گروه سیاسی، تانیا تجلی: چرا فرای به ایران دعوت شد؟ این پرسشی بود که روز گذشته آیت الله صادق آملی لاریجانی و در قامت رئیس دستگاه قضا مطرح کرد و یکی دیگر از میهمانان همایش شورای عالی ایرانیان را زیر سوال برد. به گزارش ایسنا وی که در جلسه شورای اداری استان ها سخن می گفت بخشی از سخنانش را به یکی از مدعوین همایش شورای عالی ایرانیان اختصاص داد و گفت: چرا ریچارد فرای به ایران دعوت شد؟ ریچارد فرای که مبدع مکتب ایرانی بوده و در همایش ایرانیان نیز به عنوان مدعو حضور داشته طی مصاحبه ای با شبکه سی ان ان عنوان کرده حکومت مذهبی در ایران از بین می رود و تغییرانی ایجاد خواهد شد. ببینید این افراد تا کجاها را اندیشیده اند و نقشه می کشند. همین سخنان تند و تیز آیت الله صادق آملی لاریجانی بود که باعث شد سخنان و حرف و حدیث ها در رابطه با همایش شورای عالی ایرانیان و مدعوین آن همایش به همین جا ختم نشود و گمان می رود واکنش ها همچنان به آن ادامه داشته باشد. روز چهارشنبه گذشته بود که حمید رسایی نماینده تهران خواهان بازپس گرفتن خانه اهدایی محمود احمدی نژاد از فرای شد؛ خانه ای که محمود احمدی نژاد در پی سخنان فرای که در حضور احمدی نژاد، آرزو کرده بود جسدش پس از مرگ در کنار سی و سه پل اصفهان دفن شود به وی اهدا شد. میهمانی که بعد از هوشنگ امیراحمدی دردسرساز و سبب شد یکی از میهمانان همایش شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور با عناوینی چون فرای «جاسوس »است، فرای «مبدع مکتب ایرانی» است، همراه شود. ریچارد فرای متولد 1920 استاد ایران شناسی و از استادان بازنشسته دانشگاه هاروارد است.
وی در 91 سالگی و در مرداد 1389 (ژوئیه 2010) میهمان همایش شد و از سوی احمدی نژاد خانه ای تاریخی و مجلل در اصفهان برای زندگی در ایران تا پایان عمرش دریافت کرد. او در وصیتش خواسته تا پس از مرگش در اصفهان و در کنار رودخانه زاینده رود نزدیک آرامگاه پروفسور پوپ شرق شناس معروف دفن شود. اما حضور در میهمانی علاوه بر خانه، سیل اتهاماتی را برای وی به دنبال داشت. یک ماه پس از اهدای خانه زیبا و مجلل به این ایران شناس بود که سایت رجانیوز در گزارش بلندبالایی با عنوان ارتباط جعلیات تاریخی «ریچارد فرای» و «ترویج مکتب ایرانی» به این میهمان همایش مشایی تاخت و اسنادی را مبنی بر جاسوس بودن وی منتشر کرد و در این گزارش اعلام کرد: «اتفاق ناخوشایندی که به وقوع پیوست اهدای قصر به عامل سرویس جاسوسی امریکاست که تنها درخواست یک قبر کرده بود. ریچارد فرای که به گواه اسناد محکم وزارت اطلاعات دارای سابقه جمع آوری اطلاعات است و ساخت جاعلانه کتاب های کهن برای بریدن گوش دولت ایران و مجموعه داران، با برملاشدن جعلی بودن کتاب قابوسنامه او، که پس از رسوایی، کابوسنامه فرای خوانده شد، یکی از خانه های تاریخی اصفهان را به عنوان هدیه به دلیل آنچه خدمات وی نامیده شد، دریافت کرد.» بنابر این گزارش، وزارت اطلاعات در سال 1376 کتابی با عنوان هویت منتشر کرد که در صفحه 131 این کتاب که در 375 صفحه توسط انتشارات حیان به چاپ رسیده، درباره ریچارد فرای آمده است: «ریچارد فرای چندی پیش به دعوت و تلاش برخی روشنفکران داخلی به ایران سفر کرد و در طول اقامت خود در تهران با استفاده از برخی عناصر نا آگاه اقدام به جمع آوری گسترده اطلاعات محرمانه کرد. ریچارد فرای که همکاری به ظاهر علمی او با سیا امری آشکار است در این سفر تا آنجا پیش رفت که حتی برای جذب برخی مدیران اجرایی و آموزشی کشور اقدام کرد که البته این تلاش با برخی هوشیاری ها ناکام ماند.» رجانیوز ادامه داد: «ما با دانشمندی که قصد کار علمی آزاد دارد، روبه رو نیستیم بلکه با جاعلی روبه رو هستیم که مرزی برای جعلیات خود نمی شناسد. به همین دلیل قصد نداریم به سوابق جاسوسی وی بپردازیم زیرا حوزه فکری و نرم افزاری که فرای و امثال او در آن فعالیت می کنند، از جاسوسی مستقیم مهم تر و خطرناک تر است.» به نوشته این سایت حامی دولت، ریچارد فرای مورخ یهودی از مورخانی است که در یک سده اخیر در تاریخ باستان و اسلام ایران به تحقیقات پرداخته اند.
