نگاه غرب
غرب در ادبیات سیاسی ایران عموماً به کشورهای اروپایی و آمریکایی اطلاق میشود. این مجموعه به علت ریشههای مشترک تاریخی و فرهنگی و همچنین منافع مشترک در قبال کشورهای در حال توسعه از جمله ایران پیروی کنند. با قدری اغماض میتوان مواضع کشورهای اروپایی و آمریکایی را در قبال تحولات ایران مشابه فرض کرد.
از نگاه غرب، جمهوری اسلامی ایران یک عضو ناآرام و برهمزننده به شمار میآید. نظام حکومتی این کشور پس از سرنگونی یک نظام غربگرا و به راه انداختن جنبش انقلابی در جهان اسلام بر سر کار آمد. نه شرقی نه غربی به عنوان اصل مهم سیاست خارجی ایران از سوی رهبران این کشور مورد توجه قرار گرفت. از همان روزهای اولیه تثبیت نظام جدید در ایرن، انقلابیون، سرنگونی رژیمهای مستبد عربی را در سرتاسر خاورمیانه مورد توجه قرار دادند. صدور انقلاب پایههای حکومتی در خلیجفارس و خاورمیانه را به لرزه درآورد.
در بحران فلسطین، ایران انقلابی به مهمترین حامی فلسطینیان تبدیل شد. نجات قدس شریف از چنگال صهیونیستها، امکان هرگونه مصالحه بر سر حیات اسرائیل را برطرف کرد.
رهبر انقلاب ایران، روابط سیاسی تهران با قاهره را به دلیل امضای سازشنامه کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل قطع کرد. عراقیها بارها اعلام کردند که عوامل ایرانی قصد به راه انداختن انقلاب اسلامی در کشورشان را دارند و به همین بهانه نیز صدام حسین در مقابل دوربینهای تلویزیونی قرارداد سال 1975 الجزایر میان تهران و بغداد را در آتش سوزاند.
آغاز جنگ تجاوزکارانه عراق واکنشی بود از سوی جهان غرب به آنچه که آنان تندروی و بنیادگرایی اسلامی ایرانیان میخواندند. پیش از آن دانشجویان در ایران با اشغال سفارت آمریکا در تهران، ابرقدرت غرب را به چالش کشیدند. نمایش دیپلماتهای آمریکایی با چشمان بسته و سرسختی ایرانیان در آزاد ساختن آنان، ایران را در جایگاه دشمن اصلی غرب قرار داد. حتی شرق نیز از پیامدهای ایران انقلابی در امان نماند. حمایت وسیع تهران از مجاهدان افغان در جهاد با کفار کمونیست، ایران را رودرروی ابرقدرت شرق قرار داد.
در سراسر دوران جنگ با عراق، برخورد غرب با ایران تشدید شد. ابتدا شهرهای ایران با جنگافزارهای جدید فرانسوی و روسی مورد هدف قرار گرفتند. سپس نیروی دریایی آمریکا در خلیجفارس وارد نبردهای غیررسمی با ایران شد. سکوهای نفتی و کشتیهای ایرانی به اهداف نظامی آمریکا تبدیل شد و در نهایت یک فروند هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی توسط ناو جنگی آمریکا سرنگون شد.
پس از پایان جنگ عراق با ایران حضرت امام خمینی (ره) در مورد مهدورالدم بودن سلمان رشدی نویسنده انگلیسی کتاب آیت شیطانی فتوایی تاریخی صادر کردند. این حکم به عنوان یک اقدام تروریستی و علیه یک شهروند اروپایی از سوی غرب تلقی شد و روابط نه چندان گرم ایران و غرب را وخیمتر کرد. اگرچه حکم اعدام سلمان رشدی اجرا نشد. اما حادثه ساختگی رستوران میکونوس در برلین، به خروج سفرای اتحادیه اروپایی از ایران منجر شد. در دهه 1370، اخلال در روند صلح خاورمیانه و نقض حقوق بشر از جمله اتهامات دیگری بود که اروپا و آمریکا به ایرن نسبت داده بودند.
پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376، تا حدودی در نگاه خصمانه غرب به ایران تغییر حاصل کرد. خاتمی نظریه گفتوگوی تمدنها را در مقابل جنگ تمدنها مطرح کرد. اما از آنجا که برنامههای هستهای ایران از پیشرفت چشمگیر تهران در دستیابی به فناوری سوخت هستهای خبر میداد، بار دیگر ایران در مرکز انتقاد غرب به ویژه آمریکاییها قرار گرفت. اکنون اروپا و آمریکا مصمم هستند ایران را از دستیابی به فنآروی صلحآمیز هستهای نیز بازدارند.
