تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۹۶۴۶۸

تهاجم سنگین «صلیبی‌ها» از جنوب سودان


با نزدیکتر شدن زمان برگزاری همه‌پرسی پیرامون سرنوشت جنوب سودان، آمریکا پرده‌های فریب و نیرنگ را یکی پس از دیگری کنار می‌زند و اهداف واقعی خود را برای تجزیه جنوب سودان و تبدیل آن به یک "کشور مسیحی و دموکرات"! آشکار می سازد.
اگرچه قرار است آنچه در طرح تجزیه سودان دیده شود در دیماه سال جاری رسمیت یابد، اما این طرحی است که بیش از 30 سال بر روی آن کار مستمر صورت گرفته و در واقع میوه ای است که از دیدگاه عاملین و آمرین طرح، کاملا "رسیده" و وقت بهره‌برداری از آن فرا رسیده است.
آنچه دراین میان اهمیت دارد، استفاده از تجربه‌های گذشته برای دستیابی به بالاترین سطوح موفقیت طرح تجزیه جنوب سودان است که در واقع بر مبنای یک برنامه مشترک و تقسیم کار میان تمامی طرفهای ذینفع، به پیش می رود. آنچه تاکنون بازگو شده، فقط به موضوع سودان باز می‌گردد اما شواهد و قرائن موجود نشان می‌دهد که تجزیه سودان، سرآغاز اجرائی شدن طرحهائی است که طی آن دنیای اسلام بویژه قلمرو آفریقائی آن در معرض دستبرد قدرتهای شیطانی قرار می‌گیرد.
معمر قذافی رئیس جمهور لیبی درباره آثار وتبعات جدائی جنوب سودان هشدار داده و تقسیم سودان را سرآغاز جدائی‌طلبی در آفریقا می‌نامد و آنرا یک بیماری واگیر معرفی می‌کند که از این پس تمامی قاره سیاه را دربرخواهد گرفت. اما رسانه‌های عرب، دیدگاهی بمراتب فراتر از این دارند و معتقدند که تجزیه سودان یک "طرح چند منظوره" است که در آن واحد، راه را برای تحقق طرحهای آینده همواره می‌کند: بر وحدت و یکپارچگی سودان خط بطلان می‌کشد. به مصر برای بازنگری در تقسیم آب "نیل" فشار می‌آورد و نهایتا راه تسلط صهیونیستها و آمریکا بر کل قاره آفریقا را می‌گشاید و امکان غارت ثروتهای آفریقا را فراهم می‌سازد.
جنوب سودان، دژ نظامی استعمار
برای تحقق همین اهداف پلید است که تدریجا طی سالهای اخیر، با ایجاد یک "کانون بحران" در جنوب سودان، استعمار سیاه فرصتی پیدا کرده است که جنوب سودان را به یک "دژ نظامی" تبدیل کند و با ایجاد یک ماشین جنگی در جنوب سودان، زمینه‌های عملی شدن تجزیه سودان را فراهم ساخته است. دقیقا در اجرای همین طرح بوده است که سیل ارسال جنگ‌افزار در جنوب سودان سرازیر شده و کشورهای همسایه به سرپلهای عملیاتی برای ارسال سلاحهای پیشرفته به جنوب سودان تبدیل شده اند.
تصادفی نیست که جدائی‌طلبان جنوب طی سالهای اخیر به انواع سلاحهای سبک و سنگین و از جمله تانک، نفربر زرهی، سلاحهای ضدهوائی، مسلسلهای سنگین، توپخانه و طیف وسیعی از تجهیزات و سلاحهای مجهز به دید در شب دست یافته‌اند.
مطابق گزارشات منابع مستقلی که از جنوب سودان بازدیدهائی داشته‌اند، بخش اعظم سلاحهای جنگی و تجهیزات فوق مدرنی که در اختیار شورشیان جنوب قرار دارد، حتی دراختیار دولت مرکزی هم قرار ندارد و خارطوم در صورت ورود به فاز برخورد نظامی، یقینا از نظر برابری تجهیزات، به شدت در مضیقه است و امکان رویاروئی نظامی با جنگ افزارهای فوق مدرن جنوب را ندارد.
