دکتر ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر اجتماعی، همچون بسیاری دیگر از تحلیلگران سیاسی اجتماعی با تایید این امر که جامعه ما عملا با گونهای از سیاستزدگی به مفهوم مشارکت سیاسی غیرهنجارمند، مواجه است، با بررسی ریشههای تاریخی، اجتماعی و سیاسی این معضل معتقد است راه حل امروز جامعه، خروج از این التهابها و تنشهاست.
این استاد برجسته دانشگاه تهران در گفتگو با ایسنا گفت: «ابتدا باید تعریفی از «سیاستزدگی» مطرح کرد تا بتوان به این پرسش پاسخ داد. معمولا وقتی پسوند «زدگی» را به کار میبریم درباره نوعی آسیب اجتماعی صحبت میکنیم؛ بنابراین اگر در این زمینه توافق داشته باشیم که سیاستزدگی نوعی عمل و مشارکت سیاسی است که شکل سالم و هنجارمند ندارد، بلکه بیمارگونه است، میتوانیم این پرسش را مطرح کنیم که آیا جامعهی ما نیز با چنین پدیدهای مواجه است یا خیر. در درجهی اول پاسخ من به این پرسش این است که بخشی از مجموعه رفتارها که میتوان به آن رفتار سیاسی گفت در کشور ما آسیبزده یا آسیبزا هستند؛ بنابراین میتوان گفت ما عملا با گونهای از سیاستزدگی مواجه هستیم.»
وی با اشاره به ویژگی های سیاست زدگی در ایران اظهار کرد: «به نظر من سادهترین و شاید مهمترین مولفه، آن گروه از رفتارهای سیاسی است که با پیامدهای منفی برای جامعه در کوتاهمدت و به ویژه در درازمدت همراه باشند؛ مثلا اقتصاد، اجتماع و یا خانواده را تحت تاثیر منفی قرار دهند؛
فکوهی افزود: ممکن است بین مردم به وجود بیاورد ، حتی امکان دارد یک تنش کوچک در داخل خانواده ایجاد کند؛ اما این مساله نسبی است؛ اما از حدی که هر جامعهای خود به خود یک سیستم اجتماعی را تعریف میکند به بعد، میتوان گفت وارد حوزه آسیبها میشویم که این حد را میتوان تنش خشونتآمیز تلقی کرد که حتی ممکن است شکل تنش به خود بگیرد.
دلایل بروز سیاستزدگی
استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ادامه داد: «به نظر من دو دسته دلیل وجود دارد. یکی دلایل ساختاری که تا حد زیادی ناگزیر و کمابیش درازمدت هستند و دیگری دلایل مقطعی و کوتاهمدت. در دلایل ساختاری اشارهی ما به این است که جامعه ایرانی نیز مانند همه کشورهای در حال توسعه از قرن 19 به بعد در حال تجربه مجموعهای از نهادها و ساز و کارهای سیاسی است که از درون آنها خود به خود به وجود نیامده، بلکه از بیرون به جامعه وارد شده است.»
وی افزود: «اینها مجموعهای از نهادها و رفتارهای بیرونسیستمی هستند که طبعا با ورود به سیستم دیگر ایجاد مساله میکنند؛ یعنی یک سیستم اجتماعی به راحتی و بدون تنش نمیتواند ساختارهایی را که از بیرون به آن وارد میشود، بپذیرد. این منشاء تنش در حوزه سیاسی است که در دو قرن اخیر در کشورهای جهان سوم و بالاخص در کشور ما وجود داشته است که عامل مقطعی و کوتاهمدت است؛ این که گذار ما از یک سیستم سیاسی غیردولت- ملت به دولت ملی بوده و همینطور گذاری داشتیم از سیستم اجتماعی سنتی و عشایری به سیستم شهری که با چنان سرعت و شتابی اتفاق افتاده که منشاء بسیاری از مشکلات ما شده است.»
فکوهی در پاسخ به این پرسش که آیا گزار از سنت به مدرنیته باعث ایجاد این مشکل شده است گفت: «اگر این «سنت» و این «مدرنیته» را دقیقا تعریف کنیم، بله. به نظر من این گذار از نوعی سنت درونی به نوعی مدرنیته بیرونی عمدتا مشکلاتی ایجاد کرده است.»
جنبههای مثبت و منفی سیاستزدگی
فکوهی درباره جنبه های مثبت و منفی سیاست زدگی گفت: «جنبهی مثبت این است که وجود رویکرد سیاسی در همه عرصهها، مشارکت سیاسی را در جامعه افزایش میدهد و مردم را آماده میکند که همانگونه که جهان به سمت انتقال دموکراسیهای نمایندگی به دموکراسیهای مشارکتی میرود در جامعه ما نیز این امر اتفاق بیفتد و ما بتوانیم به این هدف، یعنی دموکراسی مشارکتی برسیم، اما جنبه منفی این است که تعداد بیشماری از نهادها و کنشگران اجتماعی که آشنایی محدودی با مسائل سیاسی دارند از گفتمان سیاسی به نحوی مبالغهآمیز و آسیبزا استفاده کنند؛ البته نه به صورت متعارف و در مرزها و حدود معقول.»
وی افزود: «این همان پدیدهای است که از آن به عنوان سیاستزدگی نام برده میشود؛ یعنی میخواهند در همه جنبههای زندگی و نهادها اولویت به رویکرد سیاسی داده شود که طبعا این مساله آسیبزاست؛ چون با واقعیت انطباق ندارد و کسانی که دچار این آسیبزدگی میشوند عموما کنشگران اجتماعی در سطوح مختلف هستند؛ از غیرحرفهای تا حرفهای سیاسی. در بسیاری از موارد اشکال در این است که مرزها بین این دو گونه از کنشگران مشخص نیست و هر کدام از آنها نیز حدود رفتار و مرزهای قواعد بازی را که باید رعایت کنند به خوبی نمیشناسند؛ بنابراین به سمت هنجارشکنی و مقابله با سیستمهای اجتماعی و ایجاد تنش میروند که اثرات منفی بر جای میگذارد.»
این استاد دانشگاه در باره ابعاد سیاست زدگی در ایران اظهار کرد: « تصور جامعه از گذشته نیز بر این بوده که پاسخ مشکلات را باید در حوزه سیاسی جستوجو کرد.»
فکوهی در باره چگونگی درمان سیاست زدگی گفت: «به نظر من نمیتوانیم سیاستزدگی را از امروز تا فردا معالجه کنیم؛ چون هم دلایل تاریخی ساختاری و عمیق دارد و هم مقطعی؛ اما میتوانیم با کاهش تنش و خروج از التهاب به وسیله کنشگران حرفهای، یعنی سیاستمداران و نخبگان موقعیت آرامتری را در جامعه ایجاد کنیم؛ زیرا در این آرامش بهتر میتوانیم راه حلی برای سیاستزدگی پیدا کنیم و به سمت نهادهای معمول و متعارفی برویم که بتوانند بخشی از مدیریت جامعه را عهدهدار شوند.»
وی افزود: «به نظر من نکتهای که همه کنشگران سیاسی باید به آن واقف باشند این است که در یک جامعه توسعهیافته و پیچیده زندگی میکنیم که چندصدایی و تکثر در آن وجود دارد و مردم در آن به سبکهای متفاوتی زندگی میکنند؛ هر چند به بسیاری از ارزشهای دینی اعتقاد راسخ و آمادگی دارند بر اساس آنها انسجام داشته باشند؛ البته معنای انسجام این نیست که همه یک جور فکر یا عمل کنند بلکه جامعه ما دارای تضارب آراست و این مخصوص ما نیست، بلکه در تمام دنیا وجود دارد؛ بنابراین در جامعه پیچیده و توسعهیافته ما که در یک منطقه حساس از نظر ژئوپلتیکی قرار گرفته و نقطه کلیدی خلیج فارس و دارای منابع اصلی انرژی است، یک الگوی عمل سیاسی میتواند عمل کند و آن الگوی دموکراتیک با سالمترین سیستمهای انتخاباتی، آزادی بیان، احزاب و مطبوعات است و فقط این سیستم است که میتواند در درازمدت مشکل سیاستزدگی را حل کند و تنشها را کاهش دهد. »
ریشههای سیاستزدگی در ایران
استاد دانشگاه تهران با اشاره به ریشه های سیاست زدگی تصریح کرد: «به نظر من اولین نکته این است که ما گذار از یک سیستم سنتی به جهانی را که ریشه اصلی آن در حوزه سیاسی نیست، بلکه در حوزه اجتماعی است شاهدیم؛ یعنی انطباقی که باید بین سیستم اجتماعی و تغییراتی که این سیستم نیاز دارد، اتفاق بیفتد تا بتواند خود را با سیستمهای جهانی تطابق دهد، وجود ندارد؛ مثلا ما در حال حاضر بیشترین میزان تعطیلات را در جهان داریم.»
فکوهی افزود: «این سیستم باید تغییر کند و مردم ما بیاموزند در دنیای ما صرفا با کار سخت و بیشتر، رفاه تامین میشود و یا درباره الگوی مصرف نیز همچنین برخی از مردم جامعه ما بسیار کم کار و بسیار زیاد مصرف میکنند که ریشه آن در طول 50 سال اخیر شکل گرفته؛ زیرا ما به درآمد نفتی رسیدهایم که به نظرمان بیپایان میآید و همین اخلاق اجتماعی ما را تغییر داده است و تا این مسائل برطرف نشود مشکلات ما تغییر نخواهد کرد.»
تغییرات اجتماعی برای رفع سیاست زدگی
وی با بیان این که ساحل و تسامح باید افطایش یابد اظهار کرد: «از نظر اجتماعی مردم ما باید درجه تحمل و تسامحشان نسبت به یکدیگر افزایش پیدا کند. در سیستمهای اجتماعی افراد باید عادت کنند با کسانی که شبیه خود نیستند زندگی کنند و یکدیگر را بپذیرند، ما از این لحاظ دچار مشکل هستیم که البته این مشکلات از نوعی مدرنیته است نه سنت درونی ما»
این کارشناس اجتماعی افزود: «ما در جامعه سنتی خود بهتر میتوانستیم این مسائل را حل کنیم و امروز نیز به نظر من برای حل مشکلات جامعهمان میتوانیم و باید از منابع سنتی بیشتر و بهتر استفاده کنیم و مدلهای مختلفی را به وجود بیاوریم؛ بنابراین ریشه عمده مشکلات در حوزههای اجتماعی است.
نقش مدیریت دولتی در بروز سیاستزدگی
ناصر فکوهی در باره نقش دولت در مقابله با سیاست زدگی گفت: «مردم به خودی خود در یک سیستم که هزاران سال دولتی بوده، مسلما نمیتوانند مدیریت کنند؛ اما باید شرایط آن فراهم شود؛ در واقع به نوعی باید توانمندسازی در جامعه شکل بگیرد و جامعه مدنی و سازمانهای غیرانتفاعی بتوانند رشد کنند. مردم نیز خود را مسئول بدانند و دولت را یک عامل مجازات نبینند، بلکه این موضوع را درک کنند که دولت همان چیزی است که خود آنها به وجود میآورند؛ بنابراین رشدنکردن جامعه مدنی و موانعی که بر سر راه شکل گرفتن آن وجود دارد، یکی دیگر از دلایل افزایش سیاستزدگی در میان مردم یک جامعه است.»
این پژوهشگر اجتماعی افزود: «دقت داشته باشیم حوزه سیاسی بر حوزههای دیگر میتواند اثر داشته باشد اما این که فکر کنیم در درازمدت یا میانمدت نیز چنین اثری خواهد داشت، کاملا اشتباه است؛ در واقع در این دو مقطع زمانی سیستمهای سیاسی توسط سیستمهای اجتماعی شکل میگیرد؛ بنابراین این باور باید از بین برود که اصلاح در قدرت سیاسی میتواند مسائل را در سطح سیستم اجتماعی حل کند؛ بلکه این اصلاح باید توامان انجام شود؛ چرا که اگر یک سیستم اجتماعی تغییر کند، سیستم سیاسی نیز خود به خود تغییر خواهد کرد و در بین این دو، آنچه اولویت دارد، سیستم اجتماعی است که در این میان باید امکاناتی برای آن فراهم شود؛ از جمله ساختن، مثبت بودن، امید به آینده، مقاومت و تلاش در جامعه. مردم ما نیازمند چنین امکاناتی هستند و باید از این لحاظ تقویت شوند.» وی درباره نقش نخبگان سیاسی در این فرآیند اظهار داشت: «به نظر من نخبگان سیاسی ما باید به مردم اعتماد بیشتری داشته باشند و بدانند مردم کشوری چون ایران با سطح دانش و سرمایه اجتماعیای که کسب کردهاند، میتوانند خوب و بد را از هم تشخیص دهند و انتخابهای درستی داشته باشند و با این تفکر آزادیهای سیاسی را نیز باید تقویت کنند و به این نکته توجه داشته باشند که تنها در این صورت میتوانند با سوءاستفاده از آزادیها مقابله کنند.
راهکارهای برون رفت از سیاستزدگی
وی در باره راهکارهای مقابله با سیاست زدگی گفت: «به نظر من راهکار کوتاهمدت این است که همه کنشگران حرفهای و نخبگان جامعه و مسئولان گفتارها و رفتارهای خشونتآمیز را کنار بگذارند و به سمت گفتمان صلح اجتماعی، تسامح و عقل اجتماعی حرکت کنند و بدانند انتقامجویی تنها زنده کردن ضعفها و دامن زدن به اختلافات است که به سود هیچ کس نیست.»
اگر قرار باشد سیستمی ساخته شود افراد مختلف در یک سیستم باید بتوانند با هم زندگی کنند و شعارشان برای همیشه، حفظ قانون باشد؛ یعنی از سیستمهای دموکراتیک استفاده شود تا مشکل سیاستزدگی به مرور زمان حل شود.»