مترجم: سولماز رسولی
عبدالله اوجالان، رهبر «پ.ک.ک.»، طی ملاقات مشروحی با وکیل خود در زندان، بخش دیگری از نظرات خود را راجع به چشمانداز آینده کردها در شمال عراق و ترکیه و روابط آنها با آمریکا و دولت ترکیه، اعلام کرد.
در این ملاقات اوجالان با تأکید بر ایجاد دمکراسی و وحدت میان گروههای کرد، از انشعاب برادر خود، عثمان اوجالان و نزدیکی وی با اتحاد میهنی کردستان، به شدت انتقاد کرده است.
وی همچنین فعالیتهای ملیت پرستانه گروههایی چون «پژاک» را اشتباه خواند و بر ایجاد دمکراسی به جای ملیتپرستی و دولت کرد تأکید کرد.
در عین حال عثمان اوجالان، برادر عبدالله در یک سخنرانی با تشریح انتقادی عملکرد 15 ساله اخیر «پ.ک.ک»، ضمن حمله به او، از انشعاب خود دفاع کرده است.
به عقیده من، «مجلس آزاد مردم» میتوانست تأسیس شود. از طرفی میتوانستید واقعیات تاریخی اجتماعی را آشکار کرده و از طرفی نیز مردم را در سطح بسیار خوبی سازماندهی کنید. هیچ کس نمیتوانست ادعا کند که قصد تقسیم کشور را دارید و یا کاری مخالف قانون انجام دادهاید. جامعه جمهوری که مصطفی کمال زندگی و عمر خود را وقف آن کرده بود، در حال فرقهبندی شدن است. اصل انقلاب جمهوریت، هموطن آزاد و واقعیت و اصل دمکراسی نیز مجلس آزاد مردم است. فلسفه جمهوری باید این گونه باشد. اگر به ویژگیهای مثبت روشنفکری مصطفی کمال احترام میگذارند باید راه را برای برقراری سیاست هموطن آزاد هموار کنند.
با مهینپرستی ناآگاهانه نمیتوان به نتیجه رسید. سیر تحولات و پیشرفتهای «القاعده» نیز بر همه معلوم است. نتایج انعکاس ایدئولوژی دینی در ترکیه نیز معلوم است. فکر میکنم رمان «افندی» به این موضوع پرداخته است ولی هنوز آن را نخواندهام. ملیتپرستی از خارج به ترکها تحمیل شده است. آلمانها برای نفوذ در آسیای میانه، ملیتپرستی را به ترکها تزریق کردند.
در ترکیه ملیت پرستی این چنینی وجود نداشت. یهودیان را نیز برای دوری ترکها از مسلمانیت، تحمیل کردند. این کار را به قصد ایزوله کردن ترکها و اعمال نفوذهای خارجی انجام دادند. مصطفی کمال قصد داشت آناتوی را لبریز از میهنپرستی کند ولی این موضوع که چقدر موفق شده است، قابل بحث است.
بر همه واضح است که ملیتپرستی فلسطینیها و اسراییلیها، این کشورها را با چه وضعی مواجه است. وضعیتی که ملیتپرستی ترکی، ترکیه را با آن مواجه کرده است، معلوم است. ملیتپرستی عثمان پاشا، باعث نابودی دولت عثمانی شد. اگر به این ایدئولوژیهای دینی و ملیتپرست ادامه دهیم، آناتولی نیز از دست خواهد رفت. متوجه این، مسأله نیستند.
نقش ملیتپرستی ارمنیها و گرک آیونیالیها در قرن نوزدهم، اکنون به کردها داده میشود. این سیاست باعث نابودی آنها شد. صرفاً به علت سیاست روزمره انگلیسیها تاریخ هزار ساله نابود شد. سیاستهای آلمان و انگلیس باعث شکست ملتها شد. ترکها امپراطوری خود را از دست دادند، ارمنیها و یونانیها نیز رفتند. کردها ماندند ولی چگونه؟ اجسادشان باقی ماند.
میگویند آپو، مخالف دولت تشکیل شده در شمال عراق است. مسأله، مخالفت یا موافقت با این دولت نیست. دولت عرفات و دولت اسراییل باعث نابودی این کشورها خواهد شد. ملیتپرستی هر دو ملت را مسموم کرده است. ملیتپرستی کردی نیز که قصد ایجاد آن را دارند، به دولت عرفات شباهت دارد. این سیاست قصد تأسیس یک دولت دستنشانده در عراق، با دست ملیتپرستی کردی دارد. در واقع من نام آن را «اسراییل دوم» گذاشته بودم. میتوان فلسطین دوم نیز گفت. بالاخره نیز آن را با ملیتپرستی ترکی، عجمی و عربی درگیر خواهند کرد. ولی نتیجه چه خواهد شد؟
از سال 97 در حال تلاش برای مخالفت با این مساله هستم افراد ما نیز این را درک نکردند. عثمان رفت و به طالبانی پناه برد. گروهی به KDP (حزب دمکرات کردستان عراق) پناه برده، گروهی دیگر نیز به اروپا فرار کردند. با قتلعام کردها، قصد ایجاد فلسطین دوم را دارند. دولت کرد، قرارگاه اصلی این امر خواهد بود. ترکها نیز خود را موفق تصور میکنند. با قتلعام و کشت و کشتار کردها، امپریالیسم و کاپیتالیسم جهانی در خاورمیانه با تکیه بر خون کردها در حال پیشرفت و توسعه است. انقلاب جدید کاپیتالیسم جهانی با تکیه بر خون ملتها، به وقوع خواهد پیوست. باید از وقوع آن جلوگیری کرد. تز جدید امپریالیسم فراگیر است.
وضعیت جدید را به همراه برخی جزییات آن بررسی کردم. برای اینکه در قرن جدید، مانند ارمنیها و آیونیالیها در قرن نوزدهم نباشیم، باید خط مشی دمکراتیک را توسعه داده و سازماندهی کنیم. کنگره خلق مبین همین مسأله است. «پ.ک.ک» باید از نظر ایدئولوژی و سیاسی خود را اصلاح کند. کسانی که در این باره صاحب ادعا بوده، اعتماد به نفس و منش ایدئولوژیک ـ سیاسی داشته، به علم و آگاهی معتقد بوده و قصد از خودگذشتگی دارند، میتوانند با «پ.ک.ک» همکار کرده و در آن متمرکز شوند. با چشمداشت به قدرت و مقام نمیتوان کاری انجام داد. کسانی که چنین اهدافی دارند، از سازمان دور شوند.
کنگره خلق، تشکل سیاسی راهحل دمکراتیک است. در داخل کنگره از مردمگرایی گرفته، هر نوع انجمن و اتحادیهای که مناسب با نیازهای مردمی باشد، میتوان تأسیس کرد کسانی که منش در رفتار دمکراتیک دارند، میتوانند بر انجام این امر نظارت کنند. اگر این کار انجام شود، قتلعام آسور، فلسطین، آیونیا و ارمنیها تکرار نخواهد شد. در چهار گوشه کشور سیستم دمکراتیک خود را توسعه دهند، از طرف دیگر میتوانند رسم و رسوم دولت مستبدانه را با تغییر دمکراتیک مواجه کنند آیا در این مورد بحث و بررسی انجام میشود؟ آیا در خط مشی خود تجدیدنظر و بازنگری به عمل میآورند؟
باید انفجارهای ایدئولوژی سیاسی به وجود آورند. ممنوعیتها را بهانه نکنند. ممنوعیت آنچنانی نیز وجود ندارد. اگر مردم به صورت جمعی سازماندهی شوند، هیچ کس نمیتواند آنها را قتل عام کند، هیچکس نمیتواند عادت به گرسنگی و فقر را به آنها تحمیل کند. دولت ملیتپرستی از دوران انسان اولیه تاکنون، به مفهوم عدم آزادی و عدم تساوی بوده است. تشکیل دولت به معنی پذیرفتن بردگی است. ولی با دولت کرد بورژوآ مخالفتی نداریم، بلکه دمکراسی را به جای آن ترجیح میدهیم. دولت وسیله فشار آوردن اقتدار و قدرت به مردم است. دولت نه مردم را میتواند نجات دهد و نه میتواند دمکراسی را به وجود آورد. عربها 22 دولت دارند، آفریقاییها نیز دولتهای متعددی دارند، ولی بیشتر از همه آنها تحت فشار قرار دارند.
دولت به تنهایی نمیتواند نقش منجی را ایفا کند. دولت مایه دردسر مردم و جامعه است. دولت دچار تومور و سرطان شده است. هیچ کس نمیتواند این مسأله را حل کند.
در ترکیه نیز چنین وضعیتی برقرار است. اردوغان به دور خود میچرخد. دولت نیاز به ترقی دمکراتیک دارد. من پیشرفتهای زیادی را در این ارتباط به وجود آوردم «پ.ک.ک» حتی به این امر تنزل نکرد.
فرهاد اکنون از دمکراسی صحبت میکند. انگار چیزی از دمکراسی میداند! شخصیتهای از بین رفته افراد بیچاره، گروه رسوایان. من مطمئنم که در «پ.ک.ک» دوستان با ارزش و پر دل و جرات نیز وجود دارند. هستند کسانی که به خاطر من خود را آتش زدند، سالها در زندان ماندند، دیگرانی که زنده هستند باید به این مسأله به دیده احترام بنگرند. نباید حساب و کتابهای سیاسی کثیف انجام دهند. یک بار دیگر هشدار میدهم: در غیر این صورت نباید نزدیک شوند. در وضعیت بسیار جدی و بحرانی قرار داریم. با این وضعیت نمیشود شوخی کرد.
آمریکا موقعیت خود را در خاورمیانه تغییر داده است. نجف مثالی از این مورد است. هر لحظه احتمال انفجار کرکوک وجود دارد. راه پیشگیری از آن عمیق کردن خط مشی دمکراتیک است. یک دفاعیه صحیح یک جنبش اجتماعی دمکراتیک، خیلی چیزها را میتواند تغییر دهد. تجزیه تحلیلهای تاریخی به عمل آوردهام هر کس تا اندازهای بیاحترامی کرد. هنوز نتوانستهاند بفهمند. انفرادی شدم. شماها چرا این قدر دست و پا چلفتی از آب درآمدید. چرا آلت دست قرار گرفتید. حتی دولت هم متوجه شد که در دفاعیات من تا حدی امکان رسیدن به راهحل وجود دارد. نمیگویم همه، ولی حداقل گروهی متوجه این مسأله شدند.
مرا رهبر خطاب میکنید. رهبر با قول و فکر و ارادهاش، یک رهبر است. رهبر مایه عزت، آگاهی و منافع مردم است. ادعا میکنید احترام یکدیگر را حفظ کرده و با هم متحد شوید.
شما را نیز به عنوان بخشی از مردم میدیدم. برای آنکه صاحب علم درست، اراده آزاد و افکار صحیح شوید، با شما بحث و جدل کردم، با محبت و احترام برخورد کردم، تا اینکه 5 سال بعد مرا گرفتار این وضعیت کردید. یکی همه چیز را گذاشته و پی کار خود رفته، دیگری تا خرخره غرق قدرت شده است.
«پ.ک.ک» ارزشهای بسیاری دارد. تایلانها در روسیه و بارزانیها در اروپا خود را آتش زدند، آنها انسانهای بسیار شریف و با عزتی بودند. در حالیکه روسیه و اروپا آنقدرها هم بد نبود. اما با وجود این خود را به آتش کشیدند. البته من نمیگویم خود را آتش بزنند. اگر دوست و رفیق راه ما هستند باید از ارزشها به طور صحیح قدردانی شود. اگر با این دید، نگاه کنید، میتوانیم همراه هم باشیم.
حتی اگر با من مبارزه میکنید، مبارزان عاقلی باشید. مبارزه فرهاد، منطق سوء استفاده دارد. یا باید بصورت جدی یک خط کشی دمکراسی داشته باشید و یا شما را مورد تمسخر قرار داده و از بین میبرند. اگر سیاستتان در ترکیه اینگونه باشد، تبدیل به ماهی از آب درآمده خواهید شد. این مسائل بسیار مهم است. باید درک کنید. اینها را به روشنفکران و کسانی که در اروپا یا در کوه هستند توضیح دهید در غیر این صورت، همگی شکست خواهند خورد. من عملکرد بسیار بالایی در اینجا داشتم.
مقاومت بسیار بالایی از خود نشان دادم. آگاهیهای بسیاری به مردم دادم. اینها را در مطبوعات و رسانهها منعکس کردم. حتی اگر یک کلمه از صحبتهایم را درک میکردید، به گونهای صحیح میهنپرستی میکردید، افسانهها خلق میکردید. نوشتید، ولی چرا نتوانستید به دیگران بفهمانید؟
برای حل مشکلات نیاز به انسانهای واقعی داریم. ضعف جناح چپ باعث ضعف جناح راست خواهد شد. گروه رضا نیز حسابها و برنامههای زیادی در سر داشتند ولی به علت وجود من موفق نشدند. گروه فرهاد به علت حمایت آمریکا میتوانند پیشرفت کنند. پول هست و با آن مردم را فریب خواهند داد. درست مثل AKP (حزب عدالت و توسعه). هر کدام به عنوان یک باند مستقل وارد عمل خواهند شد. ولی دمکراتهای وظیفهشناس میتوانند مانع آنها شوند.
اگر مرا درک کنند، میتوانند عمل کنند، ولی نمیتوانند به نام من مبارزه کنند. در غیر این صورت ادعا خواهم کرد که آنها سر خود مبارزه میکنند. بوتان قاتل ده هزار نفر است. جوانان بیگناه را به کشتن دادند. انسانهای بیگناه را کشته و به عاملین آن مقام و درجه دادند. متأسفم که نتوانستم به موقع از این کارها جلوگیری و ممانعت کنم.
* دیدگاه ضد مرکزیتطلبی و سلسله مراتبی گسترش یافته، در کارهای تشکیلات آشفتگی بوجود آورده است.
** «پژاک» خود را مانند یک مرکز ایدئولوژیک سازماندهی کرده ولی از لحاظ ارگانیک هیچ ارتباطی با کنگره خلق ندارد. TECAK نیز خود را به همین شیوه سازماندهی کرده و احزاب مناطق دیگر نیز به همین ترتیب عمل کردهاند.
این امر باعث ایجاد آشفتگیهای سازماندهی شده و کمیته مؤسس نیز از حل این مشکلات عاجز مانده و ...
ـ اگر آدم نیستند، من چکار میتوانم انجام دهم؟ دیگر از من چه میخواهید؟ اگر نتوانید یک حزب دمکراتیک بوجود آورید، اگر نتوانید شجاع و جسور باشید، تمامی زحمات هدر خواهد رفت. کسانی که به حقه بازیهای بورژوآ و فئودال وارد هستند، از مردم سوءاستفاده میکنند. شما فقط میتوانید سیاستمداران دمکرات وحشی باشید. نتوانستید میهنپرستهای متحد و دوستدار مردم باشید.
اگر شجاع و دلیر هستید، اگر اهل عمل هستید، خود را در چارچوبی که برایتان مشخص کردهام، سازماندهی کنید.
مادرم میگفت: «اینها کار نخواهند کرد، تنبلی و میراثخواری خواهند کرد، تو کار خواهی کرد، ثمرهاش را آنها خواهند خورد.» اگر به همین وضع ادامه دهید، فردی مانند جلال، همهتان را از بین خواهد برد.
* میخواهند گزارش تحقیقات را وسیلهای برای مشکلات داخلی و جمعبندی گروههای داخل سازمان قرار دهند ولی از به طول انجامیدن مراحل کار واهمه دارند و ...
** مساله برای من کاملاً واضح و روشن است. دیگر نیازی به این کار ندارم. میخواهند به نتیجه برسند، میخواهند نرسند، خود دانند.
* میخواهند در آینده مبارزه ایدئولوژیک و سیاسی را بر ضد جناح راست آغاز کرده و به فکر آن هستند که که یک دوره فعالیت را شروع کنند.
** هنوز در اینباره فکر میکنند؟ بعد از این هرگز چنین گزارشی را برای من آماده نکنند و من محکومترین فرد دنیا هستم، اینجا حتی نمیتوانم نفس بکشم. چرا صحبتهای مرا به کار نمیبندند؟ با آنها صحبت کنید، در ترکیه نیز باید با قدرت تمام با آنها برخورد کرد. اگر هنوز در فکر این مسأله هستید، آدمهای بیچارهای هستید. باید مثل گرگ باشید. زندگی و مردم تو را از دستت میگیرند. پس دیگر منتظر چه هستی؟ باید یقهشان را میگرفتید. حتی یک نفر از مردم نیز کاری را که شما کردید، نمیکرد.
5 سال قبل وقتی هنوز قدم اول را برداشته بودند باید خفهشان میکردید، باید مانع نفس کشیدنشان میشدید. فردا خون همه شما را میریزند. فرقی نمیکند که برادرم باشد یا کس دیگر.
تمام بخشها و واقعیتها را سریع فهمیده و وارد عمل شوید. آنچه را که لازم است انجام دهید. در غیر این صورت با خطر مواجه شده و به بازی گرفته میشوید و به دولتها نیز هشدار دهید. جهانی شدن و امپریالیسم وارد بازی شده و در کارها دخالت کرد. مانند عراق، کردها را نیز به جان هم خواهند انداخت. در واقع آنها به نوع دیگری قصد از بین بردن ملتها را دارند. نوبت به آناتولی نیز خواهد رسید. آناتولی را با وضعی به مراتب بدتر از سالهای 1920 درگیر خواهند کرد.
* آنها میگویند که در ارتباط با آتشبس در نشستی که با کنگره خلق، مرکز HPG، هماهنگی PAJK و تعداد زیادی از دوستان داشتهاند، به این نتیجه رسیدهاند که آتش بس قبل از موعد ممکن است مشکلاتی داشته باشد و برای آمادگی احتیاج به فرصت دارند. آنها آتشبس را تایید کرده و برای قانع کردن HPG و آمادهسازی آن، به مدت زمانی در حدود 2 - 5/1 ماه نیاز دارند.
دیداری نیز با اعضای حزب داشتهاند DEP که در این باره میگویند از دولت نتوانستیم یک چیز قابل ملاحظهای به دست آوردیم، ولی به دلیل توجهات محافل حکومت به روند دمکراتیکی شدن ترکیه در رابطه با وارد شدن به جامعه اروپا راه حل مسأله کردی به تعویق افتاد که در نتیجه در ماه دسامبر برحسب ضرورت درگیریها شدت به خود گرفت و در همین راستا گفتوگوها برای متوقف کردن درگیریها در حال حاضر ادامه دارد.
* حزب DEP نیز اعلام کرده است، چنین فراخوانی بسیار مفید بوده و آنها آماده همکاری هستند.
** جنگ به معنی مبارزه سریع و آتشین نیست، بلکه به مفهوم دفاع مشروع است. گروه لیلا میتواند توسعه یابد، میتواند به دیدگاه صلح و گفتوگو تبدیل شود. از طریق اروپا و آمریکا میتواند اقداماتی را انجام داد.
اگر راه برای حل سیاسی مسأله باز شود علاوه بر کنار گذاشتن سلاحها، تغییر و تحولاتی به وجود خواهد آمد.
خیلی سریع شروع به مکالمه و گفتوگو کنند. ما خواستههای منطقی و معقولی داریم که به صورت 10 ماده قبلاً اعلام کرده بودیم. تا حدودی میتوانند نماینده من باشند. شما نیز میتوانید کمکشان کنید. نمیخواهیم آتش مبارزه بیش از این شعلهور شود، میخواهیم با گفتوگوهای سیاسی مسأله را حل کنیم، ما میخواهیم برادرانه این مسأله را حل کنیم. باید حقوقی انسانی را رعایت کنند. باید حقوق دمکراتیک ما را بدهند. برای حل مسأله در کوه بویژه در عراق باید گفتوگو را اجباری کنند. با اتحادیه اروپا گفتوگو کنند، پیگیری کنند. شهرداریها، DEHAP و KESK میتوانند در این امر مشارکت کنند. بگویند ما میخواهیم این آتش را خاموش کنیم.
این موقعیت به سال 1919 شباهت دارد. راه حل دمکراتیک باید به وجود آید. در غیر این صورت با فرا رسیدن فصل بهار جنگ چریکی نیز شروع خواهد شد. من هم نمیتوانم از آن ممانعت کنم. کمیته مؤسس نیز نمیتواند ممانعت کند. بین مردم شمال و جنوب تفرقه خواهد افتاد. اگر راه حل سیاسی ارایه نشود، مشارکت مردم در مبارزه افزایش یافته، تعداد آنها به دو برابر خواهد رسید و دیگر از من حرف شنوی نخواهند داشت.
آنها گروههای خودمختاری هستند، هر آنچه را که به نظرشان صحیح باشد انجام میدهند. اگر راه برای انجام گفتوگوهای سیاسی باز باشد، میتوانم مانعشان شوم. باید رفت و با حزب AK گفتوگو کرد. این کار را نباید به عهده آمریکا گذاشت. به اردوغان بگویید؛ باید اقدامات صلحآمیز انجام دهد، آمریکا «ب.ک.ک» را نابود کرده، کنترل آنها را به دست میگیرد. من قبلاً در مورد ائتلاف باغچهلی، اجویت و یلماز گفته بودم که آنها رفتنی هستند، ولی کسی توجه نکرد. در انتخابات شکست سختی خوردند. در مورد حزب AK نیز همین را میگویم، آنها نیز خواهند رفت.
آنها عاشق قدرت و اقتدار هستند. کرد و ترک به جان هم خواهند افتاد. من خواهان اتحاد و برادری این سرزمین هستم. من به خدمات و زحمات مردم احترام میگذارم. من خواهان پایان دادن به خشونت هستم. در غیر این صورت همراه با فصل بهار، انبوهی از مبارزات چریکی به وقوع خواهد پیوست. تا فصل بهار فرصت دارند. من تجربه دارم. اگر کرکوک در مخاطره قرار گیرد، وارد بوتان شده و آنجا را نیز اشغال خواهند کرد.
قصد دستگیری ما را نیز خواهند داشت. مانند فلسطین خواهد شد. چرا پیشنهاد اتحاد و برادری که با یونانیها مطرح کردید، به ما کردها نمیکنید؟ در این مورد باید با حزب AK گفتوگو کرده و به نتیجه رسید. اگر به نتیجه نرسید، همراه با فرا رسیدن فصل بهار چریکها نیز توسعه یافته، به ده هزار نفر میرسند. گروههای خودمختار به وجود میآیند و به تمام مناطق یورش میبرند. بعضیها نیز قصد به دست گرفتن کنترل این گروهها را خواهند داشت.
از ایران گرفته تا ارمنستان، از اروپا تا آمریکا، همه و همه. نتیجه نیز باخت و شکست سنگین خواهد بود.
میتوان از آن جلوگیری کرد. پروژه حزب دمکرات خلق را در عرض 3-2 ماه تکمیل کنید. باید به قویترین نحو ممکن سازماندهی شده و یک جا جمع شوید، باید نیرویی بسیار قوی برای برقراری صلح باشید. صلح، برادری، ثروت و آزادی را به ارمغان خواهد آورد. ما پیشرو این راه هستیم.
مراحل توسعه و تحول، این گونه و بر اساس دفاع مشروع پیشرفت میکند. تا آخر سال به همین نحو ادامه خواهد داشت. برای ارائه راه حل اساسی برای این تحول، باید لیلا و گروهش با دولت ترکیه و با اروپا، دیدار و گفتوگو کند. همراه با رسیدن فصل بهار، میتوان نیروی موجود در کوهها را پایین آورد. ولی در صورتی که چراغ سبزی به آنها نشان داده شود. محول کردن این امر به آمریکا به معنی شعلهور شدن آتش مبارزه است. «پ.ک.ک» را نمیتوانید نابود کنید. نمیتوانید کردها را تحقیر کنید.
کمیته موسس فعالیتهای مربوط به تشکیل حزب را تسریع کند. کنگره خلق خود را قالببندی و تکرین کند. وحدت و همبستگی خود را تکمیل کرده و اتحادیههای علمی، اقتصادی و اجتماعی خود را تشکیل دهند. میتوان در کمیته حقوق، مکانیزم قضاوت مردمی را برقرار کرد. تا 6 ماه فرصت دارند تا نیروها را آموزش و تعلیم دهند. باید از انجام عملیاتی که آنها را دچار مشکل و سختی میکند، خودداری کنند. باید خیلی سریع در ترکیه وارد تحولات صلحآمیز شد، دولت باید اقداماتی صلحآمیز انجام دهد. نظریه «مذاکره، تنها راه ممکن» را که به گرجستان پیشنهاد داده بودند، باید در مورد کردهای همجوار خود نیز به کار گیرند.
با آغاز فصل بهار، تعداد چریکها به 10 هزار نفر خواهد رسید و نه فقط «پ.ک.ک»، بلکه همه و همه، چه جناح راست و چپ وارد ماجرا شده و فلاکت و بدبختی به وقوع خواهد پیوست. مسئول آن من نخواهم بود، مسئولیت آن با حکومت است. این آخرین فرصت ترکیه است. در اروپا و شمال عراق، با کسانی که فرار کردهاند برخورد جدی و قطعی به عمل آورند. اگر کسی تقاضای عفو و بخشش کرد. به او امان داده شود.