ترجمه: اسماعیل اقبال
با شروع مذاکرات سازش میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان، این سؤال مطرح شد که چرا محمود عباس بار دیگر به این بازی تن داد، در حالی که ابو مازن به این نکته واقف بود که بنیامین نتانیاهو هرگز قدمی در جهت حل و فصل نهایی منازعة فلسطین ـ رژیم صهیونیستی برنخواهد داشت؟ رئیس تشکیلات خودگردان با این که میدانست رژیم صهیونیستی سیاست شهرکسازی را متوقف نخواهد کرد، به خطوط مرزی چهارم ژوئن 1967 عقبنشینی نمیکند و به هیچ یک از حقوق فلسطینیها، مثلاً تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی با پایتختی بیتالمقدس یا بازگشت آوارگان فلسطینی و سایر مسائل توجهی نخواهد داشت، پس چرا با این رژیم وارد مذاکره شد؟ درخصوص دلایلی که محمود عباس را برآن داشت با درخواست آمریکا برای ازسرگیری مذاکرات با تلآویو موافقت کند، سخنان بسیاری مطرح کردهاند. برخی بر این باورند که محمود عباس از مواضع غرب به ویژه آمریکا در قبال مسئله فلسطین، در مرحله پیش از گفتگوها نیز کاملاً آگاه بود و اگر به خواست آمریکاییها برای شروع مذاکرات جواب منفی میداد، چالشی در برابر نیازها و الزامات سیاست خارجی دولت باراک اوباما در شرایط قبل از انتخابات میان دورهای اخیر ایجاد میکرد و طبیعتاً در چنین اوضاعی برای تشکیلات خودگردان ممکن نبود تا دولت اوباما را به چالش بکشد.
مذاکرات و مشکل شهرکسازی
محمود عباس به خوبی آگاه بود که مذاکرات به سرعت با مشکلی به نام «شهرکسازی» توسط رژیم صهیونیستی مواجه خواهد شد، چون اسرائیل کراراً اعلام میکرد به محض پایان موعد توقف شهرکسازی در 26 سپتامبر، شهرکسازی را در سطح انبوه از سرخواهد گرفت.
قبل از شروع مذاکرات میان رژیم صهیونیستی و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، برخی مسئولان اسرائیلی پیشنهاد میکردند شهرکسازی صرفاً در مجموعههای بزرگ که حتی پس از دستیابی احتمالی به توافق نهایی، تحت سلطه این رژیم باقی خواهد ماند، ادامه یابد. برخی دیگر بهانه میآوردند که با توجه به روند رشد جمعیت در این مجموعهها، ساختوساز صرفاً به منظور پاسخگویی به نیازهای طبیعی ادامه یابد.
طبیعی است چنین پیشنهادهایی هرگز از سوی فلسطینیها پذیرفته نخواهد شد، چون رهبران فلسطینی بر این باورند که شهرکسازی به دلیل تعارض با قوانین بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل متحد، در هر شرایطی مردود است و مانع اساسی برای صلح محسوب میشود. آنها میگویند چگونه ممکن است در حالی که مذاکرات جریان دارد و یکی از موضوعات مورد مذاکره اراضی اشغال شده است، رژیم صهیونیستی به سیاست شهرک سازی در این اراضی ادامه دهد.
در مذاکرات کنونی سازش، دولت آمریکا بیش از سایر کشورها بر توقف روند شهرک سازی در کرانه باختری تأکید میکند، این رویکرد موجب شده است تا مذاکره کنندگان فلسطینی در وضع دشواری قرار گیرند، به دلیل این که آمریکاییها شهرک سازی در مجموعههای بزرگ نزدیک به خط سبز را استثنا کردهاند، بنابراین فلسطینیها یا باید تن به صلح دهند و قانونی بودن شهرک سازی در این مناطق را بپذیرند یا مذاکرات سازش را رها کرده و مسئولیت شکست آن را بپذیرند.
در اینجا باید توضیح داد طرفهای فلسطینی و اسرائیلی در حالی برای از سرگیری مذاکرات به واشنگتن آمدند که هر یک برای خود شروطی داشتند. فلسطینیها از آمریکا میخواستند تا از بیانیه کمیته چهارجانبه بینالمللی در خصوص توقف نهایی شهرک سازی در کرانه باختری حمایت کند، در مقابل رژیم صهیونیستی از آمریکاییها خواسته بود تا طرف فلسطینی را مجبور به این امر کند که موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد، اما آمریکا هیچ یک از تضمینهای لازم را برای تحقق این شروط به طرفهای مذاکره کننده نداده بود.
هیأتهای فلسطینی و رژیم صهیونیستی قبل از ورود به واشنگتن اظهارات خوش بینانهای درباره آینده مذاکرات داشتند. نتانیاهو اعلام کرد بازگشت سریع به روند صلح بهرغم دشواریهای آن، بسیار ضرورت دارد و این در حالی بود که واقعیت موجود نشان میداد طرفهای مذاکره به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
مرزهای موقت
در شرایطی که تمامی نگاهها متوجه صلح شده بود، ناگهان ایدة بازگشت به یک دولت فلسطینی با مرزهای موقت مطرح شد. طراحان این پیشنهاد، همزمان با مطرح کردن آن هشدار دادند که ادامه وضع کنونی به خسارت هرچه بیشتر فلسطینیها در سطح ملی و بینالمللی منجر خواهد شد، بنابراین ایده فلسطین با مرزهای موقت، بیانگر این است که مشکل فلسطین در حال نزدیک شدن به پایان خود است!
این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که اعراب و فلسطینیها در بدترین شرایط خود به سر میبرند و هر روز بر دامنه و ابعاد مشکلات آنها افزوده میشود.
در این مقطع ضروری است فلسطینیها از فرصت پیش آمده استفاده کرده و با متحدکردن صفوف خود و دستیابی به وفاق ملی، در برابر طرحهای تفرقهافکنانه آمریکاییها و صهیونیستها مقاومت کنند. آنها باید از این فرصت استفاده کنند و از امضای هر نوع توافقنامهای که در آن پایان منازعه اعلام شده است، اما از حقوق تاریخی فلسطینیها خبری نیست، بپرهیزند. این حرکت میتواند به فلسطینیها زمان بدهد تا به بررسی مسائلی بپردازند که باید به کمک آنها از حقوق خود دفاع کنند.
نکتة دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که ایده تشکیل دولت فلسطینی با مرزهای موقت، با دیدگاهی که از اواخر دهه 1960 برای حل و فصل مسأله فلسطین وجود داشت، در تعارض است. آنچه که از اواخر دهة 60 به عنوان جدول کاری سازمان آزادیبخش فلسطین تعیین شد، این بود که همزمان با پایان منازعه میان فلسطین و رژیم صهیونیستی و بعد پایان منازعه میان اعراب و این رژیم، منطقه باید شاهد تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی با حاکمیت مستقل و پایتختی بیتالمقدس باشد.
طبیعتاً ایده بازگشت به مرزهای موقت با دیدگاه گروههایی که قائل به قیام مسلحانه برای آزادی فلسطین هستند نیز در تعارض است، به عنوان مثال گروه حماس با آتش بس طولانی که یک دهه طول بکشد، مخالف است.
نکتة دیگری که در شرایط جاری مذاکرات سازش مطرح است اینکه آمریکاییها و رژیم صهیونیستی ایدهای را مطرح کردند مبنی بر اینکه منازعه باید در تمامی ابعاد آن، به جز مسئلة زمین خاتمه یابد. طرح این ایده بدین علت بود تا مرزهای نهایی فلسطین در زمان دیگری که چندان هم مشخص نیست، تعیین شود.
تفرقه در صفوف فلسطینیها
همزمان با شروع مذاکرات سازش برخی از اعضای حماس و جهاد اسلامی در منطقه تحت سلطه تشکیلات خودگردان دستگیر و در مقابل، برخی از اعضای فتح نیز در منطقه تحت کنترل حماس بازداشت شدند، اتهاماتی که میان دوطرف مبادله شد بیانگر شکاف میان دیدگاه این گروهها بود، فتح جنبش حماس و جهاد اسلامی را متهم به ارتباط با حزب الله لبنان و آماده شدن برای حمله به اسرائیل میکند! طبیعی است که چنین حرکاتی به شدت به وجهه و مشروعیت تشکیلات خودگردان در میان اقشار مختلف مردم فلسطین ضربه میزند.
به نظر میرسد بازداشتهای صورت گرفته در کرانه باختری توسط فتح، با هدف جلوگیری از وقوع اقدامات حملات احتمالی به مواضع نظامیان صهیونیست، همزمان با شروع مذاکرات انجام شد، چون چنین اقداماتی به عمد از سوی صهیونیستها به منزله مخالفت با مذاکرات تلقی میشد. نمونههایی از عملیات ضدصهیونیستی در دهه 90 میلادی نیر همزمان با از سرگیری مذاکرات سازش، از سوی گروههای مبارز فلسطینی صورت گرفت و مردم فلسطین در مقطع یاد شده، اینگونه مخالفت خود را با مذاکرات سازش اعلام کردند.
همزمان با شروع مذاکرات سازش در واشنگتن، برخی از مقامات مصری اعلام کردند مقادیر قابل توجهی سلاح از انبارهای موجود در صحرای سینا کشف و بیشتر تونلهایی که مصر و غزه را از طریق «رفح» به هم متصل میکرد، بسته شده است. تمامی این اقدامات با هدف جلوگیری از تحرکات رزمندگان فلسطینی بود.
البته ایده دیگری نیز وجود دارد که ادعا میکند حماس خود زمینه را برای این بازداشتها فراهم کرد و دلیل میآورد که «خلیل الحیه» یکی از اعضای دفتر سیاسی حماس، اندکی پیش از این بازداشتها اعلام کرد مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی به منزله پوششی بر اشغالگری، با هدف تکمیل طرحهای سازش، به ویژه بر سر مسئله بیتالمقدس است. او همچنین اشاره کرد که حماس برای مقابله با رژیم صهیونیستی در حال آماده شدن است. برخی از ناظران، اظهارات این عضو حماس را این گونه تحلیل کردند که جنبش حماس با توسل به اقدامات نظامی، یک تهدید غیرمستقیم در برابر مذاکرات کنونی تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی محسوب میشود. جالب اینکه بخش اعظم مردم فلسطین، مواضع حماس و اظهارات مقامهای این جنبش را واکنشی طبیعی به اهداف مذاکرات جاری سازش میدانند و آن را منفی تلقی نمیکنند.
نکتة دیگری که در روند مذاکرات کنونی قابل توجه است اینکه چند هفته قبل از شروع مذاکرات، شرایط امنیتی در مرزهای غزه با رژیم صهیونیستی با یک تبادل آتش، بحرانی شد، اما ناگهان این بحران به سرعت فروکش کرد. بسیاری بر این باورند که حماس مایل نیست مانند دهة 90 میلادی، صرفاً با ورود به یک رویارویی سخت و دشوار با رژیم اشغالگر، این بهانه را به تشکیلات خودگردان، رژیم صهیونیستی و غرب بدهد که این جنبش را مخالف صلح در منطقه معرفی کنند، بلکه در صدد است با صبر و حوصله به انتظار پایان مذاکرات بنشیند و عملاً به افکار عمومی اثبات کند که طرفهای صهیونیست و غرب، کسانی نیستند که بتوان با آنها به صلحی عادلانه دست یافت.
مبادله اتهامات
نکتة دیگری که در جریان مذاکرات سازش جلب توجه میکرد، اتهاماتی بود که فتح به حماس وارد میکرد. به عنوان مثال سخنگوی جنبش فتح، جنبش حماس را متهم کرد وارد مذاکره سری با رژیم صهیونیستی در چند نقطه از اروپا شده است! روشن است که اتهام مذاکرات سری حماس در اروپا هرگز برای مردم فلسطین قابل باور نیست و ارزش سیاسی ندارد.
آخرین نکتهای که میتوان در خصوص این مذاکرات به آن اشاره کرد اظهارات نژادپرستانه خاخام «عوادیایوسف» از بنیانگذاران جنبش افراطی «شاس» است. او اندکی پیش از عزیمت هیأتهای فلسطینی و رژیم صهیونیستی به سوی واشنگتن برای آغاز مذاکرات، آشکارا اعلام کرد «فلسطینیها باید نابود شوند و محمود عباس باید بمیرد». برخی میگویند این اظهارات مهم نیست چون چنین اظهاراتی ناشی از کهولت سن و روحیات افراطی گرایانه اوست! اما واقعیت این است که چنین تفکری بر گروههای افراطی صهیونیست حاکم است و آنها چنین اظهاراتی را به طور معمول بیان میکنند. اصولاً بیان چنین اظهاراتی از سوی یک سرکرده حزبی اسرائیلی، بیانگر وجود دیدگاهها و نظرات بسیار افراطی در میان افکار عمومی این رژیم نسبت به فلسطینیها و اعراب است.
با توجه به شرایطی که در فضای سیاسی فلسطین و رژیم صهیونیستی وجود دارد، بعید به نظر میرسد مذاکرات کنونی بتواند با از بین بردن موانع موجود، به حل و فصل منازعه دیرینه فلسطین و رژیم صهیونیستی منجر شود.