تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۹۷۰۸۳

2/5 ساعت گفت‌و‌شنود بی‌پرده با علی یونسی

ناصر علاقبندان / alaghehbandan@jamejamonline.ir مقدمه: معروف است که میان روزنامه‌نگار جماعت و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تفاوت در آن است که آن یکی خبر را برای منتشر کردن جمع می‌کند و این یکی برای منتشر نکردن. این قاعده را علی یونسی در زمانی که وزیر اطلاعات بوده و هم حالا، عوض کرده است. او در ایام وزارتش وقتی در محوطه دولت را به سوی خبرنگاران باز می‌کردند، اگرچه اغلب به هیچ سوالی پاسخ نمی‌داد اما در عوض دست خبرنگاران را می‌گرفت و توی چمن باغ محوطه دولت می‌نشست و گپ می‌زد. او اولین وزیر اطلاعات بود که با همه خبرنگاران داخلی و نه فقط دو سه تا خبرنگار خاص مصاحبه مطبوعاتی برگزار کرد و اکنون یک سال پس از تحویل دادن وزارت اطلاعات برای اولین بار در مصاحبه اختصاصی مفصل هم شرکت می‌کند که می‌خوانید.

* برای شروع ترجیح می‌دهید با نقد آقای محسنی‌اژه‌ای از زبان شما شروع کنیم یا نقد آقای یونسی از زبان ما که منتقل‌کننده دیدگاه‌های افکار عمومی هستیم؟
** هر طور مایلید؛ البته انتقاد از من حق شماست و برای این مقوله بنده پیشقدم می‌شوم.
* با نقد آقای محسنی شروع می‌کنیم.
** البته من از نظر اخلاقی خود را موظف می‌دانم همیشه هم از وزارت اطلاعات حمایت کنم و هم از وزیر اطلاعات، بویژه شخص آقای محسنی. بنده انتقادی از ایشان در منظر مردم ندارم و اگر نظری داشته باشم، به خود ایشان خواهم گفت.
* برسیم به نقد برخی عملکردهای شما در وزارت اطلاعات در سالهایی که شما وزیر بودید، کشور ما در معرض فعالیت گروههای افراطی دوم خرداد بود و بسیار دچار بحران شد. بعضی از این گروهها بر‌اساس کدهای فراوانی که رسمی و آشکار و غیرآشکار وجود دارند، برخی بدنبال براندازی نظام بودند. گاهی گوشه‌ای از فعالیت‌های براندازانه در رفتار برخی رسانه‌ها هم نمود می‌یافت که الان انعکاس مکتوب آن نمودها سندهای فعالیت‌های افراطی و براندازانه به حساب می‌آید. در عین حال، برخی نمودهای مخفی آن فعالیت‌های براندازانه هم کشف و برملا شد. اینها بصراحت در پی سست کردن مبانی قانون اساسی و اصل مترقی ولایت فقیه بودند. ماجراهای هجدهم تیر و سالگردهایش که پیش می‌آمد، در همین راستا بود. اما این طور مطرح می‌شود که وزارت اطلاعاتی که شما وزیر آن بودید، در پیشگیری و مقابله با این جریان‌ها ضعیف ظاهر شد و بلکه انفعالی عمل کرد. علت چه بود؟
** حتما به یاد دارید که من در بدترین شرایط مسئولیت وزارت اطلاعات را به عهده گرفتم. در آن مقطع وزارت اطلاعات در داخل شدیدا دچار بحران بود. بحران ناشی از قتلهای زنجیره‌ای. در عین حال ما در معرض اقدامات تروریستی منافقین هم بودیم. صدام منافقین را تشویق می‌کرد و آنها نهادها، ارگان‌ها و شخصیت‌های ما را زیر آتش خمپاره‌ قرار می‌دادند. مرحوم لاجوردی و مرحوم صیاد شیرازی در همان دوران شهید شدند. در آن شرایط حساس، جریان‌های سیاسی افراطی هم فعال بودند، البته افراطی در هر دو طیف سیاسی.
ما رو در رو با این سه بحران بودیم؛ اما به فضل خداوند متعال با موفقیت هر سه را از سر گذراندیم.
* چطور این مسیر را طی کردید؟
** مایل نیستم ماجرای تلخ قتلهای زنجیره‌ای را یادآور شوم. به همین بسنده می‌کنم که امروز رفته رفته این قضیه به ورطه فراموشی سپرده می‌شود. البته آن ماجرا و عبور از آن بحران، هزینه سنگین را بر وزارت اطلاعات و مردم تحمیل کرد که معنای این حرف را فقط پرسنل وزارت اطلاعات می‌فهمند نه هیچ‌کس دیگر که بغض‌های فرو خفته این درد همچنان در گلوی آنها هست. بحران قتلهای زنجیره‌ای در داخل وزارت اطلاعات به سختی مهار و مدیریت شد و در همان حال خمپاره‌اندازی‌های منافقین را هم در اوج مظلومیت طی 6 ماه مهار کردیم.
*منظورتان از این تعبیر «اوج مظلومیت» چیست؟
** وزارت هم باید از خود دفاع می‌کرد؛ و هم باید بحران را مهار می‌کرد. البته این کار بسیار سختی بود!! خوب است خاطره‌ای برایتان بگویم تا به مظلومیت دردناک وزارت اطلاعات بیشتر پی ببرید. در روزهای اول کار ما، یک عملیات گروگانگیری در کرمان رخ داده بود که گروگانگیرها چند ایتالیایی را ربوده بودند. من به دولت اطمینان دادم که اینها را بزودی خلاص می‌کنیم و هیچ امتیازی نباید به گروگانگیرها داده شود. در مدت کوتاهی ما به وعده خودمان عمل کردیم و یک روز که من در جلسه دولت گزارش عملیات را دادم، یکی از اعضای دولت با زبان به شوخی، اما با بیانی که حاوی پیامی واقعی بود به من گفت: آقای وزیر این گروگانگیری کار خودتان نبود؟ آیا این اوج مظلومیت نیست؟ ما با جاسوس مبارزه می‌کردیم و خود متهم به جاسوسی بودیم. با تروریست‌ها مبارزه و مقابله می‌کردیم و اتهام تروریستی بر ما وارد می‌کردند. ما بزرگترین باند جاسوسی اسرائیلی را کشف و متلاشی کردیم و همان زمان به ما اتهام جاسوسی اسرائیلی هم وارد می‌کردند!!
* منظور بنده در سوالی که مطرح کردم، ‌انفعالی عمل کردن وزارت اطلاعات در برابر فعالیت جریان افراطی مدعی دوم خرداد و براندازها بود؛ اما شما در پاسخ فقط گفتید که از این بحران با موفقیت عبور کردید.
