پیش از تأسیس اوپک و استقلال نسبی کشورهای تولیدکننده نفت خام جهان، «هفت خواهران» بر نفت جهان چنبره زده بودند. کارتلی که بیش از 70 درصد قطب تولید نفت جهان یعنی خاورمیانه را با قراردادهای استعماری در دست خود گرفته و هر اقدامی را که به مصلحت خود بود به مرحله اجرا در میآورد.
عنوان هفت خواهران از آنجا به این کارتل اهدا شد که «انریکو ماتهیی» رئیس بزرگ شرکت نفتی «انی» ایتالیایی برای نخستین بار به هفت غول نفتی آمریکایی، انگلیسی و هلندی داد. «شرکت اکسون» آمریکایی، شرکت «رویال داچ شل» انگلیسی - هلندی، «گلف آویل» آمریکایی، «تگزاکو» آمریکایی، «بریتیش پترولیوم» انگلیسی، «موبیل» و «شورون» آمریکایی.
اما چطور شد که هفت خواهران از منطقه نفتخیز خاورمیانه سر در آوردند و تبدیل به کابوسی سیاه برای دارندگان طلای سیاه شدند.
توافق شرکتهای نفتی در مورد نفت منطقه بینالنهرین که منتهی به تشکیل کنسرسیوم «عراق پترولیوم» شد، شاید اولین تجربه تشکیل کنسرسیومهای نفتی در خاورمیانه بود. با تأسیس این کنسرسیوم، شرکتهای نفتی تجربه کردند که تبدیل رقابت به رفاقت، زودتر آنها را به منافع نفتی میرساند چرا که رقابت گذشته، اکتشاف و تولید نفت و دستیابی به منافع آن را عملا متوقف کرده بود و از طریق این کنسرسیوم، هم نفت برای تسهیل اقتصادهای صنعتی تولید میشد و هم منافع آن برای شرکتهای وابسته به کشورهای مذکور، تحقق مییافت. ترکیب سهام در کنسرسیوم مذکور، شرایط را به خوبی منعکس میکند.
شیرینی تجربه بینالنهرین موجب شد که در ادامه همان سال 1928 میلادی، به دنبال چند روز مذاکره میان شرکتهای انگلیسی و آمریکایی در آکناکاری، اسکاتلند قراردادی موسوم به قرارداد خط قرمز میان این شرکتها منعقد شود. این قرارداد حوزههای نفوذ شرکتها، نحوه همکاری میان ایشان و بهویژه نحوه تعیین قیمتهای جهانی نفت را مشخص میکرد. توافق آکناکاری چند دهه سلطه کامل و مطلقالعنان هفت خواهران نفتی بر صنعت نفت جهان و حداقل تا تأسیس سازمان اوپک در 1960 میلادی را به دنبال داشت. البته در این فاصله زمانی، رقابت به کلی کنار نرفت و به آرامی تداوم یافت. متناسب با کاهش نفوذ استعماری انگلستان و جایگزین شدن تدریجی نفوذ و قدرت آمریکا به جای آن، سهم شرکتهای آمریکایی در نفت خاورمیانه افزایش یافت و ژاپنیها و سایر اروپاییها نیز مترصد فرصت بودند که هرجا و به هر دلیلی هفت خواهران صحنه را خالی میکردند، پا پیش گذارند و موقعیتی را برای خود دست و پا کنند. جریان ملی شدن نفت ایران که در فاصله زمانی مذکور و در 1951 میلادی اتفاق افتاد و وقایع بعد از آن، بهترین نمونهای است که این شرایط را تایید میکند.
هفت خواهران نفتی که همه امتیازها را در اختیار داشتند، در تبانی با یکدیگر، قیمت جهانی نفت را در پایینترین سطح نگه داشته بودند و سود خود را به بخش پاییندستی صنعت نفت که آن نیز در کنترل ایشان بود منتقل کرده بودند و با حسابسازی و بزرگ نشان دادن هزینههای استخراج و تولید، حتی ممکن بود در بخش بالادستی زیان نشان بدهند، تا کمترین عایدی را به کشورهای صاحب نفت پرداخت کنند. همه کشورهای صاحب نفت با این رویه هفتخواهران، مشکل داشتند و چالش میان دولتهای صاحب نفت و شرکتهای صاحب امتیاز، در هر کشوری به گونهای رخ داد. در ایران که ابعاد موضوع فراتر از نفت و اقتصاد بود و امتیازنامه دارسی سمبل استعمار انگلستان شناخته میشد، این نزاع به ملی شدن منتهی شد و بعضی از کشورهای دیگر نیز راه ایران را رفتند و در برخی کشورهای دیگر که ابعاد چالش محدودتر بود، به جایگزینی قراردادهای نسبتا عادلانهتر مشارکت در تولید به جای حقالامتیاز منجر شد.
چارهاندیشی در نشستهای سری
جمع کردن کشورهایی که در سایه استعمار نفت خود را تحویل غربیها داده و در عوض به مشتی دلار ناچیز که بهطور عمده در قالب سلاح و قطعات صنعتی درجه چندم، به این کشورها تحویل میشد، برای به دستگیری نبض نفت جهان کار بسیار سختی بود.
وقتی نمایندگان ایران، عربستان، ونزوئلا و عراق بهطور بسیار مخفیانهای و در پوشش توریست به قاهره سفر کردند تا در یک باشگاه قایقرانی و در میان امواج آبهای نیل، به تبادلنظر درخصوص تشکیل سازمانی برای اتحاد بیشتر بپردازند، حتی خوشبینترین آنها نیز لحظهای این فکر را نمیکرد که روزی میتوانند استعمار را زیر سایه خود ببرند. بماند که برخی از این کشورها هنوز همان روند قبلی را در پیش گرفتهاند اما اینبار از طریقی دیگر.
البته نباید از این نکته گذشت که پیشنهاد اولیه آن را کشور ونزوئلا در سال 1949 میلادی زمانی که قیمت نفت در بازارهای جهانی کمتر از 10 سنت بود به چهار کشور دیگر ارائه کرد ولی بررسی این پیشنهاد و به نتیجه رسیدن کشورها تا سال 1959 ادامه یافت. در نهایت این سازمان در سال 1960 میلادی تأسیس شد.
در این دهه تلاش پنج کشور بنیانگذار اوپک در تدوین قوانین و برخورداری از حقوق بینالمللی بود. در این دهه تعداد اعضا از پنج کشور به 10 کشور افزایش یافت و همین مسأله سبب شد تا تولید و صادرات نفت از اوپک افزایش یابد.
این ادعا در شرایطی توسط برخی از صاحبنظران مطرح میشود که بازخوانی دقیق تاریخ نشان میدهد که این سازمان از ابتدا سازمانی منفعل و با خواستههای محدود باشد. موفقیتهای دهه اول عمر اوپک بسیار محدود بود اما از ابتدای دهه دوم، جو متفاوتی بر سازمان حاکم شد و بعضی از اعضای اوپک و خصوصاً حکومت وقت ایران که متحد آمریکا شناخته میشد، طرفدار افزایش قیمتهای جهانی نفت شدند. روند افزودن تدریجی بر قیمتها توسط اوپک، با وقوع شوک اول نفتی در 1973 به اوج خود رسید.
زمانی برای قدرتگیری
سال 1973 را در تاریخ اوپک میتوان سکوی پرشی برای قدرت گرفتن این سازمان نامید. هنوز هم که هنوز است اوپکیها از سوریه و مصر متشکرند که با حمله به اسرائیل موجب شدند تا اعراب علیه رژیم صهیونیستی متحد شوند.
تنها پس از دو روز از آغاز جنگ جلسهای با حضور وزیران کشورهای صادرکننده نفت - اوپک - و کمپانیهای بزرگ نفتی در وین تشکیل شد. دستور این جلسه تجدیدنظر کشورهای عضو اوپک در بهای جهانی نفت و تصمیم جدی آنان برای افزایش قیمت و کاهش سقف تولید نفت به عنوان راهکاری در مبارزه با دولتهای حامی اسرائیل بود.
اوپک برای اولینبار به طور یکجانبه قیمت نفت را بین هفتاد تا هشتاد درصد نسبت به انواع نفت خام صادراتی افزایش داد و به موازات آن کشورهای عربی صادرکننده نفت (به استثنای عراق) صدور نفت به کشورهای حامی اسرائیل و در رأس آنها آمریکا را تحریم کردند. تولید نفت کشورهای عربی با اعلام این حریم تا 25 درصد کاهش یافت و افزایش تولید در کشورهای دیگر صادرکننده نفت از جمله ایران، برای پر کردن جای خالی نفت صادراتی کشورهای عربی کافی نبود. در نتیجه، افزایش بیسابقه قیمت نفت که در آغاز به نظر میرسید برای کشورهای مصرفکننده غیرقابل قبول و غیرقابل هضم باشد، با کاهش تولید و صدور نفت «جا افتاد» و حتی در بازارهای آزاد نفت اروپا، نفت به قیمت بیشتری فروخته شد.
از آن روز تا به امروز، اوپک روزهای تیره و تار و شوکهای نفتی زیادی را سپری کرده است.
شوک دوم نفتی با وقوع انقلاب اسلامی ایران در 1978 میلادی به وجود آمد. اشغال سفارت آمریکا وتحریمهای متقابل آمریکاییها و در کنار آسیب دیدن تأسیسات نفتی ایران در اثر بروز جنگ تحمیل شده توسط رژیم عراق باعث شد تا قیمتها به طور عجیبی جابهجا شود.
آنچه که پیداست اینکه در آغاز دهه 90 میلادی، مشکلات و درگیریهای زیادی در خاورمیانه ایجاد شد و همین مسأله سبب بروز بحران بعدی در بازار نفت شد. در این زمان اوپک برای کنترل بازار نفت اقدام به افزایش سطح تولید خود کرد و همین سبب شد تا قیمت نفت در شرایط متعادلتری قرار گیرد.
تا سال 1998 میلادی قیمت نفت در وضعیت باثباتی قرار داشت تا اینکه بحران اقتصادی در کشورهای جنوب شرقی آسیا ایجاد شد. در این شرایط کشورهای اوپک و چند تولیدکننده غیراوپک با افزایش سطح تولید اقدام به تعدیل بازار نفت کردند.
در این دهه بسیاری از شرکتهای نفتی جهان با یکدیگر ادغام شدند و پیشرفتهای زیادی در کشف و استخراج نفت به وجود آمد.
گرچه جنگهای ایران و عراق، عراق و کویت، آمریکا و عراق و . . . را میتوان در زمره حوادثی به شمار آورد که نقش جدی را در نوسان بازار نفت ایجاد کرد اما اوپکیها با مدیریت صحیح بازار نفت، نقش خود را به عنوان اصلیترین سازمان نفتی دنیا اثبات کردند تا به همگان ثابت شود که این سازمان به هیچ عنوان به دنبال پیگیری استراتژی برد - برد کارتل «هفت خواهران» نیست. استراتژیای که بر پایه آن فقط باید منافع کشورهای صنعتی تأمین میشد، آن هم بدون هیچ زحمتی.