الف ـ روشهای پیشبینی درآمدها
پیشبینی منطقی و اصولی و دقیق درآمدهای دولتی اهمیت بسیار دارد چون تصمیمگیری و برنامهریزی روی هزینههای دولتی در درجه اول تابع درآمدها و توان مالی دولت است. چون نیازمندیهای دولت نامحدود و منابع و امکانات او محدود میباشد از این رو لازم است در آغاز مجموع درآمد حاصل از منابع گوناگون پیشبینی گردیده و سپس چگونگی توزیع درآمد پیشبینی شده بین، نیازمندیهای مختلف از طریق برآورد هزینه مشخص گردد. برای پیشبینی درآمد روشهای گوناگونی ابداع و مورد استفاده قرار گرفته است که در زیر به چهار روش متداول اشاره خواهد شد. ولی باید توجه داشت که در هر مورد با توجه به وضع خاص اقتصادی کشور و برای هر یک از منابع درآمد لازم است در یک زمان از چند روش از آنها برای حصول نتیجه بهتر استفاده نمود.
1ـ روش سال ماقبل آخر
این روش در سال 1823 در فرانسه مورد استفاده قرار گرفت براساس این روش برای پیشبینی درآمدهای سال آینده درآمدهای تحقق یافته سال گذشته مبنا قرار میگیرد. یعنی درآمد سال آینده باید دقیقاً برابر درآمد قطعی سال گذشته (سال ماقبل آخر) باشد.
برای مثال پیشبینی درآمد سال 1377 باید برابر درآمد قطعی سال 1375 باشد. عیب این روش در این است که چون اوضاع و احوال اقتصادی هر سال در تغییر است از این رو ممکن است شرایط اقتصادی سال 1375 در سال 1377 تکرار نشده و پیروی از این روش در محاسبه درآمدها، پیشبینیها را دچار لغزش و انحراف نماید.
2ـ روش حد متوسطها
این روش در اواخر قرن نوزدهم در فرانسه ارایه شد. مطابق این روش، حد متوسط افزایش یا کاهش هر یک از انواع درآمدها از سالی به سال دیگر در یک دوره قبل (پنج یا هفت سال) محاسبه میشود و پس از به دست آوردن روند افزایش یا کاهش، میانگین آن را در درآمد سال ماقبل تأثیر میدهند. مثلاً برای پیشبینی درآمد دولتی از فروش گاز طبیعی در سال 1377 درصد تغییر درآمد تحقق یافته دولت را از منبع یاد شده در سالهای 1370 تا 1375 محاسبه و سپس میانگین تغییر را با فرش تکرار آن در سالهای 1376 و 1377 به ترتیب برای درآمد سال 1376 و سپس درآمد سال 1377 پیشبینی میکنند. با اینکه بسیاری از کشورها از این روش استفاده میکنند ولی در این روش هم، چون وقایع اقتصادی سالهای پیش مبنای محاسبه قرار گرفته است و احتمال اینکه تحقق آن رویدادها در سال آینده ممکن نشود، بنابراین اتخاذ این روش نیز خالی از اشکال نیست.
3ـ روش پیشبینی مستقیم
این روش در آغاز در انگلستان معمول شد. کارشناسان با مطالعه و تجزیه و تحلیل سیاستها و گرایشها اقتصادی دولت، درآمدهای تحققیافته سالهای پیش و دیگر آمارها و اطلاعات مربوط و بررسی اثر عوامل گوناگون را به هر یک از انواع درآمدها و همچنین با تکیه به تخصص و تجارب و آگاهی خویش اقدام به پیشبینی درآمد برای سال آینده مینمایند.
برای مثال برای پیشبینی درآمد، مالیات بر درآمد شرکتهای دولتی، میزان افزایش یا کاهش درآمد را با توجه به سیاستهای دولت در جهت گسترش و توسعه و یا تعدیل و کاهش تعداد شرکتهای دولتی سیاست حمایت و بخشودگی مالیاتی و نیز روند رشد نرخ تولید کالا و خدمات وسیله این شرکتها با استفاده از تجارب عملی کارشناسان محاسبه و در پیشبینی لحاظ مینمایند.
4ـ روش سنجیده منظم
این روش که عملاً پس از جنگ دوم جهانی مورد استفاده قرار گرفت، اوضاع و احوال اقتصادی کشور با استفاده از تکنیکها و روشهای آماری بررسی و با تجزیه و تحلیل آمارهای مربوط به هر یک از انواع درآمد و در نظر گرفتن سیاست اقتصادی دولت، درآمدها پیشبینی میشود. در این روش از انواع روشهای آماری مانند: تعیین همبستگی و محاسبه ضریب آن، سریهای زمانی و دیگر تکنیکها و فرمولهای خاص استفاده میشود.
از آنچه درباره برخی از روشهای پیشبینی درآمدها گفته شد چنین برمیآید که برای پیشبینی میزان وصولی درآمدها در یک دوره آتی دقیقاً نمیتوان روش سنجیده واحدی را پیشنهاد نمود و به کار بست ولی به طور کلی میتوان پیشبینی درآمد را تابع اصول ذیل دانست:
1ـ سیاستهای مالی و اقتصادی دولت و مقررات مربوط
2ـ مبالغ وصول شده درآمد در سال و یا سالهای پیش.
3ـ تجزیه و تحلیل وضع دورانهای اقتصادی و تعیین همبستگی آنها با مقدار درآمدها
4ـ اظهارنظر و قضاوت کارشناسان
بدیهی است برای پیشبینی هر یک از انواع درآمد باید از یک یا چند روش از روشهای اصول فوق استفاده شود تا نتیجه صحیحتر و بهتری حاصل آید.
ب ـ برآورد هزینهها
بخش دیگر بودجه به برآورد هزینه مربوط میشود. در پی تحولاتی که در سالهای گذشته در بودجهریزی پدید آمده روشهای تهیه و تنظیم مختلفی ابداع و به کار گرفته شده است. زمانی که اساس بودجهریزی را کنترل مالی تشکیل میداد، مواد هزینه محول اصلی بودجهریزی بوده و بعد که بودجه به خدمت مدیریت درآمد روشهای بودجهریزی برنامهای و عملیاتی روی کارآمد. اینک به شناسایی هر یک از روشهای برآورد هزینه پرداخته میشود.
بودجه متداول
بودجه متداول را میتوان قدیمیترین نوع بودجهریزی دانست. در این نوع بودجهریزی، هزینههای هر دستگاه اجرایی به تفکیک فصول و مواد هزینه تقسیمبندی و برآورده میشود. در بودجه متداول مقدار کالاها و خدمات برحسب قیمت آنها در قالب مواد هزینه نشان داده میشود ولی معلوم نیست که کالاها و خدمات مزبور برای اجرای چه برنامهها و عملیاتی پیشنهاد شده است. در بودجه متداول، برآورد هزینه معمولاً بر مبنای هزینههای تحقق یافته سال ماقبل آخر و نیمه اول سال جاری انجام میشود و تغییرات حجم کار در پیشبینی هزینه دقیقاً مورد بررسی قرار نمیگیرد.
در ایران هم تا سال 1343 که بودجه در وزارت دارایی تهیه میشد به صورت متداول تنظیم میگردید، پس از آنکه تهیه بودجه به سازمان برنامه محول گردید، بودجه به صورت برنامهای درآمد. در این نوع بودجهریزی طبقهبندی سازمانی و مواد هزینه محور اصلی تهیه و تنظیم بودجه به شمار میآید.
بودجه برنامهای
در بودجه برنامهای عملیات دستگاههای اجرایی به شکل برنامه کار تنظیم میشود به طوری که براساس آن کارهای این دستگاهها برحسب هدفهای اساسی، طرحها و یا فعالیتهای مهم آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و ارزش پولی مخارج آنها برآورد و پیشبینی میگردد. پیشینه تاریخی بودجه برنامهای برمیگردد به تشکیل کمیسیون هوور که در سال 1949 میلادی به دستور رئیسجمهوری وقت آمریکا مأمور انجام بررسیهای لازم برای اصلاح مدیریت در سازمانهای دولت شده بود. کمیسیون یاد شده اعلام کرد:
«ما توصیه میکنیم که تغییرات اساسی در طرز تنظیم بودجه دولت مرکزی داده شود. بودجه جدید که ما آن را بودجه برنامهای مینامیم براساس وظایف، طرحها و فعالیتهای دولت تنظیم میگردد.»
این نظریه بعداً در گزارش دیگری که به وسیله ا.ای.باک (A.E.BUCK) نویسنده معروف آمریکایی تنظیم گردید به شرح زیر بیان شد:
«به منظور اینکه بودجه به نحوی تهیه گردد که درک آن برای نمایندگان کنگره، ارباب جراید و عامه مردم آسان باشد، بودجه قطور کنونی باید طبق برنامه عملیات تنظیم شود. بودجهای که بدین ترتیب تهیه میشود به «بودجه برنامهای» موسوم است که طبق آن امور سازمانهای دولتی برحسب مقاصد اساسی، طرحها و یا فعالیتهای مهم آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. بدین ترتیب آنچه که در بودجه بیشتر مورد توجه قرار میگیرد اهمیت نسبی عملیات و خدمات عمومی است. مواد هزینه و وسایل موردنیاز سازمانهای دولتی (مانند: خدمات پرسنلی، وسایل و ملزومات، اثاثه و ماشینآلات و غیره) به خودی خود غایت وجودی سازمانهای وسیع دولتی نمیباشند بلکه برای اجرای عملیات و تامین مقاصد سازمانهای مزبور به کار میروند. از اینرو مسأله اساسی در تنظیم بودجه، توجه به وظایف عملیاتی است که باید اجرا گردند ...
چنانچه نظریه بودجه برنامهای مورد قبول واقع شود، هر یک از سازمانهای دولتی مجبور میگردد عملیات خود را به چند برنامه اساسی تقسیم نماید. البته حدود برنامههای مزبور باید وسیع باشد ولی بدیهی است که فعالیتهای متنوع و غیر مشابه نباید تحت برنامه واحد منظور گردند. در هر حال لازم است یک برنامه برای «امور عمومی» که مربوط به تمامی دستگاه میشود اختصاص یابد. هر برنامه وسیع به نوبه خود به فعالیتهای متعدد تقسیم میشود. برآورد هزینه بر مبنای فعالیتهای مزبور به عمل میآید ... مخارج هر برنامه یا فعالیت به تفکیک مواد هزینه برآورد میشود. برآوردهای مزبور در صورت امکان باید متکی بر ارقام و آمار هزینه عملیات باشد.
در بودجه متداول، بودجه دستگاه اجرایی به تفکیک فصول و مواد هزینه تنظیم میگردد. مانند هزینههای پرسنلی شامل: حقوق و دستمزد، مزایا و کمکها، ... هزینههای اداری شامل: خدمات قراردادی و سوخت و آب و برق و .. و یا هزینههای سرمایهای شامل خرید ساختمان، ماشینآلات و تجهیزات عمده و ... ولی عملیاتی که اجرای آنها موردنظر است در بودجه منعکس نمیشود. اما در روش بودجه برنامهای این مواد هزینه در داخل برنامه و یا فعالیت تهیه و تنظیم میشود. بدین ترتیب کلیه کارهای سازمانهای دولتی به چند وظیفه اصلی و هر وظیفه اصلی نیز به چند وظیفه فرعی و این وظایف نیز به تعدادی برنامه تقسیم شده و فعالیتهایی که در داخل برنامهها باید انجام شوند مشخص شده و این بار مواد هزینه در داخل برنامه و یا فعالیت تهیه و تنظیم گردیده و سپس اعتبار موردنیاز هر برنامه را جداگانه براساس مواد هزینه تهیه و تنظیم مینمایند، با این کار ضمن اینکه هدف از اجرای هر برنامه مشخص و روشن میشود، مخارج لازم نیز برای اجرای آنها پیشبینی و در بودجه منظور میگردد. در روش بودجه متداول در زمان رسیدگی بودجه وسیله پارلمان، ضابطه و معیاری برای قضاوت دقیق تهیه بودجه وجود ندارد. برای مثال اگر وزارت کشاورزی در بودجه سال آینده پیشنهاد 1000 واحد پول میکند، توجیه آن در قالب مواد هزینه منطقی نبوده و برای افزایش یا کاهش آن نیز دلیلی وجود نخواهد داشت ولی وقتی هزینههای هر برنامه و یا فعالیت در وزارت کشاورزی تفکیکی و مشخص باشد از این طریق میتوان ارتباط هزینهها را با عملیات سنجید و با توجه به سیاست کلی اقتصادی کشور اعتبار پیشنهادی را پذیرفت یا به طور اصولی نسبت به کاهش یا افزایش آن نظر داد. «و» بالاخره مزیت جالب توجه بودجه برنامهای عبارت از تصمیمگیری در مورد نوع عملیات و احیاناً جلوگیری از دوبارهکاری آنهاست. با شناسایی عملیات و وظایف دستگاههای دولتی به آسانی میتوان وظایفی را که چند سازمان دولتی انجام میدهند (موارد زیادی به خصوص در کشورهای در حال توسعه وجود دارد.) تفکیک نموده و از هر نوع تکرار عملیات و دوبارهکاری جلوگیری به عمل آورد.
بودجه عملیاتی
حقیقت این است که خط روشنی نمیتوان میان بودجه برنامهای و بودجه عملیاتی رسم کرد. زیرا که در واقع بودجه عملیاتی مرحله پیشرفتهتری از بودجه برنامهای است.
بعضی از نویسندگان از جمله واثرسون حتی این دو اصطلاح را به طور مترادف و یا همراه آوردهاند. چنانچه در پیش گفته شد در روش بودجه برنامهای، عملیات سازمانهای دولتی برحسب برنامهها و فعالیتها تفکیک شده و هزینه هر فعالیت در قالب فصول و مواد هزینه محاسبه و پیشبینی میشوند. ولی در بودجه عملیاتی حجم عملیات براساس موازین علمی و فنی اندازهگیری شده و هزینه عملیات با استفاده از اصول و مبانی مدیریت نوین مانند روشهای حسابداری قیمت تمام شده، اندازهگیری کار و استانداردها محاسبه و برآورد میگردد. در این روش ابتدا عملیات داخل برنامهها و فعالیتها باید مشخص شود به طوری که به آسانی بتوان واحدی برای ارزیابی عملیات داخل فعالیت پیدا کرد و سپس با استفاده از فنون یاد شده در بالا هزینه واحد موردنظر را محاسبه و در پایان بودجه فعالیت خاصی را برای سال بودجه پیشبینی نمود.
پس بدین ترتیب فوق بین بودجه برنامهای و بودجه عملیاتی را میتوان اینگونه بیان کرد:
«در بودجه برنامهای هزینههای داخل برنامهها و فعالیتها براساس فصول و مواد هزینه پیشبینی میشود در حالی که در بودجه عملیاتی روشهای حسابداری قیمت تمام شده و اندازهگیری کار، جای مواد هزینه را در برآورد هزینهها میگیرد.»
سیستم برنامهریزی، طرحریزی و بودجهریزی (PPBS)
پیش از پرداختن به مفهوم اصلی PPBS هر یک از اجزاء آن تعریف و بیان میشود.
برنامهریزی (Programming)
برنامهریزی عبارت است از ارایه طرقی برای عملیات آینده که متضمن نتایج معین با هزینه مشخص در دوره زمانی معلوم. برنامهریزی اقدام عقلایی برای اثر نهادن، بهرهبرداری، ایجاد و کنترل ماهیت، جهت، دامنه، سرعت و آثار تغییرات است.
طرحریزی (Planning)
طرحریزی عبارت است از تعیین، تجزیه و تحلیل و انتخاب برنامهها، فعالیتها و طرحها در یک زمان محدودتر، همراه بر برآورد کلی منابع مالی لازم برای اجرای آنها به منظور نیل به هدفهایی که در برنامه اعلام شده است.
بودجهریزی (Budgeting)
بودجه عبارت است از تعبیر مالی و یا مقداری سیاست از پیش طرحریزی و برنامهریزی شده برای یک دوره معین که استاندارد یا میزان و ماخذی برای سنجش و اندازهگیری نتایج واقعی حاصل از انجام برنامهها و فعالیتها به دست میدهد.
سیستم (System)
سیستم مجموعهای از اجزای به هم پیوستهای است که آن اجزاء در راه نیل به هدفهای معین با هم هماهنگی دارند.
در کنار هم قرار گرفتن سه مفهوم برنامهریزی، طرحریزی و بودجهریزی، نشانگر جریان ارتباط برنامهریزی، طرحریزی و بودجهریزی است که آن هم مطلب تازهای به نظر نمیرسد زیرا پیش از این نیز ارتباط برنامهریزی با طرحریزی که معمولاً منجر به انتخاب برنامههای سالانه شده و سپس برآورد ریالی هزینه آنها در چارچوب بودجهریزی برقرار بوده است. پس مهمترین مطلب این مجموعه سیستمی بودن و سیستم تلقی گردیدن آن است زیرا مفهومی وسیعتری و دیدگاهی والاتر از گردآمدن و جریان داشتن سه اصطلاح یاد شده در بالا را دارد. چند تعریف از این نظام به شرح زیر ارایه میگردد:
1ـ مخارج را برحسب محصولات مختلف فعالیت عمومی به وسیله نمایش تبعی، وظیفهای ربط میدهد و این کار اجازه میدهد تا مجموعه مخارج گوناگون را با مقایسه مطلوبیت مربوط آنها مورد توجه قرار بدهیم.
2ـ افق پیشبینی و تصمیم را وسعت میبخشد، بدینسان که بودجه سالانه را به یک برنامه چند ساله که افق آن متحرک است پیوند میدهد.
3ـ تحلیل اقتصادی را به طرزی پیوسته و به قاعده به کار میبرد تا با مقایسه هزینه و فایده، تصمیمات لازم اتخاذ گردد. سنجش بدینسان امکانپذیر میشود که مخارج دیگر به وسیله انواع مخارج طبقهبندی نشدهاند بلکه طبق محصولاتی که در آنها مشارکت دارند نظم و ترتیب یافتهاند.
مفاهیم بالا نشان میدهد که مهمترین ویژگی این مجموعه همان سیستم بودنش میباشد زیرا در ارتباط سیستمی بین اجزا و عناصر تشکیلدهنده آن، همبستگی و ارتباط متقابل و تعامل وجود دارد و این مجموعه اجزاء و عناصر یک کل واحد یا یک منظومه پیچیده را تشکیل میدهند که دارای خاصیتی بیشتر از مجموع خواص اجزای تشکیلدهنده آن است و چون هر سیستم نیز دارای هدف و هدفهایی میباشد پس کلیه اجزاء و عناصر و نظامهای فرعی تشکیلدهنده آن نظام برای نیل به هدفهای از پیش تعیین شده دست به دست هم داده و فعالیت میکنند. در نتیجه PPBS یک سیستم تلقی میگردد روش و فن خاص سیستمی که شامل مبنای تصمیمگیری مناسب و معقول در مرحله سیاستسازی و اعلام خطمشی، طراحی برنامههای اجرایی و تخصیص منابع محدود میان نیازهای نامحدود بوده و برقراری ارتباط مداوم بین این عوامل را فراهم میسازد. طبعاً هر یک از اجزا سیستم از لحاظ نیل به هدفهای سیستم در ارتباط با جزء دیگر نقشی دارد.
زیربنای اصلی سیستم همان «برنامه» است. یک برنامه نیز از تعداد فعالیت و طرحهای مربوط به هم تشکیل شده است. پس از اینکه برنامهها تعیین و انتخاب شدند برحسب هدفهایی که دارند در طبقات فرعیتری گروهبندی میشوند این گروهها و اجزاء تشکیلدهنده آنها چارچوب اصلی برنامهریزی استراتژیک طرحریزی، بودجهریزی، اجرای بودجه، گزارشگیری، ممیزی و ارزشیابی قرار میگیرند و روشن است پرداختن به جزئیات در هر یک از مراحل بالا بستگی مستقیم به تشخیص مسئولین هر مرحله در جهت رفع نیازهای آنان خواهد داشت.
بودجهریزی بر مبنای صفر
چون در بیشتر بودجهها، بودجه سال یا سالهای پیش مبنا قرار میگیرند از این رو بودجه به تداوم گرایش پیدا میکند و تهیهکنندگان بودجه هزینههای پیشنهادی بودجه سال آینده را براساس ارقام بودجهای سال پیش توجیه و از آن دفاع مینمایند. چنین فرآیندی معمولاً گرایش به تداوم بودجه ایجاد نموده و هر سالی مبنای سال آینده قرار میگیرد. این کار موجب میشود که تغییرات برونی و عوامل محیطی و یا سازمانی در نظر گرفته نشده و پیشبینیها را از واقعیتها دور سازد.
بودجه بر مبنای صفر این مشکل را برطرف میکند در این روش هزینهها به جای اینکه بر مبنای سطح سال پیش و با روند افزایشی و یا کاهشی محاسبه و برآورد شوند از صفر شروع شده و برای هر ریالی که مصرف میشود باید دلایل منطقی ارایه و توجیه شود. پیتر پیر بودجهریزی بر مبنای صفر را چنین توصیف کرده است:
«یک برنامه عملیاتی و فرآیند بودجهای است که هر مدیر را ملزم میکند که به نحوی کامل، مشروح و مستدل درخواست بودجه خود را از پایه صفر (زیرا مبنا صفر است) توجیه کند و مسئول اثبات این امر باشد که چرا باید هر مبلغ را به مصرف برساند. این جریان مستلزم آن است که تمام فعالیتها به صورت یک مجموعه تصمیمگیری (که از طریق تحلیل منظم ارزیابی میشود و اولویت آنها برحسب اهمیت تعیین میشود) مشخص شوند.»
به زبان ساده در این روش مثلاً برای پیشبینی «حقوق و مزایای کارکنان رسمی» به جای اینکه بودجه این ردیف در سال پیش مبنا قرار گرفته و سیاستهای پرسنلی دولت برای هرگونه افزایش تعیین و به رقم سال پیش افزوده شده و بودجه سال آینده برآورد گردد، پیشبینی از صفر شروع میشود یعنی در آغاز تعداد کارکنان سال آینده را تعیین و در گروههای شغلی و مقاطع تحصیلی و یا هر نوع طبقهبندی دیگری که از نظر آماری میانگین مناسبی را برای محاسبات لازم فراهم آورد تفکیک و مشخص نموده سپس میزان حقوق و مزایای کارکنان را براساس مبناها و خطمشیها و مقرراتی که سال آینده برای میزان حقوق کارکنان تعیین شده، محاسبه و برآورد میگردد.
به طور کلی فرآیند بودجهریزی بر مبنای صفر شامل سه مرحله زیر است:
1ـ فعالیتها به فعالیتهای فرعیتری تقسیم میشوند، هر فعالیت فرعی متضمن تمام اطلاعات مربوط شامل هدف، هزینه ـ فایده و نتایجی که عاید خواهد شد، میباشد.
2ـ تمام فعالیتها ارزیابی شده و براساس فوایدشان برای سازمان درجهبندی میشوند. فعالیتهایی که اولویت بالایی دارند مورد توجه قرار میگیرند و فعالیتهای مراتب آخر ارجحیت کمتری دارند و چنانچه فوایدشان (یا اثربخشیشان) در مقایسه با هزینهها قابل توجیه نباشد ممکن است حذف شوند.
3ـ منابع سازمان براساس اولویت برنامهها، تخصیص مییابند.
این نوع درجهبندی در مقایسه با بودجه سنتی دارای مزایایی از قبیل:
ـ توجیه ادامه یا توقف فعالیتها را ارایه مینماید.
ـ معیارهای لازم را برای مقایسه ارایه میدهد.
ـ فعالیتهایی که اولویت کمتری دارند با اطمینان خاطر حذف میشوند.
در برابر مزایای بالا چون بودجهریزی بر مبنای صفر مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد است و گاهی ممکن است به جای ارایه اندیشههای نو صرفاً به عنوان عامل بازدارندهای در مصرف هزینهها عمل کند، به عنوان معایب این روش محسوب میشوند.
اما این نوع بودجه برای کشورهای در حال توسعه که منابع مالی کافی ندارند مفید به نظر میرسد.