تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۹۵۹۴۱

آمریکا، گسترش حضور نظامی در آسیا


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
همزمان با سفر آسیائی "باراک اوباما"، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) دست به ارائه طرحی در جهت افزایش حضور نظامی آمریکا در آسیا زده است که عمده‌ترین هدف آن کسب آمادگی‌های لازم در قلمرو نظامی برای مواجهه با دنیای چند قطبی آینده به نظر می‌رسد.
این طرح شامل سه محور است و سرمایه گذاریهای وسیع واشنگتن برای تقویت حضور نظامی آمریکا در سه منطقه را مدنظر قرار داده است:
1 - شبه قاره هند (جنوب آسیا)
2 - آسیای میانه قفقاز (آسیای مرکزی)
3 - خاور دور (جنوب شرقی آسیا)
ظاهراً هدف اصلی این استراتژی جدید بر روی مهار قدرت چین و جلوگیری از نفوذ مجدد روسیه استوار است و برمبنای تقویت همه جانبه حضور نظامی در آسیا فعالیت می‌کند. در واقع هدف شاخص و اعلام شده اینست که بجای ایجاد پایگاههای موقت و مسئله دار، به تفاهمات استراتژیک با دولتها روی آورند تا از این طریق به حضور اطمینان بخش در منطقه منجر شده و به عنوان جزء اصلی دیپلماسی تدافعی کشورهای منطقه در برخورد با مخاطرات محتمل معرفی شود.
پنتاگون در نخستین مرحله قصد دارد محورهای 3 گانه‌ای را در نظر بگیرد:
الف - استقرار سیستم‌های دفاع موشکی و سپر دفاع استراتژیک
ب - دستیابی به پیمانهای نظامی، امنیتی، فضائی و هسته ای
ج - تفاهم برای انجام جنگهای سایبری
با اینکه واشنگتن در مقطع کنونی هیچگونه توضیحی درباره نقش و جایگاه ژاپن، فیلیپین و کره جنوبی در این زمینه ارائه نکرده ولی بنظر می‌رسد با تمرکز زدائی از این بابت، سعی بر اینست که انحصار پایگاهها در جنوب شرقی آسیا شکسته شود و در بهترین شرایط، آمریکا به تعداد زیادی پایگاه و فرصتهای نظامی از طریق تفاهم با کشورهای متعددی در آسیای مرکزی، جنوبی و جنوب شرقی دست یابد. در واقع یکبار دیگر، هدف محاصره نظامی چین و روسیه و ایجاد حلقه‌های محاصره بسته‌تر در اطراف مرزهای این دو کشور مدنظر قرار گرفته است. بدین ترتیب واشنگتن علیرغم لفاظی‌های ظاهری و مسالمت جویانه، خط تقابل با پکن و مسکو را در پیش گرفته و حتی به تخاصم و تدارک برخورد نظامی پرداخته است. موضوع مهمتر در این میان تغییر وزن و جایگاه کشورهای هم پیمان اصلی همچون پاکستان و گرایش آشکار و غیرمنتظره به سوی هند یعنی دشمن اصلی پاکستان در معادلات قدرت آسیائی است که با ورود واشنگتن به این صحنه، مناسبات قدرت و موازنه سیاسی - نظامی تحت تاثیر تحولات جدی قرار می‌گیرد. آنچه در این میان اهمیت دارد، شلیک گلوله‌های اتهام به سوی پاکستان از طرف آمریکا است. اوباما در آستانه ورود به هند، از پاکستان خواست به بی‌تفاوتی محسوس در قلمرو برخورد با تروریستها و افراط‌گرائی خاتمه دهد و با حساسیت بیشتری ایفای مسئولیت نماید. این دقیقاً مشابه حملاتی است که "دیوید کامرون" نخست‌وزیر جدید انگلیس در لحظه ورود به دهلی، عیناً علیه پاکستان به کار گرفت و حتی رسماً پاکستان را از صدور تروریسم به هند، برحذر داشت.
هر چند پاکستان بلافاصله واکنش خشم آلودی در هر دو مورد بروز داد و با جملات دیپلماتیک و محتاطانه‌ای اعلام کرد علت این اظهارات و مفهوم آن قابل درک نیست ولی کاملاً آشکار است که وزن و جایگاه پاکستان از یک "متحد" به یک "متهم" تبدیل شده و آمریکا و متحدانش سعی دارند روی "هند" سرمایه گذاری کنند و حتی به آتش اختلافات ریشه‌دار و تاریخی میان دو کشور دامن بزنند تا بلکه در جائی دیگر امتیازاتی را برای خود تضمین کنند و منطقه را برای توجیه حضور نظامی خود آشفته و بحرانی سازند.
البته هند و چین در یک فرایند پرشتاب و دیرپا، یکدیگر را به چشم "دشمن" می‌نگریسته‌اند ولی قابل باور نیست که ایجاد مخاصمه و تنازع میان هند و چین به همین سادگیها باشد ولی با اینهمه، واشنگتن برای آتش افروزی در این زمینه از هیچ فرصتی فروگذار نکرده است.
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا اخیراً در حضور مقامات چینی از سیاستهای واشنگتن در ادامه و تقویت حضور نظامی آمریکا پشت مرزهای ساحلی چین دفاع و بر آن تاکید نمود. علاوه بر این، اصل مانور نظامی مشترک آمریکا و کره جنوبی در دریای زرد و دریای جنوب چین، اگرچه به بهانه تحریکات کره شمالی توجیه شد، اما دقیقاً تهدیدی علیه چین بود برای قدرت‌نمائی آمریکا با وجود آنکه آمریکا در این حرکت اخیر خود سعی دارد چنین وانمود سازد که نزدیکی به هند برای مقابله با قدرت روزافزون چین است، لکن "مهار هند" به خودی خود، بزرگترین هدف اعلام نشده‌ای است که پنتاگون برای تحقق آن ارزش و اهمیت خاصی قائل است. چرا که هند، در دنیای چندقطبی آینده قطعاً یکی از قطب‌های قدرت خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات