تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۹۸۵۹۲

هدفمندی یارانه‌ها، صرفا اقتصادی نیست!


محمدمهدی تهرانی
تصمیمات کلان اقتصادی خواه‏نا‏خواه پیوند مستقیمی با روح فرهنگی و تمدنی جامعه برقرار می‏کنند. نگرش سرمایه‏داری در حوزه اقتصاد، روحیات متناسب با خود را در جامعه بازتولید می‏کند و به همین نسبت سیاست‏های برآمده از هر منظومه تمدنی بقای آن تمدن و صدور فرهنگ و مفاهیم آن را موجب می‏شوند. درست مثل هالیوود که ارزش‏های غربی و لذت‏گرایی افراطی مدرن و پست‏مدرن را توسعه می‏دهد. در واقع هر سیاست و هر ابزاری پیام فرهنگی خاص خود را در پی دارد و در این میان سیاست‏های اقتصادی به جهت فراگیری از اهمیت ویژه‏ای برخوردارند.
بنای لیبرالیسم بر سود حداکثری و منافع فردی گذاشته شد و از اینجا بود که لذت حداکثری موضوعیت پیدا کرد. غرب برای افزایش سود خود نیازمند کشورهایی بود که بازار خوبی برای فروش تولیدات غرب به شمار آیند و این گونه بود که ترویج مصرف‏گرایی در کشورهای جهان سوم از سوی حاکمان دنیای مدرن موضوعیت پیدا کرد. برای افزایش بازار مصرف و افزایش فروش تسلیحاتی، گاه حتی جنگ‏هایی نیز در سطح جهانی رقم می‏خورد. پروفسور روژه‏گارودی با اشاره به وضعیت آمریکا بین دو جنگ جهانی در این خصوص می‏نویسد:«آمریکائی‏ها که تنها راه نجات اقتصاد بیمار خود را فشار اقتصادی بر دیگران می‏دانستند، ضمن دامن زدن به آتش جنگ، سیاست‏های دوگانه و ریاکارانه‏ای اتخاذ کردند که تنها هدف آن حفظ ثبات اقتصادی بود.»
برمبنای بافته‏های آدام اسمیت دیگر کسی نیاز نبود به هم‏نوع خود فکر کند. فراتر از این دولت هم وظیفه‏ای درخصوص محرومان نداشت. سرخپوست خوب یک سرخپوست مرده تلقی می‏شد. آدام اسمیت وضع موجود را عادلانه‏ترین وضع می‏دانست و معتقد بود همه باید به دنبال منافع خود باشند و یک دست غیبی منافع عمومی را در پرتو حداکثر شدن منافع فردی فراهم خواهد آورد.
مک‏دونالد و کوکاکولا از یک سو، هالیوود از یک سو و شرکت‏های عظیمی چون ترنر، تایم‏وارنر، دیسی، ای‏بی‏سی، سی‏بی‏سی و وستینگهاوس از دیگر سو وظیفه بسط و توسعه فرهنگ آمریکایی و عملیاتی کردن سیاست‏های زیاده‏خواهانه را به دوش می‏کشیدند. این همه قرار بود فرهنگ و تمدن غرب را بسان نرم‏افزاری بر روی سخت‏افزار جامعه جهانی نصب کنند.
دوره سازندگی سرآغاز ارزش شدن مصرف‏گرایی در جامعه و شکل‏گیری طبقه برخوردار در کشور بود. در این دوره روحیات و ارزش‏های جدیدی به میزبانی انسانِ ایرانی آمد. فاصله طبقاتی درست از همان زمان بود که به طور جدی برای جامعه ایرانی موضوعیت پیدا کرد. سبک زندگی مسئولین کشور متفاوت از مردم عادی رقم می‏خورد، فروشگاه‏های بزرگ در کشور ایجاد می‏شد، تبلیغات به شکل افراطی در فضای جامعه مجال طرح پیدا می‏کرد و مدگرایی ایرانیان را به کام خود می‏کشید و این درست همان خطری بود که شهید آوینی نیز در برهه‏هایی طی مقالات متعدد مورد توجه قرار داد. این جنس سیاست‏گذاری‏ها انسان‏های متناسب با خود را پرورش می‏داد و روحیات خاص خود را تعلیم می‏کرد.
رهبر انقلاب در آن بازه زمانی به شدت به روحیه تجملگرایی مسئولیت تاختند و سیاست‏های موسوم به سازندگی را مورد نقد قرار دادند. ایشان تصریح کردند:«گاهى از جاهایى گزارش‌هاى نومیدکننده‌ای مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش مى‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال مى‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ مى‌گویند که اشکال امنیتى داریم! چه اشکال امنیتى؟! آقایان مسئول در شوراى امنیت کشور یا جاهاى دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایى ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایى دخالت کنم. این چه وضعى است که همین‌طور بى‌حساب و کتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌یى، ده‌ها ماشین به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه کسى چنین چیزى را گفته است؟»
ایشان طی بیانات مهمی در باب تبیین عبرت های عاشورا فرمودند:«عبرت‌گیرى از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشه‌گیر شود. عده‌اى مسائل را اشتباه گرفته‌اند. عده‌اى، سازندگى را با مادیگرایى، اشتباه گرفته‌اند. سازندگى چیزى است، مادیگرى چیز دیگرى است. سازندگى یعنى کشور آباد شود، و طبقات محروم به نوایى برسند.... سازندگی همان کاری بود که علی بن ابی طالب(ع) می کرد... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می کرد، زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند و آبیاری می کرد. این سازندگی است. دنیا طلبی و ماده طلبی کاری است که عبیدالله بن زیاد و یزید می کردند. چه وقت آن ها چیزی را به وجود می آوردند و می ساختند؟ آن‏ها فانی می‏کردند، می خوردند و تجملات را زیاد می کردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد. امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند. آیا این سازندگی است؟»
با وجود همه هشدارها اما در سایه حیات دولت سازندگی، طبقه برخوردار جامعه سامان یافت و در دوران اصلاحات نیز علی‏رغم برخی جا‏به‏جایی‏های جزئی جای پای خود را محکم کرد. این گونه بود که بورژوازی نیز در ایران بازتولید شد و شورش اشرافیت در فتنه 88 کلید خورد.
از سوم تیر روندی معکوس آغاز شد. روندی که جایگاه طبقه برخوردار را مورد هجمه قرار می‏داد و درست از همین رو بود که برخی صاحب منصبان میدان سیاست نیز احساس خطر کردند و به خود پیچیدند تا مبادا سوم تیر بار دیگر تکرار شود.
اکنون طرح هدفمند کردن یارانه‏ها را می‏توان شورشی دوباره علیه اشرافیت دانست. این طرح اگر چه می‏تواند فراز و نشیب‏ها و سختی‏هایی را به همراه داشته باشد، اما روح تمدنی دیگری را میهمان خانه‏های ایرانیان خواهد کرد و چیدمان کنونی طبقاتی جامعه را به کلی دگرگون خواهد ساخت. این طرح به هیچ وجه طرح کوچکی نیست. یک طرح صرفا اقتصادی هم نیست. اتفاقا به شدت یک طرح فرهنگی است! ملاحظات مردم در مصرف به کلی متفاوت خواهد شد. وضعیت دهک‏های درآمدی به کلی به هم خواهد ریخت و روحیات تمدنی جدیدی در جامعه سیران خواهد یافت. در واقع جامعه ایرانی به کلی دگرگون خواهد شد. سخنان رئیس جمهور در صدا و سیما در واقع اظهار مختصات این روح تمدنی جدید بود.
مفاهیمی نظیر "برکت" گمشده بزرگ انسانِ مردن در عصر بعد رنسانس به شمار می‏آید و عمق این مهم را کسانی درک می‏کنند که سال‏ها در نزاع میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد آزاد و فلسفه‏هایی که مبتنی بر آن این اصول سامان یافته غور کرده باشند.
در واقع فارغ از نگاه سیاسی، از منظر تمدنی باید سخنان رئیس جمهور و اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‏ها را نقطه عطفی در مسیر فرهنگ ایران اسلامی دانست. این نقطه عطف بسیاری از روحیات فرهنگی را دگرگون خواهد کرد و ثمره‏های خود را در سال‏های بعد نشان خواهد داد. در مقابل مصرف‏گرایی لجام گسیخته‏ای که ایران را طی این سال‏ها در کام خود کشیده بود، اکنون صرفه‏جویی به عنوان یک ارزش اسلامی ترویج می‏شود. جایگاه اخلاق در اقتصاد و در تعاملات اجتماعی مورد تأکید بالاترین مقام اجرایی کشور قرار می‏گیرد. در مقابل تلاش برای توسعه و حداکثر کردن منافع فردی اکنون نوع‏دوستی و بلندنگری موضوعیت پیدا می‏کند. رئیس جمهور از سه روز روزه گرفتن اهل بیت(ع) سخن می‏گوید. این همه اکنون شاید ساده و عادی و حتی غلوآمیز به نظر برسد، اما دورنمایی که تحلیلگران فرهنگی کشور در این کنش‏ها و برآیند عملی اجرای این طرح می‏بینند، حتی فراتر از این حرف‏هاست. تحلیلگران فرهنگی کشور در عرصه فرهنگ عمومی باید بیش از پیش متوجه این منظومه باشند و برای پیشبرد گام‏های آن تلاش کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات