دکتر امیر محبیان
تجربههای کسب شده در سی سال گذشته میتواند تا حدود زیادی ماده لازم برای پیش بینی و طراحی آینده فرهنگ سیاسی کشور را در اختیار ما قرار دهد.
یکی از نکاتی که در شکلگیری انقلاب اسلامی موثر بود و جریانهای مذهبی را در جدال با جریانهای سیاسی پر تجربه اما غیر مذهبی پیروز گردانید توجه متفکران اسلامی بر سوخت تئوریک لازم برای حرکت جریانهای سیاسی است. در واقع جریانهای مذهبی به دلیل قرار گرفتن در فضای چالشی با جریانهای چپ و حزبهای مذهبی انحرافی به تولید و تدوین فرهنگ و ادبیات سیاسی خاصی دست زدند.افرادی مانند علامه شهید مرتضی مطهری یا دکتر شریعتی از پیشگامان تولید و عرضه این فرهنگ سیاسی بودند اما باید دانست که شکل ساختاری منسجم این فرهنگ سیاسی در تفکرات و نظرات امام خمینی(ره) ظهور و بروز پیدا کرد که با مطرح ساختن اصل مترقی ولایت فقیه پایههای این فرهنگ سیاسی را بنا نهادند.
البته ایشان در طی زمان این موضوع را بسط و گسترش دادند و سرانجام نیز وارد فاز عملی و اجرایی گردانیدند.
ابتدا این طرح به صورت کلیات بود اما در طی زمان عملیاتی شدن این موضوع به سمت نهادمند شدن حرکت کرد. در سیاست، اصلی با همین مبنا وجود دارد که براساس آن هر جنبش یا movement در ابتدا بدون سیستم حرکت میکند اما به تدریج جنبشها به نهاد سازی میپردازند. انقلاب اسلامی به صورت یک movement حرکت خود را آغاز کرد و بر اساس تئوریهای امام(ره) به نهاد سازی پرداخت. در واقع زیر ساختهای نهادهای مردمسالاری در ایران تئوریک و قابل دفاع است. البته نهادها غالبا تا مدت مشخص میتوانند به نیازهای سیاسی جامعه پاسخ دهند.
شرایط جدید، اقتضائات جدید خود را میپسندد در سیاست، اصلی به عنوان تئوریهای جاودان وجود ندارد بلکه اصول جاودان و لا یتغیر وجود دارد. بنده فکر میکنم اقتضائات جدید در کشور ما در حالی رخ داده است که متفکرین پیش از آن بسترهای لازم را فراهم ساختند.
البته برخی از نکات نیز مورد غفلت واقع میشود. به عنوان مثال، بحث نقش اقتصاد در شکلدادن به فرهنگ سیاسی به دلیل رقابتهای اوایل انقلاب با مارکسیستها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ما در این حوزه به سمت حالت انفعالی حرکت کردهایم.
شاید هنگامی که سعی در تحلیل جریان کارگزاران داشتیم بیش از آنکه به ماهیت سیاسی این حزب بپردازیم بهتر بود اندکی هم به پشتوانههای اقتصادی این حزب نیز توجه میکردیم. شکلگیری و قدرت یابی حزب کارگزاران بیشتر مبنی بر نفوذ در شهرداری تهران و حمایتهای مالی برخی از پیمانکاران ساختمانی بوده است.
لذا این سابقه اقتصادی به تولید فرهنگ سیاسی خاصی منتج خواهد شد. این از جمله مواردی است که تحلیلگران ما غالبا از آن غافل میشوند. البته برخی از نکات نیز حاصل تجربیات عملی ما در حوزه سیاسی است.
به عنوان مثال موضوع افزایش مشارکت مردمی با گسترش رقابتهای سیاسی یک تئوری است که در بسیاری از کتب سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. اما فرهنگ سیاسی ما به خودی خود و در طی تجارب به این مهم دست یافته است.