معصومه نعمتی
جامعه سالم و ایده آل عبارت است از یک امت انسانی برابر و برادر (متحد با هم) که تحت یک رهبری واحد و صالح و یک جهت مشترک بر اساس حرکت تکاملی انسان، همه افراد آن بی هیچ امتیاز فردی در آن شرکت دارند.همان گونه که مشاهد میشود زیربنای یک جامعه، ملت میباشد بنابراین اگر آن ملت به خودسازی بپردازند و تا آنجا که توان دارند خویشتن را از صفات ناپسند و رذایل اخلاقی که در شان مقام انسانیت نیستند رها ساخته و به عزت نفس و کرامت اخلاقی برسند، تا حدودی به مرز جامعه سالم نزدیک شدهاند که این مرتبه نیز زمانی حاصل میشود که مردم ایمان عمیق و پایداری به خداوند به عنوان مبدا هستی و قدرت و کمال مطلق داشته باشد. از آنجاکه دین مبین اسلام کامل ترین و جامعترین دینی است که میتواند نجات بخش انسانها از اخلاقیات پلید و راذیل اخلاقی باشد بنابراین مطلب میتوان اذعان داشت در حال حاضر اولین نشانه جامعه منحط این است که مردم آن دینی غیر از دین اسلام را پذیرفته باشند. کسی که امروزه بخواهد دینی جز اسلام را برگزیند، با دست خود تیره روزی ابدی را برای خویش رقم زده است.
در فرازی از خطبه 160 نهجالبلاغه چنین میخوانیم:
"کسی که جز اسلام دینی را طلب کند، بدبختیاش تحقق مییابد و دستگیره ایمانش گسسته میگردد و با سر سقوط کردنش بزرگ خواهد بود و بازگشت او به حزن و اندوه طولانی و عذاب تباه سازنده حتمی است".
همچنین در بخشی از خطبه حضرت فاطمه(س) چنین آمده است:
"و هر کسی دینی جز اسلام انتخاب کند، از او قبول نشده و در آخرت از زیانکاران است".
پس انحراف از راستای اسلام نخستین و بارزترین نشانه جامعه منحط میباشد. اما ملت رها شده از بند رذایل و نفسانیات باید تحت لوای یک رهبر جهت داده شده و به سوی یک هدف والا که بقای جامعه و دین و دنیای آن را تضمین میکند حرکت اجتماعی وسیعی انجام دهند و به استناد آیه قرآنی " یا ایهاالذین امنو اطیعوالله واطیعوالرسول و اولی الامر منکم (نساء/59)" اطاعت از رهبر برهمگان واجب میباشد.
در چنین جامعهای رهبر به عنوان مقام اول مملکت وظیفهای بس خطیر دارد که باید با ایجاد وحدت و مودت بین ملت و دولت آنها را رهبری نموده و به آن هدف والا نزدیکتر گرداند. برای ایجاد وحدت و مودت بین یک ملت از سوی رهبر، رهبر باید با تدبیر و سامان بخشیدن به امور مردم و رسیدگی به خواستههای آنها رضایت و اعتماد آنها را کسب نماید. وظیفه دیگر رهبر ایجاد آرامش و امنیت در جامعه است. بنابراین باید افرادی صالح از سوی رهبر تعیین شده و به تخلفات و جرایم رسیدگی کند و بدین صورت جامعه را نظام بخشد. (دستگاه قضائی قوی و امین). همچنین اجرای صحیح عدالت و رعایت مساوات از سوی رهبر حسن ظن وخیر خواهی او را به مردم ثابت مینماید. با این کار هر کسی به حق مسلم خویش رسیده و اعتماد و الفتی بین رهبر و مردم برقرار میگردد که برای اقتدار جامعه بسیار الزامی است. پس این ملت باید از لحاظ توان دفاعی نیز در سطح خوبی باشد و نباید نسبت به حق بیاعتنا باشند چرا که اگر ملتی نسبت به حق بیاعتنا باشد ممکن است افرادی که هم سطح آنها نیستند بر آنان چیره شوند و مسلط گردند و این مطلبی است که حضرت علی(ع) در خطبه 165 بدان توجه داشتهاند: "ای مردمان، اگر شما در یاری حق بیاعتنا نمیماندید و در کوبیدن باطل ستمی نمیکردید کسانی که به هیچ روی همسنگ شما نبودند در شما طمع نمیکردند و اینان که امروز در برابر شما نیرو گرفتهاند، چنین نیرومند نمیشدند".
بنابراین اگر ملتی از توان دفاعی خوبی همراه با قدرت مادی برخوردار باشد در صورت مورد تعارض قرار گرفتن میتواننددشمنان خود را از پای در بیاورند. همچنین ملتی که بر حق است باید فریضه امر به معروف و نهی از منکر که باعث گسترش نیکیها ومانع از همه گیر شدن منکرات در جامعه است به کمال بر پای دارد اما در غیر این صورت خوبیها به تدریج در جامعه به دست فراموشی سپرده شده و منکرات گسترش مییابندو گسترش منکرات در جامعه باعث از بین رفتن زشتی آن عمل میشود و وقتی زشتی و قباحت منکر در نظر مردم از بین رود همه به انجام آن مبادرت میورزند؛ بدون احساس کوچکترین ناراحتی وعذاب وجدانی.
بنابراین میتوان گفت جامعه سالم بر سه پایه مهم است:
1-ایمان به خدا- چرا که در پی ایمان عمیق به خداوند، بشر از بسیاری گرفتاریها و معاصی دور میشود و به سوی نیکیها گرایش پیدا میکند و در واقع خودسازی مردم هم به این امر بستگی دارد و ملتی که نسبت به حق بیاعتنا نباشد و فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بر پای دارد، در پای مکتب اسلام و در پرتو ایمان عمیق به مبدا هستی تربیت میشود.
2- رهبر صالح- که عدالت را بر قرار کرده و مردم را آگاه نماید و آنان را تعلیم و تربیت کند و نیازهای آنها را پاسخ گفته و به هدف نهایی نزدیکتر گرداند و حیات معقول جامعه را تضمین نماید.
3- قدرت مادی و توان دفاعی- که جامعه بتواند در برابر دشمنان مقاومت نموده و آنها را از پای در آورد و بقای خویش را تضمین نماید.