سوء استفاده از پوشش تبلیغاتی "دارفور"
آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته،‌ بزرگنمائی تعمدی پیرامون بحران "دارفور" است که پوشش سیاسی - تبلیغاتی مناسبی جهت حضور مجامع بین‌المللی در جنوب سودان را فراهم کرده است. در واقع در پرتو حضور نیروهای امدادی، این طیف وسیعی از جاسوسان کشورهای استعماری هستند که در منطقه حضور یافته‌اند و به بهانه کمک‌رسانی سرگرم انجام ماموریتهای خودشان هستند و در واقع، نیاز منطقه به کمک، بهترین توجیهی است که برای پروازهای مستقیم و انجام عملیات امدادی می‌توانند مطرح سازند.
تقریبا بدون استثناء هیچ یک از کشورهای عرب اجازه ندارند با حضور در جنوب سودان و منطقه "دارفور" از مسائل پشت پرده مطلع شوند و در بهترین شرایط فقط در حد پشتیبانی و کمک به طرحهای فرامرزی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند.
فرصتی برای نفوذ صهیونیستها
در این زمینه صهیونیستها بیشترین سهم و نقش را برای حضور در منطقه به خود اختصاص داده‌اند. طیف وسیعی از صهیونیستها تحت عنوان شرکهای مقاطعه کاری، بازرگانی و حتی جهانگردان علاقمند به محیط زیست و حیات وحش جنوب سودان، گروه گروه وارد منطقه شده و تدریجا و شاید برای همیشه در آنجا اسکان می‌یابند. حجم عظیم معاملات اسلحه، جنگ افزارهای انحصاری و حتی ادوات جاسوسی از طریق همین به اصطلاح جهانگردان که در واقع عناصر "موساد" و مقامات ارشد پیشین و بازنشسته اسرائیل هستند، ردوبدل می‌شود.
تصادفی نیست که اکثر هتل‌های جنوب سودان توسط صهیونیستها خریداری شده و یا به صورت اجاره توسط شرکتهای صهیونیستی مدیریت می‌شود. در واقع صهیونیست‌ها با حضور پررنگ خود در جنوب سودان و منطقه "دارفور" به "بازوی اطلاعاتی و اجرائی" غرب در مرحله اجرای طرح تجزیه سودان تبدیل شده‌اند و در عین حال سعی دارند از این فرصتهای طلائی برای تامین اهداف خود نیز بهره‌برداری بعمل آورند.
روزنامه "الدستور" با تشریح ابعاد سرمایه‌گذاری صهیونیستها در جنوب سودان، از این منطقه به عنوان "اسرائیل دوم" یاد می‌کند و معتقد است فرایند کنونی بحران در جنوب سودان توسط آمریکا و زیرفشار مستقیم واشنگتن، به پیش می‌رود.
جنگ صلیبی جدید
موضوع مهمی که شاید تاکنون هیچگاه مورد تصریح قرار نگرفته و در نتیجه کمترین حساسیتی در مورد آن در دنیای اسلام و حتی دنیای عرب ایجاد نشده، اینست که قرار است جنوب سودان به یک "کشور مسیحی" تبدیل گردد و در نتیجه نخستین کشور مسیحی در قلب دنیای اسلام باشد که البته قرار است توسط صهیونیستها اداره شود!
بدین‌ترتیبی این یک "جنگ صلیبی" جدید است که با مدیریت صهیونیستها بر دنیای اسلام تحمیل شده و علیرغم آنکه زمینه‌سازیهای آن قریب 30 سال است که در جریان است، ولی کمترین حساسیت قابل ذکری از جانب دنیای اسلام را شاهد نبوده و نیستیم. آنچه در این میان، بسیار نگران کننده است، اعمال فشار آشکار و نهان آمریکا و سایر کشورهای غربی در جهت تحقق برنامه‌های استعماری در جنوب سودان است که اخیرا از جانب کاخ سفید، عریان‌تر از هر زمان دیگر بیان می‌شود. "باراک اوباما" اخیرا طی اظهاراتی مداخله‌جویانه اعلام کرد: اگر همه پرسی سودان 19 دیماه آینده با شکست روبرو شود، میلیونها نفر کشته به دنبال خواهد داشت.
با بررسی این جمله و پیامهایش بهتر می‌توان به نقش واشنگتن در فرایند تجزیه سودان پی برد. نخست آنکه اوباما ضمن هشدار درباره عواقب "شکست همه پرسی"،‌ تجزیه سودان را یک "موفقیت" معرفی می‌کند و چنین وانمود می‌سازد که گویا همگان بایستی در راستای تحقق تجزیه سودان گام بردارند تا به موفقیت منجر شود و جنوب سودان مستقل شود. این اوج گستاخی یک کشور بیگانه است که به عنوان سخنگوی شورشیان سخن بگوید و "حفظ یکپارچگی سودان" را یک شکست معرفی کند. و دقیقا تجزیه یک کشور دارای حق مالکیت را موفقیت بنامد.
اساس همه‌پرسی، اشتباه است
آنچه در این میان،‌کمتر مورد توجه قرارگرفته و همواره به عنوان "وجه مورد غفلت" به فراموشی سپرده شده اینست که چرا اساسا باید درباره حفظ یکپارچگی سودان، همه پرسی برقرار شود و کدام کشور مستقلی حاضر است یکپارچگی و حق حاکمیت خود را به رای بگذارد؟ بعلاوه سئوال مهمتر در این زمینه اینست که حتی اگر قرار است یکپارچگی کشور در معرض همه‌پرسی قرار گیرد، چرا بایستی این همه پرسی فقط در منطقه مورد منازعه برگزار گردد و آیا منطقا حفظ یکپارچگی سودان به تمامی اتباع سودان در کل کشور مربوط نمی‌شود؟ این احتمال جدی وجود دارد که در پاسخ این سئوال گفته شود اگر قرار باشد آراء کل مردم سودان در نظر گرفته شود،‌ طبیعی است که موضوع استقلال جنوب،‌ تحت الشعاع قرار می‌گیرد و رای نخواهد آورد. معنی این استدلال آنست که هدف اصلی، تجزیه سودان است و در واقع مسیری را برای همه پرسی طی خواهند کرد که چنین هدفی محقق شود. به عبارت بهتر، قرار است سودان را تجزیه کنند ولی در ظاهر نیز به دنبال فرایندی هستند که این تجزیه را امکان‌پذیر سازد. حال آنکه حتی براساس راهکارهای دمکراتیک هم این فرایند، غیرقانونی و نفی آراء اکثریت و حاکم ساختن مواضع یک اقلیت کوچک در جنوب سودان است که به کل آراء مردم سودان،‌ ترجیح داده می‌شود و اساسا پرسش از اقلیت، "همه‌پرسی" نیست.
5 سال فرصت طلائی برای تجزیه‌طلبی
با اینکه اصل فرایند همه پرسی به شدت در زیر سئوال قرار دارد، حتی راهکار اجرا و زمان تحقق آن هم جای سئوال دارد. اصل توافقنامه صلح نیواشا برای برپائی همه پرسی در سال 1384 یعنی 5 سال پیش به امضا رسید و طی آن مقرر شدهمه پرسی 5 سال دیگر یعنی دیماه امسال برگزار شود. بدین‌ترتیب تجزیه‌طلبان، شورشیان جنوب و حامیان آنها 5 سال فرصت‌ طلائی برای تدارک زمینه‌های موردنظر جهت عملی ساختن طرح و برنامه‌های خود در اختیار داشته‌اند و همین امر به زیان استقلال و تمامیت ارضی و یکپارچگی سودان تمام شده است.
5 سال سمپاشی و جنگ روانی علیه یکپارچگی سودان، 5 سال تدارک زمینه‌های روانی - سیاسی - اجتماعی برای تجزیه جنوب، 5 سال فرصت برای بیگانگان برای رخنه در جنوب و احداث پایگاههای نظامی - عملیاتی و در حقیقت 5 سال فرصت دادن به دشمنان یکپارچگی سودان که بتوانند زیرساختهای مورد نیاز جهت ایجاد یک کشور مسیحی در جنوب سودان را فراهم سازند.
هجوم "تبشیری‌ها" به جنوب سودان
طبعا سئوال جدی اینست که آیا واقعا ساکنان جنوب سودان "مسیحی" هستند که قرار است در جنوب این کشور یک نظام مسیحی شکل بگیرد؟ واقعیت امر اینست که مطابق اطلاعات موجود، پاسخ این سئوال منفی است ولی در همین فرصتهای طلائی، با هجوم "تبشیری ها" به جنوب سودان، چنین زمینه‌ای فراهم آمده که جنوب سودان در یک جنگ روانی به عنوان یک "پایگاه مسیحی" معرفی شود و چنین وانمود گردد که گویا ساکنان جنوب مسیحی هستند! بعلاوه "تبشیری‌ها" باز هم زمینه‌ای را فراهم کرده‌اند که کلیسا یکبار دیگر "نوک پیکان استعمار" شود و قلب مسلمانان را بدرد .
تبشیریها با وعده‌های دروغین و با توزیع ارقام ناچیزی بین ساکنان فقیر جنوب سودان،‌ در واقع آنها را فریب داده‌اند تا به همه پرسی موردنظر پاسخ دلخواه واشنگتن را بدهند. حال آنکه واقعیت امر حتی برای تبشیریها و استعمارگران هم بخوبی آشکار است و سودان، چه در شمال و چه در جنوب، همواره پایگاه اسلام بوده، هست و خواهد بود.
با وجود این هنوز قابل درک نیست چرا اوباما درباره عواقب شکست طرح تجزیه سودان هشدار می‌دهد و می‌گوید در صورت شکست این طرح، میلیونها نفر در سودان کشته خواهند شد؟ اگر قرار است به روش دمکراتیک، سئوالی از افکار عمومی پرسیده شود، این سئوال میتواند یکی از دو پاسخ "آریى" یا "نه" را داشته باشد. چطور ممکن است پاسخ آری به حفظ یکپارچگی سودان، میلیونها کشته بهمراه داشته باشد و پاسخ "نه" که به منزله "تجزیه سودان" است،‌ عین مصلحت مردم سودان معرفی گردد؟ اگر این موضع‌گیری اوباما نشانه آشکاری از دخالت در امور داخلی سودان نیست، پس دخالت چه معنی و مفهوم دیگری دارد و اوباما چه کار دیگری باید انجام دهد که دخالتش ثابت گردد؟ مردم مظلوم آفریقا در طول سه قرن گذشته و حتی در سالهای اخیر همواره "مرغ عزا و عروسی" غرب بوده‌اند. آفریقای امروز فراموش نکرده است که فرانسویهای شرور در جریان فاجعه آفرینی در "رواندا" دستکم 800 هزار نفر را به بهانه درگیری قبایل "توتسی" و "هوتو"، قتل عام کردند. در واقع "نسل کشی" از ابتکارات شوم غرب در آفریقا محسوب می شود و امروزه اوباما از یک نسل کشی قطعی در مقیاس چند میلیونی در سودان خبر می‌دهد که در صورت شکست آمریکا در تجزیه سودان رخ می‌دهد.
اکنون حدود دو دهه است که دانشگاهها و مراکز تحقیقات آکادمیک آمریکا ماموریت یافته‌اند که موضوع نفرت جهانی از آمریکا را رمزیابی کنند تا مشخص شود ریشه‌های نفرت جهانی علیه آمریکا چیست و آمریکا برای جبران آن چه راهکارهائی در پیش رو دارد؟ لازمست آمریکای اوباما بداند و قطعا به خوبی می‌داند که همین اقدامات و زمینه‌سازیهای شرارت آمیز برای دخالت سیاسی و مداخله نظامی در امور داخلی کشورها و ملتهای دیگر است که در مقیاس کنونی به نفرت عظیم جهانی علیه آمریکا منجر شده و حتی افکار عمومی آمریکا هم علیه جنگ‌افروزیها و تلاشهای ضدانسانی واشنگتن برای ایجاد کانون بحران در سراسر جهان،‌زبان به اعتراض گشوده است.
اگر قرار بود که دنیای معاصر در مقابل طرحهای شیطانی آمریکا و متحدانش تسلیم محض باشد، تحرکات دیپلماسی تهاجمی آمریکا حتی با توسل به جنگ و جنایت و نسل‌کشی می‌توانست به اهداف خود دست یابد و اینگونه کشتی آن به گل نمی‌نشست.
اکنون روی سخن با کشورهای اسلامی و دنیای عرب است که شاهد ساکت این صحنه‌های چندش آور برای اعلام تجزیه رسمی سودان هستند و واکنشی در خور ذکر از خود بروز نمی‌دهند. سودان نبایستی در برابر این تهاجم سنگین صلیبی‌‌های جدید،‌ تنها گذاشته شود. بعلاوه دولت و مقامات سودان نبایستی در قبال این فرایند سهمگین که می‌رود تا استقلال و تمامیت ارضی و یکپارچگی این کشور را یکباره برباد دهد،‌منفعل و بی‌تفاوت باشند و یا حتی خود نیز راه تجزیه را هموار سازند!
خنثی کردن طرح تجزیه سودان یک ضرورت عینی و تعطیل‌ناپذیر است و بیم آن می‌رود که بدون انجام مسئولیت‌های جدی و بزرگ سایر ملتها، کشورها و نهادهای اسلامی - عربی، این ننگ بزرگ برای همیشه بر پیشانی آنها بماند که تجزیه سودان را شاهد بودند ولی برای عقیم ساختن آن تلاش نکردند. این خطری است که امروزه سودان را و فردا تمامی کشورهای اسلامی و عرب و آفریقائی را نیز تهدید می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات