دیرینهشناسی
مجمع روحانیون مبارز پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 با ورودی دوباره به عرصه سیاست پیشنهاد کاندیداتوری در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری را به میرحسین موسوی ارائه کرد. و از وی خواست که تقاضای گروهها و شخصیتها را بپذیرد. لکن 24 مهر ماه سال 75، اعلام شد که میرحسین کاندیداتوری را نپذیرفته است. و مجمع نیز چند روز بعد از کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی، دیگر عضو عالی رتبه مجمع روحانیون حمایت کرد.
با گذشت 8 سال از آن زمان، باز هم تاریخ تکرار شد و میرحسین در آخرین روزهای مهر ماه اعلام کرد که وارد سیاست نخواهد شد.
واقعیت این است که دوم خردادیها پس از شکست در انتخابات مجلس هفتم، با استفاده ابزاری از نام میرحسین موسوی نخستوزیر محبوب دوران جنگ، قصد آن داشتند که اردوگاه به هم ریخته خود را سر و سامان بخشند. حال آنکه آنها پس از شکست در انتخابات شوراها و پس از آن، نمایش تحصن در خانه ملت، اختلافات گستردهای را در درون جناح خود شاهد بودند.
اختلافاتی که جبهه دوم خرداد را به سرزمین هزار جزیره تبدیل کرده بود. اما آغاز زود هنگام تبلیغات ریاست جمهوری تنها نسخهای بود که تئوریسینهای این جناح توانستند برای ایجاد اتحادی دوباره در میان چپها تجویز کنند.
این تئوریسینها میدانستند که آغاز بحثهای ریاست جمهوری ممکن است اختلافات درونی آنها را بیشتر کند. لکن آنها با معرفی کاندیدایی که مورد قبول تمام احزاب دوم خرداد بود سعی داشتند این محور بزرگ اختلافات را به محور بزرگی برای اتحاد تبدیل کنند. هرچند آنها از همان ابتدا میدانستند که میرحسین قبول نمیکند.
با نگاهی گذرا به چند ماه گذشته میتوان اذعان کرد که نام میرحسین، محوری شد برای اتحاد و جمع شدن احزاب دوم خردادی، به نحوی که آنها ترجیح دادند اختلافات قبلی را فراموش کنند.
اما واقعیت این است که این اتحاد، اتحادی مجازی و دروغین بیش نبود. چه این که پس از اعلام کاندیداتوری موسوی شاهد بازگشت اختلافات قدیمی به میان احزاب دوم خردادی هستیم.
در این میان موضوعی که بسیار قابل تامل است برخوردی است که دوم خردادیها در چند ماه اخیر داشتند. با اندکی واکاوی سخنان و واکنشهای شخصیتها و رسانهها مدعی اصلاحطلبی میتوان فهمید که آنها هیچگاه "میرحسین" را به عنوان "میر حسین" قبول نداشتند. آنها به میرحسین تنها به ایده یک "دایه" نگاه میکردند. از نگاه آنها میرحسین باید میآمد تا آنچه را که آنها پدید آورده بودند! برای دورهای زنده نگاه میداشت تا آنها "خاتمی" دیگری را پیدا کنند و جایگزینش کنند.
از دید آنها میرحسین هیچ نداشت که رو کند. به بیان دیگر بر آن بودند تا با استفاده از نام و محبوبیت میرحسین، دوره چهار ساله دیگری را نیز به بقا و ماندن در قدرت ادامه دهند و حتی در خوشبینانهترین حالت باز هم به قوه مقننه باز گردند.
میرحسین اما نخواست که ابزاری شود برای بازی سیاسی همحزبیهایش. او در تمام سالهای پس از جنگ از سیاست دوری گزید و تا آنجا که توانست خود را با هنر در کنج عزلتی مشغول ساخت. اصرار و پافشاری برنامه میرحسین نیز که از سوی یک خبرگزاری و چند روزنامه متعلق به جناح چپ دنبال میشد، در حالی بود که بارها خبرهای تایید نشدهای از ناراحتی و نارضایتی میرحسین موسوی به دلیل استفاده ابزاری از نام و موقعیتش منتشر شده بود.
شاید تنها لطفی که میرحسین به آنها کرد قبول هجمه چند ماه در قبال اعلام نکردن عدم کاندیداتوریاش بود.
حتی خبر تایید نشدهای حکایت از این دارد که هدف جلسه "سعدآباد" نیز که با حضور میرحسین، خاتمی، کروبی و موسوی خوئینیها برگزار شد راضی کردن میرحسین برای اعلام نکردن عدم کاندیداتوریاش برای چند صباحی دیگر بود. لکن میرحسین اجازه استفاده یا به بیان دیگر سوءاستفاده بیشتر از نامش را به آنها نداد.
دوم خرداد؛ بدون میرحسین
میرحسین همچون 8 سال پیش در آخرین روزهای مهرماه خبر از نیامدن داد. اما این بار وضعیت بسیار متفاوت است.
جناح چپ این بار "خاتمی" ندارد تا جایگزین "میرحسین" کند. همانند کاری که در آبانماه سال 75 کرد. این واقعیتی تلخ برای آنهاست. واقعیتی که میکوشند به هر نحو آن را پنهان کنند. این جناح پس از اعلام انصراف "میرحسین" با ورود به فاز جدیدی، دچار نوعی خلاء شده است. تئوریسینهای جناح چپ فرصت را برای انتخابات و معرفی "کاندیدای واحد" از دست دادهاند.
این وضعیت برای دوم خردادیها بسیار ناخوشایند و نامطلوب است. آنها به خوبی میدانند که اگر کسی ریاست جمهوری را از دست دهد برای چندین سال از صحنه سیاسی کشور برکنار خواهد ماند. آنچه که به نظر میرسد این است که پس از این که هر یک از احزاب دوم خردادی به معرفی کاندیدای مورد نظر خود خواهند پرداخت و همانطور که از قبل هم پیشبینی میشد این جناح دچار وضعیت "چند کاندیدایی" خواهد شد.
چه این که در این میان برخی از صاحبنظران مسائل سیاسی بر این باورند که بزودی شاهد فروپاشی جبهه دوم خرداد خواهیم بود. حال آنکه خود دوم خردادها هم اذعان داشتهاند که پس از "میرحسین" اتفاق نظر بر روی "کاندیدایی واحد" غیرممکن است.
از چپ چه کسانی کاندیدا میشوند مجمع روحانیون مبارز:
این تشکل که در اواخر سال 66 تشکیل شد در جایگاه سنتیترین قسمت جناح چپ قرار دارد. و همواره در زمان انتخابات همچون وزنهای برای جناح چپ بوده است. ماجرای تحصن در مجلس ششم اما موجبات اختلافات شدیدی را بین مجمع و مدرنها و رادیکالهای جناح چپ پدید آورد. هرچند مطرح شدن نام میرحسین باعث فراموشی چند ماه این اختلافات شده بود. اما به نظر میرسد این اختلافات هنوز پابرجا است. پس از شکست در مجلس هفتم و عدم راهیابی مهدی کروبی به مجلس هفتم همگان بر این باور بودند که سنتیهای چپ به سراغ کروبی خواهند رفت. این در حالی بود که حتی خبری مبنی بر تشکیل ستاد انتخاباتی شیخ کروبی هم منتشر شده اما آن هنگام که نام میرحسین مطرح شد شیخ خود را کنار کشید و در تمام این مدت در حمایت از موسوی سخن راند.
اکنون اما پس از نیامدن میرحسین تمام پیکانها به سمت شیخ کروبی است.
این در حالی است که مدرنهای چپ مخالف کاندیداتوری وی هستند. کروبی سکان رهبری مجلس ششم را عهدهدار بود در آخرین ماههای دوران سکانداریش در چند سخنرانی و نطق پیش از دستور خود به شدت از تندروهای جناحیاش انتقاد کرد و از آن هنگام که در جریان برگزاری انتخابات مجلس هفتم و ماجرای ردصلاحیتها به خاتمی پیوست در مقابل تندروها و رادیکالهای جناح خود قرار گرفت. به هر حال به نظر میرسد با توجه به عدم کاندیداتوری "میرحسین" نامزدی کروبی مقطعی باشد.
سازمان مجاهدین و مشارکت:
"جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین با نامزد مورد نظر مجمع موافقت نخواهند کرد" این واقعیتی است که بسیاری از صاحبنظران مسائل سیاسی بر وقوع آن تاکید میورزند.
آنچه که از اظهارات شخصیتهای این دو حزب قابل استناد است این که؛ معین نامزد مورد نظر ایشان خواهدبود.
دکتر مصطفی معین وزیر اسبق کابینه خاتمی است که به نظر تئوریسینهای این دو حزب میتواند حمایت نسل جوان و بالاخص دانشجویان را در پی داشته باشند. اما پرواضح است که معین نمیتواند نامزد مورد حمایت بخش زیادی از نیروهای دوم خردادی باشد چرا که بسیاری بر این باورند که معین اهل مدارا نیست و حتی ممکن است در برخی موارد تندروی کند حال آنکه احتمال رد صلاحیت او توسط شورای نگهبان نیز وجود دارد.
سایر احزاب دوم خردادی:
در این میان احزاب دیگر دوم خردادی به نظر میرسد حزب همبستگی و مردمسالاری و چند حزب دیگر به مجمع روحانیون بپیوندند و گروههای تندروتر نیز به سازمان مجاهدین و مشارکت خواهند پیوست.
اما طیفی از گروههای دوم خردادی نیز به سمت هاشمی رفسنجانی متمایل شدهاند و با گذشت زمان نیز بر تعداد این گروهها افزوده شده است. به هر حال کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی آرایش سیاسی کنونی را بر هم خواهد زد.