در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکتبار موجود نجات یابند و از نابسامانی و ناامنی و تیرهروزی خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگی شرافتمندانهای که خداوند وعده آن را داده است نایل آیند.
به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهای ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را براساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایی دادهاند. قرآن کریم آمدن مصلح بزرگ و عدالتگستری والا را ضروری و بدیهی میداند و در آیات بسیاری بر آن تصریح نموده و گاه به صورت کنایه روشنتر و رساتر از تصریح، آن را بیان داشته است و آن را اصل اساسی جهت ادامه حیات بشری برشمرده است. خداوند سبحان وعده داده به آنهایی که ایمان آورند و اعمال شایسته انجام دهند در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) خلیفه و جانشین خود قرار دهد همانطوری که سنت خداوند پیش از این هم چنین بوده است. خداوند دین و آیین خود را که دین آنهاست مورد خوشنودی قرار خواهد داد و وحشت و ترس آنان را تبدیل به امنیت همهجانبه خواهد نمود.
از اینرو در همه قرون و اعصار، آرزوی یک مصلح بزرگ جهانی در دلهای خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: مسیحی و مسلمان، سابقه دارد، در کتاب مقدس انجیل در ارتباط با ظهور موعود و منجی بشریت آمده است (کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شبها مانند کسانی باشید که انتظار آقای خودشان را میکشند... خوشا به حال آن غلامان که آقای آنها چون آید، ایشان را بیدار یابد. . . پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید، پسر انسان میآید) در انجیل مسیحیت از این فرزند انسان و موعود با نام [مهمید آخر] نام برده شده است و زمزم زرتشت هم ایشان را با نام [سروش ایزد] وعده داده است.
این انتظار کشیدن از مصلح کلی که اقامه عدل خواهد نمود با مخالفت برخی در ادیان مختلف روبرو شده است و عدهای سعی بر آن داشتهاند انتظار سازندهای که برخاسته از مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) است، را انکار کنند. برخی هم آن ایدئولوژی زیبا و پویا را اعتقادی انحرافاتی دانسته و به یهودیت و مسیحیت تحریف یافته، نسبت دادهاند. اما واقعیت آن است که انجیل واقعی همان است که بشارت پیامبری محمد و اصلاحگری مهدی را داده است.
روایات بسیاری در این مورد وجود دارد که مجال عنوان آن نیست لیکن همگی دال بر آن است که در آخرالزمان مهدی از خاندان پیامبر ظهور خواهد کرد و دیدن را تایید و عدل و داد را آشکار میسازد، مسلمانان از او پیروی میکنند او بر تمام کشورهای اسلامی تسلط پیدا میکند، این شخص، مهدی نامیده میشود. روایات بسیاری نیز که از شیعه و سنی نقل گردیده است دلالت بر آن دارد که حضرت عیسی برای یاری رساندن قائم و موعود خواهد آمد و حتی پشت سر حضرت نماز خواهد گذارد. از جمله این روایات روایت ابابصیر است که میگوید در خدمت امام صادق (ع) عرض کردم یابن رسولالله قائم شما اهلبیت کیست؟ ایشان فرمودند یا ابابصیر او پنجمین فرزند پسر من موسی است و به قدری غیبتش طولانی خواهد بود که گروهی به شک میافتند بعداً خدا حاضرش مینماید و شرق و غرب زمین را به دستش فتح میکند. ای ابابصیر در آن هنگام عیسیبنمریم ظاهر میشود و پشت سر آن حضرت نماز میگذارد و در آن عصر زمین به نور خدا روشن خواهد گردید. 1
در ارتباط با بشارت بر ظهور موعود خداوند آیاتی از قرآن را به این امر اختصاص داده که از مهدی و موعود در کتب دیگر آسمانی نیز یاد شده است از آن جمله در سوره انبیاء خداوند در آیهای میفرماید (ما بعد از آنکه در تورات نوشته بودیم در زبور نیز نوشتیم که بندگان شایسته ما وارثان زمین میشوند.) 2
در هر حال تمامی ارباب ملل ادیان این عقیده را دارند و در انتظار چنین موعود نیرومند غیبی به سر میبرند. هر ملتی او را با لقب مخصوص میشناسد و هر ملتی آن نجاتدهنده غیبی را از خودش محسوب میدارد. زردشتیان او را ایرانی و از پیروان زردشت میدانند. جهودان از بنیاسرائیل و پیروان موسی میشمارند عیسویان او را همکیش خودشان میدانند و مسلمانان از دودمان بنیهاشم و فرزند پیغمبرش میشمارند.
نکته قابل توجه آن است که علائم مشخصی که در سایر ادیان برای آن نجاتدهنده بزرگ ذکر شده در مورد مهدی موعود اسلام یعنی فرزند بلافصل امام حسن عسکری نیز قابل انطباق است. میتوان او را از نژاد ایرانی شمرد زیرا مادر حضرت سجاد که جد امام زمان (ع) میباشند یک شاهزاده خانم ایرانی با نام شهربانو دختر یزدگرد بوده است که از دودمان و خاندان بنیاسرائیل نیز شمرده میشود علت این امر آن است که بنیهاشم از فرزندان اسماعیل هستند و بنیاسرائیل از اولاد اسحاق. پس بنیاسرائیل و بنیهاشم در واقع از یک خاندان محسوب میشوند. به عیسویان نیز نسبت دارد زیرا بر طبق بعضی روایات مادر حضرت صاحبالامر یک شاهزاده خانم رومی بنام نرجس (نرگس) میباشند.
اما در هر حال نمیتوان مهدی نجاتدهنده جهان را به یک ملت معینی اختصاص داد. او میآید که با عناوین اختلافبرانگیز از قبیل نژاد قبیله دین ملت و کشور مبارزه کند بنابراین باید مهدی را مهدی موعود جهانیان برشمرد. پیروزی موعود پیروزی تمام انبیاء و پیامبران است مهمید آخر از دین اسلام یعنی آئین تکاملیافته حضرت عیسی حمایت میکند و از دین واقعی عیسی و موسی که به وجود محمد و نبوت او بشارت دادهاند طرفداری مینماید.
البته برای اثبات مهدی هیچگونه نیازی به بشارتهای کتب آسمانی دیگر نیست و اصولاً احتیاجی به استدلال به آنها نداریم بلکه باید گفت که عقیده به ظهور یک نجاتدهنده جهانی یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت دادهاند و همه ملل در انتظار ایشان میباشند.