* بسیاری از مردم و مسؤولان سفر مقام معظم رهبری به قم و صحبتهای ایشان در جمع مردم و روحانیون را نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران میدانند، فکر میکنید علت این امر چیست؟
** باید به چند نکته مهم توجه داشت. سفر مقام معظم رهبری اولین سفر بعد از فتنه 88 بود. این سفر محکی بود تا دیده شود بعد از این فتنه استقبال مردم از رهبر انقلاب چگونه است. شما میدانید که در فتنه سال گذشته لبه تیز حمله به سمت مقام معظم رهبری بوده است. شعارها، اهانتها، نامهنگاریها و... همه گویای این مطلب است. این فتنه ابعاد مختلفی داشت و بسیار عمیق بود. اخیرا خود رهبری هم در سخنرانی 13 آبان فرمودند اگر این قلمهایی که در خارج از کشور است بعد از چند سال از گذشت حوادث آزاد شود و شروع به نوشتن کند روشن خواهد شد که این فتنه چه اعماقی داشته و چه دستهایی پشت آن بوده است یا در جایی دیگر فرمودند برنامهریزی فتنه از 30 سال پیش صورت گرفته بود، لذا فتنه سال گذشته نهتنها انتخابات نبود بلکه براندازی بود. این را از اظهارات فتنهگران نیز میشد حدس زد.
سوال مهم اینجاست که این گروههای نامتجانس را چه کسی به هم ارتباط داد. نمیتوان تصور کرد که این هماهنگی اتفاقی بوده است چرا که حوادث و تحولات اجتماعی امکان چنین هماهنگی به صورت اتفاقی را نفی میکند. معلوم میشود دستی قوی و برنامهریز پشت صحنه این فتنه بوده است. هرچه به عمق فتنه بیشتر پی ببریم عظمت مقام معظم رهبری را بیشتر درک خواهیم کرد چون همه میدانند نقش ایشان در خنثی کردن فتنهها و انگشت تدبیر ایشان در آرام کردن اوضاع بسیار بسیار برجسته است. اگر خاطرتان باشد خیلی از مردم میگفتند سران فتنه را دستگیر کنید اما آقا با تدبیر فرمودند این کار را نکنید چرا که میدانستند مرور زمان آنها را رسوا خواهد کرد. ایشان توانستند با مدیریت توانمند و معقول فتنه 88 را به فرصتی برای رشد و مستحکمتر شدن پایههای نظام تبدیل کنند.
* گویا فتنه یکی از اهداف اصلی خود را شهر مقدس قم قرار داده بود.
** قم خاستگاه انقلاب است. جرقههای اولیه انقلاب در سالهای 42 و 43 از همین شهر زده شد. قم انقلاب را شروع و از امام(ره) حمایت کرد. این شهر را میتوان هم به لحاظ مردم و همه به لحاظ روحانیت مرکز تشیع ایران و بلکه اسلام دانست. این ویژگیها موجب شد این شهر برای استکبار یک هدف باشد. اخیرا دشمنان در تحلیلهای خودشان اهمیت این شهر را ابراز کردهاند و این حاکی از تاثیرگذاری عمیق روحانیت در انقلاب اسلامی است. دشمنان دیدند هیچ حرکت انقلابی در ایران رخ نخواهد داد مگر با حمایت و پیشقراول بودن روحانیت. مردم بدون روحانیت به صحنه نمیآیند. با توجه به این مساله دشمنان در فتنه 88 روحانیت را هدف گرفته بودند. البته تلاش برای تخریب روحانیت از سالهای قبل از انقلاب ادامه داشته و بعد از این نیز ادامه خواهد داشت اما در فتنه 88 به اوج خود رسید. در سال گذشته دشمنان میخواستند روحانیت را ابزار فتنه قرار دهند. تلاش آنها بر این بود که بین روحانیت دودستگی و شکاف ایجاد کنند. آنها میخواستند علمای بزرگ را از انقلاب و نظام جدا کنند. شما ببینید در زمان سفر مقام معظم رهبری به قم وقتی فلان روحانی که در فتنه سال گذشته مردود شد و همراه فتنهگران به نفع آمریکا فتوا میداد، به دیدار رهبری نرفت- که رفتن یا نرفتن او اصلا مهم هم نبود- رسانههای بیگانه چگونه روی او مانور دادند.
لذا طرح دشمنان این است که روحانیت را به 2 دسته تقسیم کنند؛ یک گروه طرفدار نظام و اسلام سیاسی و گروه دیگر طرفدار اسلام منهای سیاست. البته امام(ره) بارها از وجود این آسیب در حوزهها خبر دادند و با تعابیری چون «تحجر»، «مارهای خوشخط و خال» و ... به حوزویان هشدار میدادند. بنابراین دشمنان اسلام فکر میکردند سالها تلاش آنها در تفرقهانگیزی میان روحانیت نتیجه خواهد داد و علمای قم به استقبال و دیدار مقام معظم رهبری نخواهند رفت. از این جهت میتوان گفت این سفر ابعاد بینالمللی فراوانی داشت. اگر ابعاد بینالمللی نداشت برای ضدانقلاب خارجنشین و فتنه سبز چه اهمیتی داشت که آنقدر روی این جمله تاکید کنند که «مردم مهم نیستند بلکه علما مهماند و بین آنها اختلاف ایجاد شده است. باید ببینیم علما به دیدن آقا خواهند رفت یا نه؟» تفرقهانگیزی بین علما در دستور کار آنها بود. فرض کنید در این سفر نیمی از مراجع به دیدن آقا نمیرفتند آنوقت دشمنان پیش خود فکر میکردند به هدفشان رسیدهاند در حالی که من فکر میکنم باز هم به هدف خود نرسیده بودند. اما در نهایت دیدیم وقتی مقام معظم رهبری به قم تشریف آوردند یک جوش و خروش معنوی سراسر قم را فراگرفت.
* در آن زمان شما کجا بودید؟
** در آن زمان ما برای ملاقات رهبری به حرم مطهر رفته بودیم و توفیق نداشتیم در مسیر استقبال بین مردم باشیم. چند نفر از دوستان ما که عمدا مسیر مردم را برای استقبال انتخاب کردند، میگفتند در آن صحنههایی که مردم به ماشین رهبری نزدیک میشدند گویی اطراف ماشین سرچشمهای زلال است که انسانها در حال جوشیدن از آن هستند. دوستانمان میگفتند آنقدر جمعیت پرخروش بود که ما به کناری ایستادیم و فقط نگاه کردیم. یکی دیگر از دوستان نقل میکرد وقتی رهبری به دیدن برخی خانواده شهدا رفتند برخی از بستگانشان که نسبت به آقا احساس دیگری داشتند فقط با دیدن مقام معظم رهبری متحول و منقلب شده بودند. در قرآن هم داریم «سیجعل لهم الرحمن ودا»؛ «کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام میدهند خداوند محبت آنها را در دل مردم قرار میدهد». این محبت یک محبت الهی است. غوغایی بود استقبال علما و مردم از مقام معظم رهبری. رهبری در جلسات خود با علما سفارش کرده بودند هیچ آداب و ترتیبی نباشد. هر کدام از بزرگان حوزه تماس گرفتند بدون استثنا همه دعوت شوند. این جلسات خیلی عجیب بودند و مقام معظم رهبری مانند نگینی در آن میدرخشیدند. دشمنان، علمای ما را نشناختند.
وقتی امام(ره) از دنیا رفتند بیگانگان میگفتند در ایران جنگ قدرت رخ خواهد داد، ولی ما میدانستیم اینگونه نخواهد شد. در ذات سیاستمداران ما قدرتطلبی نهادینه نیست. کشور ما مهد اسلام است و افراد در ورای گرایشات سیاسی، دین دارند و به اسلام توجه دارند، لذا میبینیم وقتی امام(ره) از دنیا رفتند کسی نمیتوانست به فکر شخص خودش باشد. شما میبینید در جلسه خبرگان وقتی حضرت آیتالله خامنهای را برای رهبری برمیگزینند تنها خود ایشان است که مخالفت میکند. آنچه در ذات بزرگان اسلام است اعتلای دین است. تجلی آن در هرکس باشد فرقی نمیکند. اکثریت علما به دیدار آقا آمدند. البته استثناهایی هم وجود داشت. برخی سلیقههای متفاوت نیز در حوزه وجود دارد اما به فرموده رهبری، آنها هم باید محترم باشند. مقام معظم رهبری اهانت به مراجع را برنمیتابند. ایشان میفرمایند مگر ما چند نفر داریم که به این درجات رسیده باشند. نباید گفت ما فلانی را قبول داریم و فلانی را قبول نداریم. اگر نظری است باید با دقت بیان شود. ابعاد بینالمللی این سفر بسیار دارای اهمیت بود چون دشمنان ما روی قم سرمایهگذاری کرده و چند سال به صورت منظم و طراحی شده کار کرده بودند.
فکر میکردند با عدم استقبال مردم و علمای قم از رهبری به نتیجه خواهند رسید اما علمای ما ثابت کردند که فریب استکبار را نخواهند خورد. آنها ثابت کردند که دنیاطلب نیستند. ثابت کردند برای دین بهپاخاستهاند. دشمنان ما معمولا در جایی که قرار باشد مردم و علما حضور داشته باشند فتنهانگیزی میکنند. بهطور مثال هر سال قبل از 22 بهمن تبلیغات و شایعهپراکنیهای خود را گسترش میدهند و وقتی میبینند مردم در صحنه حاضر میشوند 180 درجه لحنشان را عوض میکنند و اقرار میکنند مردم هنوز انقلاب را میخواهند. در سفر رهبری به قم نیز ما شاهد این مطلب بودیم. همان روزی که استقبال پرشور مردم و علمای قم از رهبری را دیدند، اینگونه نوشتند که «جمهوری اسلامی موفق شد جناحها را متحد کند» این امر شاهد این مطلب است که دشمنان منتظر ایجاد شقاق در قم بودند اما تیرشان به سنگ خورد و اقرار کردند.
یکی از دوستان در تفسیر سفر 10 روزه مقام معظم رهبری به قم گفت: «فتنه در 9 دی ضربه شدید خورد و در این 10 روز ریشهاش سوخت.» تمام شبهات، اختلافانگیزیها، اهانتها و... در این سفر ریشهکن شد. رهبری به زیبایی تبیین کردند که روحانیت قم و حوزه علمیه مادر به وجود آورنده نظام اسلامی است و یک مادر هرگز نمیتواند نسبت به فرزند خود غافل و بیتوجه باشد. نسبت حوزه علمیه با نظام اسلامی حمایت، نصیحت و دفاع در کنار اصلاح است. برخی دوستان میگفتند باید ببینیم آقا در سفر قم چه دستوراتی میدهند. من عرض کردم تا به حال دیدهاید حتی جاهایی که ایشان باید طبق قانون تصمیم بگیرد، دستور دهد و استدلال نکند، کجا رهبری فرمودهاند چون من میگویم این کار را انجام دهید. رهبری در مباحثاتی که در جلسات خصوصی داشتند، فرموده بودند: «من روی علم حرکت میکنم. در مسائل کشور آنجایی که علم دارم مسالهای اشتباه است جلوگیری میکنم و آنجایی که شک دارم را به کارشناسان امر واگذار کرده و نظارت میکنم». ایشان شدیدا تاکید داشتند که باید از روی علم، استدلال و کارشناسی صحبت کرد. در مسائل حوزه ایشان کاملا کارشناسانه صحبت فرمودند.
* سرفصلهایی که رهبری برای حوزه تبیین کردند حائز چه نکاتی بود؟
** جلوه دیگر این سفر در مسائل حوزه بود. کارآمدی روحانیت، وظایف روحانیت، مسائل فرهنگی و... از جمله سرفصلهای مطرح شده در صحبتهای ایشان بود. رهبری با هزار زبان مسائل فرهنگی و وظایف حوزه در قبال آن را گوشزد کردند. همه گلهمندیها هم نسبت به امور مختلف از جمله هنر، صدا و سیما و... خدمت مقام معظم رهبری عرض شده است. ایشان فرمودند مسائل فرهنگی دغدغه من نیز هست و من نگران مسائل فرهنگی هستم. الحمدلله طلبههای جوان، علما و جامعه مدرسین به دنبال این هستند که منویات فرهنگی رهبری را اجرا کنند. رویکرد امروز ما دیگر رویکرد بحث و بررسی نیست بلکه زمان اجراست. رهبری حتی در برخی موارد راهکارهای جزئی را هم نشان دادند و نمونههایی را از کارهای تاثیرگذار بیان کردند. «نمیشود» و «نمیتوانیم» را باید کنار بگذاریم چرا که میشود و میتوانیم. باید با کار موثر حساب شده و برنامهریزی شده به اهداف فرهنگی رسید.
متاسفانه در امور فرهنگی ما بیشتر به کارهای کمعمق و ضربتی پرداختهایم اما در کارهای تاثیرگذار و بزنگاههایی که باید حضور موثر داشته باشیم بعضا قصور کردهایم. بهطور مثال آقا درباره قشر هنرمند فرمودهاند شما باید بر این قشر تاثیرگذار باشید و دین آنها را تقویت کنید. حوزه چقدر به این صحبت آقا جامه عمل پوشانده است؟! ما به قشر هنرمند بهعنوان یک قشر بیدین، لامذهب و جهنمی نباید نگاه کنیم چرا که آنها نیز انسانند و روح لطیفی دارند. اگر لطافتهای ویژه معنوی اسلام را با آنها در میان بگذاریم و با آنها بجوشیم، میتوانیم بر آنها تأثیر بگذاریم و دین آنها را تقویت کنیم. متاسفانه برخی رفتند منحرفان را با دین آشنا کنند، خودشان رنگ و بوی انحرافات آنها را گرفتند. مثل پزشکی که میرود بیماری را مداوا کند اما خود به آن بیماری مبتلا میشود. ما باید از لحاظ دینی به هنرمندان خدمت کنیم. دوستی میگفت وقتی میتوانیم راحت سر به بالین بگذاریم که قشر بزرگی از هنرمندان کشور را نمازشبخوان کرده باشیم. وقتی هنرمندی روح معنوی داشت تولیدات او هم معنوی میشود. راه اینکه هنر را اصلاح کنیم این است که طایفههای مختلف هنرمندان را با دین و معنویت و ظرافتهای عاطفی اسلام آشنا کنیم، حوزه در این جهت غافل بوده است.
البته تجربههای موفقی هم بوده است. رادیو معارف یکی از آن نمونههاست. این رادیو را طلبههای جوان راهاندازی کردهاند. در ابتدا آنها را استهزا میکردند و با طعنه میگفتند شما نمیتوانید رادیو راهاندازی کنید اما چند طلبه آستین همت را بالا زدند و بدون اینکه از استانداردهای دینی خود پایین بیایند این شبکه رادیویی را راهاندازی کردند. شعرهای مختلف، میانپردههای متنوع و... موجب شد مخاطب از گوش کردن به محتوای این شبکه رادیویی خسته نشود و با طراوت و لطافت تمام از معارف اسلامی بهرهمند شود. یکی از عزیزان دستاندرکار گفت، رادیو معارف در برنامههای نوروزی از نظر حجم مخاطب و کیفیت برنامهها صاحب عنوان شده است. این در حالی است که برخی شبکههای رادیویی با گذاشتن موسیقیهای کذایی و استفاده از جاذبههای جنسی در پی جذب مخاطب هستند اما رادیو معارف صدای فطرت است و اینگونه در برنامههای نوروزی صاحب عنوان میشود.
این مساله نشان میدهد اگر بخواهیم از جاذبههای غیردینی برای جذب مردم استفاده کنیم هرگز موفق نخواهیم شد. در کنار این مباحث، رهبری فرمودند که حوزه باید جای بحث و پرسش باشد و چماق استدلال جایگزین چماق تکفیر باشد. ایشان تاکید کردند که اگر کسی حرف اشتباه زد شما با چماق استدلال با او صحبت کنید و این روش علمای ما بوده است. ایشان چند مثال از تاریخ آوردند که شخصی حرف اشتباهی زد و دایرهًْالمعارفی در جهت ترویج فکر صحیح در جواب این حرف نوشته شد. وقتی کسروی مطالب انحرافی میگوید، امام با «کشفالاسرار» جواب او را میدهد. ایشان فرمودند حوزه علمیه جای خودسانسوری نیست، حرفها باید گفته شود اما با استدلال و محکم. در مباحث نظریهپردازی باید عقاید مطرح شود و یک نفر بهعنوان داور مطالب را جمعبندی کند اما باید مراقب سوءاستفادهها بود و به افکار باطل اجازه ترویج نداد. باید تلاشها در جهت کشف حقیقت باشد. این سفر برکات فراوانی داشت؛ جلسات عظیم و باشکوه و صحبتهای آقا دستاوردهای فراوانی داشت. خدا را شاکریم که به ما توفیق داد این 10 روز در کنار مردم عمیقا منتفع و بهرهمند شویم. در سال گذشته فتنهگران با تمام توان به میدان آمده بودند و به خیال خودشان در حال از بین بردن پایههای نظام بودند. اما الان آنها کجایند؛ آیا دیگر کسی برای آنها ارزش قائل میشود؟ ما در گذشته همواره ضدانقلاب داشتیم اما اینها خارج از کشور بودند. در فتنه 88 اینها مخالف انقلاب را به داخل کشور کشاندند. شما مطلع هستید که چگونه از رسانهها علیه جمهوری اسلامی استفاده کردند، لذا رهبری تعبیر زیبایی داشتند که فتنه 88 ملت ما را واکسینه کرد. این میکروبها تا قبل از سال گذشته در خارج از کشور به دور خود میتنیدند اما در فتنه 88 وارد کشور شده بودند.
* فتنهگران داخلی و خارجی روی این صحبت مقام معظم رهبری خیلی مانور دادند و «میکروبهای سیاسی و اجتماعی» را به تمام منتقدان نظام تعبیر کردند.
** هرگز اینطور نیست. میکروبهای سیاسی همان اپوزیسیونی هستند که کرارا دروغ میگفتند. آنها برای سرنگونی نظام پولهای میلیاردی خرج کردند. وزارت اطلاعات هم این مطلب را تایید کرد و گفت اگر لازم باشد مدرک و سند آن را ارائه میدهیم. وقتی صحبت از واکسینه شدن میشود، کاربرد آن درباره بیماریهای خطرناک است؛ بیماریهایی که برانداز و کشنده هستند. براندازان و اپوزیسیون خارج از کشور در فتنه 88 به بدنه انقلاب نفوذ کرده بود و کشور نیاز به واکسینه شدن داشت. منظور آقا از این تشبیه همین نکته بود. دشمن در سال گذشته با تمام توان و ابزارهای خودش به بدنه نظام حمله کرده بود اما بچههای سپاه و نیروهای امنیتی با دقت فراوان جلوی نفوذ آنها را گرفتند. در جنگهای سایبری تمام توطئههای دشمن را خنثی کردند. در هر صورت این میکروب نتوانست رشد کند و خنثی شد. مردم هم کاملا نیروهای داخلی معاند را شناختند. هرچند برخی از آنها آزادند اما مردم دیگر آنها را میشناسند و از باب تشبیه اینها همان میکروبهای خنثی شدهاند که اگر در بدن هم باشد کارگر نخواهد بود و موثر نیست. این برکاتی است که البته مردم هم خیلی در آن شریک بودند. آنها آمدند، ایستادند و شهید دادند و در صحنه ماندند. با اینکه جنگهای سایبری و نرم نباید کشته دهد، جنگ نرم دشمن تبدیل به جنگ سخت شد و عزیزانی را از ما گرفت و ما هر چه فکر میکنیم دست خدا را در ورای این پیروزیها میبینیم.
* همانطور که اشاره کردید، رهبری در صحبتهای خود فرمودند فتنه 88 از 30 سال پیش برنامهریزی شده بود. دقت در این صحبت مقام معظم رهبری این سوال را به ذهن میآورد که مسؤولان کشور ما در این 30 سال کجا بودند که متوجه برنامهریزی این فتنه نشدند؟
** این سوال کمی پیچیده است. پیچیدگی آن به خاطر پیچیدگی انسان است و اینکه تحولات اجتماعی و تحولات نفسانی انسان تغییر مییابد. باید گفت دشمنان ما از 30 سال پیش که فتنهگری خود را برای از بین بردن انقلاب شروع کردند از همان 30 سال پیش هم نفوذ در مسؤولان را شروع کردند. آنها با برنامههای درازمدت کمکم کسانی را به خود متمایل کرده و در زمان مناسب از آنها استفاده میکنند. بهعنوان مثال در دوره اصلاحات شبکهای از فعالانی که دشمنان در مرزهای ما به کار گمارده بودند، کشف شد. بخش دیگر این نفوذ از طریق سفارتخانههاست. اینگونه فعالیتها از 30 سال پیش و به صورت نرم شروع شد. استفاده از روندهای رو به رشد دنیاطلبی نیز از شگردهای دشمنان بوده است. در قرآن رمز عذاب برخی امتها را رفتن به دنبال شهوات و دنیاپرستی پس از دریافت حق دانستهاند، همین امر موجب سقوط آنها شده است. دشمنان ما کسانی را میتوانند بخرند که دنیاطلب باشند. اصلا به همین خاطر است که آنها با دین میجنگند چرا که دینداری انسانها را در برابر این تطمیعها واکسینه میکند. کسی که دیندار است را نه میتوان خرید و نه میتوان ترساند. جوانان امروز ما با دینداری هرگز فریب دنیاخواهی غرب را نخواهند خورد. در یک نظرسنجی از جوانان پرسیدند اگر امروز جنگی پیش بیاید شما حاضرید مثل حسین فهمیده باشید که 80 درصد پاسخ مثبت داده بودند. این نشان میدهد جوانان ما روحیه دینخواهی دارند نه دنیاخواهی.
دین ما به دنیای آنها و چپاولگری آنها لطمه میزند اما غرب، خواهان دینی است که به سیستم و دسیسههای آنها لطمه نزند. اگر دین به چپاولگریهای آنها لطمه نزند آنها کاری ندارند. اتفاقا آنها از این دین استقبال میکنند. در آمریکا آنها حتی کسانی را به کاخ سفید میآوردند تا قرآن بخوانند چون به آنها ضرری نمیزد. تلاوت قرآنی که به پایههای این کاخ ظلم لطمهای نزند برای آنها ضرری ندارد، بنابراین دنیاطلبی چه بسیار آدمهایی را که منحرف کرده است. در ایام 13 آبان قرار داریم. نمود بارز این دنیاطلبی را میتوان در آنهایی دید که در سال 58 از دیوار سفارت بالا رفتند اما در فتنه 88 پازل دشمن در براندازی را تکمیل کردند. اهمیت اسلام به موضوع تهذیب نفس بیهوده نیست. ویژگی تهذیب نفس این است که اگر خوب انجام شود این ریشهها را میخشکاند. اما اگر غفلت کنیم و بگذاریم این ریشهها باشد، ریشههای دنیاخواهی جوانه زده و رشد میکند و موجب انحراف انسانهای انقلابی میشود و موجبات سوءاستفاده دشمن را فراهم میکند. طلحه و زبیر نیز نمونه این دنیاخواهی هستند. خداوند در قرآن میفرماید «و ان عدتم عدنا»؛ «اگر شما به دنیاطلبی و شهوات برگردید ما هم از رحمت خود برمیگردیم». انسان موجودی است که «تدبیر خود» میکند، لذا انسان در پیوستاری از منفی بینهایت تا مثبت بینهایت میتواند متغیر باشد اما عاقبت او مهم است. کسی ممکن است در اوج بیارزشی باشد اما تحول پیدا کند و باارزش شود و بالعکس. این امر به رفتار، عادات و صفات خود انسان مربوط میشود. البته سنتهایی نیز وجود دارد. خداوند کسانی را که برایش کار میکنند کمک میکند و آنهایی هم که به بیراهه میروند به حال خود رها میشوند.
* برخی تحلیلها اینگونه بود که رهبری با این سفر یک بار دیگر قم را در کنار تصمیمسازان تهران قرار داد. این تحلیل این شبهه را به ذهن میرساند که مگر تا قبل از سفری رهبری، قم در تصمیمسازی نبوده است؟
** در حقیقت باید گفت با این سفر آن توهم دوری تهران و قم برطرف شد. احتمالا کسانی که صاحب این تحلیل بودند این توهم را داشتند که قم در کنار تهران نیست.
* نکاتی که رهبری در این 10 روز فرمودند در حقیقت یک منشور اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و حوزوی است، چطور میتوان این منشور را پردازش و از آن استفاده کرد؟
** بنده نکات مطرح شده توسط مقام معظم رهبری را به دایرهًْالمعارف تعبیر کردم. این 10 روز تلألو خاصی داشت و آقا صحبتهای نابی فرمودند. البته این بدان معنا نیست که قبلا صحبتهای نابی گفته نشده است. 20 سال است که کشور ما پر است از گوهرهای سخنان مقام معظم رهبری. اما ما قدر این صحبتها را ندانستیم و به دیده خریدار به آنها نگاه نکردهایم. یکی از بزرگان میگفت آن اوایل که حضرت آیتالله خامنهای به رهبری برگزیده شدند، میدانستم که بهتر از ایشان نیست ولی تجلی امروزی ایشان برای ما بسیار پربار است و آن زمان ایشان را به درستی نمیشناختیم. الان میبینیم کأنه روح امام بزرگوار در ایشان حلول پیدا کرده و ابعاد وجودی مقام معظم رهبری با گذشت زمان برای ما روشنتر شده است. امام هم یک زمانی برای دنیا شناخته نشده بود اما امام «40 حدیث» خود را در 25 سالگی نوشت. لذا معنویتهای رهبری از گذشته بوده و نمیتوان گفت در این 10 روز جلوه کرده است. مقام معظم رهبری هر ماه میآمدند خدمت آیتالله بهجت و با هم جلسه خصوصی داشتند. حالا میفهمیم که آقا چقدر از این جلسات استفاده کردند. در شبنشینیهای رهبری در این سفر10 روزه آقا بسیار از آقای بهجت یاد میکردند و بر سفارشهای ایشان تاکید میفرمودند. برخی از این سفارشها را در دیدار با طلاب فرمودند که آیتالله بهجت میفرمودند دعای «یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک...» را زیاد بخوانید. معنی این دعا را اینطور تفسیر میفرمودند که هرکس در هر سطحی است باید در آن سطح خود را نگه دارد و تنزل نکند بلکه به صعود بیندیشد. بالاخره دینداری ممکن است کم و زیاد شود، از خدا باید خواست در همان سطحی که هستیم حفظمان کند و سپس رشد دهد. اساتید مقام معظم رهبری نیز بسیار برجسته بودند؛ فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائرییزدی یکی از اساتید ایشان بودند که به ایشان درس خصوصی میدادند و به همین علت گاهی با تاخیر در دروس عمومی دیگر طلاب حاضر میشدند و در توضیح علت دیر آمدنشان میفرمودند که «این سید گنجایش علوم بسیاری دارد».
علامه مصباحیزدی فرمودند که اگر 3 نفر صاحب علم رجال مبرز در جهان داشته باشیم یکی از آنها حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای است.
* گویا مردم قم نامههایی را خدمت مقام معظم رهبری تسلیم کردهاند، نحوه رسیدگی به این نامهها چگونه است؟
** گروهی از طلاب و فضلای جوان و همینطور حدود 50 نفر از مجمع نمایندگان طلاب که از برجستگان حوزه هستند به بررسی و پاسخ این نامهها کمک کردند و هیچ نامهای بیجواب نمانده است. دختر 10 ساله یکی از دوستان ما نامهای محبتآمیز به رهبری نوشته بود. در جواب او نامهای شامل نصیحتی از رهبری و یک مداد نوکی برای او فرستادند؛ این کودک بسیار از پاسخ این نامه شاد شده و تاثیر پذیرفته بود.
* بهعنوان سوال آخر، سفر مقام معظم رهبری را در جملهای کوتاه وصف کنید.
** مردم از عمق فطرتشان خواستار دین هستند و اگر کسی دین را در خود متجلی کند مردم او را خیلی دوست خواهند داشت. علت اینکه مردم احساس میکنند آقا را دوست دارند، این است که این ابعاد دینداری در ایشان به خوبی جلوه پیدا کرده است؛ مردم دین را در ایشان مجسم میبینند.