این دسته از مورخان که فارغ از ملیتی که دارند، همگی یهودی هستند به عنوان منبع اصلی ایران شناسی شناخته می شوند. بدون استناد به آقایانی مانند فرای، پوپ، کریستنسن، اشمیت، آستروناخ، کخ، گیرشمن و... نمی توان درباره ایران باستان سخن گفت. این افراد که همگی هویتی مشکوک دارند، عامل اصلی شناساندن تاریخ ایران به خصوص دوره باستان آن معرفی می شوند تا حدی که آنها تاریخ ایران را بهتر از مردم کشورمان می شناسند. بنا بر این گزارش «این تاریخ سازی که با ایجاد و دامن زدن به ناسیونالیسم ایرانی با تحریف یا اغراق گویی درباره وقایع گذشته انجام شده، ریشه بسیاری از مشکلات کنونی به ویژه در بین روشنفکران ایرانی است. این تاریخ سازی همزیستی مسالمت آمیز مردم ایران را که سال ها در پناه آموزه های قرآن به خوبی با همسایگان مسلمان شان زیسته اند، هدف قرار داده است. با القای ناسیونالیسم قومی در کشور و فریب برخی از روشنفکران شرایطی را پدید آورده اند که متاسفانه حس بدبینی و نفرت از مردم مسلمان منطقه به جامعه فکری (روشنفکری) کشور القا شده است، البته این مختص به ایران نیست و این برنامه برای سایر اقوام منطقه نیز پیاده شده است، تا جایی که ما در تمام کشورهای مسلمان منطقه به «پان» های رنگارنگی برخورد می کنیم که بدون هیچ گونه استدلال منطقی ای برتری طلبی های زیادی را نسبت به دیگران مدعی هستند که تنها ثمره آن ایجاد موج نفرت در بین برخی از مردم مسلمان منطقه از یکدیگر بوده است.» رجانیوز با تاکید بر اینکه «قصد پرداختن به تمام تاریخ ایران باستان و نقش مورخان یهودی در نوشتن داده های کنونی نیست، بلکه هدف پرداختن به نقش ریچارد فرای است»، آورده بود: «برای نمونه به یکی از دروغ سازی هایی که وی در مرکز آن قرار دارد و با هدف به حاشیه راندن دین به وسیله ناسیونالیسم انجام شده، اشاره می کنیم.» وی گرچه خود را هخامنشی شناس جا می زند و در فیلم های تبلیغاتی با موضوع تخت جمشید ظاهر می شود، حتی به اظهارنظر بزرگ ترین معماران ایران که از طرف «سازمان نظام مهندسی ایران» بنای تخت جمشید را بررسی کرده و به طور رسمی گزارش داده اند این بنا به دلیل ایرادهای متعدد معماری نمی تواند یک بنای کامل باشد، اعتنا نمی کند و در یک همنوایی یهودی آن را محل برگزاری جشن های سالانه معرفی می کند. این در حالی است که نخستین حفاران که در مجموعه تخت جمشید بودند، هرچه می خواستند بدون هیچ تعهدی و هیچ نظارتی انجام دادند.
دانشگاه شیکاگو به عنوان نخستین حفار در محدوده تخت جمشید بیش از 30 هزار لوح عیلامی را به امریکا منتقل کرده و از استرداد آنها به ایران خودداری می کند، با وجود اینکه در مورد هویت عیلامی این لوحه ها به دلیل عدم استرداد آنها به ایران یا اجازه دادن به گروه های تحقیقاتی مستقل امکان اظهارنظر قطعی وجود ندارد. داستان ها و افسانه های عجیبی در مورد هخامنشی بودن آنها سرداده شده که اغراق های تمام عیاری برای ستایش ایران باستان است، در حالی که اگر آنها از مطالب گفته شده در مورد هویت آنها اطمینان دارند و ارزش موزه ای زیادی برای لوحه هایی که بیش از صد هزار از آنها در جهان وجود دارد (شامل اکتشافات انجام شده از زیگورات های مختلف) نمی توان قائل شد، سوال این است که چرا دانشگاه شیکاگو از استرداد آنها به ایران خودداری می کند؟ فرای به عنوان کسی که مدعی هخامنشی شناسی است چطور از ناقص بودن بنای تخت جمشید بی اطلاع بوده و برای یک بنای نیمه کاره داستان های فراوانی جهت برگزاری جشن ها در آن ساخته و به خورد افکار عمومی داده است؟ اگر به اهمیت تخت جمشید برای باستان پرستان و روشنفکران کنونی کشور دقت کنیم و ببینیم چه تاثیر مخربی به دلیل افزایش حس قوم گرایی در آنها به وجود آورده است، آنگاه می توانیم بفهمیم که چرا فرای و دوستان یهودی اش اینچنین برای تخت جمشید و هخامنشی ها قلم فرسایی کرده اند و از اسطوره قوم یهود اسطوره ملت ایران را ساخته اند. کوروش برای یهودیان بسیار مقدس است و جالب است که نخستین تیم فوتبال یهودیان ایران که در دوره پهلوی راه اندازی شد کوروش نام داشت. جشن های 2500 ساله که اوج تظاهر به قوم گرایی توسط پهلوی های دست نشانده بود در تخت جمشید انجام شد. جعل کتاب، جعل تاریخ از انسان، دانشمند قابل احترام نمی سازد. مرحوم آل احمد مستشرقین را افرادی می داند که از سر بی هنری زبان ملتی را آموخته اند و خود را کارشناس معرفی می کنند اما ظاهراً داستان از این نیز پیچیده تر است زیرا کار این عده تنها کارشناس شدن نیست بلکه تاریخ سازی آگاهانه با قصد نفاق افکنی بین مردم مسلمان منطقه است. با این اوصاف آیا نباید پرسید که اهدای یک خانه تاریخی به جاعلی مانند فرای چه معنایی دارد و آیا نباید علیه جعل های مورخان یهودی مانند فرای و پوپ (که در اصفهان به خاک سپرده شد) با تکیه بر آموزه های قرآنی کاری انجام داد و بساط افکار شرک آمیزی مانند کنار گذاشتن مکتب اسلام و ترویج مکتب ایران را برچید؟