تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۹۸۷۳۰
براساس پیشگویی آبراهام بورگ

جامعه اسراییل در سراشیبی سقوط


فوزی صلوخ
آبراهام بورگ، اخیراً مقاله‌ای با عنوان «مرگ انقلاب صهیونیسم» نوشت که در برخی مطبوعات اسراییلی، غربی و عربی منتشر شد.
بورگ طی سالهای 1999 تا سال 2003 میلادی، ریاست کنست (پارلمان) رژیم اشغالگر قدس را برعهده داشت و در حال حاضر یکی از نمایندگان حزب کار در کنست است.
با نگاهی به این مقاله می‌توان به راحتی عمق ترس و نگرانی صهیونیست‌ها از فروپاشی اسراییل به دست‌ راستگرایان افراطی به رهبری آریل شارون، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، پی برد.
به گفته بورگ، احتمال دارد نسل آینده صهیونیستها، اضمحلال و فروپاشی ارزشهای اخلاقی را شاهد باشد و اسراییل به کشوری منفور و به رسمیت شناخته نشده تبدیل شود. کشوری که در آن ارزشهای اخلاقی و قانون را به بازی می‌گیرند. کشوری که تمام هم و غم آن حقیر شمردن و کوچک کردن شهروندان عرب است و در آن هیچ اهمیتی به سرنوشت کودکان فلسطینی داده نمی‌شود. به همین دلیل آنها از رهبران چنین کشوری کینه به دل می‌گیرند و خود را در مراکز تفریحی منفجر می‌کنند تا شهید راه خدا باشند. کشوری که تمام توجهش را به شهرک‌سازی، ایجاد دیوار حایل و موانع در جاده‌ها معطوف کرده است.
بورگ در ادامه، مخالفان دولت را به دلیل سکوت به باد انتقاد گرفته و می‌پرسد: آیا این به خاطر فصل تابستان و تعطیلات است؟ آیا آنها شجاعتشان را از دست داده‌اند یا اینکه به این نتیجه رسیده‌اند که باید به هر قیمتی به بهشت حکومت وارد شد؟ وی بار دیگر از تبدیل شدن اسراییل به یک کشور قرون وسطایی که در آن پلیس و دولت همه فاسد باشند، ابراز نگرانی می‌کند.
بورگ بر این باور است که اعضای تیم سیاسی فاسد حاکم بر جامعه اسراییل باید از کار برکنار شوند، چرا که مساله، مساله درگیری حزب کار علیه لیکود یا راست و چپ نیست. بر این اساس اگر اسراییلی‌ها دمکراسی را می‌خواهند، سه راه در پیش رو دارند: عدول از آرمان سرزمین اسراییل با تمام شهرکها و ساکنانش، اعطای حق شهروندی و حق شرکت در انتخابات برای همه از جمله اعراب و یا برگزاری انتخابات به منظور تشکیل کشور فلسطین.
همچنین شیمون پرز، نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی نیز با چاپ مقاله‌ای با عنوان «اسلو همچنان به سوی صلح می‌رود» در روزنامه هرالدتریبیون، مورخه 19 سپتامبر 2003 نوشت: توافقنامه‌‌های اسلو همگان را در جهان به جنب‌وجوش برانگیخت و توانست بسیاری از یهودیان و فلسطینی‌ها را به سمت خود بکشاند. اسراییل همچنین با اردن پیمان صلح منعقد کرد و همزمان خطر بروز جنگ در منطقه نیز به میزان زیادی کاهش یافت.
پرز در ادامه یادآورد شد: اسراییلی‌ها یک اشتباه مرتکب شدند و آن اینکه شهرک‌سازی را افزایش دادند که این امر باعث شد، نتوانند شبه‌نظامیان تروریست را کنترل کرده و فعالیت‌هایشان را محدود سازند.
وی همچنین عرفات را به ناتوانی در ایجاد یک حکومت قانونگرا متهم و تاکید کرد که او به همین دلیل در امتحان شکست خورد؛ زیرا به جای ایجاد حکومت قانون، از قانون خشونت پیروی می‌کند؛ اما گویا پرز، رفتارها و اقدامات تروریستی و ددمنشانه شارون و سایر راستگراها و حتی چپگراهای صهیونیست را فراموش کرده است.
پرز افزود: «ده سال از پیمان اسلو گذشت و در این مدت بسیاری از افراد، اعتقادشان به صلح را از دست دادند، اما این چیزی است که تا ابد از ذهن کسی پاک نمی‌شود؛ چه اینکه هر یک از دو طرف برنامه‌های خاص خود را برای صلح دارند که مبتنی بر تشکیل دو کشور برای دو ملت بوده است. اینک روند صلح دچار بحرانی شدید شده که نباید در برابر آن تسلیم شد. صلح سرانجام پیروز خواهد شد و تنها راه ملتهای خاورمیانه آن است که صلح را برگزینند.»
می‌بینیم که بورگ، پرز و سایر رهبران چپگرای صهیونیست، عمدتاً به سوی صلح و آرامش گرایش پیدا کرده‌اند، اما رهبران و مقامات راستگرا همچنان خواستار هرج‌ومرج، ناآرامی، قتل، کشتار، ترور و تخریب منازل هستند تا جایی که حتی شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی جنبش حماس را نیز مورد سوءقصد قرار دادند و اینک دیگر روزی نیست که در آن یکی از رهبران یا کادرهای جنبش انقلابی و مبارز مانند حماس، جهاد اسلامی و گردانهای شهدای‌الاقصی مورد سوءقصد قرار نگیرد.
در ادامه این روند ما اعلام طرح ترور یا اخراج یاسر عرفات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین از سوی رژیم اشغالگر قدس و وتوی آمریکا علیه طرح سوریه در شورای امنیت مبنی بر لغو طرح اخراج یا قتل عرفات توسط اسراییل را شاهد هستیم، که در اصل چراغ سبز واشنگتن به شارون و شائول موفاز (رئیس ارتش رژیم صهیونیستی) برای اجرای طرحهای شوم و پلیدشان به شمار می‌رود.
امروز اوضاع منطقه بسیار پیچیده است و قتل یا اخراج عرفات اقدامی است بسیار نسنجیده که اوضاع را بدتر خواهد کرد. از سوی دیگر، استعفای دولت ابومازن از جمله رویدادهایی است که نه فقط عرفات، بلکه جورج بوش و شارون نیز باید عواقب آن را تحمل کنند، زیرا بوش همان کسی است که پیوسته و بدون هیچ قید و شرطی از اسراییل حمایت کرده و همراه با شارون از عرفات خواسته تا گروههای مبارز فلسطینی را سرکوب کند. این در حالی است که شارون همچنان به سیاست ترور و قتل مبارزان فلسطینی و همچنین شهرک‌سازی در کرانه باختری و نوار غزه و ساخت دیوار جداکننده ادامه می‌دهد.
همچنین شاهد هستیم که شارون برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات جنایتکارانه خود تنها به برخی اقدامات تشریفاتی و ظاهری مانند آزاد کردن چند زندانی و صدور مجوز ورود تعداد اندکی از فلسطینی‌ها به اسراییل مبادرت ورزید. در همین حال کمیته چهارجانبه نیز کار اجرای بندهای طرح «نقشه راه» را به یکی از اعضای خود سپرد و بدین‌ترتیب طرح عملا شکست‌خورده تلقی می‌شود.
این در حالی است که اروپایی‌ها بدون در نظر گرفتن حملات بالگردهای آپاچی اسراییلی به مناطق فلسطینی‌نشین و کشته و زخمی شدن غیرنظامیان فلسطینی، تنها به خاطر عملیاتهای شهادت‌طلبانه رزمندگان اسلام، نام این جنبش انقلابی را در فهرست تروریسم قرار دادند!
گویا کشورهای عضو اتحادیه اروپا چشمی برای دیدن جنایاتی که هر روز توسط شارون و ایادی‌اش با پیشرفته‌ترین سلاحها علیه مردم و رهبران مبارز فلسطین در جنین، نابلس، رام‌الله و سایر نقاط صورت می‌گیرد، چشم دوخته‌اند، البته به شکل تروریسم...!!!
همزمان ما شاهد ساخت دیوار حایل هستیم که در اصل جداکننده خانواده‌های عرب فلسطین از یکدیگر و تبدیل سرزمینهای اشغالی به جزیره‌هایی کوچک و پراکنده از هم به شمار می‌رود. توماس.‌ال.‌فریدمن، مفسر صهیونیست روزنامه هرالدتریبیون درباره این دیوار نوشت: یک دیوار خوب، همسایه‌های خوب را هم به وجود می‌آورد. به شرط آنکه بر روی مرزهای مورد توافق، منطقی و واضح بنا شود. اگر هدف از ساخت این دیوار ایجاد منطقه‌ای در کرانه باختری برای ایجاد شهرک‌های اسراییلی باشد، این دیوار به یک دیوار ندبه (گریه) جدید تبدیل خواهد شد که مردم به جای دیوار قدس، برای گریه به آنجا خواهند رفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات