ملکه انگلیس با سفر به "امارات"، بالاترین نشانهای کشور خود را به شیخ امارات هدیه کرد و در عوض چندین قرارداد عظیم نظامی - امنیتی و هستهای میان انگلیس و این شیخنشین به امضا رسید.
روش معمول انگلیس اینست که با این قبیل اقدامات و ارائه نشان به شیخ امارات در صدد رام کردن مقامات این شیخنشین بودهاند تا از یکطرف زمینههای امضای قراردادهای استعماری را فراهم سازند و منافع استعماری انگلیس را تأمین کنند و از طرف دیگر دربار لندن پول توجیبی ملکه و اطرافیانش را هم از جیب گشاد امارات و از محل درآمدهای نجومی نفت امارات تأمین کند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اکنون برای سالها است که دربار انگلیس در زیر نگاه سنگین افکار عمومی در مورد هزینههای سنگین درباریان عیاش قرار گرفته و به شدت در مورد منابع مالی و نحوه تأمین هزینههای روزافزون دربار، حساسیتهای تازهای ایجاد شده است.
اگر دربار لندن بتواند بخشهای مهمی از هزینههای خود را از جیب گشاد کشورهای نفتی عرب تامین کند، در واقع با یک تیر چند هدف را زده و یک اقدام چندمنظوره محسوب میشود.
جای تعجب است در حالیکه سران کشورها سعی دارند استقلال و عزت و عظمت خود را در سطح جهان به نمایش بگذارند، در امارات کسانی هستند که تمایل دارند هنوز هم بر عمق وابستگی به استعمار سیاه انگلیس پافشاری کنند و خود را وابسته و دستنشانده معرفی نمایند که البته باعث انزوای سیاسی و سرافکندگی بیشتر در میان ملتها خواهد شد.
موضوع مهمتر اینکه دوران استعمار سیاه انگلیس به سر آمده است. شاید این قبیل مدالها، زمانی برای افراد وابسته و بیریشه، مایه افتخار بود و آنها به دریافت چنین مدالهائی فخر میکردند و با تفاخر، در این باره سخن میگفتند ولی اکنون مدتها است که دیگر کسی به این مدالهای بیارزش و بیاعتبار، نمیاندیشد و حتی دریافت آنرا هم دیگر کسی مایه فخر و مباهات نمیداند و اساسا اعتباری هم از این طریق کسب نمیشود.
امارات اکنون سالها است که در پرتو بحران اقتصادی عظیمی قرار گرفته و با زیان خالص چندصد میلیارد دلاری، دچار ورشکستگی سیاسی - اقتصادی شده است. مسئولیت اصلی ورشکستگی امروز امارات را همان کسانی برعهده دارند که بیشترین خوشخدمتیها را نسبت به دربار لندن و سایر استعمارگران غربی نشان دادهاند و امارات را در پرتو همین خوشخدمتیها به خاک سیاه نشاندهاند و در واقع زمینههای عملی برای صدور بحران اقتصادی از انگلیس و آمریکا به امارات و سایر کشورهای عرب منطقه را فراهم ساختهاند تا "رمق اقتصاد ملی" آنها توسط استعمارگران دیروز و امروز غارت شود و در عوض، مدال آن نصیب شیخ امارات گردد.
شاید کسانی در این باره سادهاندیشی کنند و نتواند ارتباط این خوشخدمتیها با محیط پیرامونی در منطقه را به خوبی درک نمایند. در حقیقت سرنخ اصلی تمام سیاستهای استعماری منطقه همچنان در دستان پلید استعمار سیاه انگلیس و آمریکا قرار دارد و برخی عناصر منحط هنوز هم بر طبل استعماری میکوبند تا بلکه در پناه این خوشخدمتیها، زمینه برای بازگرداندن استعمارگران به آب و خاک منطقه، فراهم شود. تصادفی نیست که هنوز برخی عناصر مزدور در مورد جزایر سه گانه ایرانی، به سخنان یاوه میپردازند و به اجرای ماموریتهائی سرگرمند که در لندن، واشنگتن و حتی تلآویو، هدایت میشوند.
نقش امارات در ماجرای طالبان و القاعده چگونه قابل کتمان است که "خانم بینظیر بوتو" نخستوزیر اسبق پاکستان با صریحترین جملات ممکن درباره نقش سعودیها به امارات، انگلیس و آمریکا سخن گفت و به افشای مسائل پشت پرده این ماجرای رسوا پرداخت؟
نقش امارات در واگذاری پایگاه دائمی نظامی - جاسوسی به فرانسه و "ناتو" چگونه قابل کتمان است؟ نقش امارات در ایجاد سرپلهای نظامی - امنیتی و جاسوسی برای رژیم صهیونیستی را چگونه میتوان به فراموشی سپرد؟ نقش صهیونیستها در ایجاد ارتباطات آشکار و نهان در دنیای عرب از طریق فعالیتهای به اصطلاح تجاری با محوریت امارات را چگونه میتوان به کلی نادیده گرفت؟ سران امارات باید مطمئن باشند که ملتهای منطقه فریب نخواهند خورد.