اردلان متین
تحولات اخیر در فلسطین و شروع به کار جانشین عرفات که با پیروزی در انتخابات رهبر منتخب فلسطین لقب گرفته است، با تحلیلها و پیشبینیهای بسیاری درباره آینده روند صلح و مناقشه نیم قرنی منطقه خاورمیانه همراه شده است.
در آمریکا دو تحلیل متفاوت در این مورد وجود دارد. تحلیل اول که حاکی از خشنودی از نتیجه انتخابات است، وقایع چند ماه اخیر را گشوده شدن دریچهای جدید برای روند صلح میداند.
از آنجا که محمود عباس جانشین عرفات، در جریان تبلیغات انتخاباتی و البته از سال گذشته از پایان دادن به انتفاضه مسلحانه و آغاز دور جدیدی از مذاکرات صلح حرف زده بود، پیروزی او در انتخابات را شاید بتوان بازتابی از خواست مردم فلسطین برای آزمودن این رویکرد تلقی کرد.
عرفات هم نماد جنگجوی مبارز بود و هم یک مذاکرهکننده، اما عباس یک چهره سیاسی است که فقط به دنبال گزینه سیاسی است.
نزدیکان عرفات میگویند، او (عباس) علاوه بر اینکه به فکر از سرگیری مذاکرات با اسرائیل است، برای دستیابی به یک توافق قریبالوقوع با حماس و دیگر گروهها و جناحهای فلسطین به منظور آرام کردن اوضاع تلاش خواهد کرد.
آنها میگویند، برنامه عباس این است که ابتدا اوضاع را آرام و بعد اسراییل را متقاعد کند که تعداد ایستهای بازرسی و موانع نظامی خود را کاهش دهد.
استراتژی دیگر عباس این است که از شارون بخواهد از خواسته مطرح شده در طرح نقشه راه مبنی بر نابود کردن زیرساختها و توان گروههای شبهنظامی فلسطین صرفنظر کند و به جای آن آتشبس این گروهها را بپذیرد.
وقتی اوضاع آرام شود و اسراییل نتیجه را ببیند راضی میشود. اما شارون گفته است که این کافی نیست، اما به نظر میرسد که تلآویو منتظر بماند تا نتیجه این تلاش را ببیند.
عباس هم راه دشواری پیش رو دارد و البته تأکید کرده است که فقط برای متقاعد کردن گروههای شبهنظامی تلاش میکند، نه وادار کردن آنها. او جنگ داخلی را خط قرمزی میداند که «هیچگاه به آن نزدیک نمیشود.» او اگر در این راه به زور متوسل شود نیروهای درون جنبش فتح را نیز علیه خود میشوراند.
عباس به رغم پیروزی 62 درصدی در این انتخابات نمیتواند چیزی را به حماس تحمیل کند بلکه باید با آنها گفتوگو کند.
انتخابات پارلمانی در ماه جولای آزمون مهمی پیش روی عباس است. حماس در انتخابات شوراها و شهرداریها در ماه گذشته نتایج خوبی بدست آورد و احتمال شرکت آن در انتخابات پارلمانی هم زیاد است. مخالفان چپگرای طرفدار برغوثی نیز میتوانند آرای خوبی بدست آورند. اگر فتح نتایج خوبی بدست نیاورد، فعالیت عباس محدود میشود. اینجاست که عملکرد اسرائیل و آمریکا یا میتواند به شکست عباس منجر شود و یا به پیروزیاش. اگر تعداد ایستهای بازرسی و موانع نظامی کاهش یابد و حملات نظامی متوقف شود، عباس میتواند در مذاکرات خود با گروههای داخلی نتایج بهتری بدست آورد.
شیمون پرز رهبر حزب کارگر اسراییل بعد از اعلام نتایج انتخابات گفت: یک مرد میانهرو انتخاب شد، یک مرد باتجربه و باهوش، باید به او فرصت بدهیم.
اما تحلیل دیگری هم درباره آینده فلسطین وجود دارد که مانند تحلیل او خوشبینانه نیست.
طرفداران این تحلیل که از میان تندروهای آمریکایی هستند و از پیش از بیماری و مرگ عرفات گمانهزنیهایشان را شروع کرده بودند، میگویند، درست است که عرفات مانعی برای صلح بود و با رفتن او این راه باز میشود، اما باید اندکی محتاط بود، «بعد از عرفات ما با میراث او روبرو خواهیم بود.» عرفات از زمان بازگشت از تبعید در تونس در سال 1994 به طور نظاممند برای متمرکز کردن قدرت تحت کنترل خود و خنثی کردن نهادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی موجود در جامعه فلسطین تلاش زیادی کرد.
تندروهای آمریکایی میگویند، وجود این نهادها در فلسطین طی قرنها این جامعه در رویارویی با چالشها کمک کرده بود و خنثی شدن آنها عواقب و پیامدهای زیادی دارد.
یک جامعه مدنی متنوع و متکثر مانعی برای قدرت عرفات بود. به همین دلیل وقتی از تبعید بازگشت همه این موانع را از سرراهش برداشت و به جای آن یک نظام متمرکز را جایگزین کرد. همه مسیرهای مالی و راههای قدرت به خود او ختم میشد.
تندروهای آمریکایی میگویند، عرفات هویت فلسطین را به ایدئولوژی مقاومت، خشم و فداکاری محدود کرده است. چنین محدودیتی که به دلیل وجود یک دشمن خارجی ایجاد شده است در واقع خیلی از مسائل داخلی جامعه فلسطین را توجیه کرده و اکنون این جامعه سرشار از نفرت است.
