سیدمحسن صالح / WWW.mohsen saleh.com
مورد اول: صاحب «دراسات» در فصل «دلایل صحت انعقاد امامت و رهبری با انتخاب مردم» در بخش «سیره عقلا در واگذاردن امور به افراد توانمند امین» در تایید سخنان خود به این عبارت نهجالبلاغه استناد میکند «و فی نهجالبلاغه فی کتاب له(ع) الی اصحاب الخراج «فانکم خزان الرعیه و وکلاءالامه و سفراءالائمه» فعبر عن اصحاب الخراج الذین هم شعبه من شعب الولاه بوکلاء الامه فتامل.
(در نهجالبلاغه نیز در نامه آن حضرت به متولیان و ماموران مالیات آمده است «شما خزانهدار رعیت و وکلای امت و سفیران و پیشروایان هستید» در اینجا امام به متولیان مالیات که شعبهای از شعبههای حکومت هستند به وکلای امت تعبیر فرمودهاند و این نکتهای است شایان دقت).(1)
بدیهی است با توجه به این که صاحب «دراسات» این عبارات را در راستای تایید ادعای خویش آورده به هیچ عنوان نمیتوان واژه «فتامل» را به معنای (فیه تامل و اشکال) تعبیر کرد. چرا که سبب خدشه در دلالت عبارت نهجالبلاغه شده نقض غرض حاصل میشود.
مورد دوم: صاحب «دراسات» در جایی دیگر چنین میآورد «فیصح نصب الفقها لذلک فی عصر الحضور و عصر الغیبه معا غایه الامر کون تصرفاتهم فی زمن عدم بسط الید محدوده فتامل» (نهایت امر این که تصرفات آنها در زمان باز نبودن دست آنها و نداشتن سلطه محدود است و این نکتهای است شایان توجه.)(2)
مورد سوم: صاحب «دراسات» در پایان استدلال خویش برای رهبری فقیه در عصر غیبت (و انتخاب او توسط مردم چنین میآورد (فبالانتخاب یصیر الشخص اماما بالفعل واجب الاطاعه فتامل» (اما از بین آنان کسی که مردم او را طبق ضوابط مقرره شرعی انتخاب نمودند بالفعل امام و رهبر واجب الاطاعه خواهد شد.)(3)
در این دو مورد نیز براساس ادعای نگارنده اگر واژه «فتامل» به معنای (فیه تامل و اشکال) باشد افزون بر نقض غرض کلام صاحب «دراسات» سبب مخدوش شدن اصول مفروض و بدیهی مطرح شده در عبارت میگردد.
مورد چهارم: صاحب دراسات در فصل نهم از شرایط رهبری در پایان شرط آلوده نبودن به خصلتهای ناپسند چنین نتیجه میگیرد و «و قد تحصل من هذالفصل ان الوالی یجب ان یکون بخیلا، طماعا، حریصا علی المال و الملک فتدبر» (خلاصه آنچه از این فصل به دست آمد این بود که حاکم اسلامی واجب است فردی بخیل و طمعکار، ریاستطلب و دنیادوست نباشد و اینها نکاتی است شایان توجه.)(4)
در عبارات کتاب «دراسات» آنگونه بر اهل فن پوشیده نیست واژه «فتامل» با واژه «فتدبر» به یک معنی به کار میرود این امر در ترجمه فوق نیز به روشنی دریافته میشود. با این توضیح این مورد نیز با ادعای نگارنده محترم مغایر خواهد بود پرواضح است شرایط فوق از سوی هیچ شخصی مورد خدشه قرار نمیگیرد تا نگارنده محترم واژه «فتدبر» را نیز همچون «فتامل» به معنی «خدشه در عبارت» تاویل ببرند.
از این موارد که هر کدام نقض نگارنده محترم را مورد اثبات قرار میدهند نمونههای بسیاری در کتاب «دراسات» به چشم میخورد.
نتیجه: اولا: صاحب «دراسات» به مناقشه دوم که محور نقد «بازشناسی» میباشد پاسخ دادهاند.
ثانیا: واژه «فتامل» برخلاف ادعای نگارنده به معنای (فیه تامل و اشکال) نمیباشد بلکه به معنی (مطلب شایان دقت و توجه) خواهد بود.
از این رو اصل مناقشه که «صاحب «دراسات» به این اشکال پاسخ داده و آن را دفع کرده و نگارنده محترم از درج این پاسخ سرباز زده است» به قوت خود باقی خواهد بود.