تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۹۷۱۸۰
تشدید بحران در اقتصاد جهانی

جنگ سرد از نوع ارزی

علی طالب‌زاده اشاره: در اکتبر امسال، جلسه مشترک صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برگزار شد و رئیس صندوق طی سخنرانی در پنجم اکتبر، نگرانی این دو نهاد بین‌المللی را از پیگیری سیاست‌های کاهش ارزش پول ملی برخی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان ابراز داشت. به طوری که ژاپن قصد دارد به‌‌رغم وجود رژیم ارزی شناور خود، ارزش ین را در برابر دلار کاهش دهد. امریکا رژیم ارزی نظیر ژاپن را داراست و این کشور نیز قصد مقابله به مثل داشته و دلار را در برابر ین کاهش ارزش خواهد داد. در واقع انتخاب این نوع سیاست از سوی این دو کشور، به نوعی کنار گذاشتن رژیم ارزی شناور است. در این نوع رژیم، نیروهای بازار که مهم‌ترین آن ورود و خروج ارز به دلیل تجارت و نقل‌ و انتقال سرمایه‌گذاری بین‌المللی است، موجبات تقویت یا تضعیف پول ملی را به صورت اسمی یا حقیقی فراهم‌ می‌کرد. چین نیز دیگر متعهد به عدم‌کاهش ارزش یوآن نخواهد بود و یوآن را در برابر سایر پول‌های خارجی کاهش ارزش خواهد داد. سیاست برزیل نیز اینگونه است. بحران جهانی کنونی موجب رکود در کشورهای جهان، به خصوص کشورهای با قدرت بالای اقتصادی و تجاری، شده است. این کشورها از هر حربه‌ای برای خروج از رکود استفاده می‌کنند که یکی از این سیاست‌ها تشویق صادرات از طریق کاهش ارزش پول ملی است. در واقع این نوع سیاست، سرکوب هزینه‌ها برای نفوذ در بازار جهانی و کنار گذاشتن رقبای تجاری است.

در طول دهه‌های گذشته با ظهور و افول نهادهای بین‌المللی متفاوت برای جلوگیری از بحران ارزی بین کشورها شاهد بوده‌ایم. حتی درست دو دهه پیش در آوریل 1990، دو کشور ژاپن و امریکا توصیه‌هایی برای یکدیگر برای تثبیت اقتصاد، رشد اقتصادی، بهبود محیط زندگی، افزایش بهره‌وری، تجارت وسیع‌تر و افزایش بهره‌وری داشتند و در این راستا به یکدیگر کمک مالی نیز می‌کردند.حال در این وضعیت که برخی کشورها ‌قصد دارند از طریق کاهش ارزش پول ملی، منابع بیکار داخلی خود که ‌ مهم‌ترین آن نیروی کار می‌باشد به کار گیرند، به حتم به نوسانات نرخ ارز در سطح جهانی منتهی خواهد شد. این وجه ناامید کننده از آنجا که بسیاری از کشورهای جهان پول خود را به پول‌های معتبر، یعنی پول کشورهای قدرتمند متصل کرده‌اند، بارزتر می‌شود. نوسان نرخ ارز موجب مخاطرات مالی و اقتصادی خواهد شد و بر اساس مبانی اقتصاد خرد، این موضوع به کاهش سرمایه‌گذاری و تعمیق هرچه بیشتر بحران خواهد انجامید. برای خروج از بحران کنونی اقتصاد جهانی، دخالت دولت تجویز می‌شود؛ ولی سؤال این است که این حد و مرز دخالت تا چه مقدار است. دوری جستن کشورهای پیشرفته‌ای نظیر امریکا و ژاپن از رژیم نرخ ارز شناور، متضمن سایر دخالت‌های این دولت‌ها در برخی دیگر از بخش‌های اقتصادی کشورهای خود است و لاجرم مجبورند از ابزارهایی نظیر سیاست پولی برای تحریک اقتصاد نیز چشمپوشی کنند.
شاید دوران تجویز اتخاذ بازار آزاد تمام شده است‌.پیگیری ممتد و بلندمدت این سیاست از سوی بسیاری از کشورها و مخصوصاً کشورهای قدرتمندی که تقاضاکننده بزرگ محصولات جهانی نیز می‌باشند، نمی‌تواند میسر واقع شود. خوشبین نبودن به سیاست بازار چیز دیگری است و تأثیرگذاری جبری نیروهای بازار چیز دیگر است. از سوی دیگر پافشاری بر این سیاست، قدرت خرید کشورهای پرقدرت را کاهش خواهد داد و نزول قدرت خرید تقاضای این کشورها را حتی از کشورهایی که سهم زیادی از تجارت جهانی ندارند و دائماً کالاهای ارزانی را به کشورهای ثروتمند صادر می‌کنند، موجب می‌گردد. کشورهایی که در اقتصاد جهانی ‌ تنیده نبودند، از بحران جهانی کنونی به طور نسبی در امان بودند؛ اما به نظر می‌رسد که جنگ پولی در گرفته، احتمالاً موجب رکود اینگونه کشورها خواهد شد. یعنی جنگ پولی نه‌تنها رکود جهانی را تعمیق می‌بخشد، بلکه آن را گسترش نیز خواهد داد. کشورهای درحال توسعه‌ای که از تضعیف پولی قصد تشویق صادرات خود را دارند، دیگر در این وضعیت نمی‌توانند از نرخ ارز به عنوان مشوق صادرات استفاده کنند.به نظر می‌رسد با مصائبی که بحران اقتصادی برای کشورهای قدرتمند اقتصادی ایجاد کرده است، به وقوع پیوستن جنگ پولی به شکل تضعیف پول ملی در برابر پول‌های خارجی، خاتمه‌ای نخواهد داشت و این جنگ پیوسته بین طرفین تجاری تا هنگامی که نیروهای طبیعی اقتصاد، بیهودگی این سیاست و پیامدهای منفی آن را به کشورهای قدرتمند نشان دهد، ادامه خواهد داشت.
جنگ ارزی یا جنگ سرد
به گفته کارشناسان می‌توان جنگ ارزی را در فضای فعلی به جنگ سرد نیز تشبیه کرد. در دنیای جنگ سرد به هم خوردن تعادل اقتصاد جهانی، در مثلث ایالات متحده اروپا، ژاپن اتفاق می‌افتاد. تنش‌های بازرگانی و پولی اقتصاد قرن بیست و یکم بین ایالات متحده، ژاپن و چین رخ می‌نماید. ایالات متحده با برترین تکنولوژی و بالاترین نرخ رشد بهره‌وری (شش درصد در سال) ضرورت انتقال صنایعش به چین را به شدت احساس می‌کند (طی 10 سال گذشته بیش از ??? هزار شرکت خارجی در این کشور تأسیس شده است). این انتقال باعث حذف گسترده مشاغل می‌شود، چنانکه از سال ???? تاکنون در صنایع امریکا ?/? میلیون موقعیت شغلی از میان رفته است. در مقابل امریکا، چین به کارگاه صنعتی جهان تبدیل شده است و می‌کوشد تا زیرساخت‌ها و قابلیت رقابت ساختاری‌اش را با معیارهای روز هماهنگ سازد، از سقوط یک نظام مالی که زیر بار طلب‌های نامطمئن فرو می‌ریزد جلوگیری کند، تنش‌های اجتماعی و ناهماهنگی‌های عمران منطقه‌ای را سامان دهد و به نظام سیاسی که فاصله‌اش با نحوه عملکرد اقتصاد و جامعه روز به روز بیشتر می‌شود، تقدس بخشد. ویژگی اصلی برآورد ارزش یوآن به صورتی کمتر از ارزش واقعی آن در همین جا نهفته است و این ارزیابی کمتر، نیروی محرک مضاعف لازم برای رشد اقتصادی فوق العاده چین را که تنها عامل بازدارنده انفجار اجتماعی و سیاسی کشور است فراهم می‌آورد. ژاپن نیز به نوبه خود می‌خواهد رونق تقاضای داخلی را با تحرک بخشیدن به صادرات از طریق کاهش ارزش پول خود تقویت کند. افزایش ارزش ین یکی از عوامل تورم انقباضی 10 سال گذشته ژاپن بوده است.
بنابراین امروزه ایالات متحده، ژاپن و چین بر سر تمرکز فعالیت‌ها و مشاغل صنعتی دست به یک نبرد بازرگانی و پولی بی‌امان زده‌اند. اگر سرانجام این رقابت هنوز روشن نیست، قربانی اصلی آن معلوم است و آن اروپاست که وقتی تمام بلوک‌های اقتصادی بزرگ جهان ارزش پولشان را پایین می‌آورند، او با تمام توان از یک یورو قوی دفاع می‌کند. ارزش یورو هم اکنون ?? درصد نسبت به دلار و ارزش دلار ?? تا ?? درصد نسبت به یوآن بیشتر است، در نتیجه بهای محصولات چینی در بازار اروپا ?? تا ?? درصد کمتر است. از طرف دیگر، افزایش ?? درصدی ارزش یورو نسبت به دلار یک واحد از تولید ناخالص داخلی اروپا می‌کاهد و این دلیل اختلاف رشد اقتصادی واقعی منطقه یورو (?/? درصد) و رشد بالقوه (?/? درصد) این منطقه است. در کوتاه مدت، افزایش ارزش یورو، اروپا را از رونق دوباره اقتصاد جهان در سال ???? محروم می‌کند. در بلندمدت این پدیده، مرگ خودخواسته صنعت، سرمایه‌گذاری (تولید سالانه یک کارمند امریکایی معادل ?? هزار و ??? دلار و یک کارمند اروپایی ?? هزار دلار است)،‌ اشتغال و از میان رفتن بازار صادرات اروپا را موجب خواهد شد. افت صادرات اروپا، گسترش تکنولوژی برتر امریکا و محصولات چینی را تقویت می‌کند.چو ان _ لای معمای ناگشوده کشورها در مقابل رقابت امریکا و شوروی دوران جنگ سرد را اینچنین خلاصه کرده بود: «دو فیل چه با یکدیگر بجنگند و چه ‌بازی کنند همیشه علف زیر پای آنهاست که له می‌شود.» چین اکنون دست کم در حوزه اقتصاد به فیلی جدید در مقابل ایالات متحده تبدیل شده است، اما اروپا همچنان زیر پای قدرت‌های بزرگ قرن بیست و یکم به خاک مالیده می‌شود. جنگ سرد، اروپا را از دستیابی به موقعیت یک بازیگر استراتژیک محروم کرد و حالا یورو قوی است که می‌رود تا قدرت صنعتی و بازرگانی آن را به باد دهد.
دلایل و عواقب
کارشناسان و تحلیل گرانی که پیشتر معتقد بودند روند بهبودی شرایط اقتصادی جهان بدون هیچ مشکلی ادامه خواهد داشت، هم اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که «جنگ ارزی» آغاز شده در عرصه اقتصاد جهان به ویژه میان امریکا- چین یکی از نشانه‌های بارز فروپاشی نظام، سرمایه داری در اقتصاد جهان است. آنچه به عنوان نزاع و مناقشات بر سر ارزش واحد پولی برخی کشورها در اقتصاد جهان وجود دارد، این را اثبات می‌کند که نه تنها شرایط اقتصاد جهان آنگونه که تحلیلگران می‌گویند از بحران خارج نشده بلکه زمینه برای آغاز بحران‌های دیگر نیز وجود دارد. در بحبوحه «رکود بزرگ» در دهه 30، کنگره امریکا در ژوئن 1930 لایحه‌ای را با نام «مانع گمرکی»؛ تعرفه‌های گمرکی برای محدود ساختن واردات، تصویب کرد که به دنبال این لایحه از سال 1929 تا 1932 در دنیای تجارت جهان روند سراشیبی ایجاد شد و دنیا به جبهه‌های تجاری معارض با یکدیگر تقسیم شد که در نهایت منجر به جنگ جهانی اول شد.
اخیراً نیز «رابرت ساموئلسون» تحلیلگر اقتصادی در روزنامه واشینگتن پست از دولت امریکا خواست که لایحه‌ای همچون لایحه ژوئن 1930 در امریکا تصویب کند و علیه چین اعلان جنگ تجاری کند. «مارتین وولن» دیگر تحلیلگر اقتصادی نیز که پیشتر، نسبت به پیامدهای عدم همکاری‌های اقتصادی میان کشورها هشدار داده بود، گفت: با توجه به اینکه دیگر هیچ آلترناتیوی وجود ندارد، زمان آغاز جنگ ارزی علیه چین فرا رسیده است. افزایش تنش‌های اخیر اقتصادی در جهان باعث شده تا «مؤسسه بین‌المللی امور مالی» که بیش از 400بانک برجسته دنیا و مؤسسه مالی در آن عضو هستند، خواستار توافق اقتصادهای مهم جهان در اجلاس آتی گروه 20 در سئول کره‌جنوبی در مورد ارزش واحد پول‌ها شوند. «چارلز اِچ دالار» یکی از مقامات ارشد این مؤسسه برجسته بین‌المللی اخیراً هشدار داد که اقتصاد جهان در این مقطع زمانی با شرایط بحرانی همانند اوایل ماه‌های 2009 روبه‌رو است. وی تصریح کرد: همزمان با اینکه کشورها سعی می‌کنند به تنهایی با فقدان یک شتاب رو به جلو در رشد اقتصادی شان دست و پنجه نرم کنند، اقدامات فوری برای جلوگیری از فعالیت‌های یکجانبه در اقتصادهای کلان، امور تجاری و موضوع واحد پول‌ها لازم است. از رهبران کشورهای جهان و سیاستگذاران امور اقتصادی می‌خواهم تا سیاست‌های چند جانبه با هدف حل و فصل مشکلات فعلی اقتصاد جهان اتخاذ کنند.با این حال و به رغم خوشبینی یکسری از تحلیلگران بعید است به این زودی‌ها همکاری‌هایی میان قدرت‌های جهان به ویژه امریکا و چین ایجاد شود. «جنگ ارزی» آغاز شده میان امریکا- چین نشان می‌دهد که فعلاً این همکاری‌ها غیرممکن است. سابقه این همکاری‌های اقتصادی میان کشورها در عرصه بین‌الملل نیز کمرنگ بوده است. با توجه به اینکه برخی دولت‌ها به این نتیجه رسیدند که بسته‌های محرک مالی و کاهش نرخ بهره نیز در پایان بی رونقی اقتصادشان کارآیی لازم را ندارند، به دنبال افزایش صادرات با کاهش ارزش واحد پولی خود هستند و معتقدند که این تنها اقدام باقی مانده برای تقویت اقتصاد کشورهاست. اما این دولت‌ها باید بدانند که افزایش صادرات، خود به تنهایی نمی‌تواند باعث تقویت کل اقتصاد جهان شود. از جمله پیامدهای این کاهش ارزش واحد پول، اعلان جنگ ارزی میان پکن - واشنگتن بوده است. افزایش تنش‌های اقتصادی در جهان این را اثبات می‌کند که کشورهای جهان باید هرچه سریع‌تر از اصول نظام سرمایه داری فاصله بگیرند و در ساختار اقتصادی‌شان اصلاحات بنیادین اعمال کنند. دولت‌ها باید بدانند که افول نظام سرمایه داری جدی است و نشانه‌های آن به صورت کاملاً محسوس مشخص است، بنابراین برای برآورده شدن نیازهای اقتصادی جوامع بشری، سیاستگذاران باید یک روند بازسازی تمام عیار را در سیستم اقتصاد جهان آغاز کنند.
ذخایر ارزی، 50 درصد افزایش می‌یابد
از سوی دیگر آمار تأیید شده در 13 اکتبر جاری نشان می‌دهد که ذخایر ارزی چین به 6/2 هزار میلیارد دلار امریکا رسید.صندوق بین المللی پول انتظار دارد که ذخایر چین تا پایان سال 2011 از مرز 3 هزار میلیارد دلار بگذرد. همچنین این نهاد کارشناسی پیش بینی کرده است که ذخایر مجموع اقتصادهای در حال ظهور به بیش از 50 درصد از میزان آن در زمان قبل از بحران افزایش یابد.همچنین به گزارش بیما، این موضوعی است که در نگاهی بدبینانه می‌تواند آینده را تارتر کرده و جنگ‌های تجاری را شکل داده و کنترل سرمایه در جهان را با مشکل روبه‌رو سازد. ‌در حال حاضر جهان راه‌های زیادی را برای تعارض و تضاد بازگذاشته است. حتی در امریکا، سیاست‌های ضد چینی که اکثراً سمی هستند، از راه‌های مختلف در حال شکل گیری‌اند. برخی از شیوه‌های تجاری نیز تا حدودی تغییر کرده‌اند.تا به حال هر دو اقدامات صورت گرفته درباره جریان سرمایه به اقتصادهای نوظهور و اقدامات صورت گرفته برای مقابله با آنها به شدت از روال معمول فاصله داشته‌اند. به عنوان مثال، شیلی در اوایل دهه 1990 قصد داشت تا مانع جریان سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدت شود. اضطراب و هیجان درباره جنگ ارزها با جدایی چندین بخش در سیاست درآمیخته شد.یکی از این موارد، مقیاسی است که لازمه آن توازن دوباره در اقتصاد جهانی است و یکی از ملزومات اساسی آن نقش نرخ ارز در این فرآیند است. دومین مسئله، نگرانی از سرریز انتخاب‌های سیاستی، در داخل دو جهان ثروتمند و در حال ظهور است.در بخش سوم نیز باید ببینیم که چگونه و چه زمان اقتصادهای در حال ظهور به خصوص کشورهای ضعیف‌تر، باید تفاوت‌های بین افزایش پایدار و جریان سرمایه و خیزش‌های ناگهانی و موقت را تشخیص دهند و با این خیزش‌های ناگهانی، رفتار کنند.مدیریت تنش ارز در چنین شرایطی نیازمند هماهنگی بیشتر در همه زمینه‌ها خواهد بود. خوشبختانه برای تمامی این شرایط، نشانه‌هایی از پیشرفت نیز دیده می‌شود.
به طور مثال، یی گانگ، معاون رئیس بانک مرکزی چین و دیگر مسئولان این بخش اعلام کردند که قصد دارند بین 3 تا 5 سال آینده مازاد حساب جاری خود را به کمتر از چهار درصد تولید ناخالص داخلی کاهش دهند. ‌با این حال به نظر می‌رسد بحث‌های جنگ ارزی تا حدودی ساختگی باشد. بحث‌هایی که با اظهار نظر مسئولان اوج می‌گیرد و هر کشور می‌خواهد، عرصه سیاست اقتصادی خود را در این مبحث آرام و معقول نشان دهد. برای همین است که مقامات اقتصادی جهان ضمن متهم ساختن یکدیگر، بروز جنگ ارزی یا تجاری را به گردن دیگری می‌اندازند و خود را از دامن زدن به آتش این التهابات جدا می‌کنند.امریکا ضمن اینکه اعلام کرده است به التهابات ارزی جهان دامن نمی زند، فشارهایش را بر چین افزایش می‌دهد. حتی این روزها نیز پویایی صدمه دیده جهان را به گردن ارزش پایین ارز ‌انداخته است. ‌ از دیگر سو، بسیاری از کشورها یکدیگر را متهم می‌کنند سیاست‌های آنها باعث ایجاد چالش‌های فراوان در روند تقاضای جهانی شده است. آنها در واقع در حال سرزنش چاپ بیشتر پول، خرید شدید اوراق قرضه و مداخلات ارزی هستند. در حال حاضر بسیاری از اقتصادهای نوظهور در حال افزایش ذخایر ارزی خود هستند. به عنوان مثال چین به جای آنکه به یوآن اجازه انعطاف بیشتر با بازار را بدهد، حجم خرید ارزهای خارجی را افزایش داده یا افزایش مالیات بر سرمایه‌های خارجی خود را افزایش داده است. تایلند نیز در مدت یک هفته، مالیات بر سرمایه‌گذاری خارجی خود را نزدیک به 15 درصد افزایش داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات