مجتبی نجفی
همه راهها به سازمان اطلاعات ختم میشود. این جملهای است که برخی از کارشناسان روابط ایران و مصر در مورد دلایل عدم برقراری رابطه میان ایران و مصر بیان میکنند. منظور از این جمله این است که عمر سلیمان، رئیس سازمان اطلاعات مصر نقش مهمی در تعیین سیاستهای داخلی و خارجی مصر دارد. البته این نقش در سیاست داخلی مصر محدود نمیشود و سیاست خارجی را نیز در بر میگیرد. هرگاه خبری مبنیبر سفر سلیمان به یکی از کشورهای همسایه منتشر میشود به این معناست که مبارک پیامی ویژه دارد. کافی است در سفرهای اخیر مرد قدرتمند مصر مروری کنیم تا متوجه نقش مهم سلیمان در عرصه سیاست خارجی مصر باشیم. او در چند ماه اخیر به سودان سفر کرد تا در مورد یکی از مهمترین وقایع قاره سیاه یعنی برگزاری رفراندوم برای جدایی جنوب مسیحی این کشور با رهبران خارطوم گفتوگو کند.
وی برای رایزنی با مقامات عربستان در مورد مذاکرات آشتی به عربستان سفر کرد. برای مذاکرات صلح به فلسطین سفر کرد و با هدف بررسی شهرک سازیها و پرونده هستهای ایران به اسرائیل رفت. شایع است که یکی از دلایل عدم شکل گیری روابط تهران و قاهره عدم تمایل عمر سلیمان به برقراری روابط است؛کسی که مستقیما بودجههای هنگفتی ر ا از ایالاتمتحده دریافت میکند و به همین دلیل وی به یکی از جدی ترین مخالفان ایجاد سفارتخانه ایران در مصر تبدیل شده است. این روزها در رسانههای مختف نام عمر سلیمان مرد قدرتمند مصر بهعنوان یکی از کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری این کشور شنیده میشود وحتی برخی از تحلیلگران اعتقاد دارند که عمر میتواند رویای جمال مبارک را برای جانشینی پدر بهباد دهد. عمر سلیمان را استاد جمال میدانند اما بهنظر میرسد که رابطه استادی و شاگردی به رابطه دو رقیب برای جانشینی رئیس 82ساله مصر تبدیل شده است. این در حالی است که حسنیمبارک رسما کاندیداتوری خود را برای انتخابات مصر اعلام کرده است. اما با این وجود مبارک بیمار است و تا سپتامبر سال 2011 که انتخابات ریاستجمهوری برگزار خواهد شد، عرصه سیاسی مصر میتواند صحنه تحولاتی جدید باشد بر همین اساس جمال جوان و سلیمان کارکشته امیدوارند که اقبال ریاستجمهوری یکی از بزرگترین کشورهای عربی بهسوی آنها برگردد و بههمین دلیل است که تحرکات آنها آغاز شده است.
در اواخر تابستان سال جاری بود در ماه آگوست کمپین مردمی طرفداران جمال مبارک اعلام حضور کرد. هر گاه در مصر نام کمپین مردمی یکی از شخصیتهای معروف دولتی مطرح میشود بهمعنای اعلام غیررسمی حضور فرد مورد نظر در انتخابات است. اما طولی نکشید که کمپین مردمی عمر سلیمان نیز در ماه سپتامبر در برابر این کمپین قد علم کرد. کمپینی که با نصب پلاکاردهایی بزرگ بر دیوارهای مصر آغاز بهکار کرد و در این پلاکاردها عمر سلیمان بهعنوان جانشین واقعی حسنیمبارک عنوان شده بود.ظهور این کمپین تبلیغاتی نشان داد که عمر سلیمان بهعنوان یکی از قدیمیترین و نزدیکترین یاران حسنیمبارک برای رقابت با جمالمبارک انگیزه بالایی دارد. شاید سلیمان بر این اعتقاد است که اگر قرار است کسی بهعنوان جانشین مبارک 82 ساله انتخاب شود هیچکس شایستهتر از او نیست.بهخصوص اینکه عمر سلیمان چه در میان ردههای حزبی و چه در میان جامعه روشنفکری مصر بهعنوان مرد شماره2 این کشور مطرح است و برخی او را قدرتمند ترین استاد جاسوسی در خاورمیانه میدانند و به همین دلیل است که در تبلیغات کمپین عمر سلیمان اشاره شده است؛ « نه جمال، نه اخوان، ما عمر سلیمان را میخواهیم.»
مرد آرام و کمحرف
سلیمان را مردی آرام میدانند که به ندرت سخن میگوید اما زمانی که سخن میگوید با آرامی و اطمینان و با کلماتی شمرده صحبت و تلاش میکند خود را جلوی مخاطب دوست داشتنی و منطقی نشان دهد. او در سرزنش افراد زبان تندی دارد. انتقادات وی از یاسر عرفات در حضور مسئولان اسرائیلی و جورج تنت، رئیس اسبق سازمان سیا مشهور است. شاید همین رویکرد او باعث شده تا برخی از مقامات اسرائیلی از وی تمجید کنند. بنیامین بن علیذر، وزیر دفاع سابق اسرائیل میگوید:« ما میتوانیم روی او حساب کنیم. او به وعدههای خود عمل میکند.»سلیمان از خانودهای نه چندان مرفه در مصر علیا به دنیا آمد. او در شهر کوچک قنا در ساحل شمالی رود نیل بزرگ شد. بعد از کودتای جمال عبدالناصر بسیاری از جوانان مصری در آرزوی پیوستن به افسران آزاد بودند. او در سال 1954 مدتی بعد از انقلاب عبدالناصر در آکادمی نظامی پذیرفته شد و مدتی بعد هم برای تکمیل آموزشهای نظامی خود به مسکو رفت و بعد از بازگشت به کشورش در بخش برنامهریزیهای استراتژیک ارتش استخدام شد و از این زمان بود که سلیمان جوان به حوزه کارهای اطلاعاتی نیز راه یافت. او بین سالهای 1962 تا 1967 در جنگ یمن حضور یافت تا انقلاب عربی ناصری مسیر خود را طی کند. سلیمان در جنگ خفتبار ششروزه اسرائیل و اعراب در سال 1967 و در جنگ سال 1973 نیز حضور داشت.
او مطالعات دانشگاهی خود را در دانشگاههای آیین شمس و قاهره طی کرد و در اواسط سالهای 1980 در رشته حقوق و علوم سیاسی مدرک گرفت. وی همچنین در مرکز آموزشی جان اف کندی در فرت براگ آموزش اطلاعاتی ویژهای را طی کرد و این مرحله آموزشی یکی از مهمترین مراحل حرفهای وی بود. در سال 1991 وی از سوی حسنیمبارک بهعنوان رئیس اداره اطلاعات نظامی منصوب شد و این انتصاب با حمله عراق به کویت و نخستین جنگ خلیجفارس همزمان شده بود. او در این جنگ موظف بود با ارتش آمریکا هماهنگیهای لازم را بهعمل آورد. در سال1993 نیز از سوی حسنیمبارک بهعنوان رئیس سازمان امنیت مصر منصوب شد؛ سازمانی قدرتمند در مصر که بازوی اصلی حسنیمبارک رئیسجمهور مصر نیز محسوب میشود. سازمانی که موظف بود با رویکردهای مسلحانه در مصر برخورد جدی کند. ورود وی به سازمان اطلاعات مصر با حملات جماعه الاسلامیه و سوءقصدهای صورتگرفته همزمان شده بود. برای مبارزه با گروههای مسلح اسلامگرا عمر سلیمان سازمان اطلاعات مصر را به آخرین تجهیزات مدرن مجهز کرد. او تا سال 1997 موفق شد تا حدود فراوانی رویکردهای مسلحانه در مصر را مهار کند و در سال 1995 نیز موفق شد توطئه علیه حسنیمبارک را خنثی کند. توطئهای که همزمان با ورود مبارک به ادیس ابابا تدارک دیده شد. در حالی که چندین گلوله به اتومبیل رئیسجمهور برخورد کرده بود، سلیمان به راننده دستور میدهد با یک چرخش رئیسجمهور را به هواپیمایی ویژه برساند تا رئیسجمهور مصر بدون هیچ آسیبی به مصر بازگردد. ظاهرا سلیمان قبلا از فعالیت گروههای اسلامگرا در برخی از کشورهای آفریقایی خبر داشته و برای چنین اتفاقی تدابیر ویژهای را اتخاذ کرده است.
تنها راه رئیسجمهوری
سلیمان که به فرد محبوب و ناجی مبارک تبدیل شده بود در سال 2000 در مراسم تشییع جنازه حافظ اسد برای نخستینبار در انظار عمومی ظاهر شد و از همان زمان نقش وی در بسیاری از مناقشات خاورمیانه پررنگ شد و بههمیندلیل وزیر امور خارجه مصر او را در سفرهایش به ندرت همراهی میکند. اما عمر سلیمان برای ریاستجمهوری خود با یک مشکل اساسی مواجه است.
طبق اصلاحات انجام شده در سال 2005 کاندیدای ریاستجمهوری مصر باید حداقل به مدت یکسال عضو یک حزب باشد و این حزب هم حداقل باید پنج سال سابقه کار داشته باشد و حداقل پنج درصد از کرسیهای پارلمان را نیز در اختیار داشته بشد. کاندیدای مورد نظر باید از حمایت 250نماینده برخوردار باشد. سلیمان اما بهعنوان یک فرد نظامی نمیتواند عضو ورهبر یک حزب باشد. تنها راهی که برای وی باقی میماند انتخاب وی بهعنوان معاون رئیسجمهور است، همان راهی که پیش از او انور السادات و حسنیمبارک طی کردند. مبارک تاکنون از این اقدام خودداری کرده و معاون خود را انتخاب نکرده است. تنها شانس سلیمان مخالفت حلقههای نفوذ و سلسله مراتب نظامی با جانشینی جمالمبارک است و در سایه این فشار است که سلیمان میتواند به ریاستجمهوری مصر امیدوار باشد.