سفر شیمونپرز رئیس رژیم صهیونیستی به جمهوری آذربایجان در تیرماه گذشته و سفر آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه و چهره افراطی رژیم صهیونیستی و سفر اخیر ایهود اولمرت قصاب غزه و نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی به باکو، از بازی خطرناکی که جمهوری آذربایجان با میزبانی کردن از صهیونیستها آغاز کرده است، حکایت میکند. سفر لیبرمن و اولمرت به باکو در یک هفته و به فاصله چند روز از هم انجام شد و نقطه میانی این سفر سرکوب شدید عزاداران در 28 صفر سالروز رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت امام حسن(ع) در باکو بود که باعث خوشحالی صهیونیستها شد.
سفر ایهود اولمرت به باکو در شرایطی انجام گرفت که براساس گزارش کمیته گلدستون سازمان ملل، وی به ارتکاب جنایات جنگی متهم شده و حتی اولمرت از ترس بازداشت به برخی از کشورهای غربی نیز سفر نمیکند، از این رو سفر وی به جمهوری آذربایجان نشان داد که صهیونیستها با تکیه به دولت باکو به جمهوری آذربایجان به عنوان حیاط خلوت خود نگاه میکنند.
جمهوری آذربایجان بزرگترین کشور قفقاز جنوبی و دارای ذخایر غنی نفت و گاز است که با ایران، ارمنستان، گرجستان و روسیه هممرز است و موقعیت استراتژیکی در کنار دریای خزر دارد. 98 درصد مردم جمهوری آذربایجان مسلمان هستند که بیش از 80 درصد آنها را شیعیان تشکیل میدهند. این کشور با ارمنستان بر سر منطقه قرهباغ در مناقشه است و بر اثر این مناقشه حدود 20 درصد از خاک این کشور از دست رفته است.
دلایل گرایش تلآویو به باکو
با توجه به این ویژگیها این سؤال مطرح است که دلیل جولان صهیونیستها و میزبانی مقامات باکو از مقامات رژیم صهیونیستی چیست؟ آیا مقامات جمهوری آذربایجان به فرجام روندی که به منزله تبدیل جمهوری آذربایجان به پایگاه منطقهای صهیونیسم است، آگاه هستند؟ شیعه بودن، همسایگی با ایران و روسیه، داشتن ذخایر نفت و گاز هر کدام به تنهایی انگیزههای لازم را برای صهیونیستها جهت نفوذ در این کشور فراهم میسازد. آنها سالهاست که تحت پوششهای مختلف تجاری و فرهنگی و با ایجاد دهها مؤسسه و تشکل فرهنگی و اقتصادی، برگزاری دورههای طرح ماشاو از جمله برای تعدادی از مقامات جمهوری آذربایجان، ایجاد مدارس و کنیسه در جمهوری آذربایجان، ایجاد باشگاههای صهیونیستی و نمایندگی آنها از سوخنوت گرفته تا سیلون شالوم برای نفوذ در جمهوری آذربایجان بسترسازی کردهاند.
رژیم صهیونیستی از سالها قبل سناریوی کاملی برای گستراندن نفوذ اختاپوس مانند خود در جمهوری آذربایجان آماده کرده است و اکنون به دلایل مختلفی نظیر تنش با ترکیه، از دست دادن جایگاه قبلیاش در گرجستان و تلاش برای اعمال فشار به ایران و جلوگیری از گسترش مناسبات تهران و باکو میکوشیدند نفوذ خود در جمهوری آذربایجان را گسترده و در برخی زمینهها علنی سازد، از این رو سفر چهرههای افراطی نظیر لیبرمن و اولمرت به باکو موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. رژیم صهیونیستی از لحاظ سیاسی تلاس دارد به معنای واقعی جمهوری آذربایجان را به پایگاه منطقهای صهیونیسم تبدیل کند. ابزارهای این اقدام تقویت موقعیت یهودیان در جمهوری آذربایجان، ترویج تفکرات صهیونیستی، حذف صاحبنظران ضدصهیونیستی، سرکوب جریانهای اسلامی و شیعی اصیل، ترویج فرقههای ضاله نظیر بهائیت، تأمین مالی مبتذلترین برنامه به اصطلاح فرهنگی و هنری، اخلال در مناسبات جمهوری آذربایجان با کشورهای اسلامی نظیر ایران و ترکیه، نفوذ در ساختار سیاسی و تصمیمگیری جمهوری آذربایجان، نفوذ در ساختارهای امنیتی جمهوری آذربایجان و نفوذ در حزب حاکم آذربایجان است. در این راستا اهتزاز پرچم رژیم صهیونیستی در روستای قرمز قصبه سی محل سکونت یهودیان، تبلیغ هولوکاست و جمعآوری کتبی ضدصهیونیستی نظیر نبردمن، دستگیری اندیشمندان ضدصهیونیستی نظیر روشن نوروزاوغلو یا ترور کسانی مانند رائیل رضایف فرمانده نیروی هوایی جمهوری آذربایجان فعالیت بهائی به ویژه در باکو و توزیع کتب آنها، تلاش برای رو در رو قرار دادن ایران و جمهوری آذربایجان از طریق تقویت مالی و سیاسی گروهکهای قومی ضدایرانی نظیر داک، دستگیری جاسوس موساد در گارد امنیتی ریاست جمهوری آذربایجان در سال جاری شمسی و ازدواج یکی از دختران الهام علیاف با آرازآقالاراف از یهودیان شناخته شده همگی نشاندهنده اقدام صهیونیستها برای رسیدن به اهداف توسعهطلبانه خود در جمهوری آذربایجان است. بر این مجموعه باید حضور باستانشناسان صهیونیست در جمهوری آذربایجان برای اثبات توهم وجود امپراطوری یهود در منطقه و تحت فشار قرار دادن باکو برای ادامه خط لوله انتقال نفت باکو ـ جیحان تا بندر اشکلون را افزود.
رژیم صهیونیستی در این روند تا آنجا پیشرفت که در سال 2006 به دنبال برگزاری کنگره به اصطلاح یهودیان جهان در باکو بود که نشان دهد باکو جولانگاه صهیونیستهاست که با اعتراضات مردمی منتفی شد.
مردم جمهوری آذربایجان انزجار خود از رژیم صهیونیستی را به ویژه در جنگ 33 روزه و 22 روزه از صهیونیستها نشان دادند. دولت باکو نیز با حبس دو نفر از تظاهرکنندگان به مدت یک سال بار دیگر نشان داد که مسلمانان جمهوری آذربایجان حتی به اندازهای که در کشورهای غربی صورت میگیرد حق اعتراض به جنایات صهیونیستی را ندارند.
اهداف سفرهای مقامات صهیونیست به باکو
از ارزیابی کم و کیف سفر لیبرمن و اولمرت به باکو برمیآید که در حال حاضر نیز رژیم صهیونیستی به دنبال مجاب ساختن باکو به گشایش سفارت در تلآویو، لغو ویزا میان جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی و تسهیل در مهاجرت جوانان جمهوری آذربایجان در فلسطین اشغالی برای مزدوری است. رژیم صهیونیستی در حال حاضر با چالش جدی در مناسبات خود با ترکیه مواجه است و مردم ترکیه خواهان برخورد قاطع دولتشان با اقدامات رژیم صهیونیستی علیه این کشور و جهان اسلام هستند. از این رو صهیونیستها نگران از مواضع ترکیه و مناسبات روزافزون ایران و ترکیه به جمهوری آذربایجان به عنوان به اصطلاح متحد آلترناتیو ترکیه در منطقه نگاه میکنند و معتقدند برخی از نقشهای ترکیه را جمهوری آذربایجان میتواند، ایفا کند. از این رو تصادفی نیست که به دنبال توقف میانجیگری ترکیه میان رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان و با سفر چند ماه پیش بشار اسد رئیسجمهور سوریه به باکو و سفر آتی محمود عباس رئیس غیرقانونی تشکیلات خودگردان فلسطین، برخی از مطبوعات جمهوری آذربایجان از احتمال میانجیگری این کشور میان رژیم صهیونیستی با سوریه و طرف فلسطینی خبر دادند؛ موضوعی که عمدتاً جنبه تبلیغاتی دارد. سفر لیبرمن و اولمرت به باکو در شرایطی صورت گرفت که مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان در ماههای اخیر در حال گسترش است. توافقات دو کشور در زمینه انرژی، لغو ویزا، سفر وزیر امور خارجه و رئیس پارلمان جمهوری آذربایجان به تهران مؤید این ادعاست؛ موضوعی که هراس صهیونیستها را موجب شده است. اگرچه یهودا آبرامف نماینده یهودی پارلمان جمهوری آذربایجان تلاش کرد که ارتباط سفر لیبرمن و سفر مخفیانه اولمرت به ایران را انکار کند اما واقعیت این است که رژیم صهیونیستی بعد از لو رفتن پایگاههای خود در گرجستان اینبار تلاش دارد که در جمهوری آذربایجان بسترسازی بکند تا به زعم خود بتواند پایگاه جدیدی برای اقدامات قومی، فرهنگی و امنیتی علیه ایران باز کند، به ویژه اینکه رژیم صهیونیستی از هرگونه استفاده از کشورهایی نظیر ترکیه و قطر علیه ایران ناامید شده است. تز ایجاد حلقه پیرامون ایران، توهمی است که لیبرمن خود را مبتکر آن میداند و یکی از اهداف سفرهای اخیر مقامات صهیونیستی به جمهوری آذربایجان، روسیه، ترکمنستان و قزاقستان این موضوع است.
آشکاری این اهداف صهیونیستها به حدی است که بعید است مقامات جمهوری آذربایجان آن را درک نکنند. مقامات باکو که کارنامه پر از شکست در سیاست خارجی خود در رابطه با مسأله قرهباغ، ناتوگرایی و قوممحوری در سیاست خارجی و... دارند اینبار وارد بازی خطرناکی شدهاند. تحرکات رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان با باز کردن نمایندگی شرکت نظامی البیت سیستمز در باکو و عقد قرارداد برای راهسازی در مسیر شاماخ، قزاخ، ایجاد کارخانه گلسازی در خاچماز و عقد دهها قرارداد وارد فاز جدیدی شده است. در پوشش این اقدامات به اصطلاح عمرانی و اقتصادی شرکتهای امنیتی موساد از جمله شاری آریسونزهاوسینگاند کانستراکشن که با نام مستعار شرکت «شیکوناند بینوئی» سابقه ترور و آدمربایی در اقصی نقاط جهان دارد، در جمهوری آذربایجان مستقر شدهاند. همزمان با این قراردادها نیز با بزرگنمایی و ادعای مناسبات تجاری 6/3 میلیارد دلاری میان جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی در سال 2009 تلاش میشود که مناسبات جمهوری آذربایجان طعم تجاوز کشیده و شیعه با مناسبات طرف تجاوزگر در منظر افکار عمومی توجیه شود.
اهداف باکو از تقویت رابطه با تلآویو
مجموع تحولات نشان میدهد که رژیم صهیونیستی عملاً در جمهوری آذربایجان برای اهداف توسعهطلبانه منطقهای خود بسترسازی کرده است. در این میان جمهوری آذربایجان از بعد خارجی خوشبینانه امیدوار است با مناسبات با رژیم صهیونیستی و در شرایطی که از عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان احساس آسیب میکند، موقعیت خود را در مقابل ارمنستان در روند حساس مذاکرات قرهباغ تقویت کند. در این راستا نیز مسأله فروش سلاحهای رژیم صهیونیستی و همکاری نظامی دو طرف که در سفر پرز مطرح شده است. از بعد داخلی نیز هدف جمهوری آذربایجان از گسترش مناسبات با رژیم صهیونیستی جلوگیری از گرایشات اسلامی در این کشور است. مقامات جمهوری آذربایجان 16 سال است که در سیاست ناتوگرایی سرمایهگذاری کرده و 18 سال است که عنان حل مناقشه قرهباغ را به روسای آمریکایی، فرانسوی و روسی گروه مینسک دادند و در این راه از دادن هیچ امتیازی خودداری نکردند. نتیجه این روند سرخوردگی، حمایت غرب و ناتو از ارمنستان و تلاش آنها برای جدا کردن رسمی قرهباغ، کلبجر و لاچین از جمهوری آذربایجان در چارچوب طرح موسوم به طرح مادرید است. اما ظاهر این شکست برای جمهوری آذربایجان عبرتآموز نبوده است و اینبار آنها با دست دادن با صهیونیستها و قاتلان کودکان و زنان غزه، دچار اشتباه محاسباتی به مراتب بزرگتر شدهاند. تجربیات مناسبات ترکیه با رژیم صهیونیستی در همه زمینهها از جمله نظامی و تجهیز مخالفان ترکیه (پکک) توسط رژیم صهیونیستی در اوج ادعای مناسبات به اصطلاح راهبردی آنکارا و تلآویو، پیامی بس مهم برای باکو دارد البته جمهوری آذربایجان خود تجربه منفی از مناسبات با رژیم صهیونیستی نظیر عدم عمل لابی صهیونیستی به تعهد خود برای لغو مصوبه 907 و مصوبه جسکون ـ وینک مبنی بر ممنوعیت کمک مالی در کنگره آمریکا علیه جمهوری آذربایجان برغم امتیاز گرفتن از باکو و به رغم درخواست حیدرعلیاف رئیسجمهوری فقید جمهوری آذربایجان، همکاری لابی ارمنی و صهیونیستی درباره شناسایی کشتار ارامنه و سرمایهگذاری صهیونیستها در قرهباغ را دارند اما مقامات باکو شکست سیاست ناتوگرایی و قومگرایی در ترکیه را تلاش دارند با شکست دیگری تجربه کنند. صهیونیستها به مسائلی نظیر مناقشه قرهباغ و فعالیت گروههای تروریستی نظیر (پکک) به عنوان ابزار نفوذ نگاه میکنند.
دراین میان تظاهرات در استانبول ترکیه و برخی از شهرهای ایران در اعتراض به سرکوب شیعیان در 28 صفر و مناسبات باکو ـ تلآویو نشان میدهد که اعتراضها به خوشخدمتی باکو به صهیونیستها محدود به مسلمانان غیرتمند جمهوری آذربایجان نیست و به فراتر از مرزهای جمهوری آذربایجان در حال انتقال است؛ روندی که میتواند تبعات زیانباری برای جمهوری آذربایجان داشته باشد.