علی شیرازینسب
هرچند تا زمان برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری چند ماهی باقی مانده است، اما فعالیت و اظهارنظر احزاب، تشکلها، صاحبنظران و فعالان سیاسی در این ارتبا هر روز پر رنگتر میشود.
انتشار گزارشهایی مبنی بر دعوت از هاشمیرفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحتنظام، نامزدی علیاکبر ولایتی مشاور بینالملل رهبری، حضور محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحتنظام، در کنار نامهایی همچون احمد توکلی، مصطفی معین، مهدی کروبی و... که احتمال حضور هریک در انتخابات بعید به نظر نمیرسد در هفتههای گذشته نشان از فعال بودن گروهها دارد.
اما در این میان انتشار یک خبر، دیگر وقایع را در این مورد تحتالشعاع قرار داد. مذاکرات و گفتوگوهای مجمع روحانیون مبارز به واسطه افرادی همچون علیاکبر محتشمیپور و مهدی کروبی با مهندس میرحسین موسوی، آخرین نخستوزیر پس از انقلاب و حمایت گسترده احزاب و گروههای دوم خردادی و فراکسیون اقلیت مجلس از وی، از خبرهایی بود که بخش مهمی از اخبار رسانههای مختلف به خصوص مطبوعات دو جناح را به خود اختصاص داد. در حالی که برخی احزاب و گروهها به طور رسمی از نامزدی خاص حمایت میکنند، بعضی دیگر طرح مسائل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری را زودهنگام میدانند.
به نظر میرسد برای گروههای دوم خردادی این بحث زودهنگام نبود و بایستی مطرح میشد چرا که از دست دادن کرسیهای مجلس هفتم، اصلاحطلبان را واداشت تا به گونهای وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شوند که به هر طریق ممکن اسباب حفظ این مسند توسط جناح موسوم به چپ فراهم گردد. در این رهگذر کسی توسط مجمع روحانیون مبارز به عنوان یکی از گروههای دوم خردادی مطرح شد که با اقبال اکثر گروههای اصلاحطلب مواجه گشت. میرحسین موسوی، نخستوزیر دوران دفاع مقدس که پس از کنارهگیری از سمت نخستوزیری، کمتر در عرصههای سیاسی کشور حضوری فعال داشت و حتی زمانی که پیش از دوم خرداد 76 از او به عنوان کاندیدای جناح چپ نام برده شد، با قاطعیت و طی بیانیهای، خودداری از حضور در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرده و عرصه را به سیدمحمد خاتمی سپرد، اکنون با گذشت هشت سال از آن زمان و در حالی که دو دوره ریاست سیدمحمد خاتمی بر قوه مجریه به پایان رسیده، جناح چپ کشور، برای به میدان آوردن وزنهای سنگین که هم بتواند از فیلتر شورای نگهبان عبور کند و هم حائز آرای میلیونی و بالا شود، بار دیگر نام میرحسین موسوی را به میان آورده و هرچند زودتر از موعد، اما رایزنیهای اولیه را با او آغاز کرد. این موضوع سببساز موضعگیریهای متفاوتی نزد دو جناح مطرح کشور و گمانهزنیهای فراوانی گردید، چرا که از طرفی نزدیکی وی به بنیانگذار جمهوری اسلامی از یکسو سببساز آن میشود که نزد جناح راست دارای ارج و قرب باشد و از طرفی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی وی که در گروه چپ سنتی جای میگرفت موجب آن شد که چپگرایان اسلامی کشور نیز به دیده احترام به وی بنگرند. اما آیا مطرح کردن نام وی مانوری از سوی جناح چپ برای جلب دوباره افکار عمومی است؛ و آیا نخستوزیر دوران دفاع مقدس میپذیرد که مجدداً پای در عرصه سیاست کشور گذارده و سکان قوه مجریه را به دست گیرد؟ اینها سوالاتی است که برای رسیدن به آنها باید تا سال 84 صبر کرد. ولی به هر حال مطرح شدن نام میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای جناح چپ اظهارنظرهای متفاوتی را در پی داشت.
بعضی افراد همچون سرمقالهنویس روزنامه رسالت دعوت از مهندس موسوی را "سناریوی فریب" نامیدند و پیشبینی کردند که موسوی کاندیداتوری را نخواهد پذیرفت و بعضی همچون منوچهر متکی از آغاز فعالیت ستاد انتخاباتی جبهه پیروان خط امام و رهبری خبر دادند. مرور اظهارنظرهای مختلف از سوی افراد گوناگون در دو جناح عمده کشور میتواند به تحلیل وضعیت موجود کمک کند.
سلیمان جعفرزاده عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این باره میگوید که با توجه به گذشت دو دهه از فعالیت کابینه میرحسین موسوی و تغییر و تحولات ایجاد شده در مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه، به نظر میرسد که جامعه ظرفیت پیادهسازی دیدگاههای او را نداشته باشد.
این نماینده مجلس میافزاید: با توجه به اینکه موسوی جزو نیروهای انقلابی نظام است دلیلی برای رد صلاحیت ایشان وجود ندارد و البته بعید به نظر میرسد که او برای ریاست جمهوری کاندیدا شود ولی در هر صورت اظهارنظر در این حوزه کمی زود است، جعفرزاده در مورد نحوه تعامل مهندس موسوی در صورت ریاست جمهوری با سایر ارکان نظام اظهارنظر میکند که رئیسجمهور چارهای جز تعامل با تمامی ارکان نظام ندارد زیرا رمز عقبماندگی جامعه در بسیاری از عرصهها در چند دهه گذشته همین عدم تعامل بین جناحهاست و کشور چوب جناحبازیها را بسیار خورده و دیگر فرصت این بازیهای سیاسی نیست از این رو بهتر است افراد منتخب در سمتهای مختلف، تمام فکر و تلاش خود را معطوف به حل مشکلات اقتصادی و بیکاری کنند.
جواد آریانمنش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در این باره میگوید: هدف جبهه دوم خرداد از مطرح کردن میرحسین موسوی تنها مطرح کردن دوباره این جبهه در عرصه سیاسی کشور است. او در رابطه با احتمال حضور موسوی در انتخابات ریاست جمهوری میگوید: مطرح کردن موسوی از سوی جبهه دوم خرداد و گمانهزنیهای این جبهه در خصوص انتخابات آتی ریاست جمهوری بیش از آنکه هدف مطرح کردن فردی مناسب باشد، به دنبال مطرح کردن و اعلام موجودیت دوباره اصلاحطلبان در عرصه سیاسی است و آنها تلاش میکنند حول محور یک نام که از مقبولیت بیشتری نسبت به سایر افراد برخوردار است به یک انسجام دست یابند چرا که به واسطه انحصارطلبی برخی احزاب تشتتآرا و افتراق میان تشکلهای جبهه دوم خرداد به وجود آمده است از این رو آنان با طرح این نام به دنبال نوعی بازیافت خود هستند.
نکته قابل توجه در سخنان آریانمنش اعتراف او به مقبولیت بیشتر میرحسین موسوی نسبت به سایر نامهای مطرح شده است و این شاید همان چیزی باشد که جناح مقابل دوم خرداد را به تکاپو واداشته است. اما مهدی کوچکزاده به ادبیاتی دیگر میرحسین موسوی را مخاطب قرار داده و عنوان میکند که در صورت کاندیدا شدن موسوی از سوی احزابی همچون مشارکت، او آبروی انقلابی خود را در معرض خطر قرار داده است. او افزود: بخش عمده کسانی که زمزمههای حضور وی را مطرح میکنند، قصد سوءاستفاده از موسوی را دارند و در واقع خیرخواه او نیستند و در صورتی که موسوی کاندیدای احزاب و گروههایی نظیر مشارکت شود تنها به از بین رفتن آبروی چندین ساله که در طول هشت سال جنگ تحمیلی کسب کرده، کمک نموده است.
احمد توکلی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در این شرایط طرح هرگونه بحثی درخصوص کاندیداتوری برخی افراد در انتخابات ریاست جمهوری آینده را جزو مسائل انحرافی توصیف کرد. این عضو ائتلاف آبادگران در واکنش به دعوت گروههای دوم خردادی از میرحسین موسوی برای ورود به عرصه ریاست جمهوری آینده، گفت: مطلقاً نمیخواهم وارد این مباحث شوم چون اعتقاد دارم ورود همه گروهها به موضوع انتخابات ریاست جمهوری بسیار زودهنگام بوده و از این رو ترجیح میدهم در این مورد هیچ اظهارنظری نکنم. این نماینده مجلس تأکید میکند که در حال حاضر همه موظفیم به مشکلات اساسی مردم بپردازیم و برای من به عنوان نماینده مردم کارهای مهمتری وجود دارد که باید به آنها برسم.
حسین نجابت نماینده تهران در مجلس نیز طرح زودهنگام بحث انتخابات ریاست جمهوری را برای جامعه بیفایده دانست و گفت: این کار موجب اتلاف انرژی و ایجاد ذهنیت در جامعه و اطلاعرسانی میشود. او معتقد است در زمان حاضر، در وضعیت جامعه یک نوع آرامش سیاسی حاکم است و این فرصتی است تا مسئولان اجرایی، نمایندگان و قوهقضائیه به مشکلات ملموستر مردم بپردازند و از ایجاد تنشهای سیاسی بپرهیزند. مرتضی نبوی قائممقام دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین نیز میگوید: برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نباید روی چهرههایی تأکید شود که چندین دوره رئیس مجلس و رئیس جمهوری بودهاند و عسگراولادی نیز اظهار میدارد: افرادی که میخواهند رئیسجمهور آینده شوند باید به اختیارات تعیین شده در قانون اساسی ملتزم باشند و محمدنبی حبیبی دبیر کل جدید مؤتلفه نیز اظهار میدارد که تا زمان حاضر با هیچ نامزد و گروهی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری آینده مذاکراتی صورت نگرفته است.
اما حسن غفوریفرد عضو ارشد جبهه پیروان خط امام و رهبری فاش میسازد که گروههای مختلف عضو این جبهه با هاشمیرفسنجانی برای نامزدی در انتخابات آینده مذاکراتی کردهاند، هرچند که او هنوز پاسخ روشنی نداده است. یکی از نگرانیهای عمده محافظهکاران این است که با به میدان آمدن میرحسین موسوی بخشی از طرفداران این جناح به سمت وی روی بیاورند و به همین جهت تلاشهای گستردهای را برای تبلیغ کاندیداهای خود آغاز کردهاند. در این میان علیاکبر ولایتی، اکبر هاشمیرفسنجانی، علی لاریجانی، محمود احمدینژاد از گزینههایی هستند که فکر محافظهکاران را به خود مشغول کردهاند.
مسعود دهنمکی نیز در این باره به اظهارنظر پرداخته است. او میگوید: توافقهای نهایی بر سر کاندیدای جناح اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری انجام شده و طرح افراد مختلف تنها نوعی تاکتیک به نظر میرسد. وی گفت که جناح محافظهکار برای دستیابی به مناسبات سالم سیاسی باید تا نزدیک ایام انتخابات با چراغ خاموش حرکت کند تا فرصت برای تخریب از رقبا گرفته شود و در زمان مورد نیاز و به موقع نامزدهای این جناح معرفی شوند.
دهنمکی تصریح کرد که اصولگرایان در عمل نیز در حال پیگیری این رویه هستند و به رغم دستیابی به توافقات نهایی، تبلیغی در این خصوص انجام نمیدهند. البته همزمان با این اظهارات حمیدرضا ترقی قائم مقام مرکز سیاسی جمعیت موتلفه نیز گفته بود که از طرف اصولگرایان تاکنون نامزدی مطرح نشده و همه این مسائل از سوی جناح رقیب شایع شده است. این عضو برجسته موتلفه خاطرنشان کرده که در جناح اصولگرا هیچ بحثی درخصوص مصداقها انجام نشده است.
با وجود تمامی این اظهارنظرها، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، روی کار آمدن یک رئیسجمهور حزبالهی را وعده میدهد و عدهای دیگر از نمایندگان مجلس هفتم نیز عملکرد این مجلس را عاملی برای پیروزی محافظهکاران در انتخابات ریاست جمهوری میدانند.
در این میان حمایت تلویحی دو تن از نمایندگان تهران که به دلیل وابستگی به آبادگران به مجلس راه یافتهاند از مهندس موسوی قابل تأمل بود. سعید ابوطالب در این زمینه اینگونه اظهارنظر کرده بود که با حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، صحنه انتخابات جدیتر میشود زیرا در این صورت افکار متفاوتی در این صحنه حضور مییابند و باعث حضور گسترده مردم نیز میشوند. او همچنین اظهار داشت که موسوی نام خوشی در ذهن مردم دارد و به دلیل شخصیت مؤثری که در مقوله جنگ و فرهنگ کشور داشته، بسیاری از مردم از حضور ایشان خوشحال خواهند شد.
محمد خوشچهره دیگر نماینده تهران نیز این چنین میگوید که میرحسین موسوی کارنامه قابل قبولی داشت اما شرایط امروز، هزار اما و اگر دارد ولی با توجه به شناختی که از روحیه ایشان و نیز از بازیگران کنونی عرصه سیاست دارم، این تبلیغات بیشتر یک حرکت تاکتیکی است تا یک اقدام واقعی.
محمدرضا فاکر رئیس کمسیون اصل 90 نیز میگوید: معرفی کاندیداها از سوی احزاب و گروههای سیاسی باید طبق قانون باشد. نماینده مشهد با اشاره به نوع رویکرد و مواجهه احزاب و گروههای سیاسی نسبت به انتخابات ریاست جمهوری آینده، گفته است که احزاب و گروهها هرگونه که مقبولشان باشد و روابطشان اقتضا کند به این عرصه وارد میشوند. آنچه مسلم است اینکه در این فضا مصالح و منافع کشور همانگونه که در گذشته مورد توجه و اولویت بوده است، حفظ شود.
وی درباره نوع شعارهای مطرح شده از سوی احزاب سیاسی خاطرنشان میکند که مردم جامعه ما فهمیده و آگاهند و تجربه گوش دادن به شعارها را دارند و میبینند که به این شعارها عمل نمیشود. بنابراین تا مردم کاندیداها را نشناسند به او رأی نخواهند داد. عباس سلیمینمین سردبیر پیشین کیهان هوایی موضوع حضور میرحسین موسوی را این گونه تحلیل میکند که دعوت از مهندس موسوی اقدامی شایسته است و قرابتی بین انتخاب کنندگان و انتخاب شونده وجود دارد. او میافزاید: برخی گروهها نظیر کارگزاران، بینش، تفکرات و دیدگاههایی متفاوت و گاه متعارض با موسوی دارند اما هماهنگیهایی که برای حمایت از وی در انتخابات ریاست جمهوری توسط آنان انجام شده، جای تأمل دارد.
وی تأکید کرد: برخی جریانات که با وجود سنخیت نداشتن با دیدگاههای موسوی از وی حمایت میکنند، با حرکتی سیاسی از مقبولیت و وجهه مثبت این شخصیت استفاده کرده و سپس در مراحل بالاتر انتخاباتی، فرد دیگری را جایگزین او خواهند کرد. سلیمینمین خاطرنشان میکند که استفاده از چنین تاکتیکی در انتخابات سال 76 نیز وجود داشت یعنی ابتدا میرحسین موسوی مطرح شد سپس موضوع به شکل دیگری تغییر کرد. او همچنین ضمن بعید دانستن پذیرفتن نامزدی برای ریاست جمهوری از جانب میرحسین موسوی اظهار میدارد که احتمال جدی وجود دارد که وی وارد رقابت انتخاباتی این دوره نشود اما بحثهایی که در پشت صحنه وجود دارد مؤید این است که این عدم تمایل مطرح نشود.
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران همچنین میگوید: با توجه به اینکه میرحسین موسوی نسبت به نیروهای فعالی که لغزشهای سیاسی و اقتصادی داشتند موضعگیری کرده و در سخنرانیهای خود این لغزشها را نپذیرفته است بنابراین موسوی نیرویی صادق و مناسب برای ریاست جمهوری است که از اقبال اجتماعی بالاتری برخوردار است و میتوان انتظار داشت که در صورت موافقت او، شاهد انتخاباتی پرشور باشیم و نیروهای صادق جریانهای مختلف به ایشان به عنوان نیروی کارآمد رأی خواهند داد.
وی یادآور میشود که نکته قابل تأمل این است که برخی نیروها چه در دولت خاتمی و چه در دولت هاشمیرفسنجانی، کارکردی مقابل تفکر موسوی داشتند و نباید پرچمدار دعوت از وی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری شوند. گروههایی نظیر کارگزاران به برخی گرایشات موسوی مثل "عدالت اجتماعی"، "نظام سلطه" و "لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی" پشت کرده و آن را نادیده گرفتند و حتی در مقابل او صفآرایی کردند به طور حتم قرار گرفتن پشت چنین جریانی (انتخاب موسوی) یک بازی سیاسی است و اهداف سیاسی به دنبال خواهد داشت.
وی خاطرنشان میکند که این شائبه وجود دارد که ورود زودهنگام به بحثهای انتخاباتی اهداف سیاسی را دنبال میکند و این نکته دور از ذهن نیست و تردیدی نیست که برخی جریانات به دنبال اهداف دیگری از تبلیغ زودهنگام درباره این شخصیت هستند. او همچنین معتقد است که به وجود آوردن چالشها حول یک شخصیت و سوزاندن وی شرایط را برای ورود نامزد اصلی فراهم خواهد کرد و این تاکتیکی قابل تأمل است که برخی جریانات میخواهند رقابتها حول میرحسین موسوی باشد و در آخر نامزد خود را معرفی کنند. جریانات مختلف این زیرکی را پیدا کردهاند که نامزد اصلی خود را معرفی نکنند تا رقبا فرصت زیادی برای تخریب شخصیت موردنظر نداشته باشند. این اظهارنظرات و تحلیلها از سوی جناح محافظهکار در حالی ارائه میشود که به نظر میرسد علیرغم گفتههای آنها، موضوع کاندیداتوری میرحسین موسوی نوعی آشفتگی را بر اردوی آنان حاکم کرده و سران آن جناح را به تکاپو واداشته تا در صورت پذیرفته شدن کاندیداتوری از سوی موسوی، حریفی همسنگ و هماندازه او به میدان بیاورند این در حالی است که اصلاحطلبان با حمایت همهجانبه از کاندیداتوری میرحسین موسوی پا به میدان گذاردهاند و طی اعلامیهها، بیانیهها و سخنرانیهای متعدد این موضوع را ابراز داشتهاند.
آیتالله طاهری امامجمعه پیشین اصفهان اعلام کرده که در صورت موافقت مهندس موسوی از وی حمایت میکند. او همچنین اظهار امیدواری کرده که موسوی این امر را پذیرفته و خود را کاندیدا نماید.
سیدحسین موسویتبریزی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم نیز گفته است: نخستوزیر سالهای دفاعمقدس، شخص مورد اعتماد امام(ره) بوده و ما در این مورد در جلسه جبهه دوم خرداد بحث کرده بودیم و همه حاضران در آن جلسه به اتفاق آرا از حضور ایشان حمایت کرده بودند. وی همچنین یادآور شد که میرحسین موسوی در اوج جنگ و بحرانیترین سالهای انقلاب، درگیری با محافظهکاران را تجربه کرده است او تجربه مدیریت در بحرانهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و دوران آشوب و نفاق را دارد و امروز نیز از همه مشکلات به خوبی آگاه است.
حسین امیری نماینده زرند ضمن انتقاد از محافظهکاران مبنی بر طرح زودهنگام بحث ریاست جمهوری توسط گروههای دوم خردادی، آن را نتیجه عدم توافق جناح راست بر سر کاندیدای مورد تفاهم همه محافظهکاران دانست و گفت که به رغم تلاش پشت پردهای که محافظهکاران برای معرفی کاندیدای مورد توافق گروههای مختلف خود دارند هنوز بر روی کاندیدای مشخصی به توافق نرسیدهاند. وی معرفی میرحسین موسوی از طرف اصلاحطلبان را انتخابی شایسته برشمرد و تصریح کرد: موسوی علاوه بر اینکه از چهرههای مورد علاقه مردم است، کاندیدایی است که توانسته وفاق را مابین گروههای دوم خردادی ایجاد کند.
نماینده آشوریان و کلدانیهای مجلس نیز ضمن حمایت از کاندیداتوری میرحسین موسوی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری میگوید: مطرح کردن این مبحث هرچند بسیار زود است اما به هر حال به شخصه به جهت عملکرد مهندس موسوی در زمان هشت ساله نخستوزیری، احترام خاصی به او قائلم. او توانست گامهای اساسی برای جامعه آشوریها بردارد و پس از آن بود که بسیاری از مسائل مهم جامعه ما از میان برداشته شد.
قدرتالله علیخانی عضو شورای تبیین استراتژی فراکسیون خط امام مجلس هفتم هم با اشاره به برخی اظهارنظرهای مطرح شده در مورد اینکه دعوت از میرحسین موسوی یک مانور تبلیغاتی و سیاسی است، اظهار میدارد که من اطلاع دقیق دارم که دعوت از مهندس موسوی جدی بوده و پیشنهاد اولیه هم از سوی اعضای مجمع روحانیون بوده و پس از آن این دعوت مورد استقبال بسیاری از گروههای دوم خردادی قرار گرفت و گروههای اصلاحطلب روی ایشان توافق کردهاند.
محمد قمی یک عضو دیگر فراکسیون اقلیت مجلس هفتم نیز میگوید: مجمع روحانیون مبارز با صداقت دعوت از میرحسین موسوی را مطرح کرد و از ایشان حمایت میکند تا در صحنه حضور پیدا کند. قمی تأکید کرد: مجمع روحانیون مبارز افراد صادقی هستند و لذا شخصی را انتخاب کردند که مردم طرفدارش باشند و به این انتخاب خود افتخار میکنند.
محمدرضا خاتمی دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی اینگونه اظهارنظر میکند که برنامه سیاسی حزب مشارکت در یک سال آینده حضور مؤثر در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری است و شرکت در این انتخابات را یک اصل میدانیم. او با اشاره به اینکه در زمان برگزاری انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی به دلیل رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی از معرفی نامزد خودداری شد، اضافه میکند که احساس میکنیم مردم به این نتیجه رسیدهاند که نباید انتخابات را به حال خود رها کرد و باید در آن حضور مؤثر داشت.
نایب رئیس مجلس ششم با بیان اینکه امکان پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد، میرحسین موسوی آخرین نخستوزیر پس از انقلاب اسلامی را نخستین گزینه جبهه اصلاحطلبان در انتخابات سال آینده میداند و اظهارنظر میکند که اصلاحطلبان در خصوص حضور مهندس موسوی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اجماع کامل دارند.
خاتمی در مورد ائتلاف گروههای اصلاحطلب در خصوص نامزدی میرحسین موسوی میگوید: در ایران شرایط به گونهای است که برخی مشکلات تحمیل میشود، لذا باید در مرحله پیش از برگزاری انتخابات در مورد ائتلاف سخن گفت. خاتمی اضافه میکند که ما اهل انقلاب، شورش و براندازی نیستیم بلکه معتقدیم با استقامت، پایداری و پافشاری به خواست ملت، میتوان به سرمنزل مقصود رسید. ما همیشه اعلام کردهایم که اپوزیسیون نظام نیستیم بلکه مخالف بعضی سیاستها در نظام هستیم که به اعتقاد ما برخلاف قانون اساسی است. مشی ما اصلاح سیاستهای غلط است و معتقدیم راه نجات کشور در برگشت به قانون اساسی است.
دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی تصریح میکند که همه تلاش خود را برای تحقق قانون اساسی به کار خواهیم بست و از همه امکانات موجود بهرهبرداری میکنیم و انتخابات ریاست جمهوری سال آینده یکی از این ابزارهاست و اساس کار ما خواهد بود. تجربه مجلس هفتم به ما نشان داد که باید فعالیتهای اجتماعی خود را بیشتر کنیم و با گروههای فکری و مراجع اجتماعی، علمی و دینی ارتباط بیشتری برقرار کنیم و در این راستا هر دولتی که بر مسند قدرت تکیه زند باید برای رفاه مردم تلاش کند. او با اشاره به اینکه برای توسعه اقتصادی باید هزینههای زیادی پرداخت کرد، یادآور میشود که رشد 8 درصدی با شعار تحقق نیافته و اکنون میگوییم باید نخست توسعه سیاسی داشت تا به توسعه اقتصادی برسیم و اگر مخالفان این نظریه معتقدند که باید نخست به توسعه اقتصادی توجه شود، انتخابات آزاد برگزار کنند.
علیمحمد غریبانی دبیر کل انجمن اسلامی مهندسان ایران نیز گفت: گروههای 18گانه جبهه دوم خرداد به این نتیجه رسیدهاند که باید در انتخابات آتی ریاست جمهوری کاملاً منسجم، هماهنگ و با رویهای واحد حرکت کنند و این نتیجه پس از مباحثات طولانی و کنار گذاشتن اختلافات جزیی، به دست آمده است.