بازیگر سازنده
تصویر ساخته شده از ایران با واقعیتهای کنونی چندان تطابق ندارد. اگرچه در 15 سال نخست حیات جمهوری اسلامی، تعارضهای ایدئولوژیک میان ایران و غرب شکل گرفت، لیکن به تدریج و با گذشت زمان، مصلحتگرایی بر ایدآلیسم انقلابی تفوق یافت. در آن سالها ایران برای حفظ حیات خود مبارزه میکرد و غرب نیز به بدبینی تاریخی ایرانیان به خارجیها دامن میزد. با پایان جنگ تحمیلی 8 ساله و در پیش گرفتن سیاست بازسازی اقتصادی، مقامات وقت ایران تنشزدایی را در عرصه سیاست خارجی در پیش گرفتند.
نخستین تجربه بازیگر سازنده در معادلات نفتی میان ایران و عربستان سعودی به مرحله اجرا درآمد. پیش از آن مناسبات این دو کشور اسلامی به علت فاجعه کشتار حجاج در سال 1366 قطع شده بود. اما ضرورت همکاری تهران و ریاض بر سر حفظ قیمت جهانی نفت موجب شد کینههای گذشته به کنار گذاشته شود و ایران و عربستان به عنوان دو وبال جهان اسلام لقب بگیرند. همزمان حمله نظامی عراق به کویت در سال 1369 به دوران طولانی دشمنی شیوخ خلیجفارس با ایران پایان داد. تهران از فرصت طلایی برای انتقامگیری از اعراب خودداری کرد و در جریان حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق، نقش سازندهای ایفا کرد. آمریکا و اروپا به حقانیت ایران در جنگ 8 ساله اذعان کردند و پذیرفتند که این کشور قربانی سلاحهای کشتار جمعی عراق بوده است.
جنگ بوسنی و هرزگوین تجربه دیگری از همکاری ایران با نظام بینالملل بود. هم ایران و هم آمریکا از مسلمانان بوسنی حمایت میکردند. در اواسط دهه 1370، به رغم تشدید خصومتهای میان واشنگتن و تهران در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، دو کشور ایران و آمریکا به متحدان طبیعی در جریان جنگ بوسنی هرزگوین تبدیل شدند. دو کشور به طور موقت در یک صف واحد، هرچند با اهداف متفاوت قرار گرفتند.
در نهایت این ایران و غرب بودند که در مقابل روسیه و حامی منطقهای آن، اسلوبودان میلوشوویچ به پیروزی رسیدند. تشکیل دولت مستقل بوسنی هرزگوین پس از مذاکرات صلح دیتون، علاوه بر عوامل متعدد، حاصل همراهی سیاسی، نظامی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران بود.
خودداری تهران از مداخله در بحران چچن و همچنین بیطرفی نسبی در منازعه دیرینه جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر قرهباغ نشان داد که مصلحتگرایی و حفظ منافع ملی در صدر اولویتهای دولت ایران قرار دارد. در چچن و قرهباغ، ایران از حمایت بیدلیل از مسلمانان خودداری کرد.
اگرچه دولتمردان ایرانی بارها کشته شدن مسلمانان به دست نیروهای روسی و یا ارمنی را محکوم کردند، لیکن بر حفظ تمامیت ارضی روسیه و حل مسالمتآمیز بحران قرهباغ تأکید کردند. در قضیه کشمیر نیز مصلحتگرایی ایرانیان از برهم خوردن روابط با دولت هند جلوگیری کرد.
اما بارزترین تجلی سازندگی ایرانیان در جریان سرنگونی طالبان در افغانستان به ظهور رسید. بعد از حادثه 11 سپتامبر که رئیس جمهوری اسلامی ایران با صدور پیامی خطاب به ملت آمریکا، آن را قویاً محکوم کرد، آمریکا جنگ در افغانستان را آغاز کرد. از ابتدا مشخص بود که تهران هرگز طرف طالبان را نخواهد گرفت، اما شاید آمریکاییها نیز انتظار همراهی ایران در سرنگونی این رژیم مستبد و متحجر در افغانستان را نداشتند. در حالی که هواپیماهای آمریکایی از هوا مواضع طالبان را بمباران میکردند، نیروهای ائتلاف شمال با کمک ایران شهرهای افغانستان را یکی پس از دیگری آزاد میکردند. هنگامی که شهر کابل به دست نیروهای ائتلاف شمال از چنگال طالبان خارج شد، غرب به نقش سازنده ایران در تحولات خاورمیانه به خوبی پی برد.
کنفرانس بینالمللی بن برای ترسیم آینده سیاسی افغانستان با حضور فعال ایران آغاز به کار کرد. در طول چند هفته مذاکره، این نمایندگان دولت ایران بودند که رهبران ائتلاف شمال را به همکاری بر سر تشکیل دولت آینده کشورشان تشویق کردند. حتی گفته میشود چندین بار نمایندگان ایران از شکست مذاکرات جلوگیری کردند. سرانجام این حامد کرزای بود که با همکاری ایران و آمریکا به عنوان فرمانروای افغانستان انتخاب شد. در دوران تثبیت حاکمیت جدید در افغانستان، ایران همچنان به ایفای نقش سازنده خود ادامه داد. استقرار حکومت جدید در هرات با کمک ایران صورت گرفت و دولت جمهوری اسلامی ایران 560 میلیون دلار کمک اقتصادی برای بازسازی افغانستان به این کشور اعطا کرد. مقامات آمریکایی و اروپایی بعد از تشکیل دولت جدید در افغانستان بارها اعلام کردند که بدون کمک و مساعدت تهران، آرامش به افغانستان باز نمیگشت. هرچند که دولت بوش با قرار دادن نام ایران در فهرست محور شرارت، به تعهدات اخلاقی خود در دوران جنگ افغانستان پشت کرد.
در مرزهای غربی، ایران نیز یکبار دیگر جایگاه خود را به عنوان بازیگر سازنده به نمایش گذاشت. تهران از سرنگونی صدام و عراق ابراز خرسندی کرد، بدون اینکه از خلاء قدر در این کشور برای توسعهطلبی ارضی استفاده کند. مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که سالهای طولانی در ایران مستقر بود، وارد معادلات قدرت در بغداد شد و حتی ریاست دورهای دولت موقت عراق را برعهده گرفت. این در شرایطی بود که کشورهای عربی حتی از به رسمیت شناختن دولت موقت عراق سرباز میزدند. به استثنای مقتدی صدر، شیعیان عراقی مسیر مقابله مسلحانه با اشغالگران آمریکایی را در پیش نگرفتند، در حالی که نزدیکترین متحدان سیاسی آمریکا در خاورمیانه یعنی عربستان سعودی و مصر کمکهای شایان توجهی در اختیار گروههای سنی که با آمریکا در جنگ بودند، قرار دادند. اکنون انتخابات مجمع ملی عراق با حمایت و پشتیبانی ایران برگزار شده و قرار است یک دولت ملی و منتخب در این کشور تشکیل گردد.
بوسنی هرزگوین، افغانستان و عراق سه کانون بحرانی بودند که ایران نقش سازندهای برای حل آنان برعهده گرفت. این سه ماجرا نشان داد که میتوان در عین پایبندی بر اصول، برای حفظ مصالح ملی با جامعه جهانی به تعامل رسید. اگرچه در این مسیر دشواریهایی وجود دارد، لیکن حضور در صحنه جهانی به مراتب از انفعال و کنارگیری مفیدتر خواهد بود. به همین دلیل و با توجه به این تجربیات، تهران مذاکره با اروپاییان را بر سر فعالیتهای هستهای خود آغاز کرده است. اگر تا پیش از آن ایرانیان هرگونه مذاکره را امری مذموم و ناپسند تلقی میکردند و غربیها نیز به امکان دستیابی به توافق با تهران بدبین بودند، اکنون در این ذهنیت تحول ایجاد شده است.
ایران بازیگری است که میخواهد در سالهای آغازین قرن بیست و یکم و در شرایطی که منطقه خاورمیانه در آستانه تحولات شگرفی قرار گرفته است، نقش سازنده و فعالی ایفا کند. بنابران اگر غرب از اشاعه تسلیحات هستهای در منطقه و همچنین گسترش عملیات تروریستی احساس خطر میکند، چارهای ندارد جز اینکه جایگاه ایران را در تحولات منطقهای به رسمیت بشناسد.