عرفات تحمل رقابت را نداشت و خود را مرکز همه چیز قرار داده بود. او هیچ جانشینی برای خود تعیین نکرده بود چون همواره از ظهور یک چهره دیگر احساس تهدید میکرد. طبق قوانین فلسطین در صورت ناتوانی رئیس تشکیلات خودگردان از ادامه کار، قدرت به طور خودکار به رئیس شورای قانونگذاری منتقل میشود. طی60 روز باید انتخابات جدیدی برگزار و رئیس بعدی انتخاب شود. در جریان بیماری عرفات و در مدتی که او در پاریس بود، همواره بیم آن میرفت که فلسطین به صحنه جنگ قدرت میان گزینههای جانشینی او تبدیل شود. روحی فتوح رئیس پارلمان که طبق قانون به طور موقت جانشین عرفات شده بود، از شخصیتهای چندان بانفوذ فلسطینی نبود. اما محمود عباس و احمد قریع با نزدیک شدن به یکدیگر و تشکیل نوعی ائتلاف، اوضاع را در دست گرفتند. این دو از گروه تونسیها هستند، یعنی همراهان عرفات که به همراه او از تبعید به فلسطین آمدند. مردم محلی و گروهی از سیاستمداران داخلی فلسطین، این گروه را «خارجیها» میخوانند. این «خارجیها» طبقهای ثروتمند و البته متهم به فساد مالی و اداری تصور میشوند که طی این سالها با تمرکز قدرت در دست خود فرصت را از «داخلیها» یعنی فلسطینیهای محلی گرفتهاند. این گروه از سیاستمداران برخلاف عرفات نماد انقلاب و مقاومت فلسطین نیستند. به همین دلیل احزاب و جناحهای مختلف درون جامعه فلسطین از جمله نیروهای چندگانه امنیتی، شبهنظامیان و خانوادههای زندانیان دید خوبی درباره این افراد ندارند و میتوانند پایگاه قدرت آنها را به چالش بگیرند.
در حال حاضر چند دسته از نیروهای مسلح امنیتی و سازمانهای شبهنظامی هستند که عرفات به طور عمد آنها را تحت کنترل هیچ قدرت مرکزی در نیاورده بود و به طور مستقل و ناهماهنگ عمل میکنند. این بخشی از سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن» عرفات بود. همه این گروهها و سازمانها به عرفات وفادار بودند و همین احساس وفاداری مانع از خارج شدن کنترل اوضاع از دست عرفات میشد. اما حالا در نبود عرفات دیگر چنین احساس وفاداری مشترکی وجود ندارد.
نه تنها چنین احساس مشترکی وجود ندارد بلکه جامعه فلسطین با تهدیدی جدید ناشی از این وضعیت روبرو خواهد بود. این تهدید ناشی از گروههایی از جوانان مسلحی است که بعضی اعضای آنها فقط 12 یا 13 سال سن دارند و به هیچ یک از بازیگران کنونی صحنه سیاسی فلسطین وفاداری احساس نمیکنند. اینها را باید عوامل جدید و مهم و مؤثر جامعه فلسطین دانست که در صحنه سیاست آینده آن نقش مهمی خواهند داشت.
این جوانان حتی به عرفات هم پاسخگو نبودند و حالا با مرگ او، بر تعداد آنها افزوده خواهد شد. هر کس که بخواهد در جامعه فلسطین حکومت کند باید ابتدا با آنها روبرو شود.
ساختاری که عرفات ایجاد کرده بود با مرگ او از بین رفت، تنها چیزی که باقی مانده و در میان اکثر فلسطینیها بسیار هم قدرتمند است، مقاومت در برابر اسراییل است. حتی با خروج اسرائیل از غزه هم این احساس ادامه مییابد. تندروهای آمریکایی، خروج اسراییل از غزه را به این معنی تعبیر میکنند که فلسطینیها دیگر نمیتوانند شریکی برای اسراییل باشند. وقتی دیگر همزیستی مسالمتآمیز در زمینه کار و درآمد وجود نداشته باشد، فلسطینیها مقاومت مسلحانه خود را در مقابل اسراییل بیشتر میکنند.
به همین دلیل است که در حال حاضر مروان برغوثی یکی از محبوبترین چهرههای فلسطینی است، کسی که اکنون به دلیل نقشش در رهبری حملات علیه اسراییل پنچ بار حبس ابد خود را در زندانهای اسراییل می گذراند.
او برای فلسطینیها نماد جدید مقاومت در برابر اسراییل است. وقتی او برای شرکت در انتخابات اعلام آمادگی کرد، در نظرسنجیها بیشترین آرا را به دست آورد، اما به دلیل فشار رهبران فتح و گفته اسراییلیها که او را از زندان آزاد نمیکنند، نامزدی خود را پس گرفت. پیش از انتخابات در واشنگتن و تلآویو بحث بر سر این بود که او تنها کاندیدایی است که قدرت جلوگیری از فروپاشی جامعه فلسطین را دارد. این در حالی است که اگر او در انتخابات شرکت میکرد و پیروز میشد، دور جدیدی از مقاومت مسلحانه در انتظار اسراییل بود.
آن گروه از تحلیلگران آمریکایی که مرگ عرفات را آغاز مشکلات فلسطین میدانند بر این باورند که اگرچه در اسراییل، اروپا و واشنگتن، مرگ عرفات از میان برداشته شدن آخرین مانع برای صلح تلقی میشود، اما تازه حالا باید به جامعه فلسطین فرصتی داده شود تا با کمک خارجیها نهادهای جدیدی را بنا کنند.
آنها میگویند وقتی عرفات از تبعید در تونس به سرزمینهای فلسطین بازگشت، در واقع صلح قبل از دموکراسی در اولویت قرار گرفت. اما اکنون این دموکراسی است که باید قبل از صلح قرار بگیرد.