مرجان طباطبایی
بیراه نیست اگر بگوییم گفتوگو از هر جا که قطع شود در نقطهای دیگر از سر گرفته میشود؛ هر راهی که بسته شود، آن راه، راهش را از نقطهای دیگر بازمییابد. حضور سیاسیون در فضای مجازی نشان از گفتمانی جدید در میان سیاسیون ایرانی دارد، اگر حضور فعالان سیاسی در گذشته با وبلاگنویسی در فضای مجازی آغاز شد، حالا در سطح گستردهتری خود را در شبکههای اجتماعی نشان میدهد؛ حضوری که نشان از شکل جدیدی از فعالیت سیاسی دارد که میتواند در آینده پایهگذار شکلگیری گفتمانهای جدیدی باشد. اگر نقطه شروع حضور مستقیم سیاسیون به فضای مجازی را با وبلاگنویسی بدانیم که از دوره اصلاحات آغاز شد و دو معاون رئیسجمهور وقت در فضای باز سیاسی آن دوره، علاقهمند شدند با مردم از طریق وبلاگ گفتوگو کنند و نظر آنها را بگیرند و پای نظر آنها پاسخی بدهند، امروز اگرچه اصلاحطلبانی که سنت وبلاگنویسی سیاسیون را آغاز کردند با وبلاگهای فیلترشده مواجه هستند، اما جانشینان اصولگرایشان آن سنت را ادامه دادند و اغلب با نام خود در فضای مجازی یک بلاگر سیاسی به شمار میروند اما اصلاحطلبان آن رویه را با شکل جدیدی دنبال میکنند. امروز این رویه شکل جدیدتری به خود گرفته است. گشتی در فیسبوک و جستوجوی اسامی فعالان سیاسی، اسامی را برایمان لیست میکند و ما را با یک فضای جدید البته به شکل مجازی آن روبهرو میکند.
فعالیت سیاسی جدیدی که مثل فضای بیرونی سیاسیون سخت نیست و در فضای مجازی شکل نرمتری به خود میگیرد؛ از استاتوسهای خودمانی در مورد احوال و عادات و روزهای آنها تا ناگفتههایی که حتی اگر پای مصاحبه چندساعته با آنها بنشینی، نمیتوانی به این شکل از دیالوگ وادارشان کنی یا عکسها و آلبومهای شخصی آنها را تماشا کنی، عکسهایی که در هیچ آرشیوی پیدا نمیکردی، حضور سیاسیون در شبکه اجتماعی فیسبوک امکان دستیابی به آنها را ممکن کرده است یا فیلمها و ویدئوهایی که سخنرانیهای قدیمی را برای کاربران به تصویر میکشد. اگر تا پیش از این سیاستمداران را پشت تریبون و در فضای سخنرانی میدیدی یا از روی تیتر و متن و صفحات روزنامهها مییافتی، حالا اینجا در فضای مجازی، فعالیت سیاسی رنگ و شکل جدیدتری گرفته است. در این فضا سیاسیون دیگر کمتر بیانیه میدهند و شعار میگویند. حرفهای آنها یا حرفهایی که موافق آن هستند در قالب فیلم و عکس و ابزارهای مولتیمدیایی میآید. سیاستمداران در این فضا مثل دیگر کاربران عادی دارای یک صفحه شخصی هستند که میتوانند گروه تاسیس کنند، در گروههای دیگر عضو شوند، برای خودشان آلبوم عکس درست کنند، دوستانشان را انتخاب کنند و بر تعداد دوستان خود بیفزایند و طبیعی است که رکوردهای جدیدی را به واسطه اسم و رسمشان در تعداد هواداران و دوستان و حامیان خود کسب کنند. سیاسیون فعال در فیسبوک در شیوه جدید گفتوگوی خود به این روش روی آوردهاند و این امکان را در کنار حامیان خود دارند که در بحثها و تبادل اطلاعات و اخبار و انتشار عکسها و کلیپهای ویدئوییشان، مشارکت فعال داشته باشند.
در فعالیت جدید سیاسی نامهای زیادی به چشم میخورد، اسامی همچون سیدحسن خمینی، صادق طباطبایی، فخری محتشمیپور، مرعشی، عبدالله رمضانزاده، عبدالله شهبازی، اکبر کرمی، اشرف منتظری، سیدعلیاکبر محتشمیپور (متولد 1325 تهران) روحانی و سیاستمدار عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، سیدهادی خامنهای (متولد 1326) از موسسین مجمع روحانیون مبارز، نماینده مشهد در دورههای اول، دوم و سوم مجلس و نماینده تهران در مجلس ششم، مدیرمسوول روزنامههای جهان اسلام و حیات نو و دبیرکل مجمع نیروهای خط امام، فیضالله عربسرخی، عبدالله نوری، آیتالله بیاتزنجانی، علی تاجرنیا نماینده مردم مشهد در مجلس ششم، نعمت احمدی، دکتر مهدی خزعلی، دکتر محسن میردامادی، سعید شریعتی، یدالله اسلامی، محمد ابطحی، امینزاده و بسیار اسامی دیگر که در کنار هم سهم سیاسیون ایرانی را در بالغ بر 500 میلیون کاربری که آمار بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا را به خود اختصاص دادهاند، قابل توجه کرده است؛ سیاسیونی که اگر آنها را از دنیای مجازی جدا کرده و بیرون بیاوریم جمعیتی میشوند که خود میشود چند حزب. با این اوصاف بیراه نیست اگر بگوییم سطح رسانههای معمول و احزاب معمول کشور فعالان سیاسی و سیاسیون را به دنبال راههای ارتباطی جدیدتری چون فیسبوک کشانده است؛ فضایی که شاید حلقه حامیان و دوستان آنها را بیش از قبل گسترش داده است. شاید همین پاسخ مثبتی که سیاسیون از فضای مجازی همچون فیسبوک گرفتند، برخی مراجع تقلید را هم به سمت این شبکه اجتماعی کشانده تا آنها هم بتوانند گفتمان مذهبی و فقهی جدیدی را شکل دهند، مثل شیوه ارتباط جدیدی که آیتالله بیاتزنجانی با کاربران خود انتخاب کرد.