تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۹۶۰۰۲
استعمار فرانو؛ تسلط ایدئولوژی لیبرالیستی

بصیرت سیاسی


به کوشش: علی مهدوی
در یادداشت پیشین درباره استعمار فرانو توضیحاتی ارائه کرده و گفتیم که "استعمار فرانو" در واقع، اشغال پایدار غیرمستقیم و بدون اعتراض مردمی با عبور از حاکمان سیاسی است. اینک ادامه بحث:
وقوع دو تحول عمده در نیمة قرن بیستم یعنی انقلاب اسلامی ایران و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) زمینه‌های لازم برای یک تغییر نگرش جدی در شیوه‌های استعمارگری را فراهم نمود. پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1987م (1357) با آموزة جدیدی که امام راحل(ره) به جهان ارائه نمودند و طلسم عدم امکان حرکت استقلال طلبانه در نظام دو قطبی لیبرالیستی کمونیستی را شکستند، پایان حاکمیت استعمار فرانو را رقم زد. امام راحل(ره)‌ و ملت مسلمان ایران با انقلاب دینی خود در عصر الحاد و کفر، ثابت کردند که می‌توان بدون اتکا و وابستگی به قدرت‌ها، حرکتی ضد استعماری و استقلال طلبانه شروع کرد و آن را به نتیجه رساند. به دنبال آن، امروزه طنین آزادیخواهی و استقلال طلبی ملت‌ها و اقدام علیه سلطة استعمارگران در اقصی نقاط جهان، به گوش می‌رسد. پایان جنگ جهانی دوم، آخرین برگ دفتر استعمار کهن را رقم زد و آغاز انقلاب اسلامی افول استعمار جدید را نوید داد، ولی به دلیل آنکه سلطه‌طلبی، چپاول و غارت منابع دیگران و تحقیر ملل دیگر ذاتی شیطان صفتان و قدرت‌طلبان جهانی است، آنها بر آن شدند تا استعمار، را به شکلی کاملاً جدید اعمال نمایند. این شکل جدید استعمار که دیگر متکی به حاکمان وابسته نیست، با ابعادی گسترده و پیچیده در عصر پس از جنگ سرد، با سیاست‌های یک جانبه‌گرایانة آمریکا و به منظور ایجاد نظم نوین جهانی دنبال می‌شود.
مشاهدة تاریخ استعمارگری غرب در دو دورة استعمار کهن و استعمار نو نشان‌دهندة این است که استعمار در همة‌ ابعاد اقتصادی، علمی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی اهداف خود را دنبال نموده و تأثیرات خود را بر دیگر جوامع به جا گذاشته است. امروزه نیز شناخت دقیق استعمار فرانو مستلزم یک نگاه همه جانبه در ابعاد و شیوه‌های فرانوین استعماری صاحبان زر و زور جهانی است. می‌توان گفت: این شکل از استعمار که با احساس غلبه و تسلط ایدئولوژی لیبرالیستی بر دیگر ایدئولوژی‌ها شروع شده و در صدد اثبات برتری خود است، ساختار همه جانبة جدیدی است که به طور جدی و فراگیر، به تهدید معرفتی ساختاری جهان می‌پردازد. ابعاد این ساختار تهدید کننده، ویرانگر، گسترده و متعددند. بعد اقتصادی این ساختار تهدید نظام مالی جهانی است که در آن تمام چرخش‌های مالی در سطح صنعت، خدمات و کشاورزی جهان با سیاستگذاری جهانی آمریکا شکل می‌گیرد و آنچه آیندة مالی جهان را تشکیل خواهد داد همین عمل و کارگری دیگر ملل برای رشد سرمایه‌های این نظام مالی جهانی است، به همان شکل که آرکوئیلد در تفکیک کشورها به دو قسمت تولیدکنندة اطلاعات (آمریکا) و تولیدکنندة انرژی (کشورهای دیگر، بخصوص جهان سوم) این موضوع را نظریه پردازی کرده است و بدین سان، جهان طبقه بندی می‌شود. از این‌رو، طبقه‌بندی جهانی مانند "اتحادیة اروپا"، "اُپک"، "خاورمیانة بزرگ" (جدید)، "اتحادیة آمریکای جنوبی" و مانند آن، همه با سرمایة آمریکایی و سیاستگذاری حاکم بر آن صورت می‌گیرد و هر کشوری که در جغرافیای کرة زمین در این طبقه‌بندی وارد نشود، "محور شرارت" شناخته می‌شود؛ زیرا چرخش مالی جهان به نفع سلطه‌گران با محوریت آمریکا را دچار اختلال می‌کند. پس از فروپاشی شوروی (سابق) و به وجود آمدن خلأ قدرت در مناطق تحت نفوذ آن، آمریکا که خود را پیروز جنگ سرد می‌دانست، با طرح ایجاد دموکراسی و ترویج آن طی سال‌های گذشته، سعی نموده است تا بر مناطق تحت نفوذ شوروی (سابق) مسلط شود و منابع انرژی آنها را تحت کنترل خود درآورد و در برنامه‌ای تحت عنوان "جادة ابریشم واشنگتن"‌ با دستاویز قرار دادن کمک‌های سیاسی ـ اقتصادی و ترویج اصلاحات و دموکراسی، مانع گسترش قدرت و نفوذ کشورهایی مثل چین، روسیه یا هند در این مناطق شود؛‌زیرا این کشورها نیز تهدیدهای بالقوه‌ای برای سیاست‌های واشنگتن در عرصة جهانی قلمداد می‌شوند.
آمریکا به دنبال تفوّق و سلطة خود بر جهان است و سعی می‌کند حتی‌المقدور این مهم را به نحو یک جانبه‌گرایانه به اتمام برساند. بدین منظور، در سطح منطقه و جهان، نیازمند حذف رقبا و دشمنان خود است. این کشور، بخصوص پس از حوادث 11 سپتامبر، ریشة اصلی مشکلات خود را در منطقة خاورمیانه و اسلام سیاسی یافت، به گونه‌ای که با پیروزی انقلاب اسلامی، مطرح و روز به روز تأثیرات آن بر معادلات جهانی افزایش می‌یابد. پاتریک سیل، روزنامه‌نگار انگلیسی، می‌گوید: "قرن 21 با اقدامات و حملات هدفمند یک امپراتوری جدید مرکب از آمریکا و اسرائیل به حاکمیت‌های عربی و استقلال آنها شروع شده و در یک ماهیت استعماری نوین، به دنبال تغییر نقش ژئوپلیتیک خاورمیانه و غارت ثروت نفتی آن با ایجاد دموکراسی به روش اسلحه می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات