سیدمحسن صالح / WWW . mohsen saleh. com
در تیرماه سال 1379 سلسله مقالاتی از سوی نویسنده در نقد کتاب «حکومت ولایی» (نوشته حجتالاسلام محسن کدیور، نشر نی، 431 صفحه) در روزنامه رسالت(1) به چاپ رسید. پس از مدتی این نوشتار در قالب کتابی تحت عنوان «بازشناسی حکومت ولایی» منتشر گردید. این کتاب در مدت کمتر از سه ماه به چاپ دوم رسید در سه ماهه دوم نیز چاپ دوم آن نیز به اتمام رسید.
در آستانه چاپ سوم کتاب، نگارنده محترم «حکومت ولایی» در پاسخ به این سلسله نقدها و نیز مصاحبه نویسنده در این مورد با روزنامه کیهان(2)، سلسه نوشتاری را در روزنامه دوران امروز (3) قلمی نمود.
نقدهای «بازشناسی حکومت ولایی» که در این نوشتار با عنوان «بازشناسی» از آن یاد میشود درصدد اثبات این نکته است که «بسیاری از گزارشهایی که از آثار و آرای عالمان دین (در حکومت ولایی) صورت گرفته به گونهای ناصحیح، ناقص و گزینشی بوده که این امر خواننده را از داوری درست باز داشته است.»
پرواضح است در نوشتاری که اساس آن بر نقل اقوال و گزارش آرا استوار است اگر رعایت امانتداری و نیز حساسیت و دقت کافی در نقل مطالب و نظریات صاحبان خرد و اندیشه صورت نگیرد و این گزارشها با خدشه مواجه شود اعتبار کل نوشتار دچار چالش خواهد شد.
در بازشناسی، در حدود بیست مورد از نقلهایی که به گونهای ناصحیح، ناقص و نیز گزینشی در حکومت ولایی صورت گرفته شمارش گردیده است. البته این تعداد این گونه که نگارنده محترم نیز بدان اشاره میکند تنها مربوط به چهار فصل از مجموع بیست و چهار فصل کتاب میباشد بدیهی است با توجه به اینکه آنچه در «بازشناسی» در مورد این چهار فصل اشاره شده تنها مشتی از خروار به شمار آمده است. ادعای «بازشناسی» در مورد فصلهای دیگر حکومت ولایی نیز منتفی نخواهد بود. کما اینکه در فصل «بررسی مستندات قرآنی حکومت ولایی» نیز مواردی از این دست به چشم میخورد که پرداختن به آن از حوصله این نوشتار خارج است.
بنابراین شکوه ضمنی نگارنده محترم مبنی بر اینکه چرا تنها به چهار فصل از کتاب حکومت ولایی پرداخته شده یعنی 23 درصد از محتوای کتاب ناوار است چرا که این امر از اساسا در قالب اعداد و ارقام نباید جستجو کرد.
وجود پارهای از این اشکالات در اثری که اساس آن بر نقل اقوال و گزارش نظریات استوار است کل مجموعه را دچار خلل خواهد کرد. البته آنگونه که به اشارت رفت در فصلهای دیگر نیز وضعیت این گزارشها بهتر از آنچه در این چهار فصل آمده نخواهد بود.
البته نگارنده محترم خود نیز از مجموع کتاب «بازشناسی» تنها به ذکر هشت اشکال بسنده کرده، درصدد پاسخگویی به آن برآمده است. نقدهای دیگر «بازشناسی» را تنها با این ادعا که «دیگر اشکالات مطرح شده در «بازشناسی حکومت ولایی» با کمترین توجهی مرتفع میشوند و در مجموع هیچیک وارد و موجه تشخیص داده نشد.»(4) بدون پاسخ وانهادهاند.
نگارنده محترم در ذیل این اشکالات هشتگانه پارهای از آنها را وارد دانسته و به وجود خطای صورت پذیرفته اذعان کردهاند به برخی دیگر نیز پاسخ گفته آن را وارد ندانستهاند در این نوشتار برآنیم پاسخهای نگارنده محترم را به نقد نشسته و برخی کاستیهای آن را یادآور شویم.
چرا که اساسا نقد باعث شکوفایی و بالندگی اندیشه خواهد بود. آنگونه که صاحب اندیشه و بیان مولای متقیان میفرمایند «با یکدیگر به تضارب آرا بپردازید زیرا این امر موجب میگردد تا رای و نظر صحیح متولد گردد.»(5)
نکته پایانی آنکه آنچه سبب گردید این نوشتار با تاخیر منتشر گردد. عدم حضور نگارنده در کشور عزیزمان ایران و نیز پارهای از اشتغالات نوشتاری نویسنده میباشد. با مراجعت نگارنده محترم حضور ایشان را غنیمت شمرده نوشتار حاضر قلمی گردید. ادامه دارد...