** من تعبیر براندازی را خیلی نمی‌پسندم؛ اما تعبیر تندرو را برای آن جریان‌ها می‌پسندیدم. البته این که در درون اینها بعضی عناصر و افراد برانداز هم پیدا شوند، ممکن است. اما جریان کلان دوم خرداد برانداز نبود ما باید با افراط و تندروی مقابله می‌کردیم. نه با یک جریان پیروز البته ما در هر دو جناح تندروی و افراط داشتیم. افراط به نام آزادیخواهی و مردم وجود داشت هم‌چنان که تندروی به نام اصولگرایی و دین هم پدیدار بود. وزارت اطلاعات در تعدیل این جریان‌ها نقش اساسی داشت. ما در عین حال در اقدام خود باید جوری عمل می‌کردیم که این تعدیل به بحران جدیدی منجر نشود. هنر وزارت اطلاعات این باید باشد که یک مساله را از حدت و شدت و عمومیت و پیچیدگی بیندازد و موضوع را ساده کند تا برای رفع مشکل هزینه کمتری صرف شود. یک سرویس اطلاعاتی بالغ تلاش می‌کند مسائل امنیتی را به مسائل اجتماعی تبدیل کند و مسائل اجتماعی را هم باید ساده کند، بعد آنها را حل و فصل کند. اما یک نهاد امنیتی ناپخته مسائل اجتماعی را امنیتی می‌کند و مسائل امنیتی را هم ملی و پیچیده می‌کند. در مقطعی که مورد نظر شما است، جریان‌های سیاسی همه همدیگر را متهم می‌کردند و مایل بودند وزارت اطلاعات پشت سر آنها حرکت کند. ما دعوای سیاسی آنها را می‌دانستیم. اغراض که سیاسی ایشان را، می‌شناختیم و در دوران این گروه‌ها نفوذ هم داشتیم. اما روش و شیوه ما برای مهار بحران افراط و تفریط سیاسی به‌گونه خشن و سخت و عملیاتی نبود بلکه به روش نرم و اقدامات پیشگیرانه و کم‌هزینه بود. در کشور ما یک بیماری وجود دارد و آن بزرگنمایی عیبها و نقصها و نابسامانی‌ها است. در انتخابات و رقابت‌های سیاسی تمام گذشته خودمان را زیر سوال می‌بریم. حتی سعی می‌کنیم خوبی‌های گذشته را از خود بدانیم و بدهی‌های موجود را به گذشته مربوط بدانیم. چرا؟ چون ما در رقابت‌های سیاسی تقوای سیاسی نداریم.
* ‌آقای یونسی بحران فعالیت گروههای افراطی آیا امروز مهار شده است؟ پاسخ مثبت است؛ اما سوال این است که مهار بحران را در آن زمان آیا وزارت اطلاعات انجام داد یا نهادهای دیگر؟ شما در خلال توضیحاتتان یکی، دو بار به نهادهای نیمه‌امنیتی و این که ناپخته عمل می‌کنند، اشاره داشتید ممکن است بیشتر توضیح بدهید؟
** بنده به شما اطمینان می‌دهم که هیچ بحران امنیتی و سیاسی‌ای در کشور خاموش نشد، مگر آن که وزارت اطلاعات آن را خاموش کرده است و هیچ نهادی غیر از وزارت اطلاعات توانایی شناسایی و مهار بحران در کشور را ندارد.
* گمان می‌کنم اگر این حرفتان را ثابت کنید، مساله حل خواهد شد.
** ماجرا بر سر توان شناسایی و مهار بحران است که تنها در اختیار وزارت اطلاعات است. تمام نهادهای دیگر کمک کار وزارت اطلاعاتند. ابزار و توان دیگر نهادهای اطلاعاتی محدود به همان نهاد خودشان است. گستره توان حفاظت نیروی انتظامی در درون نیروی انتظامی است و همین. در خصوص حفاظت اطلاعات سپاه و ارتش هم همین طور است در شورای هماهنگی همه اینها عضوند و وزیر اطلاعات هم رئیس این شوراست. اینها هیچ کدام در حد مهار یک بحران ملی نیستند. نه ادعا دارند و نه ابزار لازم را دارند تا حالا هم به طور رسمی چنین ادعایی نکرده‌اند. البته در حد وظایف قانونی خود توانمند هستند.
در خصوص 18 تیر، خوب است بیشتر بحث کنیم. یک بحران وسیع بود. در این بحران، ضد انقلاب حضور داشت، اراذل و اوباشی حضور داشتند و عناصر ناراضی حضور داشتند بعضی آدم‌های خودی هم فریفته بودند، دستهای اولیه هم دستهای ناپخته خودی بود. بسرعت بحران شعله‌ور شد و ضد انقلاب کار را در دست گرفت. مساله آن است که در سال اول، این بحران ماهیت انتظامی داشت، نه امنیتی؛ اما همه ارگان‌ها کمک کردند و بحران در آن مقطع مهار شد. در سال اول، وزارت اطلاعات‌شان پشتیبانی اطلاعات را برای خود قایل بود و هم عملیاتی اما در سالهای بعد بحران بسیار وسیع‌تر بود و ماهیت اطلاعاتی و امنیتی پیدا کرد و دیگر کار کاملا در دست وزارت اطلاعات قرار گرفت.
