مجتبی حدادی
جنگ نرم یا عملیات روانی از جمله تاکتیک های جدید است که کشورهای سلطه در چند سال اخیر با تمسک به آن درصدد چپاول و استعمار بر سایر کشورها هستند . در جنگ نرم مهمترین مولفه مسخ ونسخ درون مایه های فکری نخبگان و افکار عمومی جامعه های سنتی و تشویق آنها به حرکت و انحلال در چارچوب نظام جهانی است که توسط کشورهای استکباری مانند آمریکا و انگلیس تدوین گشته است .
با این حال باید گفت جمهوری اسلامی ایران از همان اوایل انقلاب همواره به دلیل اینکه مهمترین پایگاه اسلام شیعی محسوب می شد و نظریه های سیاسی مبتنی بر جهان بینی توحیدی را پی می گرفت در کانون توجهات غرب قرار داشته است.در واقع غرب تاکنون و در طی این سی سال به خوبی نشان داده است که دل خوشی از این نظام ندارد و با هر وسیله ای در صدد براندازی این حکومت الهی است. البته برخی نیز دلیل عناد و دشمنی ها غرب با ایران را در تضاد منافع می دانند اما باید دانست که ریشه این تضاد منافع به تضاد در آرمان ها برمی گردد. در اوایل انقلاب غرب با تحریم های شدید اقتصادی سعی در به زانو در آوردن ایران داشت و پس از ناکامی در این زمینه به تحریک صدام برای حمله به ایران پرداخت. در طی هشت سال جنگ نیز غرب مهمترین پشتیبان حزب بعث برای از بین بردن جمهوری اسلامی ایران بود .
اما در این عرصه نیز آمریکا و صهیونیست ها نتوانستند پیشرفتی داشته باشند و پس از آن به این نتیجه رسدند که با تغییر رویکرد به سمت جنگ نرم با ایران حرکت کنند. در واقع مهمترین چالشی که اکنون در برابر نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار دارد جنگ نرم دشمنان است. با این حال باید گفت بسیج جایگاه بسیار مهمی در مقابله یا هجوم حرکات نرم دشمنان دارد. نقش بسیج هموراه بیش از آنکه حول محوری نظامی تکوین یابد در اطراف مسائل فرهنگی و اجتماعی متمرکز می شود . البته در چند سال اخیر نیز نقش درون جامعه ای بسیج نیز بسیار روشن تر شده است . بسیج به عنوان کانونی که از جذابیت های خاص برای جوانان برخوردار است می تواند به محملی برای تبلور اندیشه های ناب و اصیل اسلام و انقلاب بدل گردد. مع الاسف باید گفت که امروز بیش از هزاران ساعت برنامه های منحط از ابتذال های اخلاقی گرفته تا مسائل سیاسی از رادیو تلویزیون های غربی پخش می گردد.
این در حالی است که هنوز سیستم آموزشی کشور توانایی مواجهه با حملات برنامه ریزی شده غرب را ندارد و بیش ترین سهم از تعلیم و تربیت آیندگان انقلاب به دست خانواده ها صورت می پذیرد . البته بسیاری از پدران و مادران بر پروش اسلامی شیعی کودکان خود تاکید دارند اما باید پذیرفت که خانواده به تنهایی نمی تواند به تمامی نیازهای تربیتی یک نوجوان پاسخ دهد و بخشی از شخصیت فردی افراد باید در تعامل با دنیای بیرون تکوین یابد . از اینجاست که بسیج به عنوان پایگاهی بسیار جذاب می تواند وارد عرصه عمل شود و به تبیین و تمییز مبانی اصیل اسلامی بپردازد . به عنوان یک مثال کوتاه جوانانی که در پایگاه های بسیج شرکتی مداوم دارند غالبا از فیض حضور در مساجد و محافل معنوی و قرآنی نیز برخوردار می شوند که این خود میتواند آینده بسیاری از جوانان ما را تضمین کند .امروز بصیرت نقش بسیاری مهمی در مقابله با جنگ نرم دارد .
در حقیقت اگر فردی دارای بصیرت باشد می تواند به راحتی حتی در مقاطع حساس راه حق و باطل را از هم تمییز دهند . بسیج باید به کانون ترویج بصیرت در سطح جماع بدل شود تا از این طریق حملات نرم دشمنان خنثی شود . امروز تمامی توانایی های رسانه ای غرب در صدد امحای فرهنگ ایرانی - اسلامی جوانان برآمده است . در چنین وضعیتی بسیج می تواند محمل بسیار مناسب و پر برکتی در برابر این گونه انحرافات فکری در جامعه باشد و با آموزش و تربیت اسلامی جوانان آنان را در برابر امواج فتنه ها بیمه کند.لذا در نهایت باید گفت بسیج می تواند در آغاز دهه چهارم انقلاب به عنوان یک پایگاه اجتماعی و در راستای تربیت سرمایه های انسانی آینده نظام وارد عمل شده و همچون خورشیدی تابان سایه بسیاری از شبهاتی را که امروز دین و دنیای جوانان ما پوشانده است از بین ببرد.