تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۹۸۷۲۳

اول سیاست داخلی بعد فرآیند صلح


روابط اسرائیل و فلسطینی‌ها در سال 2005 بیشتر در نتیجه درگیری‌های داخلی درون هر یک از این جوامع شکل می‌گیرد تا برخورد و تعامل میان آنها. ازسوی دیگر روابط میان اسرائیل و فلسطین به جای آنکه آنطور که بعضی می‌گویند، به سوی احیای دور جدید فرآیند صلح پیش برود، زمینه‌ای خواهد شد برای برگزاری انتخابات در اسرائیل در اواخر سال 2005 یا اوائل 2006. در سال جاری موضوع مهم و مورد توجه در اسرائیل عقب‌نشینی یکجانبه از غزه و سه شهرک شمال کرانه باختری است. اکثر اسرائیلی‌ها این موضوع را با توجه به تاثیرات آن بر جامعه اسرائیل ارزیابی می‌کنند نه در چارچوب روند صلح. بنابراین اکثریت ناظران اسرائیلی بر این باورند که عقب‌نشینی یکجانبه هر تاثیری که بر مناقشه فلسطین داشته باشد راه را برای حفظ اسرائیل به عنوان یک موجودیت یهودی و دمکراتیک هموار می‌کند و این تاثیر قطعی این کار است.
با این حال اقلیتی قدرتمند و باانگیزه که همان شهرک‌نشینان ایدئولوژیک هستند، بر این باورند که عقب‌نشینی یکجانبه یعنی پایان صهیونیسم. اختلاف بر سر این موضوع میان این دو گروه در اسرائیل بسیار شدید و دردناک است و تا مدت‌ها جامعه اسرائیل را به خود مشغول می‌کند. این عقب‌نشینی و خروج یکجانبه چه با موفقیت انجام شود و چه نشود با شروع آن، دولت ائتلافی که اکنون با حضور احزاب لیکود، کارگر و توراه در حال شکل‌گیری است به دلیل نبود یک اصل بنیادین هماهنگ‌کننده، فرو می‌پاشد و زمینه برای برگزاری انتخابات جدید در اسرائیل فراهم می‌شود. اما اگر آریل شارون نخست‌وزیر اسرائیل نتواند این ائتلاف جدید را تشکیل دهد، انتخابات خیلی زودتر برگزار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و در این شرایط طرح خروج یکجانبه به خطر می‌افتد.
در فلسطین، آزمون واقعی پیش روی محمود عباس رئیس جدید تشکیلات خودگردان در سال 2005 رسیدگی به امور داخلی است. محور برنامه‌های او در این سال روند صلح با اسرائیل نخواهد بود چون نکته مهم و بارز این سال اقدام یکجانبه اسرائیل است؛ بنابراین درخواست فلسطینی‌ها برای شروع یک روند همه‌جانبه صلح به تاخیر می‌افتد. قضاوت درباره رهبری عباس در سال جاری بر مبنای توانایی او در تحقق وعده‌هایی است که درباره جامعه فلسطین داده است. وعده‌هایی چون پایان دادن به درگیری‌ها در پیش گرفتن و همکاری به جای رویارویی در تعامل با شبه‌نظامیان فتح و حماس، در این زمینه هم شاهد تنش‌هایی درون جامعه فلسطین خواهیم بود که شاید جایگاه رئیس تشکیلات را هم تحت ‌تاثیر قرار دهد.
اگر در پایان او نتواند حکومت قانون را در سراسر جامعه فلسطین مستقر کند، مستحق از دست دادن اعتماد اسرائیلی‌ها و دولت بوش است. بدون شک میان این دو فرآیند داخلی در هر دو طرف، ارتباطات زیادی وجود دارد. مثلا اگر خروج از غزه تحت حملات موشکی و خمپاره‌ای شدید فلسطینی‌ها انجام شود و به ویژه اگر این آتش‌باران بعد از خروج آخرین اسرائیلی از غزه هم ادامه یابد، بنابراین برای بهبود اوضاع امنیتی و تحرک سیاسی دیگری، بخت زیادی وجود ندارد. در همین حال اگر تلاش عباس برای کاهش حملات با موفقیت همراه شد اما در مقابل، دولت شارون تعداد ایست‌های بازرسی را کاهش ندهد، زندانیان را آزاد و زندگی اقتصادی فلسطینی‌ها را تسهیل نکند، وضعیت از این هم بدتر خواهد شد.
این همان نقطه‌ای است که نقش طرف‌های سوم مانند مصر و کشورهای غربی در آن می‌تواند بسیار موثر باشد. نقش این کشورها در فشار وارد کردن برای پیش‌برد روند صلح نیست چون هنوز برای این کار زود است، نقش آنها، درخواست از شارون برای ایجاد تدابیر اعتمادسازی و دادن اطمینان به عباس درباره آغاز فرآیند صلح در صورت توقف حملات فلسطینی‌هاست.
وقایع سال جاری در فلسطین همچنین با وقایع منطقه‌ای هم مرتبط است. نتیجه ناآرامی‌های عراق و روابط آمریکا و روسیه می‌تواند تأثیر زیادی بر وضعیت فلسطین داشته باشد. در این سال یا پیشرفت و تحول موفقیت‌آمیزی روی می‌دهد و یا اوضاع از این بدتر می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات