رفعت سیداسد
آن روز که شارون در وصف جنگ و جنایتهایش علیه انتفاضه مبارک الاقصی(شروع: 28/9/2000) گفت که جنگ 1948 هنوز پایان نیافته است، اگر چه وی سفاک و دروغگو است اما در این مورد بیراهه نرفت. وی بحق، منویات درونی و طرز تفکر خود و دیدگاه ها و توطئه های رژیم سرطانی اش را بازگو کرد. آنچه این روزها با پشتیبانی آشکار آمریکا در فلسطین اتفاق می افتد، عملا بر ادامه جنگ سال 1947 تأکید دارد.
تمام آنچه که به اصطلاح صلح، مذاکرات و سازش نامیده می شود وهم و خیالی بیش نیست و هدف از آن به نوعی سرپوش نهادن (به سبک جدید) بر اشغالگری و صلح جو جلوه دادن این غده سرطانی است. همگان به خوبی به بی اساس بودن ادعای صلح طلبی صهیونیست ها واقفند. حتی خود یهودیان واقع بینی که در خارج از فلسطین به سرمی برند و از پایه ریزان این رژیم اشغالگر نیستند، این مطلب را به خوبی درک می کنند. از این لحاظ می گوییم که ساکن فلسطین اشغالی نباشد زیرا صرف سکونت از دید ما تجاوز و مشارکت در این ظلم تاریخی محسوب می شود. ظلمی که رژیم صهیونیستی نمود آشکاری از آن است. بسیاری از روشنفکران و متفکران یهودی بی اساس بودن این دولت و خصومتش با ابتدایی ترین ارزشهای انسانی که باید یهود به عنوان یک دین آسمانی پایبند آن باشد، برملا ساختند.
در همین راستا دکتر محمد احمد نابلسی در کتاب «یهودیان از خود بیزارند» چاپ اکتبر 2002 م نمونه های قابل توجهی از این دست یهودیان از جمله مورخان موسوم به تجددگرا ذکر کرده است. وی ضمن انتقاد از تظاهر یهودیان یادآور می شود که نباید فریب آنان را خورد. این نویسنده همچنین بر لزوم نگرشی واقع بینانه به این موضوع در چارچوب کلی و فراگیر منازعه فلسطینی- صهیونیستی تأکید کرده است.
نمونه ها کدامند؟... این موضوعی است که در ذیل بدان خواهیم پرداخت:
1- طایفه ناتوری کارتا: از جنبش های یهودی است که از اساس با تشکیل «اسرائیل» مخالف است.
نویسنده در مورد این طایفه آورده است که خاخامی به نام موشی هیرش رهبری ناتوری کارتا را برعهده دارد. پیروان این طایقه به آنچه که دستورات الهی مندرج در تورات اصیل می نامند، پایبند هستند. از دید این افراد همان گونه که خود بیان می دارند: «خداوند روزی سرزمین فلسطین را به ما عطا فرمود ولی به دلیل معصیت هایی که یهودیان مرتکب شدند، آن را از ما گرفت و دستور داد که هرگز با توسل به زور به این سرزمین بازنگردیم و منتظر فرمان ایشان برای بازگشت باشیم.»
اما این دستورات هنوز آشکارا اعلام نشده و این بدان معناست که بازپس گیری این سرزمین تهدیدی علیه امت یهود محسوب می شود به ویژه این که «اسرائیل» بر پایه زور پی ریزی و شکل گرفت، و به تعبیری دیگر نوعی اعلام جنگ در برابر خداوند و نافرمانی از دستورات ایشان بود. ما نه تنها در این جنگ معصیت بار شرکت نخواهیم کرد، بلکه اعلام می داریم که ارتباطی با صهیونیسم نداریم. ما پاسداران تعالیمی هستیم که جنبش (صهیونیسم) یادشده زیرپا می گذارند. علاوه بر این نه به «اسرائیل» اعتقادی داریم و نه آن را تایید و حمایت می کنیم، چرا که آن را مغایر و منافی با آموزه های دینی و الهی می دانیم.
«اسرائیل» صرفاً یک پروژه استعماری است که صهیونیسم از آن سود می جوید. اقامت ما در فلسطین به جهت خدمت به پروردگار و نه برای غصب و سلب آن (همان کاری که صهیونیسم عاری از هرگونه قداست، انجام می دهد) است. از آنجا که صهیونیسم در برابر خدا قد علم کرده و به محاربه با او می پردازد، خطر و تهدیدی بالقوه برای یهودیان و یهودیت محسوب می شود.
با توجه به مطالب فوق ما طایفه ناتوری کارتا «اسرائیل» را کشوری غیرمشروع و برپایی آن را مغایر با خواست و تعالیم الهی می دانیم به این علت آن را به رسمیت نمی شناسیم و این خواسته را از طریق اصرار بر اخذ روادید فلسطینی و ثبت آن در گذرنامه اسرائیلی خود به نمایش می گذاریم. البته ما گذرنامه اسرائیلی هم داریم برای سفر به فلسطین با این گذرنامه هیچ محدودیتی نداریم.
2-خانم پروفسور حنا آراندت: معروفیت این زن تنها به خاطر قرارگرفتن در جرگه زنان برجسته در عرصه اندیشه فلسفی نیست بلکه به سبب کسب لقب دشمن یهود (از سال 1961) می باشد. این لقب از اتهام خود بیزاری یهودی بدتر است.
3-موریس جاکوبی: این اندیشمند 85ساله و اسپانیایی الاصل است. وی اکنون به علت این که بارها در «اسرائیل» زندانی شده است، دیگر امکان زندگی در آنجا را ندارد. وی هم اینک هم تصریح می کند که دمکراسی اسرائیلی دندانهای تیزی دارد. ایشان از این بابت نگران فرزندان و نوادگانش است که در «اسرائیل» زندگی می کنند.
این مرد کهنسال کتابی 650 صفحه ای دارد که ناشری برای آن نمی یابد. این کتاب «اسرائیل سرزمین جنگ و فلسطین مرزوبوم صلح» نام دارد.
4-ماتیولی وین: خبرنگار یهودی اهل جنوب آفریقاست که در روزنامه اوین استاندارد چاپ لندن مقاله ای با حال و هوایی ادبی- رمانتیکی تحت عنوان «چرا از این که صهیونیست هستم احساس شرم می کنم» منتشر ساخت. همین مقاله برای قراردادن وی در شمار یهودیان از خود بیزار کافی بود. نام مقاله این بود.
5-فروید منکر اسطوره ها و افسانه های یهودی است. وی در کتاب «موسی و توحید» به بررسی و کنکاش عمیق فرهنگ و میراث دینی یهود و اسطوره های آن می پردازد. یهودیان هم دوره فروید که درصدد کاستن از شأن و اعتبار این کتاب بودند، آن را دور از سبک و حیطه کاری وی دانستند. حتی برخی ها تلاش کرده اند که میان موضع وی در قبال موسی و ارتداد از آیین پدریش از یک سو و انگیزه نگاشتن این کتاب و ارتباط آن با عقده روانی این نویسنده تازه به دوران رسیده از سوی دیگر ربطی قایل شوند. افراد دیگری چون اریک فروم معتقدند که ادله و براهین کتاب مذکور ضعیف اند.
با تمام این تفاصیل صهیونیسم قادر به کاستن از شأن و اعتبار آرای ارائه شده در این کتاب نیست، زیرا که این نظریات متن و جوهره ایدئولوژی صهیونیسم را نشانه می رود و فروید تا آستانه بی اعتبار ساختن کامل آن پیش رفت.
فروید دیدگاه مهم دیگری دارد که دکتر نابلسی آن را در کتاب خویش ارایه کرده است و با استفاده از آن اسطوره «ملت برگزیده خداوند»، را بی اساس و فاقد اعتبار می داند. فروید در این باره می گوید: «مایه بسی تعجب است که خدایی به ناگاه ملتی از میان دیگر ملت ها بر می گزیند و خود را اله آن معرفی می کند به گمان من چنین واقعه ای از نظر دیگر ادیان آسمانی هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
خداوند در طول تاریخ بشریت تمامی ملت ها را مخاطب خویش قرار داده است و ادیان آسمانی و ملت ها از روز ازل تاکنون کلیت واحدی را تشکیل می دهند.»
فروید سپس این سؤال را مطرح می سازد که شرایط سیاسی یهودیان با تحول خدای صرفاً قومی و تبدیل به خدای هستی منافات دارد و معلوم نیست که این ملت کوچک درمانده و بینوا و پرادعا چگونه فرزند دلبند پروردگار می گردد؟
فروید در ادامه چنین می گوید: «امپراتوری فرعون سبب پیدایش اندیشه توحیدی شد.» این اندیشه در قلمرو پادشاهی فرعون ریشه کن شد و ملت یهود پس از مدتی به آن ایمان آورد. این ملت از این اندیشه صیانت و حفاظت کرد که گویی گرانبهاترین مایملکش بوده است. این اندیشه در مقابل به این ملت، ماندگاری و ادامه حیات بخشید. یهودیان از راه یکتاپرستی منحرف شدند و دچار غرور و تکبر شدند. یهودیان این گونه از حقیقت فاصله گرفتند و خود را ملت برگزیده خداوند معرفی کردند. آنها بر این باور هستند که چون آنها پیروان دین یهود هستند، باید با دیگران تفاوت داشته باشند و جهان به دست آنها اداره شود و دیگر ملت ها حق زندگی ندارند و باید در خدمت آنها باشند.