تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۹۸۷۰۴

افغانستان پس از لویه جرگه و دولت کرزای

مقدمه: تحلیل و تجزیه مسایل مربوط به افغانستان همواره مشکل و پیچیده بوده است تاکنون کمتر مطالب دقیق و در عین حال صادقانه انتشار یافته است. اگرچه قبل از برگزاری لویه جرگه، انتظارات به گونه‌ای دیگر بود و بیشتر دیدگاهها سمت و سویی خوشبینانه‌تری درباره اوضاع افغانستان داشتند اما اکنون اوضاع فرق کرده است مخالفین دولت موجود قبلا هراس بیشتری به دل راه داده بودند و گویا آینده تاریکی را در فراروی خود مشاهده می‌کردند. عواملی باعث گردید تا وضع آنگونه که مطلوب عده‌ای بود ترسیم نگردد و بستری برای جان گرفتن تشنجات و ناامنی‌های بیشتر آماده شود و مشکلاتی در عرصه‌های داخلی و خارجی این کشور پدیدار شوند. این عوامل را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: 1- داخلی 2- خارجی

1- عوامل داخلی: درباره عوامل داخلی به طور اختصار می‌توان به چند دسته آن را تقسیم نمود:
اول: عواملی هستند که در قدرت شریک نبوده و بنابر علل مشخص مخالف جدی حاکمیت فعلی در هر صورت بوده و به هر قیمتی برای سرنگون کردن آن در تلاشند، مانند حزب اسلامی حکمتیار، القاعده و... اینها طبعاً از هر فرصتی استفاده جسته به ایجاد تشنج و ناامنی می‌افزایند تا شاید از آن راه به اهدافشان نایل آیند.
دوم: عواملی خواهند بود که از این حاکمیت به این دلیل رضایت ندارند که روند فکری و سیاستهای داخلی و خارجی آن را به ضرر آرمانهای دینی خود می‌دانند و تسلط برخی از کشورهای خارج را بر آن، متضاد با شئون اسلامی مردم افغانستان تلقی می‌کنند این دسته ممکن است در ترکیب اقتدار نیز حضور داشته باشند اما اعتقاد به تخریب ندارند و حداقل آن است که طرفدار استحکام و پیشرفت این حاکمیت هم نمی‌باشند.
سوم: کسانی هستند که از عدم حضور در قدرت در رنج هستند و برای تضعیف و بدنام کردن رقبا سعی و کوشش می‌نمایند.
چهارم: فرماندهان و سلاح‌بدستانی می‌باشند که اگر حکومت و قانون یکدست بوجود بیاید به ضرر اقتدار و ادامه حیات سلطه‌طلبانه و سودجویانه آنها خواهد بود بنابراین برای بر هم زدن هر نظمی که برخلاف منافع آنها باشد از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند.
پنجم: یکی از عوامل عمده تضعیف حاکمیت فعلی بوجود آورنده تشتت، پراکندگی و ناامنی هم می‌باشد که به ضعف تدبیر و ترکیب کابینه فعلی برمی‌گردد.
مهمترین مطلبی که در این باره گفتنی است وضعیت شخصی آقای کرزای می‌باشد. وی برای بقای خود به جای اینکه از شرایط موجود استفاده جسته توجه به مصالح عالیه افغانستان نماید و با جدیت از حمایتهای جهانی و خوشبینی‌های داخلی برای مبارزه با مشکلات موجود و جلب کمکهای جهانی برای بازسازی افغانستان بهره جوید گرفتار بی‌تدبیری، معامله و خوش‌ و بش کردنها، باج دادن به برخی در داخل گردیده و در نتیجه نتوانسته است کابینه قوی و کارآمد بوجود بیاورد.
اگرچه شخصیتهای علمی و متخصص هم در ترکیب کابینه وی حضور دارند اما در مجموع می‌توان گفت که در انتصابات، بیشتر روابط و قلدرمابی مطرح بوده تا لیاقت و ورزیدگی علمی و عملی و دقیقاً همین وضع هم نه تنها حاکمیت را ضعیف بار آورده است که عامه مردم از آن روگردان و ناراحت به نظر می‌رسند.
بسیاری از اشخاصی که در گذشته از منفورترین افراد کشور محسوب می‌شده ولی اکنون موقعیت برجسته دارند. کم نیستند. وزرا و قدرتمندانی که وزارت محل کار را خانوادگی، قومی، و قبیله‌ای درست نموده که قطعاً در این صورت عناصر شایسته، کاردان و لایق کم به چشم می‌خورند. هم‌اکنون حتی در بخشهای امنیتی و در پستهای مهم کسانی براساس روابط حزبی و قومی گماشته شده‌اند که با مبلغ بسیار ناچیز، هزاران جنایت را مرتکب می‌گردند. چنانچه همین عناصر در گذشته به عنوان افراد دزد، و چپاولگر و متجاوز به عنف و ناموس مردم کاملا شناخته شده و سرشناس می‌باشند.
در برخی پست‌ها و قرارگاههای امنیتی که باید آسایش مردم را تامین نمایند. عناصر جانی، قاچاقچی و ضد انسانیت مأمور، مسئول و یا فرمانده می‌باشند. زمانی که امنیت که ستون فقرات صلح، آرامش و ثبات یک شهر و یک جامعه می‌باشد در ید قدرت چنین اشخاصی قرار بگیرد معلوم خواهد بود که باید بسیاری جنایتها و ناامنی‌ها توسط خود عناصر مامور صورت گرفته و نباید افراد دست‌اندرکار ترورها و انفجارات اخیر دیر یا زود دستگیر شوند.
شاید قبل از این که مخالفین دولت انتقالی دست به عمل تروریستی بزنند، همین‌ها به خاطر اینکه بازار کار خود را گرم نمایند شرایط هرج و مرج را بوجود بیاورند و دست به اقدامات ضد امنیتی بزنند. بسیاری از مسئولین دولتی از بالا تا پایین همگی به فکر جیب خود و آسایش خویش بوده و از گرفتن هیچ رشوه‌ای دریغ نمی‌ورزند که فضا را به گونه‌ای درست می‌کنند تا بتوانند بهره‌هایی نصیب‌شان گردد.
عده‌ای هم به گونه‌ای مشی برای خود تعیین نموده‌اند که توده‌ها را حساس ساخته و تحریک جدی می‌نمایند وقتی از تلویزیون مشاهده می‌شود برخی افراد کراوات زده و با زنان نامحرم معاشرت نموده و دست می‌دهند، عصبیتهای ملی را برمی‌انگیزانند و یا وقتی عده‌ای احساس می‌کنند که دیگر، انحصار امکانات، قدرت و شهرت، در اختیار افراد خاصی که چندان لیاقت و شخصیت ندارند قرار دارد تحریک می‌شوند. از چنین وضعیتی است که بستر رشد و یا پیوند خوردن عناصری فراهم می‌گردد که وابسته به اجانب بوده طرفدار امنیت و همبستگی و آرامش در افغانستان نیستند پس دست به کار می‌شوند و جنایت می‌آفرینند.
این وضع هم در مرکز و هم در دیگر ولایات ادامه داشته و قطعا وقتی در شهر کابل این اوضاع احساس شود این شرایط در دیگر ولایات هم به مراتب فزونتر باید باشد.
2- عوامل خارجی: این عوامل هم به دو بخش تقسیم می‌شوند. عده‌ای از خارجیها مانند پاکستان و... علاقه به وجود صلح و ثبات در افغانستان نداشته و به انحاء مختلف فعال هستند تا اوضاع را در داخل افغانستان به نفع منافع خودشان تغییر بدهند. عده دیگر هم به گونه دیگری به نفع خود در تلاشند چنانچه بسیاری از کشورها قول و قرارشان این بود که باید برای بازسازی و استحکام و ادامه ثبات افغانستان کار جدی صورت بگیرد. اما دو حالت موجب گردیده تا کمک کننده‌های خارجی دست نگهدارند و ریالی در اختیار دولت افغانستان قرار ندهند.
الف) بسیاری از غربیها از کابینه موجود و روشی که این دولت برای حکومت‌داری گزینش کرده راضی به نظر نمی‌رسند. روی برخی مسئولین بحث‌های جدی است و درباره برخی فرماندهان حساب و کتاب ویژه‌ای باز نموده دسته‌ای از کشورها منتظر تغییر وضعیت فعلی هستند و گروهی دیگر دست‌اندرکار ایجاد تغییرات مثلا تلاش بر این است که عناصر قدرتمندی که مورد نظر غربیها نمی‌باشند کوبیده شده و یا نابود گردند.
از حاجی قدیر شروع شد و فعلا عملا کار بر روی ژنرال دوستم است و به همین منظور موضوع گورهای دست جمعی مطرح گردیده عامل اصلی و مستقیم آن ژنرال دوستم، استاد عطا قوماندان جمعیت، و محمد محقق از حزب وحدت تبلیغ می‌گردند. که در جهت خالی کردن زیر پای آنها و محکوم نمودن‌شان برنامه جدی در جریان است.
در نوبت دوم اسماعیل خان قرار خواهد داشت چنانچه برخی اخبار حاکی از این است که اسماعیل خان از این جهت که دارای تفکر متعصب اخوانی می‌باشد، نابود خواهد گردید. این روند غیر از ترورها و انجام جنایاتی است که به گونه دیگر و مطابق اقتضای شرایط برنامه‌ریزی گردیده است.
ب) با وجود همه نابسامانیهای موجود و فسادهای آشکار در داخل افغانستان هنوز هم غربیها به این نظراند که فضای دلخواه آنها از نظر فکری و فرهنگی در افغانستان به وجود نیامده است آنها می‌گویند در افغانستان دموکراسی وجود ندارد! آنها از وجود عناصر مسلمان در شیرازه قدرت نگران‌اند و از اینکه هنوز هم احکام اسلامی در این کشور جاری است ناراحت به نظر می‌رسند. آنها معتقدند که تا زمانی در افغانستان دموکراسی ایجاد نشده کمک کردن بیهوده خواهد بود.
چرا که اگر اکنون حتی یک دلار هم داده شود کمک به مسلمانان بوده و آنها بار دیگر تقویت خواهند شد و این چیزی است که مطابق اهداف غربیها نمی‌تواند باشد از همین رو بسیاری از کشورهای غربی مصمم‌اند تا قبل از اینکه اقتصاد مردم بهبود یابد و پیش از اینکه امنیت مطلوب حکمفرما شود از شرایط استفاده جسته برنامه‌های دموکراسی غربی را در افغانستان پیاده نمایند.
مخصوصاً در هفته‌های اخیر تلاش غربیها برای حاکم ساختن این روند به کلی مشهود بوده چنانچه هیچگاه آنها نیامدند تا برای تامین امنیت در افغانستان سمینار بین‌المللی برگزار نمایند و یا تلاشی در راستای تقویت اقتصاد عمومی و بهتر شدن وضعیت معیشتی مردم کنند اما با مصارف گزاف و دعوت از شخصیتهای نخبه و زبده غربی، سمینار بین‌المللی‌ای در شهر کابل دایر نمودند این سمینار از 3 تا 5 سپتامبر برابر با 12 تا 15 شهریور در هتل اینتر کانتینتال کابل دایر شد. دست‌اندرکاران، طراحان، فکری و اقتصادی این سمینار، رادیو بی‌بی‌سی از انگلستان، خبرگزاری اینترنیوز از آمریکا، آرتیکل ناینتین یا ماده نوزده حقوق بشر که مرکزش در لندن است و یونسکو بودند.
پیام روشن و صریح این سمینار این بود که: دموکراسی شرط سیاسی برای جذب کمکهای خارجی در راستای بازسازی افغانستان است. ممکن است گاهی برخی آزادیها نباشد اما دموکراسی است. چنانچه در آمریکا آزادی مراسلات پستی و یا نقل و انتقالات هوایی سلب شد ولی دموکراسی در آمریکا است.
اما هیچ حکومتی نمی‌تواند خود را دموکراتیک بگوید ولی دو آزادی در آن نباشد.
الف) آزادی در مشارکت مردم جهت فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
ب) آزادی بیان
در این سمینار تاکید شد که آزادی بیان هم اگر در چارچوب متون دینی و احکام اسلامی تفسیر شود مواجه با بن‌بست خواهد شد! بدین معنا که بایستی آزادی‌ها خارج از چارچوب دینی و به سبک غرب در افغانستان ترویج گردد!!
اصرار بر این گردید که باید اخذ مجوز برای کارهای مطبوعاتی که اکنون از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان تطبیق می‌شود ملغا گردد و هر فردی با هر تفکر مطلقاً آزاد باشد. هرچه می‌خواهد بگوید و هرچه می‌خواهد بنویسد و نیز نباید هیچ‌گونه مجازاتی در فراروی اهالی مطبوعات و نشریات قرار داشته باشد.
قانون مطبوعات فعلی که از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان و با تایید آقای کرزای رسمیت دارد اصلاح گردد و 37 مورد مجازاتی که از سوی وزارت عدلیه افغانستان برای مجازات خبرنگاران در نظر گرفته شده حذف گردد. اولا رادیو و تلویزیون افغانستان و آژانس خبررسانی باختر که رسانه‌های دولتی هستند غیردولتی شوند و ثانیاً باید راه حضور زنان رقاصه و آوازخوان به داخل رادیو و تلویزیون باز گردد!!
و آنچه تاسف‌آورتر به نظر می‌رسید اعلام آمادگی از سوی عبدالحمید مبارز معاون انتشاراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان بود. آقای مبارز قول مساعد داد که افغانستان به همین سمت و سو در حرکت است و خود وی نیز در چند روز پیشتر از برگزاری سمینار به عنوان مسئول کمیسیون ناظر بر امور رادیو و تلویزیون افغانستان مواردی را به تصویب رساند که گویای واضح همین آزادی‌های خواسته شده از سوی دست‌اندرکاران سینما در رادیو و تلویزیون بود!
در تلویزیون افغانستان فعلا آلمانیها برنامه اخبار خارجی را عهده‌دار هستند که طبعاً در آینده کارهای موثرتر فکری فرهنگی را در دست اقدام خواهند گرفت. از طریق استودیوی رادیوی افغانستان آی‌ساف – 2 ساعت قبل از ظهر و 2 ساعت بعد از ظهر برنامه‌ای به نام صبح بخیر و شب بخیر افغانستان سرزمینی بنام ایران زندگی می‌کنند یا در کشورهای دیگر با تعهد به میهن و وطن خودشان به سر می‌برند و دارای حقوق شهروندی هستند.
همه آنهایی که به معرفی شده‌های ما یا به افراد دیگر از جمله دوستان شما رای داده‌اند، و هم آنها که در رأی شرکت نکردند. همه اینها از نظر قانون حقوق یکسان دارند مردم سه نسلی هستند که نسل اول آنها انقلاب را به پیروزی رساند، نسل دوم دفاع مقدس را اداره کرد، و نسل سوم منزل تنها در ناحیه مکروریان‌ها، کابل‌کشی شده و با توجه به تحولات در قانون مطبوعات و نشریات و آزادی بیانی که با فشار غربیها من بعد قابل اجرا در کشور می‌باشد مبتذل‌ترین کانالها از طریق این تلویزیون قابل مشاهده خواهند بود.
ترویج آنتنهای ماهواره‌ای و ایجاد مغازه‌های وافر و متعدد فروش نوارهای مبتذل ویدیویی و سی‌دی‌های کاملا غیراخلاقی از دیگر برنامه‌های کارهای فرهنگی غربیها در داخل افغانستان می‌باشند چنانچه در ایجاد دیسکوتی‌ها و یا کلوپ شبانه هم پیشگام گردیده و فعلا برخی از آنها آغاز به کار نموده و تلاش دارند مراکز آن را توسعه بدهند.
این موارد نمونه‌های اندکی است که غربیها برای تغییر در وضعیت فکری فرهنگی مردم مسلمان افغانستان آغاز نموده‌اند. اگر دقت بیشتر صورت بگیرد فاجعه به مراتب وسیع‌تر از این خواهد بود و این در حالی است که در برابر چنین وضعیتی کار مثبت و قابل توجهی نه از سوی نیروهای داخلی افغانستان و نه از سوی جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.
با توجه به وجود عوامل فوق است که نه تنها توجه برای بهبودی دلخواه مردم افغانستان در کار نیست که علاقه بر تشدید وضعیت موجود می‌باشد. به این معنا که از یک سو نخواهند گذاشت تا افغانستان به جنگهای خونین گذشته برگردد و حداقل شهر کابل را از وجود چنین حوادثی حفظ خواهند کرد اما مخصوصاً عوامل خارجی با استفاده از زمینه اختلافات، تشتتهای درونی و بی‌تدبیری‌های خود افغانی‌ها نمی‌گذارند آرامش نه تنها سراسری شود که در راستای ناامن ساختن افغانستان همت گمارده‌اند.
چنانچه پادشاه خان زدران که فعلا مخالف دولت کرزای می‌باشد از سوی آمریکاییها تقویت گردیده، وضع به همین گونه است در دیگر مناطق افغانستان، تحلیلها اینگونه است که با ایجاد چنین جو خشونت و اختناق، از یک سو موجبات ضعف حاکمیت موجود را فراهم کرده نارضایتی مردم را هم دامن زده و از سوی دیگر در جهت بی‌دین ساختن مردم و ترویج فرهنگ غربی تلاش می‌شود تا فراهم شدن اطمینان غربی‌ها از وجود دموکراسی مورد پسند خودشان در افغانستان منتظر خواهند ماند که مدت زمان دوساله این حکومت خاتمه یافته لحظه انتخابات وعده داده شده فرا برسد. در آن وقت است که سعی دیگری برای حاکم ساختن عوامل صد در صد غربی خواهد شد و در صورت موفقیت، احتمال دارد بازسازی شروع شود و پولهای وعده داده شده از سوی غربیها به افغانستان سرازیر گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات