شریف حیدربیگی: قریب به یک سال از مرگ فتنه ماهه 88میگذرد؛ فتنهای که «رجعتطلبان»، طی آن ضمن ارتکاب «جرمی بزرگ»، در ائتلافی استراتژیک با منافقین، بهائیان، سلطنتطلبها، مارکسیستها و همچنین سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی جبهه استکباری از جمله CIA، MI 6، موساد و... حتی از هتک حرمت به ساحت مقدس امام حسین(ع) نیز دریغ نورزیدند! سناریوی این طیف ناهمگن و اندکشمار که هویت واقعی آنان را برملا ساخت، خشم مقدس ملت ولایتمدار ایران را در سال گذشته برانگیخت تا بدانجا که در محکومیت اقدامات سخیفانه فتنهگران، حماسهای خودجوش و بهیادماندنی 9 دی در حمایت از نظام و رهبری خلق و ثبت شد. ناگفته پیداست که این حرکت براندازانه، برای همیشه در تاریخ اذهان ملت باقی خواهد ماند؛ با این وجود شاهد حرکت قابل تامل و تاکتیکی محمد خاتمی در روزهای اخیر بودیم که به اصطلاح علیه میرحسین! چنین موضعگیری کرده است: «اینها- موسوی و کروبی- جلوتر از نوک بینیشان را هم نمیتوانند ببینند. پیشبینیهایشان هم از همین دست است. با این رویه نمیتوان جریان را مدیریت کرد! » وی در ادامه گفته است: «چنان دست به اعتراض زدید که نه کسی میتوانست این قطار را کنترل کند و نه میشد از این قطار پیاده شد! خاتمی همچنین در این جلسه گفته است: «متاسفانه سیاست را زنانه کردهاند!» علاوه بر اینکه اعلام برائت کاذب ایشان از یک مهره سوخته نظیر موسوی یا کروبی، از سویی نشانگر قطع امید از به اصطلاح جنبش مورد ادعای آنان بوده و از طرفی نیز بیانگر این مطلب است که خط نفاق در حال طراحی و تدارک فتنهای جدید است ولی نباید از این نکته غفلت کرد که این اقدام مبنای عقیدتی نداشته و یک جور پوستاندازی برای فریب افکار عمومی تلقی میشود. کدام عقل سلیم این حقه را باور میکند که وحدت استراتژیک و منحصر به فرد سران فتنه، بدون دلیل و یکباره به هم بخورد؟
در حالی که همگان بهخوبی به یاد دارند به لحاظ قرابت فکری، عقیدتی و سیاسی خاتمی و میرحسین، در آستانه انتخابات ریاستجمهوری دهم، شاهد تبلیغات فراگیر «یا من، یا میرحسین» بودیم که حکایت از طرحی مشترک داشت و بالاخره این خاتمی بود که به نفع موسوی کنار کشید تا عملا نیز نشان دهد که علاوه بر اشتراک هدف، در به خدمت گرفتن تاکتیکها نیز با هم اختلاف نظری ندارند. بعضی از افراد سادهاندیش، جریان وابسته به خاتمی را جدا از فتنهگران میدانند و دلیل ادعای خود را موضعگیری خاتمی علیه فتنه سبز برمیشمارند اما این افراد باید بدانند که خاتمی از سران فتنه سبز بوده و باید پاسخگوی عملکرد 13 سال اخیر خود باشد. خاتمی که مدتهاست دم خروسش بیرون زده تا زمانی که ضمن عذرخواهی رسمی از محضر ملت ایران، به تناسب اقداماتی که انجام داده، جبران مافات نکند، نمیتواند برای بازگشت به دایره نظام، حداقل امیدی را برای خود متصور باشد. هر چند که اخیرا شاهد موضعگیریهای لازم از سوی دادستان کل کشور در ارتباط با سران فتنه سبز بودهایم و این موضعگیریها نوید برخورد با سران فتنه را از طریق قانونی به ملت عزیز ما میدهد ولی به اعتقاد نگارنده اگر ریشه فتنه 78- در 10سال پیش- خشکانده میشد هیچگاه شاهد فتنه 88 نمیبودیم و حالا که یک سال و نیم از این همه جرم و جنایت میگذرد متاسفانه عدم دستگیری بموقع عاملان و طرحان اصلی، موجب شد سران فتنه بار دیگر به خود جرات داده تا فکر بازگشت به عرصه قدرت را در خیال خود بپرورانند. بهرغم همه این مسائل، بصیرت و هوشیاری ملت ولایتمدار ایران، طرحها و تاکتیکهای خط نفاق را چونان گذشته، یکی پس از دیگری خنثی خواهد کرد و به هیچوجه فریب تزویر یا جوسازیهای بدخواهان داخلی و خارجی را نخواهند خورد. به هر حال عملکرد خاتمی در ایام فتنه و محتوای سخنان وی چنین مینماید که کاسهای زیر نیمکاسه داشته و دارد.