تمام گروههای ضد انقلاب با تمام ظرفیتشان وارد عمل می‌شدند و کشورهای خارجی، آمریکا و انگلیس و تمام رسانه‌های تبلیغاتی کمکشان می‌کردند. آن بحران‌ها را وزارت اطلاعات مهار کرد. تبلیغات هم نمی‌کردیم. از قبل عملیات آنها را شناسایی می‌کردیم و بعد خنثی می‌کردیم و نمی‌گذاشتیم اتفاقی بیفتد. در اینجا نیروهای نظامی و انتظامی همراه و هماهنگ با وزارت اطلاعات عمل می‌کردند.
* ابهامات و انتقادات از دوره شما را در قالب یک پرسش دیگر مطرح می‌کنیم که البته اعتراف می‌کنم این موضوع از منظری بدبینانه مطرح می‌شود؛ این که وزارت اطلاعات بیشترشان جمع‌آوری اطلاعات برای خود قائل بود تا شان نظارت و کنترل و بر همین اساس مطرح می‌شد که در خصوص کنترل و نظارت به جای وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی کار را در دست داشتند. نظر خود شما چیست؟
** من موضوع را باید بیشتر باز کنم. وزارت اطلاعات برای خود شأن جمع‌آوری اخبار و اطلاعات پردازش و تحلیل اطلاعات و اطلاع‌رسانی به موقع و تصمیم‌سازی و همچنین پیشگیری و پیش‌بینی وقوع بحران و مدیریت آن را برای خود قائل است. جمع‌آوری اطلاعات ساده‌ترین کار است. اما فهم و درک و تحلیل اطلاعاتی مهم است.
بر همین اساس قدرت تحلیل اطلاعات ملی را غیر از جانب وزارت اطلاعات هیچ نهاد امنیتی دیگر کشور ندارد. درباره جریان‌های افراطی مخالف و برانداز، شیوه وزارت اطلاعات این بود که جریان مورد نظر را شناسایی کند و جریان را در درون متلاشی و خنثی نماید تا اساسا نیاز به برخورد نباشد اما بعضی از نهادهای شبه اطلاعاتی و موازی به شیوه‌های غیرحرفه‌ای و ناپخته عمل می‌کردند و به عبارت دیگر مقطعی و سیاسی و جناحی عمل می‌کردند و یک مشکل ساده سیاسی را اولا تعمیم می‌دادند ثانیا آن را خیلی بزرگ جلوه می‌دادند ثالثا خیلی خطرناک و رابعا فوری!! وزارت اطلاعات با هر چهار مرحله مخالف بود و لذا به روش متفاوتی در برخورد با مساله عقیده داشت. لذا وزارت اطلاعات زیر بار برخوردهای غیرحرفه‌ای نمی‌رفت ولی دیگران چنان عمل کردند و هرگز نتیجه مثبت هم نداشت بلکه هزینه‌های ضد امنیتی زیادی به کشور تحمیل کردند البته ما می‌توانستیم در سال ده‌ها گروه دست‌ساز برانداز درست کنیم و خودمان هم آن را خنثی کنیم اما ما هرگز این کار را نکردیم زیرا فریب مسئولان کشور را خیانت می‌دانستیم.
می‌شود در سال درباره دهها حادثه، فعالیت باند و گروههای آدم‌ربایی و ضد انقلاب با همین روش عمل کرد و آمار هم داد اما با این روشها زندان‌ها پر و جامعه ناامن می‌شود. در عین حال، می‌شود درون این گروهها نفوذ و از درون آنها را متلاشی کرد. ما در مقطع زمان مورد نظر شما، حتی با گروههای تند و افراطی همین کار را کردیم. در مورد افراد برانداز و جریان‌های ضد انقلاب هم همین‌گونه عمل شد. این عملکرد سرویس‌های اطلاعاتی حرفه‌ای است.
* ممکن است مثالی در این زمینه بیاورید؟
** بله موارد زیاد است یک مورد آن را برای شما خواهم گفت یک نفر در شیراز اعلام کرد که توسط گروهی ربوده شده، مورد شکنجه قرار گرفته و با اتوی داغ روی پشت او نوشته شده «مرگ بر فلان» و «درود بر فلان». این بازتاب جهانی وسیعی داشت و رئیس‌جمهور هم بشدت نگران شده بود. ذهن همه هم به این سمت رفته بود که این اتفاق یعنی شکنجه آن فرد از سوی عناصر حزب‌اللهی انجام شده است.
بعضی رسانه‌های داخلی هم این مساله را بزرگ کردند اما وزارت اطلاعات با روش حرفه‌ای که داشت، همان ابتدای کار با تحلیل اطلاعاتی متوجه شد که این یک جریان ساختگی بیش نیست. و اگر زود شناسایی نشود ممکن است به یک فتنه سیاسی تبدیل شود. من به آقای خاتمی قول دادم که موضوع را سریعا روشن خواهیم کرد و خواهش کردم که موضعی نگیرند. یک تیم حرفه‌ای از تهران به شیراز اعزام کردم و ظرف 48 ساعت مساله را کشف کردیم و با سند و مدرک شفاف و کافی ثابت کردیم که کار توسط خود فرد انجام شده است. او قصد داشت از کشور فرار کند و پناهندگی بگیرد. اتاق عمل، پزشک، عوامل بیهوشی و... را شناسایی و فرد را در حال فرار دستگیر کردیم. البته تبلیغات هم نکردیم. هیچ‌کس و هیچ جریانی را هم متهم نکردیم. ولی فتنه خاموش شد دو نمونه مشابه دیگر در قم رخ داد که اگر کشف و خنثی نمی‌شد به فتنه سیاسی ملی تبدیل می‌شد.
* خب از منظری دیگر، نقدی دیگر به وزارت اطلاعات در زمان شما را مطرح می‌کنیم. کشور ما 3 سال است که سخت گرفتار فشارهای بی‌امان آمریکا در خصوص موضوع هسته‌ای است. این جریان چگونه شروع شد، با تخلیه اطلاعاتی که منافقین انجام دادند و اطلاعات را در اختیار آمریکایی‌ها قرار دادند و آنها هم جنجال علیه کشورمان به راه انداختند. امروز هیچ مدرکی با وجود بازرسی‌های وسیعی که انجام می‌شود، دال بر انحراف ایران در فعالیت‌ هسته‌ای به دست نیامده و مسیر قانونی حرکت ما در این زمینه به اثبات رسیده است؛ اما اگر مراقبت امنیتی لازم در زمان خود توسط وزارت اطلاعات صورت می‌پذیرفت تا ایران قادر باشد در فضایی مساعد فناوری خود را کامل و اعلام کند آیا بهتر نبود؟ آیا بوجود آمدن وضعیت موجود را ناشی از ضعف وزارت اطلاعات نمی‌دانید؟
** من از شما سوال می‌کنم آیا سایت اصفهان را دیده‌اید؟
* بله
** چند هکتار است؟
* خیلی بزرگ است.
** آیا چنان فعالیتی پنهان بود؟
* البته نه ولی نظر آنها و خبر منافقین در مورد نطنز بود. تاسیسات اصفهان هم غنی‌سازی نیست بلکه فراوری است.
** به هر حال نطنز بدون اصفهان معنی ندارد. هزار هکتار وسعت تاسیسات UCF است. جلوی چشم همه مردم، کار آن انجام می‌شود. در نطنز هم تاسیسات کنار اتوبان است با آن همه وسعت، که هرگز پنهانی نبوده است این که گفته شد فعالیت ایران پنهانی بود، اساسا غلط است.
* می‌توانسته سایتی در کنار جاده وجود داشته باشد اما با عمیات طبقه‌بندی شده از جزییات کار آن اطلاعی به صورت عمومی منتشر نشود؟
** این شوخی است.
*چرا که نه، دسترسی ما به چرخه سوخت، هرگز در ذهن دشمنان نمی‌گنجید. پس وجود تاسیساتی در کنار جاده می‌تواند دلیل کافی برای حفظ نکردن اطلاعات داخل تاسیسات نباشد.
** ببینید ایران کار غیرقانونی که انجام نمی‌داد، کار مخفی هم انجام نمی‌داد. آنچه مطرح است، این است که ایران فعالیت خود را به طور رسمی اعلام نکرده است. شما بدانید که اصلا امکان پنهان‌‌کاری وجود نداشته است. چون ایران به دنبال سلاح نبوده و نیست و در مسیری که ایران برای فعالیت هسته‌ای خود برگزیده است یعنی در فناوری چرخه سوخت، امکان مخفی‌کاری وجود نداشت. تاسیسات آب سنگین اراک بسیار وسیع و گسترده است که قابل مخفی کردن نیست. نطنز هم همین طور، کاملا آشکار است. آنجا برای برپا کردن امکانات، روزانه هزاران نفر کار می‌کردند و روزانه صدها کامیون در آنجا مشغول تخلیه خاک و حمل مصالح و سیمان بودند.
کاری که منافقین انجام دادند، این بود؛ آنها با تخلیه تلفنی چیزهایی که خودشان در ذهن خود ساخته بودند یا سفارش از آمریکا گرفته بودند، از زبان دیگران جمع کردند که ایران فعالیت خطرناک دارد و مشغول ساخت سلاح هسته‌ای است!!
از سوی دیگر خوب است شما و مردم بدانید که در آن مقطع هیچ چیز در فعالیت هسته‌ای ما برای آمریکایی‌ها پنهان نبود. به دو دلیل اول کنترل ماهواره‌ها و دوم جاسوسانی که در ایران داشت.
*البته شما این اواخر از دستگیری جاسوسان آمریکایی خبر دارید.
** ما شش سال پیش هم جاسوس هسته‌ای آمریکایی شناسایی کرده‌ایم و این روند ادامه داشت تا این اواخر، حداقل سه سال قبل از این جنجال‌ها ما چند جاسوس هسته‌ای آمریکایی شناسایی و دستگیر کرده‌ایم. ما خوب می‌دانستیم که آمریکایی‌ها می‌دانند ما چکار داریم می‌کنیم. آنها شاید بهتر از دیگران و از همان آغاز می‌دانستند که فعالیت ما قانونی و آشکار است. آمریکایی‌ها اطلاعات ریز ما را داشتند. از توانمندی‌های ما هم بخوبی آگاه بودند. آنها با ماهواره‌های قوی‌ای که دارند تمام فعالیت‌های ما را رصد کرده بودند، اما هدف آمریکا ایجاد جنجال بود؛ ما را در فضای تحت فشار قرار دهد. برای نیل به این هدف احتیاج به وسیله داشتند که منافقین را انتخاب کردند. منافقین اعلام کردند ایرانی‌ها دارند بمب می‌سازند. آمریکایی‌ها خوب می‌دانستند که فعالیت ما چیست و ما بمب نمی‌سازیم و توانایی بمب ساختن را هم نداریم. در این حال منافقین خیال فریب آمریکا را هم در سر می‌گذراندند. آنها دنبال این بودند که به آمریکایی‌ها حالی کنند ایران در نطنز مشغول ساختن بمب است. ما در مقابل، در تاسیسات نطنز را باز کردیم و بازرسان آژانس دیدند که خبری نیست، پس خلاصه پاسخ به سوال شما این است که منافقین اساسا نفوذ اطلاعاتی نکرده بودند بلکه آنها وسیله جنجال‌آفرینی آمریکا با اطلاعات ساختگی شده بودند.
* خب پیش از این که وارد دو سه بحث جدی دیگر بشویم، کمی فضا را بشکنیم شما چند فرزند دارید؟
** 5 فرزند. خب ما متعلق به گذشته هستیم. نسل جدید شدیدا به کنترل موالید پای‌بند است.
* بچه‌ها مشغول چه کاری هستند. دنبال کارهای امنیتی نیستند؟
** نه، دختر خانمها که ازدواج کرده‌اند. پسرها هم بعضی ازدواج کرده‌اند و کار آزاد دارند و هیچ کدام کار دولتی نمی‌کنند.
* کار آزاد می‌کنند آیا از موقعیت پدر استفاده می‌کنند و...؟
** نه، یک پسرم مهندس عمران است و دو پسر دیگرم فوق لیسانس حقوق هستند. و خوب است بدانید که شغل ما برای بچه‌هایمان دردسر شد و بچه‌های ما در خیلی از جاها خودشان را به نام یونسی معرفی نمی‌کنند و اصلا مایل نبوده‌اند از موقعیت پدر سوءاستفاده کنند. چون نه چنین اعتقادی دارند و نه تربیت خانوادگی به آنها اجازه می‌دهد. حاضرند بسختی زندگی کنند، اما از رانت و فرصتی بهره‌مند نباشند. هیچکدام از بچه‌هایم از شغل من استقبال نکرده‌اند و حتی برایشان دردسر شده است.
* گفتید دردسر. ظاهرا شما هنوز هم هیچ وقت تنها نیستید در جوار گفتگوی ما در همین مدت دوستان محافظ حضور فعال داشتند. یعنی شما چون وزیر سابق اطلاعات بوده‌اید حتما باید تیم کامل حفاظتی داشته باشید؟
** ما متاسفانه تا آخر عمر باید تحت حفاظت باشیم.
* بعد از وزارت آیا سفر خارجی هم داشتید؟
** فقط زیارت یک عمره با خانواده.
* یک سفر غیر رسمی؟
** آری غیر رسمی اما با اطلاع کشور مورد‌ نظر و با هماهنگی صورت می‌گیرد.
* حتی اگر سفر خانوادگی باشد؟
** بله.
* شما الان کارمند کجا هستید؟
** از اول کارمند قوه قضاییه بوده‌ام. به وزارت اطلاعات مامور شده بودم. الان دوباره به دستگاه قضایی برگشته‌ام.
* آیا وقت خود را در کار قضا مشغول هستید؟
** خیر! در خدمت قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول هستم.
* آیا وزارت اطلاعات در یک سال گذشته از شما کمک گرفته است؟
** تاکنون نه.
* چرا؟
** شاید نیازی احساس نکرده‌اند.
* با رده‌های پایین‌تر، معاونان وزیر، مدیر کل‌ها یا دوستان در وزارت اطلاعات ارتباط دارید و به آنها مشورت می‌دهید؟
** نه چنین نیست و صحیح هم نیست چنین باشد. زیرا سلسله مراتب کاری و طبقه‌بندی اطلاعاتی اجازه نمی‌دهد.
* اما یک بحث جدی، فکر تعطیل کردن فعالیت اقتصادی وزارت اطلاعات چطور شکل گرفت؟
** در همان روزهای اول کار، رهبر معظم انقلاب از من خواستند این کار انجام شود و بدنه وزارت اطلاعات هم استقبال کرد. مشکل وزارت اطلاعات در این میان کمبود بودجه بود که دولت این مشکل را بخوبی مرتفع کرد.
* یعنی پیش از آن به وزارت اطلاعات اجازه کار اقتصادی داده بودند برای این که دولت از تامین بودجه این وزارتخانه فارغ باشد؟
** بله، دقیقا در حالی که ورود یک نهاد اطلاعاتی به کار اقتصادی به دلیل رانت اطلاعاتی که دارد، بسیار خطرناک بود. ما بیش از 100 شرکت و موسسه اقتصادی را که برای وزارت اطلاعات درآمد کسب می‌کردند، منحل کردیم. در عین حال معاونت اقتصادی با ماموریت مبارزه با مفاسد اقتصادی ایجاد کردیم. اولویت این معاونت پیشگیری، اطلاع‌رسانی و تصمیم‌سازی بود تا برخورد و اقدام.
* همیشه چالش در خصوص سازمانی شدن وزارت اطلاعات مطرح بوده است، شما طرفدار کدام ایده هستید؟
** من طرفدار وزارتی بودن دستگاه اطلاعاتی کشور هستم. معتقدم به دلیل آسیب‌های احتمالی که ما داریم، تشکیلات امنیتی باید با هماهنگی مجلس و حمایت مردم شکل بگیرد. تا آسیب‌های امنیتی درون اطلاعات شکل نگیرد. ما هنوز یک کشور توسعه‌یافته نیستیم. اگر سرویس امنیتی در کنترل مجلس نباشد، به مرور زمان از حالت مردمی بودن خارج و به یک سازمان مخوف ضد مردم تبدیل می‌شود. آنچه بر ساواک گذشت باید برای ما عبرت باشد. نباید تجربه ساواک را بار دیگر تکرار کنیم. شاید ساواک ابتدا ضد مردمی نبود، اما بعد ضد مردمی شد.
* و اما موسسه توسعه فرهنگی و باقی قضایای آن گفته می‌شود این موسسه متعلق به دولت بوده، اما خصوصی شده و مال مردم به اشخاص واگذار شده است. رئیس این موسسه هم می‌گویند شما هستید. جریان چیست؟
** همه این حرفها که بخشی از آن را هم شما نگفتید دروغ محض است. ببینید، حدود دو سه هفته بعد از آن که وزارت را تحویل دادم، بنده به اتفاق یکی دیگر از مسئولان به عنوان هیات امنا به این موسسه دعوت شدیم. ما حدود سه هفته در جلسات هیات امنا شرکت کردیم و دیدیم چون حساسیت هست، استعفا دادیم. بعد بین وزارت ارشاد و هیات امنای قبلی که از زمان آقای مهاجرانی و مسجد‌‌جامعی تشکیل شده بود با وزیر محترم ارشاد درگیری بوجود آمد و ایشان هیات امنا را برکنار کرد. در این مقطع ما اصلا جزو هیات امنا نبودیم. هیات امنا به دادگاه شکایت برد و دادگاه حق را به هیات امنا داد و اموال را در اختیار مقام معظم رهبری قرار داد. من خواهش می‌کنم شما بروید و از دادگاه توضیحات کافی و کامل بگیرید و منتشر کنید. جرم و گناه ما که دو سه هفته در هیات امنا بوده‌ایم چیست که این همه حساسیت نشان می‌دهند؟! مسئولان محترم ارشاد می‌توانند به دادگاه اعتراض کنند. اموال موسسه هم در اختیار موسسات مربوط به مقام معظم رهبری قرارگرفته است نه اشخاص دیگر.
* و آخرین سوال؛ شما چرا در انتخابات خبرگان رهبری ثبت‌نام نکردید؟
** احساس کردم احتیاجی نیست. بویژه که در تهران شخصیت‌های بزرگ و ارزشمندی در میدان هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات