محمدمهدی انصاری
تعریف مشارکت
1- از نظر لغوی:
از لحاظ لغوی مشارکت را به معنی "شرکت دادن متقابل" در امری میدانند. در زبان عربی این کلمه از باب مفاعله و معادل فارسی آن "انبازی، همیاری، همراهی" است و در زبان انگلیسی برابر واژه Participation است به معنی با همدیگر عمل کردن، بر عهده گرفتن و... میباشد.
2- از نظر توصیفی:
مشارکت عبارت است از ایجاد نوعی احساس همبستگی و تعلق و تلاش جمعی بین افراد یک جامعه به منظور دستیابی به یک نظام سیستم عادلانه و متوازن اجتماعی. همچنین مشارکت عبارت است از فرایند نیازسنجی، تصمیمگیری، برنامهریزی، اجرا، بازنگری، ارزشیابی، بهرهمندی مشترک افراد
مبانی مشارکت
1- منشأ فلسفی و دینی:
از دید فلسفی مفهوم مشارکت در اندیشههای راستین جای دارد، بنیادیترین اندیشه زیرساز و زیربنای مشارکت، پذیرش اصل برابری انسانهاست.
مشارکت از این نگاه به نوعی بالندگی و رشد اشاره میکند که "مردم پایه" است و از درون ردههای زیرین جامعه سر برمیآورد و پدید آمده از پایین است.
انسانها هرگاه در پیوند با یکدیگر از اهمیت برابر و یکسانی برخوردار شوند، آنگاه مشارکت میان آنان، سبب برخاستن و بهرهمندیهای بسیاری برای همه میشود.
2- منشأ فطری:
بسیاری از اندیشمندان، مشارکت در امور و همدردی و یادگیری را از جمله فطرتهای آدمی دانستهاند. "آگوست کنت" و "آدام اسمیت" دو عامل نیرومند این حس خودخواهی و حس نوعدوستی را در فطرت بشر بازشناختهاند. کروپتکین نیز حس تعادل را از غرایز آدمی به شمار آورده است.
3- منشأ اسلامی:
خداوند در آیات متعدد قرآن کریم راجع به موضوعات مشارکت در ابعاد مختلف اشاره نموده است. در آیه 11 سوره مبارکه رعد آمده است: "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" وضعیت و سرنوشت یک جامعه به وضعیت و روش و عملکرد آنها بستگی دارد و خداوند تا زمانی که آنها خود وارد عمل نشوند و تغییر و اصلاحی را پذیرا نباشد، تغییری بر آنها وارد نیست.
همچنین در آیه 25 سوره مبارکه حدید چنین فرموده است: "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط" یعنی هدف از ارسال پیامبران و کتاب آسمانی این است که مردم قسط بپا دارن و برای اقامه عدل به پا خیزند. بدیهی است تا هنگامی که افراد جامعه بر مبنای این مبانی و آموزههای انبیاء الهی در عرصههای اجتماعی مشارکت نداشته باشند و نسبت به اقامه و اجرای آنها حساسیتی نداشته باشند، عدل و دادی برپا نمیشود. همچنین در سوره مبارکه شورا آیه 38 میخوانیم: "وامرهم شوری بینهم" بدان مفهوم که مشاوره در اداره امور جامعه اسلامی امری نهادی است.
مدار و محور دین بر نظام حقوق متقابل بین انسان استوار است. جز حقوق خدا بر خلق، همه حقها متقابل و دوسویه است. در این مکتب هر فرد دارای حقی است. و به تناسب آن تکلیفی بر دوشش نهاده شده است.
چه زیباست کلام امام علی(ع): "همانا خداوند برای من بر گردن شما حقی قرار داده است، چون سرپرستی شما را نیز بر من حقی است تا همانند حق معین بر گردن شما. پس حق در وصف کردن فراخترین چیزهاست و در انصاف دادن نسبت به یکدیگر تنگترین چیزهاست کسی را حقی نیست جز آن که بر او نیز حقی است. اگر کسی حقی دارد که حقی بر او نباشد او خدای سبحان است نه دیگری (نهجالبلاغه – خطبه 216)
در نظام حقوقی اسلام و گفتمان دینی برای هیچکس حق یکطرفه وجود ندارد. شارع مقدس برای هرکسی که حقی قایل شده تکلیفی را بر گردنش نهاده است. شهید مرتضی مهری درباره حقوق متقابل انسانها میگوید: "از جمله حقوق الهی، حق.قی است که برای نمردم بر مردم قرار داده است و آنها را چنان وضع کرده که حقی در برابر حقی دیگر قرار میگیرد هر حقی به نفع یک فرد و یا یک جمعیت موجب حقی دیگر است که آنها را متعهد میکند. هر حقی آنگاه الزامآور میگردد که دیگری وظیفه خود را در مورد حقوقی که بر عهده دارد انجام دهد" (سیری در نهجالبلاغه – صص 106 تا 107)
از مهمترین حقوق مردم، حقوق آنان بر زمامدار و حاکم است. امیرمؤمنان علی(ع) حقوق متقابل مردم و زمامدار را این گونه بیان میدارد:
"بزرگترین حقها حق زمامدار بر زمامدار و حق مردم بر زمامدار است که خدای سبحان آن را واجب نموده و حق هریک را برعهده دیگری واگذار فرموده و آن را موجب پیوند آنان و ارجمندی دین آنان قرار داد. و حال مردم نیکو نگردد جز آنگاه که زمامداران نیکو رفتار گردند. پس چون مردم حق زمامدار را بگذارند و زمامدار حق مردم را به جای آرد حق میان آنان بلندمرتبه و راههای دین پدیدار و نشانههای عدالت پایدار و صحبت آنگونه که شایسته است اجرا میشود پس کار زمانه آراسته و طمع در پایداری دولت پیوسته و چشم از دشمنان بسته میگردد. (نهجالبلاغه – خطبه 216)
مشارکت از دید قرآن مجید را میتوان در چند نکته از آیات ذیل استخراج نمود.
"انماالمومنین الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستأذنو (ان الذین یستأذنوک اولیک الذین یومنون بالله و رسوله فاذا استأذنک لبعض شأنهم فاذن لمن شیت منهم واستغفر لهم الله ان الله غفور رحیم" (آیات 62 و 63 سوره مبارکه نور)
همانا مؤمنان کسانی هستند که به خدا و پیامبر او ایمان دارند و چون با او در کاری همداستان شدند به جایی نمیرفتند مگر آن که از او اجازه بگیرند. بیگمان کسانی که از تو اجازه میگیرند همان کسانی هستند که به خداوند و پیامبران او ایمان دارند و چون برای بعضی از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هرکسی از آنان که خواستی اجازه بده و برای آنان از خداوند آمرزش بخواه چرا که خداوند آموزگار مهربان است.
1- منظور از امر جامع هر کار مهم و لازمی است که باید اجتماع مردم در آن حضور یابند و تعاون و همکاری همه موارد را لازم دارد.
2- عامل تعاون و مشارکت را در ایمان به خدا باید جستجو کرد و عدم ایمان به خدا و رسول مانع مشارکت خواهد شد.
3- دستور به مشارکت در امور ضروری و جمعی تنها ناظر به میدأ و آغاز آنها نیست بلکه این دستور ناظر به بقای آن هم هست.
4- در مسایل مشارکتپذیر گاهی غیبت یک نفر هم آسیبرسان است و به هدف نهایی خدشه و لطمه وارد میکند.
5- خداوند امور مشارکتپذیر را مهمتر از بسیاری چیزها میداند و نیز مصالح جمعی مقدم بر مصالح فردی است.
4- برای کارهای جزیی و شخصی نباید از امور مشارکتپذیر کناره گرفت.
7- در صورت ترک امور مشارکتپذیر آفات و مصایبی بر جامعه و افراد وارد خواهد شد.
4- منشأ جامعهشناختی:
با توجه به اینکه اکثر بحثهای جامعهشناختی بر مطالعه و روابط بین آنها استوار است، از دیرباز مشارکتها یکی از اساسیترین صورتهای روابط اجتماعی بوده است. مشارکت اجتماعی فرایندی است که از طریق آن شخصیت انسانها شکل میگیرد و نوعی روش زیستی است که جوانب اجتماعی و فرهنگی و روانشناختی دارد. مشارکت میتواند شکلها و درجات گوناگون داشته باشد، نظیر همکاری، همیاری، همبستگی، انطباق، سازگاری، پذیرش و...
5- منشأ روانشناختی:
مشارکت در چنین مفهومی بر جنبههای انسانی و روانی شخصیت انسان تأکید میکند. بنابراین علاوه بر بازده اقتصادی، بهرهروانشناختی آن نیز قابل ملاحظه است. مشارکت یک نوع درگیری ذهنی و عاطفی افراد در موقعیتهای گروهی است که آنان را برمیانگیزد تا برای دستیابی به هدفهای گروهی یکدیگر را یاری دهند. وقتی شخصی در گروه یا سازمان به جای واژه "آنها" لفظ "ما" را به کار میگیرد خود را درگیر و مسئول در گروه میداند و نسبت به مسایلی که در گروه میگذرد، احساس تعهد و مسئولیت میکند و بالاخره اینکه مشارکت، درگیر شدن فرد در فراگرد تصمیمگیری است. علاوه بر آن مشارکت، به نیاز انسان به تأیید (نوعی محترم و مؤثر شدن افراد) و عزتنفس و سلامت روانی نیز گفته میشود.
6- منشأ سیاسی:
شرکت در مسایل سیاسی یکی از عمدهترین فعالیتهای مشارکتجویانه آدمی بوده است. در تمدنهای گوناگون مثل یونان باستان و دیگر تمدنهای باستانی، مشارکت در امور سیاسی پا به پای چگونگی مشارکت در آموزش و پروش برای انسانها مطرح بوده است. میزان مشارکت مردم در امور مختلف تا حد زیادی به نگرش افراد به حکومتگران و کارگزاران آنان بستگی دارد.