دکتر سعید خالوزاده
گسترش اتحادیه اروپایی از 15 کشور به 25 کشور بزرگترین روند همگرایی سیاسی و اقتصادی در طول عمر 57 ساله این سازمان اروپایی است. ورود 10 کشور اروپای مرکزی و شمالی از اول ماه مه 2004 به اتحادیه اروپایی شرایط جدیدی را فراروی این اتحادیه قرار داده است. حضور این کشورها (که آمریکا آنها را اروپای جدید مینامد) میتواند نفوذ و نقش آمریکا را در اتحادیه اروپا تقویت کند و این امر از یک جنبه به زیان ایران خواهد بود. اگرچه از طرف دیگر، از آنجا که این ده کشور جدید، کشورهای چندان مهمی نیستند، توان تأثیرگذاری خیلی زیادی در اتحادیه ندارند اما میتوانند تصمیمگیریهای جمعی را دشوار نمایند. ورود فرهنگهای جدید، با سابقه اروپای شرقی و کمونیستی، اتحادیه اروپا را به مجموعهای ناهمگون تبدیل خواهد کرد و در عین حال با توجه به ضعف اقتصادی این کشورها، اتحادیه آن انسجام و هماهنگی اقتصادی پیشین که ناشی از عضویت اکثر کشورهای پیشرفته اروپایی در آن بود را از دست خواهد داد.
کشورهای اروپای شرقی علیرغم پیوستن به اتحادیه اروپایی دارای گرایشات شدید آتلانتیستی و آمریکایی هستند. در حالی که در زمان جنگ سرد، کشورهای اروپای غربی به آمریکا متمایل بودند و کشورهای شرق اروپا به شوروی و دارای گرایشات ضد آمریکایی نیز بودند، امروزه و پس از جنگ سرد و تلاشهایی که آمریکا برای تثبیت رهبری جهانی دارد، وضعیت برعکس شده است و در شرایطی که کشورهای اروپای قدیم اکثراً به دنبال چندجانبهگرایی میباشند و از سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا حمایت نمیکنند، در اروپای جدید مخصوصاً در محافل سیاسی و آکادمیک، گرایشات به سیاستهای آمریکا بیشتر شده است. یکی از نقاط امیدواری اروپای قدیم بعد مسافت آمریکا از این نقطه است که دستیابی به همه اهداف را در آینده مشکل کرده است.
از طرفی باید در نظر داشت که اعضای اتحادیه اروپا نسبت به ایران و نوع رابطه اتحادیه با تهران موضع هماهنگ و واحدی ندارند و هر کدام کمیت و کیفیت متفاوتی برای رابطه با ایران قائل هستند. برخی عمدتاً اهداف سیاسی را در مذاکره با ایران دنبال میکنند و برخی به اهداف اقتصادی اولویت میدهند. به این دلیل، مسیر مذاکرات اقتصادی و سیاسی ایران با اتحادیه اروپا مسیری دشوار و ناهموار میباشد و به متغیرهای داخلی، تحولات منطقهای و بینالمللی بستگی خواهد داشت. بنابراین، چشماندار روشنی در این زمینه نمیتوان تصور کرد.
اتحادیه اروپایی عملاً یک سازمان بینالمللی است و دارای عملکرد فرا قارهای است و گرچه به ظاهر مجموعهای از کشورهاست اما با توجه به قوانین بسیار پیچیده، مفصل و غیرقابل انعطاف آن عملاً همانند یک سازمان بینالمللی عمل میکند. برقراری روابط تجاری با اتحادیه اروپا که در آن امضای کلیه قراردادهای اقتصادی به کمیسیون اروپا محول گردیده است و نمیتوان با تکتک کشورها رابطه نهادینه اقتصادی برقرار نمود، کار بس دشواری است. از سوی دیگر، تفاوت دیدگاه کشورهای شمال و جنوب اروپا در قبال ایران و متصلبتر بودن کشورهای شمالی، سبب عدم تحقق اجماع در این زمینه در اتحادیه میشود. با پیوستن ده عضو جدید اروپای شرقی و مرکزی، امکان تنظیم مؤثر روابط دو جانبه ایران با این کشورها عملاً کاهش یافته و روابط با آنها نیز باید در چارچوب اتحادیه اروپایی تعریف شود زیرا آنها تمامی قوانین و مقررات اتحادیه را پیشاپیش پذیرفتهاند. با این همه از آنجا که روابط قبلی ما با این ده کشور، خوب بوده است، حضور آنها در اتحادیه میتواند تحت شرایطی به سود روابط باشد و بر کل اتحادیه تأثیر مثبت بگذارد.
روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، بیشتر در قالبی اقتصادی جریان داشت و طرفین با امضای موافقتنامه همکاریهای اقتصادی در سال 1963 روابط اقتصادی فیمابین را سازماندهی کرده بودند. از آن پس، طرف اروپایی با توجه به تحولات ایران، تمایلی به تمدید آن از خود نشان داد. طی این سالها روابط سیاسی دو طرف شکل نهادینه شده خاصی نداشت و در چارچوب سنتی خود (مذاکره سیاسی با تکتک کشورهای اروپایی) دنبال میشد.
روابط سیاسی ایران با اتحادیه اروپایی پس از انقلاب اسلامی
به طور کلی بعد از انقلاب پنج مقطع عمده در روابط جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپایی وجود داشته است که عبارتند از:
1- دوران بلاتکلیفی و بیاعتمادی از سال 1357 لغایت 1366 (1979 لغایت 1988)
2- دوران انتقالی از سال 1367 لغایت 1371 (1988 لغایت 1991)
3- دوران گفتوگوهای انتقادی از سال 1372 لغایت 1375 (1992 لغایت 1997)
4- دوران گفتوگوهای فراگیر از سال 1377 لغایت 1380 (1998 لغایت 2001)
5- بعد از 11 سپتامبر 2001 از سال 1380 تا به امروز (2001 لغایت 2004)
1- دوران بلاتکلیفی و بیاعتمادی از سال 1357 لغایت 1366 (1979 لغایت 1988)
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، به طور کلی چند عامل باعث شد تا هرگونه عادیسازی روابط کشورهای اروپای غربی با ایران غیرمحتمل گردد. عامل اول به گروگانگیری دیپلماتهای سفارت آمریکا در تهران در سال 1358 به مدت 444 روز باز میگردد. کشورهای اروپای غربی این اقدام دانشجویان پیرو خط امام را شدیداً محکوم کردند. عامل دوم جنگ 8 ساله عراق علیه ایران و بیتفاوتی و در بسیاری از موارد، حمایت کشورهای غربی از عراق در جنگ علیه ایران بود. رفتار انگلیس و فرانسه به عنوان دو عضو دایم شورای امنیت، به گونهای بود که تصور میشد بر سر تهاجم عراق علیه ایران دست به تبانی زدهاند و چشم خود را بر روی حقایق و مقررات بینالمللی حفظ صلح و امنیت بینالمللی بستهاند. تحویل تجهیزات ساخت سلاحهای شیمیایی به عراق از سوی برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و انگلیس، نیز موجب بیاعتمادی در روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا میشد.
عامل سوم این بود که نگرانی از صدور انقلاب اسلامی به کشورهای مسلمان و حمایت از حرکتهای آزادیبخش موجب ترس و وحشت کشورهای اروپای غربی میشد و نزدیکی روابط جمهوری اسلامی ایران با جامعه اروپا را مشکل میساخت. عامل چهارم طولانی شدن جنگ عراق با ایران و عدم پذیرش قطعنامه 598 (که در سال 1987 به اتفاق آرا از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب شده بود) از سوی ایران بود.
عوامل فوق کلاً شرایطی انتقادی علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد و جامعه اروپا را واداشت به انتقاد از سیاستهای ایران اسلامی خصوصاً در زمینه حقوق بشر (حقوق زنان، آزادی بیان، حقوق اقلیتهای مذهبی و . . .) جنبههای مختلف جنگ با عراق بپردازد. در این مقطع ما شاهد دیوار بلند بیاعتمادی در روابط دو طرف بودیم. در این دوران روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا کلاً در فضایی سرشار از بیاعتمادی و رکود به سر میبرد. این دوره از سال 1357 تا 1366 (1979 تا 1988) جریان داشت و تا پایان جنگ تداوم داشت.
2- دوران انتقالی از سال 1367 لغایت 1371 (1988 لغایت 1991)
با پایان یافتن جنگ ایران و عراق بعد از هشت سال و برقراری آتشبس در تابستان 1367، فضای رکود و بیاعتمادی در روابط ایران با جامعه اقتصادی اروپا به تدریج کاهش یافت. شرکت فعال کشورهای اروپایی خصوصاً آلمان و ایتالیا در تدوین قطعنامه 598 و رفتوآمدها و مذاکرات دیپلماتیک مفصلی که صورت گرفت در تلطیف فضای منجمد روابط تأثیر گذاشت. پایان یافتن جنگ با عراق و استقرار آرامش و ثبات در منطقه خلیجفارس به بهبود فضای روابط کمک کرد. کشورهای اروپای غربی فرصت را جهت حضور در بازار بزرگ ایران در دوران بازسازی بعد از جنگ مغتنم شمردند و هیأتهای سیاسی- تجاری زیادی را به تهران گسیل داشتند. شوق حضور در بازار ایران آنها را به رقابت و گسترش روابط حداقل در بعد دوجانبه وامیداشت.
به دنبال تجاوز عراق به کویت در دوم اوت 1990، شرایط جدیدی در منطقه به وجود آمد. موضع خردمندانه ایران در این بحران توجه کشورهای اروپایی را جلب کرد. در این زمان تروئیکای وزرای خارجه جامعه اروپا برای اولینبار بعد از انقلاب راهی ایران شد و مذاکرات مفصلی با طرف ایرانی صورت گرفت. یکی از اهداف این گفتوگوها، بهبود روابط جمهوری اسلامی ایران با جامعه اقتصادی اروپا و کشورهای عضو آن بود. با ورود بیش از 1 میلیون از آوارگان کرد عراقی به ایران ناشی از جنگ عراق با کویت، همکاریهای جامعه اروپا با ایران به ویژه به منظور کمکرسانی به این آوارگان، بیشتر شد. زیرا کشورهای اروپایی که در ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا در جنگ علیه عراق شرکت داشتند، وظیفه خود میدانستند به این آوارگان کمک کنند و ایران مرکز این کمکرسانی بود.
سفر یک هیأت عالیرتبه از پارلمان اروپایی به ایران در ژوئن 1991 و دیدار از مناطق استقرار اکراد آواره و گزارشی که این هیأت بعد از بازگشت به اتحادیه اروپایی داد، شرایط را برای دوره جدیدی از روابط بین ایران و جامعه اروپایی، تحت عنوان گفتوگوهای انتقادی فراهم کرد.
در این دوران با طرح دکترین نظم نوین جهانی از سوی رئیس جمهوری آمریکا جرج بوش پدر، اروپاییها نگران افزایش حضور و نفوذ آمریکا در منطقه و از دست دادن موقعیت و جایگاه خود در منطقه شدند. خصوصاً حضور بسیار گسترده نظامی آمریکا در منطقه به این نگرانی دامن میزد. بعد از این جنگ به ویژه جامعه اروپایی نسبت به برقراری رابطه با ایران به عنوان یک کشور قدرتمند و با ثبات در منطقه علاقمند شد.
3- دوران گفتوگوهای انتقادی از سال 1372 لغایت 1375 (1992 لغایت 1997)
بحث رابطه با جامعه اقتصادی اروپا عمدتاً در سالهای آخر دهه 80 اهمیت پیدا کرد. عدم وجود روابط دیپلماتیک با آمریکا به این بحث دامن زد و این ذهنیت وجود داشت که جامعه اروپا می تواند خلأ عدم وجود روابط آمریکا را پر نماید. در این شرایط سران جامعه اروپایی در فضای نسبتاً مثبت ایجاد شده در رابطه با ایران، در دسامبر سال 1992 در پایان ریاست انگلیس بیانیه ادینبورگ را صادر و علاقهمندی خود را به انجام گفتگوهای انتقادی با جمهوری اسلامی ایران اعلام داشتند.
سران جامعه اروپا در این اجلاس از جمهوری اسلامی ایران دعوت کردند با کشورهای اروپایی یک دور گفتوگوی انتقادی داشته باشد. این بیانیه با استقبال مقامات ایران مواجه شد و جناب آقای رفسنجانی رئیسجمهور وقت پاسخی تهیه و به نخستوزیر دانمارک رئیس دورهای جامعه اقتصادی اروپا ارائه گردید. در این نامه ضمن استقبال از انجام گفتوگو و تبادلنظر از برخی سیاستهای این جامعه در قبال گزینشی برخورد کردن با مقوله حقوق بشر، موقعیت مسلمانان در اروپا، استانداردهای دوگانه جامعه اروپا در مقوله مبارزه با تروریسم و موضوعاتی دیگر، انتقاد گردید. متعاقباً نخستوزیر دانمارک به عنوان رئیس وقت اتحادیه در پاسخ به نامه جناب آقای هاشمی گفت: «اتحادیه اروپایی و کشورهای عضو آن با مبادله جدی و صریح نظرات میان اتحادیه و اعضای آن با ایران موافق است و از آن استقبال میکند. »
در زمان ریاست دانمارک اولین دور گفتوگوهای انتقادی در مرداد ماه 1372 در کپنهاگ بین آقای واعظی معاون اروپا و آمریکای وزیر امور خارجه ایران و همتای دانمارکی وی و با حضور مقاماتی از تروئیکای اروپایی صورت پذیرفت و طرفین از نزدیک با دیدگاههای یکدیگر در موضوعات مختلف آشنا شدند. در مقطع گفتوگوهای انتقادی قضیه سلمان رشدی و فتوای محکومیت به مرگ وی از سوی امام خمینی (ره) به خاطر انتشار کتاب آیات شیطانی بسیار داغ بود.
هفتمین دور مذاکرات در تاریخ 9/9/75 در دوبلین پایتخت ایرلند و با هیئت تروئیکای اتحادیه اروپایی متشکل از نمایندگان ایرلند، ایتالیا و هلند انجام گرفت. در این مذاکرات هیئت ایرانی نقطه نظرات خود را در خصوص نحوه ادامه گفتوگوهای انتقادی به اطلاع طرف مقابل رساند و از شیوه موجود انجام مذاکرات انتقاد کرد. هیئت اروپایی در خصوص دادگاه میکونوس در برلین، ضمن اظهار نگرانی، همبستگی خود را با آلمان اعلام نمود. همچنین دو طرف به تبادلنظر درباره اوضاع خاورمیانه، افغانستان، تاجیکستان و عراق و موضوع پناهندگان مقیم ایران پرداختند. در مجموع 7 دور گفتوگوی انتقادی در سطح معاون وزیر بین ایران با تروئیکای اتحادیه اروپایی در پایتختهای اروپایی برگزار گردید.
به دنبال حکم صادره از سوی دادگاهی در برلین معروف به دادگاه میکونوس و حمایت اتحادیه اروپایی از آلمان در این قضیه و در فضای به وجود آمده از آن گفتوگوهای انتقادی در سال 1997 از سوی اتحادیه اروپایی قطع شد و اتحادیه سفرای خود را از ایران فرا خواند و سفرای ایران در کشورهای عضو اتحادیه اروپایی نیز به کشور فراخوانده شدند. فراخوانی سفیر به مدت 7 ماه به طول انجامید.
4- دوران گفتوگوهای فراگیر و سازنده از سال 1377 لغایت 1380 (1998 لغایت 2001)
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران در دوم خرداد 1376 (ژوئن 1997) و تشکیل دولت جدید به ریاست جناب آقای خاتمی سبب به وجود آمدن فضایی مثبت در روابط با اروپا گردید و روابط دیپلماتیک با اروپا بعد از هفت ماه روابط تیره که به دنبال حکم دادگاه برلین بر سر ماجرای میکونوس ایجاد شده بود به حالت عادی خود بازگشت و تحولات مثبت دیگری را نیز به دنبال داشت و گفتوگوهای ایران با اتحایه اروپایی مجدداً آغاز گردید. موضعگیری خوب اتحادیه در قبال قانون آمریکایی داماتو و مخالفت با اثرات فراسرزمینی قوانین تحریم ثانویه و متعاقباً رفت و آمدهای سطوح عالی بین مقامات بلندپایه ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا، طرفین را در مسیر سازماندهی دور جدیدی از گفتوگو با ماهیتی فراگیر و سازنده قرار داد.
گفتوگوهای فراگیر بین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپایی که در دوره ریاست اتریش در سال 1998 آغاز شد، از لحاظ نام، محتوا و محل برگزاری، تفاوتهای عمدهای با گفتوگوهای قبلی داشت، به این ترتیب که نام «انتقادی» به سازنده و فراگیر تبدیل شده بود، برای اولینبار به طور چرخشی در تهران و پایتختهای ریاستهای دورهای اتحادیه برگزار میگردید و برخلاف مذاکرات گذشته که صرفاً موضوعات سیاسی در دستور کار قرار میگرفت، همکاریهای ملموس اقتصادی و تجاری نیز موردنظر بوده و بر یافتن زمینههای عملی همکاری مشترک متمرکز شد.
از تیر ماه سال 1377 که اولین دور گفتوگوهای فراگیر بین ایران و اتحادیه اروپا در تهران برگزار شد 10 دور گفتوگو در تهران و اروپا انجام گرفته که طی آن علاوه بر بحث و تصمیمگیری در خصوص توسعه روابط و همکاریهای دوجانبه، مسائل مختلف منطقهای و بینالمللی مورد تبادلنظر قرار گرفته است. یازدهمین دور گفتوگوهای فراگیر هم تحت تأثیر مسائل هستهای قرار گرفته است.
در این مقطع، ایران و اتحادیه اروپایی در چهار موضوع انرژی، تجارت و سرمایهگذاری، مواد مخدر و مهاجرت پناهندگان اقدام به تشکیل گروههای کاری نموده و همکاریهای عملی را آغاز نمودند. ایران و اتحادیه در جریان گفتوگوهای فراگیر طیف گستردهای از مسائل منطقهای و بینالمللی مورد علاقه فیمابین شامل حقوق بشر، تروریسم، خلع سلاح و مسائل خلیجفارس، عراق، افغانستان، آسیای میانه، قفقاز، بالکان و غیره را مورد بحث و تبادلنظر قرار دادند.
بنابر گزارش فوریه کمیسیون اروپایی که هدف از آن تنظیم روابط با ایران ذکر شده، به دنبال برقراری گفتوگوهای فراگیر، روابط ایران با کشورهای عضو اتحادیه اروپایی از زمان انتخاب جناب آقای خاتمی در ژوئن 1997 به شکلی قابل توجه بهبود یافته است. نخستوزیر ایتالیا در 1997 از تهران بازدید کرد. در 1999 رئیسجمهور خاتمی از ایتالیا و فرانسه بازدید داشت و در همین سال رؤسای جمهور اتریش و یونان از ایران دیدن کردند. رئیسجمهور خاتمی سپس به آلمان سفر کرد. دیدارهای متعددی توسط وزرای خارجه و سایر وزاری دو طرف انجام گرفت. روابط ایران با بریتانیا در 1998 و با حل و فصل مسئله فتوای رشدی از حالت بلوکه خارج شد و دو کشور در اوسط سال 1999 اقدام به مبادله سفیر نمودند.
5-روابط پس از واقعه 11 سپتامبر 2001
گرچه اتحادیه اروپا در پی روی کار آمدن دولت هفتم جمهوری اسلامی ایران در خرداد ماه 1376 اقبال زیادی حداقل در سطح سیاسی و رسانهای برای همکاری با دولت جدید ایران از خود نشان داد، لیکن وقوع حادثه 11 سپتامبر یک بار دیگر نشان داد که اتحادیه اروپا در تنظیم روابط خود با ایران تا چه حد تحت تأثیر نگرشها و رویکردهای آمریکاست و در مذاکرات رودررو با مقامات ایران نیز همواره در پس ذهن خود متأثر از مواضع و نظرات ایالات متحده میباشد.
در 17 ژوئیه 2002، وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا طی نشستی که به صدور بیانیه معروف 17 ژوئیه منجر شد، چارچوب معینی را برای پیشبرد روابط این اتحادیه با جمهوری اسلامی ایران تعیین، تصویب و اعلام کردند. در این بیانیه سه محور اساسی به تصویب رسیده بود:
اتحادیه اروپا بحث تروریسم بینالملل آمریکا و مبارزه با آن را به عنوان مسئلهای محوری پذیرفت و به صورت یک سند مستقل همکاری به ایران پیشنهاد داد.
1- اتحادیه اروپا اعلام آمادگی کرد مذاکراتی را برای نهایی کردن یک سند سیاسی مشتمل بر حفظ و ارتقای آزادیهای اساسی، اصلاحات داخلی، حقوق بشر، سلاحهای کشتار جمعی، روند صلح خاورمیانه، افغانستان و غیره با ایران مشروع نماید.
2- آمادگی برای شروع مذاکره در خصوص یک سند همکاری تجاری (TCA) که پیشرفت در مورد آن بستگی تام به حصول نتیجه در زمینه دو سند سیاسی 1 و 2 دارد (منوط شد به روابط اقتصادی پیشرفتهتر در ازای دریافت امتیازات سیاسی).
3- اتحادیه اروپا بر پایه سه مؤلفه عمده نوع و سطح روابط خود با ایران را در عصر مابعد 11 سپتامبر تنظیم کرد:
الف- منافع عام اروپا در ایران بخصوص در زمینههای اقتصادی، بازارهای صادراتی و تأمین منابع انرژی، عاملی که کماکان در گذشته نیز مدنظر اتحادیه بوده است.
ب- شرایط داخلی ایران و روند اصلاحات و دوران به اصطلاح گذار، عاملی که به نحو قابل توجهی به نوع عملکرد و رفتار اتحادیه در قبال ایران در این دوره شکل داد و اروپا را متوقعتر از گذشته ساخت.
ج- رویکرد آمریکا بعد از 11 سپتامبر در قبال ایران، اروپاییها دقیقاً همان دلنگرانیهایی را که آمریکا در قبال ایران مطرح مینمود در روابط با جمهوری اسلامی ایران ملحوظ کرده و مطرح نمودهاند؛ مانند طرح مسئله کشتی کارین- ای و حمل اسلحه به فلسطین، فرار اعضای القاعده به داخل قلمرو ایران، طرح اقدامات ایران در افغانستان و به ویژه موضوع فعالیتهای هستهای ایران . . . و اینکه اینگونه رفتارهای ایران به روابط با اتحادیه اروپا ضربه خواهد زد.
نهادینه شدن روابط ایران و اتحادیه اروپایی
صرفنظر از موافقتنامههایی که ایران با برخی کشورهای اروپایی به صورت دو جانبه منعقد کرده است، امضای موافقتنامه همکاری تجاری نیز به عنوان حاصل حدود 2 سال مذاکره ایران و اروپا موردنظر میباشد.
در مهمترین تحول روابط، شورای وزیران اتحادیه در جریان نشست 20 نوامبر 2000 با اشاره به تمایل خود برای تقویت مناسبات با ایران از کمیسیون اروپایی خواستار تهیه گزارش توجیهی جهت همکارهای فیمابین گردید. گزارش کمیسیون در بهمن ماه 1379 نهایی شد. شورا پس از دریافت این گزارش و ارزیابی آن، از کمیسیون خواستار تهیه پیشنویس پیشنهادی موافقتنامه تجارت و همکاری شد. کمیسیون متعاقباً گزارشی را تهیه نمود که به تصویب شورای وزیران اتحادیه رسید (24/2/1380) که براساس آن موضوع انعقاد یک موافقتنامه تجارت و همکاری با ایران در دستور کار روابط فیمابین قرار گرفت. مجوز شروع مذاکرات مربوط به موافقتنامه نیز در تاریخ 24/3/1381 از سوی شورای وزیران اتحادیه صادر شد.
انعقاد یک موافقتنامه همکاری اقتصادی- تجاری با اتحادیه اروپایی یکی از مهمترین راههای گسترش و نهادینه کردن روابط با اتحادیه است و از این طریق بسیاری از موانع و محدودیتهای اقتصادی با اتحادیه برداشته خواهد شد و فرصتهای جدیدی برای بهرهمندی از امکانات اقتصادی- تجاری اتحادیه به وجود خواهد آمد. انعقاد این موافقتنامه منجر به اصلاح ساختار اقتصادی کشور و ساماندهی وضعیت اقتصادی میشود و از طرفی مقدمهای برای ورود ایران به سازمان جهانی تجارت است.
انعقاد موافقتنامه تجارت و همکاری بین ایران و اتحادیه اروپایی در ارتباط مستقیم با مذاکرات سیاسی است و اتحادیه اروپایی اظهار داشته که گفتوگوهای اقتصادی چنانچه بخواهد منجر به تعمیق روابط با ایران بشود باید در ارتباط نزدیک، موازی و همزمان با گفتوگوهای سیاسی پیش برود. مسائلی چون حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی دارای اهمیت وافری برای اتحادیه بوده و پیشرفت آن در ارتباط با پیشرفت مذاکرات اقتصادی- تجاری است و بدون پیشرفت در این مسائل انعقاد موافقتنامه اقتصادی عملی نخواهد بود.
خاطرنشان میشود در حال حاضر چهار دور مذاکره بین ایران و اتحادیه اروپایی درخصوص انعقاد موافقتنامه تجارت و همکاری صورت پذیرفته و در این راستا طرفین دیدگاهها و نظرات خود را پیرامون این موافقتنامه بیان داشتهاند. دور اول این مذاکرات در تاریخ 21 آذر ماه 1381 در بروکسل برگزار شد. دور دوم این مذاکرات در تاریخ 16/11/1381 با حضور کریستوفر پتن کمیسیونر روابط خارجی اروپا در سفر به تهران صورت پذیرفت. دور سوم مذاکرات در تاریخ 20- 19 فروردین ماه 1382 در مقر اتحادیه اروپایی، بروکسل و دور چهارم در تاریخ 12/3/1382 در تهران برگزار گردید و دور پنجم این مذاکرات تحت تأثیر مسائل هستهای ایران صورت نگرفته است.
از دید اتحادیه اروپایی، پیشرفت در سه بعد سیاسی، مبارزه با تروریسم و اقتصادی مشروط به یکدیگر میباشند. ایران دارای مزیتهای اقتصادی مازاد تجاری، پایین بودن قرضههای خارجی و ذخیره ارزی قابل توجه میباشد. این سه عامل مثبت که اقتصاد ایران را در برابر بحرانهای اقتصادی پس از یازده سپتامبر حفظ کرده است، عاملی برای جذب اتحادیه اروپا شده است. البته این جذابیت مشروط به تداوم اصلاحات اقتصادی، ایجاد اشتغال و گسترش اقتصاد بازار و سرمایهگذاری است.
تأثیر فعالیتهای هستهای ایران بر رابطه با اتحادیه اروپایی
بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001، سیاست اتحادیه اروپایی به تدریج در زمینه مسائلی مانند کنترل برنامههای هستهای ایران، رعایت حقوق بشر، مذاکرات صلح خاورمیانه و مبارزه با تروریسم با سیاست آمریکا به میزان زیادی هماهنگ شده است. در این میان، موضوع ایران به عنوان یکی از موضوعات بسیار حساس در دستور کار آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت. این روند به ویژه از بهار 1382 آغاز شد و با فشار آمریکا همراه گشت. اتحادیه اروپایی نهایتاً به موضع آمریکا بسیار نزدیک شد. لسآنجلس تامیز نوشت که کمتر مسألهای است که آمریکا و اروپا بر سر آن اتفاقنظر داشته باشند، اما ممانعت از فعالیتهای ایران برای تولید سلاحهای اتمی، یکی از این موارد توافق است. هدف از این همآوایی بینالمللی، نگاه دقیقتر به تجهیزاتی است که حکومت ایران برای مبدل شدن به یک نیروی هستهای برای خود فراهم آورده و اینکه جمهوری اسلامی با ایجاد یک سلاح اتمی چقدر فاصله دارد.
موضع اتحادیه اروپایی در خصوص فعالیت هستهای ایران
از دید اتحادیه اروپایی برنامههای هستهای ایران باعث نگرانی شدید در کشورهای اروپایی شده است.
اتحادیه اروپایی از نیمه دوم سال 2003 و بعد از آن در کلیه مواضع رسمی و علنی موضع بسیار قاطعانه و سختی را در برابر ایران در پیش گرفته است. موضعی که در چند سال اخیر هیچگاه سابقه نداشته است. نقطه ثقل این موضع سخت، سلاحهای هستهای و پیوستن ایران به پروتکل الحاقی و موافقت با بازرسیهای سرزده است.
در این رابطه وزیران خارجه اتحادیه اروپایی در نشست مورخ 21 ژوئیه 2003 خود در بروکسل با صدور بیانیهای به خصوص از ایران خواستند که به پروتکل الحاقی بپیوندد. به دنبال این هشدار مواضع کشورهای اروپایی تحت شعاع مسائل هستهای به سیاست دولت آمریکا نزدیکتر شد. وزیران خارجه اروپا در بیانیه خود چنین استدلال کردند که: «گسترش مواد کشتار جمعی و موادی که برای کاربرد در موشکهای حامل استفاده میشوند، تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی محسوب میشود».
روند وقایع نشان داد که اتحادیه اروپایی به موضع آژانس بینالمللی انرژی اتمی و آمریکا در اتخاذ یک سیاست قاطع در برابر ایران پیوست. این مثلث سه ضلعی که حمایت سایر کشورهای غربی و پیشرفته از جمله کانادا، استرالیا و ژاپن را نیز به دنبال داشت و خصوصاً مورد تأیید گروه 7 کشور بزرگ صنعتی دنیا بود، شرایط را برای ایران دشوار ساخت و به ایجاد بدبینی و فشار به ایران در جامعه جهانی ابعاد جدید و گستردهای داد. نامه مشترک وزرای خارجه آلمان، انگلیس و فرانسه به ایران در تابستان 1382 و متعاقب آن جهت پیوستن به پروتکل الحاقی یکی از صریحترین اقدامات اتحادیه در این راستا بود. در واقع این امر به مثابه یک زورآزمایی بین کشورهای قدرتمند و پیشرفته دنیا از یک طرف و ایران از طرف دیگر بود. صحنهای که بازیگران از موقعیت و توان بسیار متفاوتی برخوردارند. در این میان تبلیغات بینالمللی و جامعه جهانی نه از موضع ایران که از موضع طرف مقابل حمایت کرد.
در شیوه برخورد اتحادیه و آمریکا با ایران اختلافنظرهایی وجود دارد. آمریکا سیاست منزوی ساختن ایران را دنبال میکند، حال آنکه اتحادیه اروپایی همواره قائل به گفتوگو و تعامل بوده است. به نظر میرسد که بین اروپا و آمریکا درباره فعالیتهای هستهای ایران اختلاف اساسی وجود ندارد و اصولاً نوعی اجماع جهانی در این باره ایجاد شده است.
همکاریهای اقتصادی و تجاری ایران با اتحادیه اروپایی
ایران در زمره اولین کشورهایی است که با امضای موافقتنامه تجاری در 1963 روابط نهادینه شده قراردادی در محدوده اقلام سنتی صادراتی ایران به جامعه اروپا برقرار ساخت، گرچه دامنه امتیازات آن محدود بود و صرفاً به 4 کالای سنتی صادراتی ایران محدود میشد. این موافقتنامه نهایتاً پس از دو دوره تمدید در سالهای 1972 و 1978 خاتمه یافت و بعد از انقلاب اسلامی در ایران عملاً منقضی گردید.
روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپائی چندان از شتاب و پویایی برخوردار نبوده است. یکی از تحولات روابط صدور مجوز موافقتنامه تجارت و همکاری از سوی شورای وزیران اتحادیه اروپایی در تیر ماه 1381 و برگزاری دور اول این مذاکرات در تاریخ 16 آذر ماه 1381 در بروکسل بوده است. تاکنون چهار دور مذاکرات بین طرفین در چارچوب موافقتنامه تجارت و همکاری با اتحادیه اروپایی صورت گرفته است. در این مذاکرات موضوعات موافقتنامه تجارت و همکاری، گروههای کاری تجارت و سرمایهگذاری، انرژی، مواد مخدر، پناهندگان، همکاری در موضوعات حمل و نقل، محیط زیست، کشاورزی و شیلات و مالکیت معنوی، استاندارد و . . . مورد بحث و تبادلنظر قرار گرفته است.
اتحادیه اروپایی به عنوان یکی از اولویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و شریک عمده تجاری این کشور بوده است. اتحادیه اروپایی به عنوان بزرگترین بلوک اقتصادی- تجاری دنیا از موقعیت برجستهای در سطح دنیا برخوردار است. این در حالی است که روابط دو طرف پیشرفت شایسته را نداشته و اتحادیه نتوانسته از شرایط مثبت موجود استفاده نماید. روابط دو طرف شایستگی و ظرفیت بسیار بیشتری را برای گسترش دارد.
اهداف ایران از روابط اقتصادی با اتحادیه اروپایی
اتحادیه اروپایی بزرگترین قطب اقتصادی- تجاری جهان است. حدود 22% از تجارت جهانی در دست 25 کشور عضو اتحادیه است. سهم آمریکا از تجارت جهانی 19% و ژاپن 9% است. تولید ناخالص داخلی اتحادیه حدود 9000 میلیارد دلار و آمریکا 10000 میلیارد دلار میباشد.
گسترش روابط ایران و اتحادیه اروپا در بردارنده مزایا و منافعی برای جمهوری اسلامی ایران است که اهم آن عبارتند از:
1- اتحادیه اروپا همانند سازمان ملل متحد دریچه مناسبی برای ورود ایران به نظام جدید بینالمللی و همخوانی با قواعد بازی این نظام است. این مهم به ویژه به لحاظ افزایش وزن سیاسی ایران قابل توجه میباشد.
2- ماهیت مذاکرات تجاری ایران و اروپا پیشزمینه و مقدمهای برای مذاکرات تجاری ایران و سازمان تجارت جهانی (WTO) میباشد. در واقع، مذاکرات تجاری ایران و اروپا عرصه محدودتر مذاکرات تجاری احتمالی ایران و WTO است. علاوه بر این، اتحادیه اروپا به عنوان یکی از اعضای WTO و همچنین دولتهای عضو اتحادیه میتوانند نقش مثبت و سازندهای در پذیرش درخواست عضویت ایران در این سازمان داشته باشند. ضمن اینکه اصل موافقتنامه تجاری پشتوانه مناسبی برای مذاکرات ایران با WTO است.
3- تسهیل دسترسی ایران به بازارهای اروپایی، در شرایطی که استراتژی توسعه صادرات غیرنفتی به یکی از اولویتهای توسعه اقتصادی کشور تبدیل گردیده قابل توجه میباشد. نکته قابل ذکر اینکه امضای موافقتنامه تجاری ایران و اتحادیه اروپا بیش از آنکه تسهیلکننده حضور اروپا در عرصه اقتصاد ملی ایران باشد، فراهمکننده زمینه حضور ایران در حوزه اقتصادی اروپا است. در واقع، در شرایط کنونی اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن محدودیتی برای حضور در ایران ندارند و چندان به دنبال این هدف نیستند که ایران بازارهای خود را بر روی آنها باز کند. اما در مقابل ایران انتظار دارد محدودیتها و موانع دسترسی ایران به بازارهای اروپایی از بین برده شود و زمینه صادرات غیرنفتی ایران به اروپا فراهم شود.
از دیگر ابعاد همکاری با اتحادیه اروپایی میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: دستیابی به فناوری و سرمایه، بهرهگیری از سرمایهگذاری و ظرفیتها و تواناییهای تکنولوژی اتحادیه، جذب سرمایهگذاریهای اتحادیه، تأمین نیازهای اقتصادی و تجاری، افزایش صادرات نفتی و غیرنفتی جمهوری اسلامی ایران، همکاری در خصوص مبارزه با قاچاق مواد مخدر از طریق ایران، انعقاد موافقتنامه تجارت و همکاری، کاهش نرخ بیمههای صادراتی و سرمایهگذاری، توسعه تجارت و مبادلات متقابل کالا، خدمات و سرمایه، حمایت اتحادیه از عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت و سایر مجامع مالی و اقتصادی بینالمللی، صدور انرژی نفت و گاز به اروپا، همکاری در زمینههای محیط زیست، مقابله با تحریمهای یکجانبه آمریکا و اثرات فرامرزی آن.
اهداف اقتصادی اتحادیه اروپایی از رابطه با ایران
کمیسیون اروپایی در گزارش بسیار مهمی به شورای وزیران اتحادیه اروپایی در تاریخ 8 فوریه 2001 پیرامون منافع اتحادیه اروپایی در همکاری با جمهوری اسلامی خاطرنشان میکند:
«اتحادیه برای توسعه مناسبات با ایران هم دلایل سیاسی و هم دلایل اقتصادی دارد. ایران منبع مهم نفت و گاز در یک منطقه مهم استراتژیکی است و منافع عمدهای در مناطق همجوار و به عنوان مثال آسیای مرکزی دارد. ایران میتواند در آینده به عنوان یک شریک اقتصادی منطقهای از یک پتانسیل قوی برخوردار باشد و فرصتهای مهمی را برای تجارت و سرمایهگذاری در اختیار بگذارد.» در این گزارش همچنین آمده است:
«جمهوری اسلامی ایران دارای جمعیتی حدود 70 میلیون نفر با تولید ناخالص داخلی حدود 80 میلیارد یورو میباشد. ایران در مسیر مدرنیزه نمودن ساختار اقتصادی و پیشبرد روند خصوصیسازی و آزادسازی، سومین برنامه پنجساله توسعه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی خود را در دست اجرا دارد و شرکتهای اروپایی از جایگاه ممتازی در پروژههای این برنامه برخوردارند. »
جمهوری اسلامی ایران با توجه به موقعیت ممتاز و منحصر به فرد جغرافیایی، نقش محوری در توسعه اقتصادی- اجتماعی کشورهای منطقه (بویژه آسیای مرکزی و قفقاز) با جمعیتی بالغ بر 300 میلیون نفر دارد. روابط نهادینه ایران و اتحادیه میتواند تضمینکننده صلح، ثبات و امنیت در منطقه بوده و از طریق همکاریهای چندجانبه، توسعه اقتصادی کشورهای منطقه را فراهم آورد. به عبارت دیگر روابط گسترده و همه جانبه فیمابین ایران و اتحادیه اروپایی بنفع طرفین و کشورهای منطقه خواهد بود.
جایگاه ژئوپولیتیک و منطقهای ایران در خاورمیانه، نگاه خاص اروپا به ایران را برمیانگیزد. از آنجا که کشورهای دیگر خاورمیانه و کشورهای اطراف ایران به لحاظ سیاسی شرایط دشواری را تجربه میکنند، هیچ یک نمیتوانند نقطه اتکای اروپا قرار گیرند و هیچ یک از کشورهای قفقاز، آسیای میانه، خلیجفارس، عراق، افغانستان و پاکستان از چنین جایگاهی برخوردار نیستند. از سوی دیگر، با توجه به حضور آمریکا در منطقه و ممانعت از حضور فعال سیاسی، اقتصادی و نظامی اروپا در این منطقه، هر نقشی که اروپا خواهان ایفای آن باشد فقط با حمایت و از مجرای کشورهای منطقه امکانپذیر خواهد بود. به هر حال، چنین موقعیتی برای اروپا بسیار مهم است و حاضر نیست بر سر آن با آمریکا معامله کند و این امر زمینه مساعدی برای توسعه روابط فراهم میآورد. این رویکرد بخشی از سیاست رقابتی اتحادیه اروپا با آمریکا نیز میباشد. اروپا برقراری مجدد روابط ایران و آمریکا را به عنوان یک احتمال در نظر دارد و به همین دلیل تلاش میکند جایگاه خود را در سیاست خارجی ایران حفظ نماید.
ایران به لحاظ قرار گرفتن در مرکزیت منابع انرژی (گاز و نفت) جهان از اهمیت استراتژیکی در سطح جهان برخوردار است. موقعیت استراتژیک ایران در مرکز خلیجفارس و تنگه هرمز از یک طرف و حد فاصل و رابطه بین آسیای میانه و آبهای گرم خلیجفارس از طرف دیگر این اهمیت را مضاعف میسازد. با توجه به کاهش ذخایر انرژی جهانی در دهههای آینده و از طرفی افزایش نیازهای کشورهای خصوصاً پیشرفته صنعتی به استفاده از نفت و گاز در سالهای آتی، بنظر میرسد بر اهمیت منطقه خلیجفارس و بحر خزر در تأمین نیازهای انرژی جهان افزوده شود.
ایران دومین ذخایر بزرگ گاز جهان با 18 درصد و سومین ذخایر بزرگ نفت جهان با 11 درصد را در اختیار دارد. ایران میتواند به اتحادیه برای تأمین نیاز 50 درصدی خود به منابع انرژی وارداتی در سال 2010 از طریق منابع انرژی خلیجفارس و دریای خزر کمک نموده و بخش عمدهای از آن را تأمین نماید. ایران همچنین دروازه ورود به بازار 300 میلیون نفری کشورهای مستقل مشترکالمنافع و مسیر دسترسی کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد جهان است. ایران دارای امنترین، سهلترین و اقتصادیترین مسیر انتقال انرژی آسیای میانه به سوی بازارهای مصرف اروپا است، لذا موقعیت ژئواستراتژیک ایران در منطقه هیچگاه برای اروپاییها پوشیده نمانده است.
اتحادیه اروپایی به گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با ایران علاقهمند است، هرچند این علاقهمندی در ظاهر چندان پررنگ نیست. در واقع، استراتژی جدید اتحادیه اروپا در قرن بیست و یکم، تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی است. این مهم مستلزم دسترسی به منابع جدید و استراتژیک و جذب کشورهای بالقوه و بالفعل قدرتمند است. از این رو، اتحادیه اروپا حساب ویژهای بر روی خاورمیانه و خلیجفارس و بویژه ایران باز کرده است. این ذهنیت فرصت و مزیت مناسبی برای ایران به منظور در پیش گرفتن استراتژی و رهیافت مشخصی در مذاکرات سیاسی و اقتصادی با اتحادیه میباشد.
با توجه به رویکرد یکجانبهگرایی آمریکا و حضور پررنگ این کشور در خلیجفارس و اهمیت انرژی در آینده اقتصاد کشورها توسعه یافته، موضوع رقابت در کسب سهمیه مطمئن برای آینده، یکی از زمینههای رقابت کشورهای اروپایی با آمریکا خواهد بود. این موضوع مزیتی است که ایران میتواند بر روی آن برنامهریزی نماید.
اتحادیه اروپایی از طریق ارتباط با ج. ا. ا بدنبال اهداف ذیل در بعد اقتصادی است:
تأمین منافع اقتصادی و تجاری از طریق حضور در بازار بزرگ ایران؛ بهرهبرداری از منابع مهم نفت و گاز ایران در یک منطقه مهم استراتژیک؛ استفاده از موقعیت ایران در روابط اقتصادی و تجاری با آسیای مرکزی، دریای خزر، خلیجفارس و خاورمیانه؛ تبدیل شدن به یک شریک مهم اقتصادی منطقهای در آینده؛ همکاری در خصوص مبارزه با قاچاق مواد مخدر از طریق ایران، همکاری در زمینه انتقال انرژی با اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن.
روابط تجاری ایران با اتحادیه اروپایی
اتحادیه اروپایی بزرگترین شریک تجاری ایران است و 32 درصد از مجموع واردات و صادرات ایران با کشورهای عضو اتحادیه اروپایی است. بنابر آخرین آمار منتشره از سوی یورواستات، اداره آمار اروپایی، سطح تجارت ایران با اتحادیه (15 کشور عضو) هم اکنون 6/13 میلیارد یورو یعنی حدود 7/16 میلیارد دلار میباشد. بنابر همین آمار، صادرات ایران به اتحادیه در سال 2002 بالغ بر 8 میلیارد یورو و در سال 2001 حدود 7/6 و واردات ایران از اتحادیه در سال 2002 معادل 6/5 و در سال 2001 حدود 5/6 میلیارد یورو بوده است. در واقع ایران از یک مازاد تجاری مثبت 4/2 میلیارد یورویی در سال 2002 و یک مازاد تجاری 200 میلیون یورویی در سال 2001 با اتحادیه برخوردار بوده است.
بنابر آمار فوق حجم صادرات ایران به اتحادیه در سال 2002 نسبت به سال 2001 حدود 2300 میلیون یورو افزایش نشان میدهد که بیشتر میتواند معلول افزایش جهانی قیمت نفت باشد. از آنجایی که بیش از 85 درصد از صادرات ایران به اتحادیه اروپایی را نفت و فرآوردههای نفتی تشکیل میدهد لذا این افزایش صادرات به کشورهای عضو اتحادیه اروپایی معنی پیدا میکند. ایران طرف سی و دوم تجاری اتحادیه بوده در حالی که اتحادیه اروپایی شریک اول تجاری ایران است.
حجم روابط تجاری ایران با اتحادیه اروپایی فقط 7 دهم درصد مبادلات تجاری اتحادیه اروپایی است. صادرات ایران به اتحادیه بیشتر نفت و فرآوردههای نفتی است (85%) و سهم کالاهای غیرنفتی مثل فرش، پسته و خاویار فقط 600 میلیون یورو است که نسبت به سال 2001 با 30 درصد کاهش از 900 میلیون یورو به 600 میلیون یورو افت کرده است.
در زمینه تأمین انرژی ایران 8/3 درصد از نیازهای انرژی اتحادیه را تأمین میکند و طرف هفتم انرژی اتحادیه است. میزان سرمایهگذاری ایران در اتحادیه 600 میلیون یورو و رقم سرمایهگذاری اتحادیه در ایران فقط 83 میلیون یورو است.
بنابر آمار ارائه شده از سوی یورواستات، در نوامبر 2002، سهم ایران در تجارت با این اتحادیه در سال 2001 فقط 5/6 دهم درصد بوده است. سهم صادرات ایران با 675/6 میلیارد یورو و 6 دهم درصد از کل صادرات اتحادیه اروپایی و سهم واردات ایران با 578/6 میلیارد یورو و 7 دهم درصد از کل واردات اتحادیه اروپایی را تشکیل میدهد. حجم کل تجارت ایران در سال 2001 با اتحادیه اروپایی 253/13 میلیارد یورو بوده که نسبت به سال 2000 با 596/12 میلیارد یورو از یک افزایش 675 میلیون یورویی برخوردار بوده است.
سطح مبادلات تجاری فیمابین اتحادیه و ایران متناسب با ظرفیتهای طرفین چه از حیث جمعیت، ظرفیت و توان اقتصادی و چه به لحاظ منابع طبیعی نیست. به نظر میرسد اتحادیه و ایران به دلایل سیاسی و اقتصادی- تجاری میتوانند شرکای باثباتی برای یکدیگر باشند.
چالشهای فراروی همکاری
علیرغم اهمیت دادن به رابطه با اتحادیه اروپا و انجام 50 درصد تجارت خارجی کشور با اعضای این اتحادیه، مناسبات فیمابین دو طرف هنوز نهادینه نگردیده است و پس از گذشت ربع قرن هنوز طرفین نسبت به یکدیگر بیاعتمادند و شکنندگی در ارکان این روابط احساس میشود. رفتار طرفین برای یکدیگر غیرقابل پیشبینی است و منافع خود را به صورت مرحلهای و مقطعی به پیش میبرند. عدم وجود رابطه ایران با آمریکا تأثیرات خود را بر روابط با اتحادیه اروپا بر جای گذارده و اتحادیه از این شرایط سود میبرد. در واقع اروپا که از سطح تعامل ایران و آمریکا مطلع است، فضا را برای خود مناسب و بیرقیب میبیند.
روابط ج. ا. ا با مجموعه غرب از جمله اتحادیه اروپا به دلایل مختلف شکننده است و در واقع ما فاقد عوامل پایدار در روابط هستیم. برقراری یک روابط خارجی مستحکم و با ثبات الزاماً باید براساس یکسری هنجارها و روشهای پایدار در روابط باشد. یکی از مهمترین این عوامل افکار عمومی است. کشورهای غربی و مدعی دموکراسی نقش زیادی برای افکار عمومی و رسانههای گروهی قائل هستند و در واقع به نوعی از آن وحشت و هراس دارند و عمده تلاششان این است که مورد بازخواست افکار عمومی قرار نگیرند و میزان محبوبیت خود و آراء شهروندان را از دست ندهند.
باید در نظر داشت روابط جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپایی احیاناً براساس یک آهنگ منظم، برنامهریزی و زمانبندی شده پیشرفت نخواهد کرد و هر آن احتمال کندی و توقف آن وجود خواهد داشت و اساساً با توجه به اختلافنظراتی که بین ج. ا. ا و اتحادیه اروپایی در برخی مسائل حقوق بشر، تفاوت سیستمهای قضایی دو طرف، صلح خاورمیانه، تروریسم، تسلیحات و غیره وجود دارد، هر یک از این اختلافات میتواند مانع از پیشرفت این روابط در یک دوره مقطع خاص بشود. لذا باید توجه داشت که گسترش روابط با اتحادیه اروپایی سهل نخواهد بود و یک روند زمانبر و پر فراز و نشیب خواهد بود. در این راستا اعتمادسازی اهمیت بسزایی در روابط دو طرف دارد.
ارزیابی روابط فیمابین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه نشان میدهد که این روابط استعداد این را دارد تا در هر زمانی که موضوع و یا اختلافنظری سر راه آن پدید آید، کند، معلق و حتی متوقف شود. در این راستا وقایع اتفاقیه در ایران و مسائل داخلی کشور توان بسیار زیادی در متأثر کردن این روابط دارد. تا جایی که این امر در استراتژی اتحادیه اروپایی در تنظیم روابط با ج. ا. ا بوضوح قید شده است که لازم است این موضوع و این اهرم از دست اتحادیه اروپایی خارج شود.
اتحادیه اروپایی به عنوان خاستگاه تاریخی تمدن غرب، نسبت به معیارها و ارزشهای تمدن انسانمدار خود همواره از خود حساسیت نشان داده و بویژه در زمینه حقوق بشر با دیدگاهی بنیادگرا و اصولی به موضوع میپردازد و از مواضع شدیدتر و پررنگتری نسبت به آمریکا در این زمینه برخوردار است.
برخی از موانع گسترش روابط ایران با اتحادیه اروپایی عبارت است از:
سلاحهای کشتار جمعی و مسائل امنیتی، روند صلح خاورمیانه، حقوق بشر، حمایت از گروههای افراطی، موضوعات مربوط به اصلاح اقتصادی، سیاستهای اقتصادی دولتی و برخی سیاستها و تصمیمگیریهای روزمره، شکننده بودن روابط در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی، عدم برخورداری از عوامل پایدار در روابط، افکار عمومی منفی در اروپا، مخالفین ایرانی و خارجی روابط، برخی لابیهای مخالف روابط، تأثیر منفی مسائل داخلی ایران بر کل روابط، متأثر شدن روابط به خاطر موضوعاتی مثل سلمان رشدی، هلموت هوفر، دادگاه میکونوس، سنگسار، تروریسم، القاعده و فعالیتهای هستهای.
جمعبندی و نتیجهگیری
سرعت و دامنه تحولات بنیادین در عرصه نظام بینالمللی دستاندرکاران سیاسی خارجی کشورها را ناچار میسازد که به منظور تعقیب منافع ملی خود، ارزیابی مستمر و مداومی از جایگاه کشور خود در نظام بینالملل به عمل آورند و راهبردها و راهکارهای مناسبی را تدبیر نمایند. ورود و نقشآفرینی اتحادیه اروپایی در صحنه بینالمللی از جمله مهمترین این دگرگونیهاست و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عمدهترین بازیگران منطقه خاورمیانه، از این تحولات تأثیر میپذیرد و بر آن تأثیر میگذارد و البته همچون سایر بازیگران، به دنبال جلب منافع خود از رهگذر اثرگذاری بر ساختارهای نظام در حال تکوین نیز میباشد.
حفظ ارتباط با اتحادیه اروپایی برآیندی از نیازها و برنامهریزی و طراحی صحنه سیاست خارجی است. این ارتباط میتواند برای مقابله با نظام تکقطبی و مخاطرات ناشی از آن مورد توجه قرار گیرد.
جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپایی به علت قرار گرفتن در دو حوزه ارزشی، فرهنگی و تمدنی متفاوت، فاقد مبانی یک رابطه استراتژیک میباشند، اما جایگاه اتحادیه در نظام بینالمللی و همچنین نقش و جایگاه منطقهای و راهبردی جمهوری اسلامی ایران، ضرورتهای متقابلی برای برقراری یک رابطه تقویت شده با اتحادیه اروپایی بوجود میآورد. اتحادیه بخش مهمی از مجموعه ارزشی جهان غرب محسوب میگردد که علیرغم پارهای از رقابتهای تجاری و تاکتیکهای متفاوت سیاسی، در اصول و اهداف با آمریکا اشتراک نظر دارد و دو سوی آتلانتیک به عنوان متحدین استراتژیک در بسیاری از موضوعات بینالمللی مواضع و منافع مشترک دارند. در عین حال اروپا بعضاً تفوق آمریکا بر خود را ولو به اکراه پذیرفته است.
شناخت موقعیت و جایگاهی که اتحادیه برای خاورمیانه، خلیجفارس و ج. ا. ا قائل است، موضوع بسیار مهمی در تدوین سیاست خارجی ج. ا. ا است، زیرا تلقی درست از این جایگاه منطقهای و از موقعیت ایران از دید اتحادیه، در تدوین چگونگی روابط با اتحادیه اروپایی مؤثر است.
اگر ایران بتواند یک استراتژی مشخص در قبال اتحادیه اروپا براساس دیدگاه واقعبینانه و تشخیص ظرفیتها و تواناییهای متغیر اروپا تدوین نماید، فضای همکاری با اروپا بازتر شده و امکان بهرهبرداری بیشتر از ظرفیت روابط فراهم میگردد.
در مجموع با توجه به جایگاه کشورمان و اتحادیه اروپایی در سطح منطقهای و بینالمللی و اهمیتی که ج. ا. ا ایران میتواند در همکاری با اتحادیه اروپایی داشته باشد، بایستی از طریق قابل تحقق ساختن توافقات و منافع متصور، کار با این مجموعه را به سمت حصول به نتایج ملموس سوق داد و ضمن فاصله گرفتن از فرسایشی شدن برخی اختلافات و گفتوگوها به لحاظ زمانی، سعی کرد همکاریها در مقاطع محدود و معین نتیجهبخش و سودآور شوند. امری که میتواند در کل سیاست خارجی کشور منشأ تحولات مهمی باشد.
رابطه دو جانبه با کشورهای عضو اتحادیه دارای یک اثر متقابل و مؤثر بر نوع روابط با مجموعه اتحادیه اروپایی است. بدون برخورداری از روابط دوجانبه خوب و وزین با کشوهای عضو اتحادیه، روابط چند جانبه با مجموعه اتحادیه پیشرفتی نخواهد داشت. این در حالی است که بهبود روابط با مجموعه اتحادیه میتواند باعث بهبود روابط با اعضای آن بشود. همچنین ضعیف شدن رابطه با اتحادیه استعداد خدشه وارد کردن به روابط دوجانبه را نیز دارد.
از طرفی، بهبود روابط ج. ا. ا ایران با اتحادیه دارای اثرات مثبت بر روابط ایران با کشورهای غیرعضو اتحادیه چه اروپایی و چه غیراروپایی در سطح دو جانبه خواهد بود. به عبارت دیگر این دو نوع روابط جنبه تکمیلی یکدیگر را دارند.