وی در پاسخ به سؤالی درباره نامزد احتمالی گروههای دوم خردادی و احتمال تکثر نامزدهای این طیف سیاسی میگوید: تاکنون هیچ یک از گروههای اصلاح طلب به سراغ فرد دیگری به غیر از میرحسین موسوی نرفته و همه روی او اتفاقنظر کامل دارند و امیدواریم که مهندس موسوی نامزدی ریاست جمهوری را بپذیرد و اگر پذیرش او مسجل شود، شورای هماهنگی گروههای 18گانه جبهه دوم خرداد اقدامات ستادی را برای این دوره از انتخابات آغاز خواهد کرد.
علی شکوریراد قائم مقام جبهه مشارکت نیز با استقبال از حضور میرحسین موسوی گفت که حضور وی میتواند انسجام درونی جبهه دوم خرداد را تقویت کند. کاندیداتوری مهندس موسوی برای جبهه مشارکت امری مطلوب است و پیش از این صحبتهایی را نیز با وی انجام دادهایم اما ایشان تاکنون نظر خود را اعلام نکرده است ولی در صورت پذیرش نامزدی از سوی وی، آمادگی حمایت از ایشان را داریم. موسوی دارای پتانسیل ایجاد اجماع نظر در مجموعه نیروهای دوم خردادی است و حضور وی در عرصه انتخابات موجب هماهنگی این گروهها میشود.
شکوریراد معتقد است که مبهم ماندن مساله نامزدی موسوی در انتخابات آتی فرصتهای کار را از اصلاحطلبان خواهد گرفت و لذا از وی خواست که نظر خود را درخصوص پذیرش کاندیداتوری به طور شفاف اعلام کند تا گروههای دوم خردادی بتوانند برای حضور فعال و مؤثر در این عرصه برنامهریزی کنند.
محمد عطریانفر از شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز میگوید در صورت مطرح شدن بحث کاندیداتوری میرحسین موسوی قاطبه گروههای دوم خردادی از وی حمایت میکنند. او معتقد است که به رغم آنکه از اصل اقدام مجمع روحانیون مبارز در صدور بیانیه در جهت دعوت از میرحسین موسوی استقبال میکنیم اما معتقدیم که باید قبل از صدور بیانیه از طریق گفتوگو، همکاری ایشان جلب میشد زیرا چنانچه این مساله از جانب موسوی پذیرفته نشود، میتواند به چهره مجمع روحانیون مبارز آسیب وارد کند.
عطریانفر با تأکید بر اینکه از حضور مهندس موسوی در انتخابات آتی استقبال میکنیم، درباره مواضع حزب متبوعش درباره این موضوع میگوید که کارگزاران اخیراً جلسهای برگزار نکردهاند که موضوع کاندیداتوری میرحسین موسوی در آن مطرح شود.
مجید انصاری یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز با تأکید بر اهمیت انتخابات ریاست جمهوری به عنوان نماد جمهوریت نظام میگوید: رئیسجمهور آینده باید برآمده از رأی حداکثری مردم و نه تلاش یک جریان سیاسی در جهت شکست رقیب باشد. انصاری همچنین با استناد به برخی تمایلات دیدگاههای افراطی در جناح محافظهکار که از حضور حداقلی مردم در انتخابات استقبال میکنند، اظهار میدارد که این گروه پیروزی تضمین شده در انتخابات را به اعلام فراخوان برای همه واجدان شرایط ترجیح میدهد و این تفکر خطرناکی است که به رغم مؤثر بودن در کوتاه مدت، در درازمدت تأثیرات شکنندهای را به نظام تحمیل میکند.
وی ادامه میدهد: در صورتی که دیدگاه مشارکت حداقلی مردم به تدریج نهادینه شود، این تلقی که دیگر نمیتوان کاری از پیش برد در بین جوانان و دانشگاهیان تقویت میشود و به مرور زمان این قضیه را میتوان عاملی در جهت جدایی هرچه بیشتر مردم از حاکمیت برشمرد.
این عضو مجمع روحانیون مبارز با یادآوری این که در انتخابات ریاست جمهوری انگیزههای قومی و محلی که باعث حضور مردم در پای صندوقهای رأی میشود نسبت به دیگر انتخابات کمرنگتر است، میگوید: در این انتخابات به همان میزان که تقویت انگیزههای ملی در شور و شوق مردم برای شرکت در انتخابات را افزایش میدهد، تنگنظریهای حزبی و سیاسی بدون توجه به گرایشات ملی میتواند حضور مردم را ضعیف و کمرنگ کند و لذا جریان محافظهکار باید با توجه به نتایج رویکردهایش در تضعیف انگیزههای ملی مردم، عملکرد خود و تشکیلاتش را اصلاح کند.
انصاری در ادامه تصریح کرد که برخی رفتارهای شورای نگهبان در جریان انتخابات مجلس هفتم تأثیر عمیقی در ایجاد دلسردی در میان مردم داشت و ادامه این روند مخالف رأی و نظر امام راحل و مخالف مصالح ملی است و لذا باید ترتیبی اتخاذ شود تا از طریق تنظیم قوانین روشن و شفاف، جلوی این برخوردها گرفته شود تا هیچ اقدامی در عرصه انتخابات خارج از حیطه قانون اساسی و روح مردمسالاری صورت نگیرد.
انصاری اظهار داشت که مجمع روحانیون مبارز با وجود موانع پیش رو، هیچگاه انتخاباتی را تحریم نکرده و لذا در انتخابات بعدی ریاست جمهوری، مجمع روحانیون مبارز تمام تلاشش را در همراهی با دیگر گروههای دوم خردادی جهت وحدت نظر بر روی یک کاندیدای واحد به کار میبندد. مگر اینکه شرایط به نحوی باشد که فردی با شاخصهای مجمع هماهنگ نباشد که البته ما امیدواریم این امر تحقق پیدا نکند و همه گروهها از این امکان که کاندیدای مورد نظرشان را معرفی کنند، برخوردار باشند.
او در مورد میرحسین موسوی میگوید: مهندس موسوی همواره از جایگاه ویژهای در بین نخبگان جامعه و یاران امام، انقلاب و عامه مردم به خصوص دانشگاهیان و نسل جوان برخوردار بوده و تصمیم اخیر مجمع روحانیون مبارز برای دعوت از وی بر همین اصل استوار بوده است.
مجید انصاری در عین حال از محبوبیت فراگیر مردمی، سابقه خوش و درخشان مدیریتی، پایبندی جدی به خط و آرمان امام، گرایش به عامه مردم به ویژه نسل جوان و اقشار مستضعف به همراه انسجام فکری در اداره کشور، مسائل حوزه اقتصادی و بینالمللی و برخورداری از روحیه تعامل و همکاری با جامعه جهانی به عنوان شاخصههای دیگر مهندس میرحسین موسوی نام برد و افزود: در عین حال امیدوار هستیم همه مسئولان کشور و جریانهای سیاسی نسبت به موضوع انتخابات ریاست جمهوری دقت کافی داشته باشند و بستری را فراهم کنند که احساس نشود معرفی کاندیدا آب در هاون کوبیدن است زیرا در این صورت ما شاهد ضایعات بزرگی در راستای منافع ملی خواهیم شد.
به هر حال وضعیت میرحسین موسوی به عنوان تک برگ برنده جناح چپ از دو حالت خارج نیست. یا همانگونه که بعضی تحلیلهای جناح راست مدعی آن است مطرح کردن میرحسین موسوی به سبب جلب افکار عمومی به سمت جبهه دوم خرداد است و پس از اعلام عدم حضور مهندس موسوی فرد دیگری به جای وی مطرح خواهد شد یعنی حالتی تقریباً شبیه به دوم خرداد 76 پیش میآید و یا وی قبول مسئولیت کرده و پای به عرصه رقابت نهمین دوره ریاست جمهوری خواهد گذارد که در این صورت گروههای طرفدار وی و همچنین شخص میرحسین موسوی بایستی به مواردی توجه ویژه داشته باشند تا زمینهساز سوختن این برگ برنده نشوند.
اولین و مهمترین عامل این است که گروههای حامی مهندس موسوی به گونهای فضاسازی کنند که از حضور حماسی مردم در پای صندوقهای رأی اطمینان حاصل کنند و این مهم حاصل نمیشود مگر آنکه به هر طریق ممکن به مردم ثابت شود که در صورت به قدرت رسیدن میرحسین موسوی، او با مشکلاتی که سیدمحمد خاتمی رو به رو بود، مواجه نمیشود و اختیارات رئیسجمهور جدید بیش از خاتمی است و او میتواند بسیاری از مشکلاتی را که خاتمی به واسطه برخی موانع، موفق به حل آن نشده از پیش رو بردارد و مطمئناً در صورتی که این اعتماد در میان اقشار مختلف مردم به وجود آید حضور حماسی آنان در پای صندوقهای رأی دور از انتظار نخواهد بود.
نکته دوم اینکه ایران کشوری جوان است و این جوانان و حتی تا حدودی رأی اولیها هستند که در بسیاری موارد آرای تعیینکننده دارند. اینها همان نسل سوم انقلاب هستند که دوران صدارت میرحسین موسوی را درک نکرده و با مواضع و اعتقادات و همچنین خدمات او در زمان تصدی پست نخستوزیری و اداره جنگ آشنایی ندارند همین عدم اطلاع و آگاهی ممکن است آنان را برای سپردن سکان قوه اجرایی کشور به میرحسین موسوی دچار تردید کند. لذا در صورت اطمینان از حضور موسوی در عرصه انتخاباتی بایستی در مورد عملکرد و نحوه کشورداری و همچنین نسبت به دیدگاهها و اعتقادات او در زمینههای مختلف داخلی و خارجی برای نسل جوان روشنگری و تبلیغات مناسب انجام گیرد تا ذهن جوانان نسبت به این مهم کاملاً روشن شود.
از طرفی دیگر گروههای حامی او و شخص میرحسین موسوی بایستی قبل از حضور در عرصه انتخابات، برنامه و استراتژی خود را برای اداره مملکت ارائه داده و همچنین راهکارهای عملی برای اجرای این برنامهها را به اطلاع ملّت برسانند چرا که بیشک مردم نگران این موضوع هستند که در صورت به قدرت رسیدن میرحسین موسوی، او چگونه با مشکلات پیش رو دست و پنجه نرم خواهد کرد و چگونه آنها را از پیش رو برخواهد داشت تا رئیسجمهوری به یک "تدارکچی" دیگر دستگاهها تبدیل نشود و آیا اصولاً میرحسین موسوی دنبالهرو راه خاتمی بوده و یا گزینه دیگری را برای پیگیری مطالبات مردم مدنظر دارد؟
نکته سوم اینکه در صورت پیروزی میرحسین موسوی، فضای سیاسی کشور تا حدود زیادی شبیه دوم خرداد 76 خواهد شد یعنی مجلس در دست محافظهکاران بوده و قوه مجریه به جناح چپ خواهد رسید. میرحسین موسوی بایستی مشخص کند که برای تعامل با مجلس هفتم و برای جلوگیری از هدر رفتن زمان چهارساله کشور تا مجلس هشتم، چه راهکارهایی را ارائه خواهد داد تا دچار سرنوشت خاتمی با مجلس پنجم نشود؟
یافتن پاسخ این سؤالات میتواند تضمین کننده پیروزی میرحسین موسوی با آرای میلیونی باشد لذا در صورتی که قبل از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری مردم جواب این سؤالها را بگیرند، مهندس موسوی را حمایت کرده و به ریاست جمهوری خواهند رساند.
در اینجا بیمناسبت نیست به قسمتهایی از سخنرانی میرحسین موسوی در سال 78 در همایش "امام، دانشگاه و انقلاب اسلامی" اشاره کنیم که با توجه به محوریت سخنرانی بر مبنای "آزادی"، "عدالت اجتماعی" و "جامعه مدنی"، میتواند تا حدودی بیانگر افکار، عقاید و نظرات مهندس میرحسین موسوی باشد.
مهندس موسوی در این سخنرانی نظریه گفتوگوی تمدنها را بهترین روش برای مبارزه با افکار نژادپرستانه میداند و میگوید: حتی اگر ما به این گفتوگو نرسیم، ادامه این سیاست بسیار هوشمندانه و مؤثر است و برای اینکه در دهههای آینده بتوانیم با حفظ هویت ایرانی خود در چالش با ایده جهانی شدن قرار بگیریم یا باید دروازهها را ببندیم، محیط را تنگ و فضا را بسته کرده و ذهنها را ببندیم که با توجه به گسترش وسایل ارتباطی و تکنولوژی، این ایده قطعاً در درازمدت مؤثر نخواهد بود چرا که هیچ ملتی نمیتواند بدون مواجهه مستقیم و شجاعانه با فضای جدید، موقعیت خود را حفظ کند.
او به طرح 3 محور مهم آزادی، عدالت اجتماعی و جامعه مدنی و ارتباط آنها با یکدیگر پرداخته و تأکید میکند: طرح آزادی، طرحی در مقابل بسته شدن درهای دروازههاست که در آن، امکان نبرد با شرکت همه جانبه مردم وجود دارد. بحث آزادی بحث ضرورت است برای مقابله با آن چیزی که در مقابلش قرار گرفتیم و بدون تکیه بر آن نمیتوان وارد عرصه جهانی شد. او گفت: آزادی از آن مردم است و اینکه بگوییم آن را اعطاء کردهایم غلط است. باید به آزادی به عنوان یکی از معدود راههای حفظ هویت شفاف ایرانی و اسلامی بنگریم منتهی در چارچوب قانون.
وی با اشاره به اینکه ثروت، قدرت و حق را میآورد، میگوید: گرایش به قسط و عدالت اجتماعی جزو وظایف یک جامعه دینی است و عدم وجود عدالت اجتماعی میتواند موجب محدود شدن آزادی تودههای فقیر و مستضعف شود و توزیع منزلت و شأن اجتماعی در میان اقشار مردم باید عادلانه باشد تا هیچکس فقیر و به خاطر فقرش کنار زده نشود. او همچنین با انتقاد از کسانی که جامعه مدنی را مقابل جامعه دینی قرار میدهند میگوید: بدون توجه به مقوله مهم جامعه مدنی، قدرت برخورد با فضای ترسیم شده در جهان آینده را نخواهیم داشت و با جدا کردن جامعه مدنی از دینی، یک منبع عظیم قدرت از جامعه گرفته میشود. موسوی معتقد است در تمامی دنیا سعی میکنند از نشاطی که مردم به هنگام شرکت در انتخابات پیدا میکنند ابزاری برای وحدت ملی و حل مشکلات خود بسازند ولی در کشور ما بعد از حضور گسترده مردم در انتخابات دوم خرداد 76 و بهمن 78 نه تنها آن شور و نشاط را از بین بردند بلکه فضای کشور را پر از تنش و بدبینی کردند و این روش به ضرر اسلام و روحانیت تمام شد.
او معتقد است مردم، انقلاب کردند که مسئولیت و حاکمیت و پستها برای هیچ فرد و جناحی دائمی نباشد و تنها اصالت را به حفظ اصول و ارکان نظام میدهند نه حفظ اشخاص و بقای نظام در کرنش برابر خواست مردم است و بس.