تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۹۶۰۳۸

زمین دشمن از منظر اصولگرایی


محمد ایمانی
«عمل» و «تعامل» اصولگرایانه موضوع این نوشتار است. حتی اگر اهمیت روزگار معاصر و حساسیت شرایط- حاصل جمع فرصت ها و تهدیدها- هم نبود، تعمق بر سر این عمل و تعامل ضرورت داشت چه رسد به اینکه شرایط حساس روزگار ما این ضرورت را دو چندان می کند. اگر از توفیقات بی سابقه و فرصت های کم نظیری که در عرصه داخلی و بین المللی به دست آمده بگذریم، تشدید عداوت دشمنانی که دوره ای از شکست های پیاپی و مالامال از نگرانی و هراس را سپری می کنند، واقعیتی انکارناپذیر است. همچنین فتنه سال گذشته که به برکت بیداری ملت موقعیت شناس و استواری رهبر فرزانه انقلاب منکوب شد، مسلم کرد دشمن به ضعف افتاده، صرفا زمانی می تواند ضربت و زخمی مؤثر بزند که راهی به درون نخبگان و حلقه های صاحب نفوذ پیدا کند.
فتنه، «تشخیص»ها و «محاسبات» را هدف قرار می دهد چرا که باطل را با حق آمیخته و نقش و لعابی از حق بر باطل محض زده است. فتنه در ذات خود «خیال» انگیز است و فتنه گران نقطه عزیمت را توهم پراکنی قرار داده اند. این خیال و توهم- که نقطه پرگار آن عجب و تکبر افراد «مختال» است- ابتدا به جان مسببان فتنه که تصور می کنند کارگردان صحنه هستند اما در واقع مدیریت می شوند می افتد و سپس مانند ویروس در میان دیگرانی که نتوانسته اند مرز حق و باطل را پیدا کنند گسترش می یابد. این گسترش تا بدانجا می رسد که حتی کسانی از جبهه حق به «خیال» اینکه آتش فتنه را مهار کنند و مسببان «آلوده» فتنه را سر عقل آورند و به جانب جبهه حق برگردانند، خود در گرداب فتنه می افتند. این حلقه (حلقه سوم) هم ناخواسته و از سر لغزش- و بعضا به خاطر ضعف محاسبه یا آغشتگی برخی اطرافیان به فتنه- خود هیزم فتنه می شوند یا دست کم اسباب دشوارتر شدن «تشخیص» را فراهم می سازند.
مقتضای طبیعی فضای فتنه که تشخیص در آن دشوار می شود، حیرت و سرگردانی گروهی است که سرانجام از سوی دشمنان و فتنه گران یارگیری می شوند و یأس و ناامیدی و انفعال و ریزش گروهی دیگر، و خشم، غیرت و انزجار گروه سومی که به حق تاب ندارند «آتش افروزی»، «هیزم کشی»، «سرگردانی»، «فریب خوردگی به اسم مصلحت»، «سکوت یا مواضع چند پهلو» و «میل به جانب فتنه گران» را از سوی «طیف»های آلوده به پروژه فتنه ببینند. بدین ترتیب، مقتضای دیگر فضای فتنه رخ می کند؛ بگومگو و مجادله و دلخوری و انشقاق و تفرقه و پراکندگی و انفعال و یأس، که همگی «محور»های اصلی هجوم دشمن در جنگ نرم است. حتی اگر جبهه استکبار هم نبود، وقوع فتنه بر مدار «پیروی از هوا» و «بدعت در دین» ابعادی مهیب پیدا می کرد چه رسد به اینکه دشمن خارجی نیز با شناسایی آسیب زدگی و خلل پذیری طیفی از خواص، بالش-جنگ- نرم را هم زیر سر آنها گذاشته باشد. عمل اصولگرایانه و تعامل اصولگرایان در فضایی با این مختصات یعنی چه؟
پیامبر اعظم(ص) فرمود «استقیموا و نعمّا ان استقمتم. استقامت کنید و چه نیکوست که استقامت داشته باشید». و امیرمؤمنان(ع) که دریای جاذبه و الفت و صبر و حلم و وحدت خواهی بود، وقتی شعار «وحدت و الفت و جماعت» را از کسی با مختصات معاویه شنید، دست رد به سینه او زد و فرمود «دیروز میان ما و شما جدایی انداخت اینکه ما ایمان آوردیم و شما کفر ورزیدید. و امروز میان ما و شما جدایی می اندازد اینکه ما بر صراط حق استقامت می کنیم و شما به انحنا و انحراف و کجی فتنه می گروید». طبعا اصولگرایان نمی توانند از اولیای دین دیندارتر و مصلحت اندیش تر باشند و با وجود مشاهده 8 ماه فتنه گری عداوت آمیز- دست در دست دشمنان- باز هم از لزوم احیا و بازگشت فتنه گران به صحنه سخن بگویند. جاذبه بی دافعه، عین مداهنه و مصانعه ای است که در روایات به عنوان مانع اقامه امر پروردگار نکوهش شده است. مگر می شود به سوی آنها که با آشوب و اردوکشی خیابانی به معارضه با اسلامیت و جمهوریت نظام و ولایت فقیه و رهبری برخاستند و کوچک ترین ندامتی هم ابراز نکردند اندک میلی پیدا کرد؟ یا در «جذب» چنان افراط کرد که از جبهه انقلاب فاصله گرفت و به جای نجات غریق، خود با او به زیر آب رفت و غرق شد؟!
اما از این واقعیت که بگذریم به نظر می رسد مرور چند نکته دیگر ضرورت دارد. یکی از آن نکات نوع تعامل میان اصولگرایان است، به ویژه تعامل و گفت وگو میان آنها که صاحب منصبند و دیگرانی که از موضع اصولگرایی نقد و انتقاد می کنند. آنها که صاحب منصبند- رئیس جمهور و دولتمردان و منسوبان، رئیس مجلس و نمایندگان، صاحبان مناصب قضایی، اعضای مجمع تشخیص، شهردار و...- باید ضمن نصب العین داشتن همیشگی خدمتگزاری، عدالت خواهی، مبارزه با فساد و تبعیض و فقر، ولایت پذیری، همدلی و استکبارستیزی، از موضع یا عملی که متضمن «اتهام» یا «ابهام» باشد بپرهیزند. اگر هر یک از این صاحب منصبان یا اطرافیان و منسوبان خاص آنها در نزدیکی به مواضع تهمت بی پروایی کنند یا به جای مواضع صریح در مقابل مسببان و مباشران فتنه و مفسدان سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، موضع دوپهلو و چند پهلو پیشه سازند، در واقع سلاح جنگ نرم دشمن را خشاب گذاری کرده و به سوی هدف- اراده و روحیه، امید و ایمان، و وحدت و همدلی و الفت ملت و اصحاب انقلاب- شلیک کرده اند. متأسفانه بعضا چنین خطاهایی به واسطه کجروی برخی منسوبان و مشاوران، در مجلس، دولت، دستگاه قضایی، مجمع تشخیص، شهرداری و... رخ می دهد که خود دمیدن در آتش فسرده فتنه است. بالاخره نمی شود که اسم انقلابی و اصولگرا و پیرو رهبری را یدک کشید اما روش و رویکردی سازشکارانه و اباحی داشت. غفلت و زاویه گرفتن از اصول، به ویژه از صاحب منصبان-ولو اندک- نمی تواند پذیرفتنی باشد. اگر این برادران از اعتراض و انتقادهای رایج- اعم از انتقادهای به جا یا تند- می رنجند و اذیت می شوند، خوب است خود و اطرافیان و زیردستان را از موضع اتهام یا ابهام بپایند. «قوا انفسکم و اهلیکم».
طرف دیگر، منتقدان هستند، آنها که از سر غیرت و بصیرت- نه از سر بهانه گیری و عقده گشایی- نقد و اعتراض می کنند. انتقاد اصولگرایانه از جنس ترمیم و جراحی حاذقانه است نه قصابی و سلاخی. قصاب و جراح هر دو می برند و می شکافند، یکی برای جان گرفتن و دیگری برای جان دادن. یکی در نهایت شدت و دیگری در اوج رأفت. قصاب سر را می برد و از تن، جان می ستاند اما- به عنوان مثال- متخصص چشم، اگر قرار است آب مروارید را زایل کند تا چشم دوباره و بدون رنج ببیند، چشم را از کاسه بیرون نمی کشد یا سر بیمار را قصابی نمی کند! متأسفانه بسیار اتفاق می افتد که انتقادهای برخاسته از اصولگرایی، اصولگرایانه گفته نمی شود و به جای علاج و الفت، اسباب رنج و فاصله های بیشتر می شود. اگر از صاحبان «منصب» یا «نفوذ» و «وجاهت» و «شهرت» توقع این است که به ویژه در فضای فتنه، مطلقاً از موضع تهمت و ابهام پرهیز کنند و صراحت و شفافیت پیشه سازند، از دیگر اصولگرایان و منتقدان هم به رسم اصولگرایی باید توقع داشت که حلم و سعه صدر و «صبر»- و لو خار در چشم و استخوان در گلو- و «احتساب» (پای خدا نوشتن) را به عنوان «اقتضا» و «فضیلت» اصولگرایی و «شکر نعمت بصیرت» (ایمان بیشتر) پیشه و شعار خود سازند.
لازمه بصیرت در فتنه، شکیبایی و دریادلی در عین روشنگری و مجاهدت است. و شرط ایمان قوی تر، گرفتن دست ضعیف تر با مهر و عطوفت است نه با لجاجت و تعصب و تکبر. شاید این آخری گمشده خیلی از ماها باشد. و مگر می شود صف آرایی و هجمه دشمنان را دید و با دوستان اصولگرا- ولو خطاکار و دچار سوءتفاهم و سوءمحاسبه- گلاویز شد؟! جای آن خون دل خوردنی که سخت تر از خون دادن و جانبازی است، همین جاست. و صد البته که این صبر و سعه صدر و خوش بینی، به مفهوم خوش خیالی و خوش باوری و خواب زدگی و ندیدن عرصه نیست. صاحب عنوان ها یا صاحب منصبانی که به درستی در معرض نقد و اعتراض اصولگرایان قرار می گیرند یا گاه از اعتراض نسبت به آنها اغماض می شود، در صورت اصرار بر خطا یا خدای ناکرده خیانت- چندان که برخی فتنه گران سابقاً انقلابی، منافقانه مرتکب آن شدند- این فرمایش هشدارآمیز پیامبر اعظم(ص) را نصب العین و آویزه گوش داشته باشند؛ «از فراست مؤمن بپرهیزید که او به نور خداوندی می نگرد» و آیه قرآن را که «بگو عمل کنید که خدا و رسول او و مؤمنان، عمل شما را می بینند.»
تا پیروی هوای نفس و بدعت در دین هست، فتنه هم امکان بازسازی دارد. فرسایش نیروها در تنش ها و حاشیه ها و بگو مگوها، معبر گشودن برای فتنه گران است. وحدت، هیچ بدیلی ندارد و این مهم جز با کاستن از فاصله ها و پیشه کردن الفت و رحمت و صمیمیت و صداقت- پرهیز از تاکتیک های مذموم رایج در سیاست سکولار- و «جاذبه و دافعه بر محور ولایت» به دست نمی آید. دشمن با همراهی فتنه گران، انواع نزاع های درونی را طراحی کرده و به آن دامن می زند. جنگ متقابل دولت و مجلس علیه هم، جنگ اکثریت مجلس علیه اکثریت مجلس، جنگ دولت علیه دولت، اصولگرایان علیه اصولگرایان، روحانیت علیه روحانیت و... این همه یعنی تلاش برای گسیختن جبهه بزرگی که با عزم و همت و ایمان خویش، مستکبران را در جهان به خاک مذلت نشانده است. آنها همزمان می کوشند جبهه از هم پاشیده فتنه را گردهم آورند و حتی از جبهه اصولگرایان یارگیری کنند. چنان که در فتنه سال گذشته در «خیال» برخی دوستان اصولگرا دمیدند و تا ماه ها آنان را به بازی گرفتند. جنگ نرم با شدت- ولو با هزیمت دشمن- در جریان است.
و سرانجام، باید آیه 83 سوره محمد(ص) را همیشه متذکر شد که «اگر سرپیچی کنید و رویگردان شوید، خداوند گروهی را جایگزین شما می کند که مانند شما نباشند». مگر جماعت زیانکار و «مختال»- خیال زدگان متکبر - که مسبب فتنه سال گذشته شدند، سرنوشت شوم خود را پیش بینی می کردند؟ خود را وا نپاییدند و با توهم خود مهم پنداری و استغنا، صید شیطان شدند. باید به خداوند پناه برد و مدام از دل و جان عرض کرد «واجعلنی ممن تنتصر به لدینک و لاتستبدل بی غیری». به قول جناب لسان الغیب حافظ:
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
                         شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
                        ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی
روز عرفه باز آمده است، با هزار جلوه رحمت الهی. خوب است ما هم از سر تذلل و تضرع با حضرت سیدالساجدین(ع) همنوا شویم و عرض کنیم «خدایا تو در هر روزگاری دین خویش را با امامی که او را به عنوان نشان هدایت برپا داشتی تأیید فرمودی... خدایا او را به جانب دوستانت نرم کن و بر دشمنانت مسلط ساز و رأفت و رحمت و دلسوزی و مهربانی او را ارزانی ما کن... خداوندا مرا با مهلت دادن و استدراج غافلگیر مکن و از خواب غافلان و ناهشیاری اسرافکاران و خواب زدگی خوارشدگان بیدارساز... و از اعماق و غوطه های فتنه نجاتم ده و از تنگناهای آشوب و بلا بیرون آر و میان من و دشمنی که گمراهم کند و هوایی که به هلاکت اندازد، حائل شو... و مرا مانند کسی که از چشم مراعات و عنایت تو افتاده و خواری شامل او شده، دور نینداز بلکه دستم را از سقوط مانند بی دینان بگیر... مرا به حیات طیبه زنده بدار... و از شماتت دشمنان و پیش آمدن بلا و خواری و گرفتاری پناهم ده... و آن هنگام که گمراهی (فتنه) و گرفتاری گروهی را اراده کردی، مرا با پناه آوردن به خودت نجات بخش... و مرا در وادی طغیان، سرگشته رها مکن و غوطه ور در غفلت خود تا دم مرگ وامگذار. و مرا مایه پند و عبرت دیگران و مایه فتنه و گمراهی هرکس که بر من می نگرد قرار نده. و با من در حلقه ای که با آنان مکر می کنی، مکر نکن و دیگری را- در اقامه حق- جایگزین من نفرما و نام مرا از فهرست نیکان تغییر نده... و خنکای عفو و شیرینی رحمت و آسایش خود را بر من بچشان... و مرا مشتاق ملاقات خویش ساز... و کینه مؤمنان را از سینه من بیرون کن و دل مرا با فروتنان و خاشعان مهربان ساز و با من چنان باش که با صالحانی...». (دعای 74 صحیفه سجادیه)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات