تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۹۷۳۸۴

دوری از کشمکش‌ها گرانیگاه اصولگرایان


حسن رشوند
شاید بیش از هر عامل دیگری بتوان کشمکش‌های درون گروهی را در کارکرد مثبت یا منفی گروه‌های سیاسی برای پیگیری اهداف و برنامه‌های طراحی شده مؤثر دانست، تا جایی که بعضاً دیده می‌شود دامنه این کشمکش‌ها منحر به فروپاشی جریان، حزب یا آن گروه سیاسی که با شعار ایجاد بستر و تحول اساسی پا به میدان فعالیت گذاشته بود، می‌شود. دولت برآمده از دوم خرداد از مصادیق بارزی است که می‌تواند عبری برای دولت‌هایی باشد که پس از این جریان پا به عرصه خواهند گذاشت. نیروهایی که مدعی بودند عامل اصلی در پیدایش تفکر جدید و کارآمد برای پویایی سیاسی ـ فرهنگی کشور به حساب می‌آیند، در کمتر از سال علاوه بر این که زمینه‌ساز بروز کشمکش‌های حاد در عرصه‌های مختلف کشور شدند و همین کشمکش‌های یاس نامیدی را در میان مردم تعمیق بخشیدند، زمینه فروپاشی درون‌گروهی خویش را فراهم کردند.
بر هر فعال سیاسی روشن است که موقعیت یک گروه سیاسی مرهون انجام درونی است. وقتی انسجام نباشد انرژی‌های فراوان هدر می‌رود و توانایی‌های گروه به شدت کاهش می‌یابد. شاید از همین منظور باشد که امیل دور کیم جامعه‌شناسی غربی بیان می‌کند «جامعه براساس اشتراک مساعی افراد و رهبری خردمندانه برگزیدگان جامعه استوار است. طبیعی است در این رهگذر اگر رشته همکاری بگسلد و مسئولان امور نسبت به وظایف خود بی‌اعتنا باشند، شالوده نظام اجتماعی و حتی گروهی فرو می‌ریزد.»
وقتی خاتمه به پیروزی رسید در درون گروه طرفداران او اختلاف‌نظر عمیق وجود داشت. به قول حجاریان، طیف طرفدار خاتمی را از افراد و گروه‌های بی‌دین تا گروه‌ها و افراد به شدت دینی تشکیل داده بود. این‌ها هر کدام پیروزی خاتمی را به گونه‌ای که با اهداف و ایده‌هایشان سازگار بود، تفسیر می‌کردند. این بود که در کمتر زمانی، دولت به مجموعه‌ای از نیروهای متضاد تبدیل شد و گروه‌های دوم خرداد، دولت را شرکت سهامی پنداشتند که هر کدام در پی این بودند که به سهم خویش، از آن بهره جویند. این موضوع فقط برای کسانی که خارج از گروه‌های دوم خرداد بودند نگران‌کننده نبود، بلکه به همان اندازه و شاید بیشتر، نگرانی‌هایی را در درون نیروهای سیاسی حامی این جبهه در پی داشت. هنوز دو سال از عمر دولت نگذشته بود که کشمکش درون گروهی به حادترین نقطه خود رسید و یک نهاد مدنی تازه تأسیس همچون شورای شهر که طبیعی بود به دلیل جذابیت و اولین تجربه در تاریخ انقلاب اسلامی، عمری طولانی داشته باشد، در سومین سال فعالیتش به دلیل اختلافات فراوان گروهی منحل شد. میراث این شورا برای مردم تهران و سایر شهرستان‌ها به دلیل عملکرد منفی و یا حداقل ضعف کارکرد، سه برابر شدن قیمت مسکن و زمین بود. اما در کنار این ارمغان، در دوره زمانی 76 تا 81 تهران چهار شهردار (کرباسچی، الویری، ملک مدنی و مقیمی) را به خود دید و مدیریت شهری با حساسیت تهران دستخوش کشمکش شورای شهر و دولتیون گردید.
وضع مجلس از این هم بدتر بود. مجلس که براساس آموزه‌های حضرت امام(ره) مرکز صلاح ملت به شمار می‌آمد ایت بار به مرکز جدال تبدیل شده بود تا جایی که بارها اتفاق می‌افتاد که نماینده‌ای نماینده دیگر را کتک زده و یا نسبت به او هتک حرمت می‌کرد و این هم در حالی رخ می‌داد که در بسیاری از موارد مهمترین مسایل و مشکلات مردم از چشم نمایندگانشان مخفی می‌ماند. نتیجه طبیعی این رویکرد، ناامیدی مردم از اصلاح امورشان توسط دولت و مجلس بود. تأسف آنجا بود که در بخش‌هایی دامنه تهدید به مجموعه نظام تسری می‌یافت و گردنکشی‌های فردی و گروهی به نهادهای قانونی نظام کشیده می‌شد و القاء حاکمیت دوگانه در مجموعه نظام را در اذهان مسموم تقویت می‌نمود و دشمن را به استراتژی‌های طراحی شده برای دهه سوم انقلاب امیدوار می‌کرد.
امروز همان تهدیدیات و کشمکش‌ها به صورت بالقوه در گروه‌های دیگری که درصددند سکان اجرایی کشور را در دست گیرند، وجود دارد و اگر رهبران فعال و عقلای سیاسی این جماعت نیز خردمندانه به دنبال رفع منفذهای ورودی تهدیدات و کشمکش‌های بی‌حاصل نباشند، چه بسا تجربه تلخ چند سال گذشته بار دیگر تکرار گردد. دوم خرداد یک شبه از هم نپاشید که هر گروه سیاسی جدید فعال در عرصه اجتماعی امروز بر خود ببالد که زمینه فروپاشی را ندارد. سرآغاز این فروپاشی از سهم‌خواهی‌های بی‌ضابطه آغاز شد و پایان آن منجر به طبقه‌بندی‌های جدید در درون جبهه دوم خرداد گردید.
این که امروز اصولگرایان براساس عقل جمعی تصمیم بگیرند. در چارچوب ضابطه و منافع مشترک معرفی کاندیدای خود را به زمان مقتضی موکول کنند را باید به فال نیک گرفت ولی از همین ابتدا آن‌ها باید متعهد به میثاق مشترکی باشند که در زمان شکل‌گیری بسته بودند. این میثاق مشترک چیزی جز حفظ حرمت طفین نیست. طبیعی است اگر قرار باشد کاندیدایی از صحنه رقابت این جبهه خارج شود، نمی‌توان متوسل به راه‌هایی شد که خارج از چارچوب و میثاق بسته شده است، که اگر چنین راهبردی اتخاذ شود، به فرض پیروزی در انتخابات، باید به انتظار زمانی نشست که کشمکش و درگیری‌های فرسایشی شیرازه این جبهه جریان را نیز از هم بپاشد.
این همان چیزی است که حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب بر آن تأکید داشتند و در عرف سیاسی از آن به اخلاق انتخاباتی تعبیر می‌شود.نکته‌ای که اصولگرایان باید بدان توجه داشته باشند، طراحی ساز و کار رسیدن به هدف مقدسی است که در پیش گرفته‌اند. اگر ساز و کارها به درستی و در چارچوب مفاهیم ارزشی نظام طراحی شود اولاً زمینه اشتیاق حضور مردم در صحنه را فراهم می‌کنند و ثانیاً، به فرض این که پیروزی حاصل نگردد، شیرازه برنامه‌ریزی‌ها از هم نمی‌پاشد و در فرصت مقتضی مجدداً ظهور و بروز می‌یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات