امیرعلی ابوالفتح
پرده اول:
زمان: سال 1994
مکان: کاخ کرملین - مسکو
آل گور معاون رییسجمهوری آمریکا در حال مذاکره با ویکتور چرنومیردین نخستوزیر روسیه است. از دو سال قبل روسیه موافقت خود را با ساخت و راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر در جنوب ایران اعلام کرده است. در این مدت مقامات سیاسی و اطلاعاتی آمریکا بارها درباره خطر ساخت سلاح هستهای در ایران هشدار دادهاند.
گور امیدوار است با وعدههای اقتصادی و مالی، مسکو را از ادامه همکاری هستهای با ایران منصرف کند، اما این تلاشها به نتیجه نمیرسید. اگرچه مسکو میپذیرد که با دقت بیشتری با ایران معامله کند، لیکن همچنان بر صلحآمیز بودن برنامههای هستهای ایران پافشاری میکند. در این زمان واشنگتن حتی از پذیرش حق ایران برای ساخت نیروگاه هستهای با هدف تولید الکتریسیته خودداری میکرد.
پرده دوم
زمان: سال 2003
مکان: مجموعه سعدآباد - تهران
وزرای امور خارجه سه کشور اروپایی - فرانسه، انگلستان و آلمان - در یک سفر کمسابقه مشترک به تهران در حال مذاکره با مقامات ایرانی هستند. در فاصله پرده اول تا پرده دوم ایران نه تنها در آستانه بهرهبرداری از نیروگاه بوشهر قرار گرفته، بلکه چرخه سوخت هستهای خود را تکمیل کرده است. معادن اورانیوم در یزد فعال شدهاند. سانتریفیوژهای p1 و p2 به دست متخصصان ایرانی و با استفاده از منابع خارجی ساخته شدهاند.
در اصفهان نیز کارها برای ساخت نیروگاه آب سنگین آغاز شده است و ایران به فناوری غنیسازی اورانیوم تا درجه خلوص بالادست یافته است. اکنون دیگر بحث بر سر نیروگاه بوشهر نیست. حق ایران برای برخورداری از فناوری تولید انرژی برق از انرژی هستهای دیگر محل مناقشه نیست، بلکه آنچه که در مذاکرات سعدآباد میگذرد، اطمینانیابی از مسیر درست چرخه سوخت هستهای ایران است.
مناقشه هستهای ایران با آغاز قرن جدید میلادی وارد مرحله جدیدی شد.
تا پیش از آن، تبلیغات گسترده اسرائیلیها برای خطرناک جلوه دادن ایران با بیتفاوتی جامعه جهانی مواجه شده بود. تا آن زمان به رغم وجود طرح عظیم ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، ایران یک کشور اتمی محسوب نمیشد. اما دستیابی کشورمان به فناوری پیچیده و مدرن چرخه سوخت، ایران را به یک قدرت اتمی تبدیل کرد. از همان زمان بود که پرونده هستهای ایران در دستور کار رهبران جهان غرب قرار گرفت.
اروپا و آمریکا بر سر فعالیتهای هستهای ایران بر سر یک موضوع اشتراکنظر و بر سر یک موضوع دیگر اختلافنظر دارند. هر دو طرف با تولید سلاحهای هستهای در کشورهای غیراتمی از جمله ایران مخالف هستند. اما تعریف فعالیت هستهای از منظر اروپاییان و آمریکاییها متفاوت است.
آمریکا هرگونه فعالیت هستهای ایران را غیرصلحآمیز و خطرناک میداند، حتی اگر قرار باشد نیروگاهی تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برق تولید کند. در حالی که اروپا چرخه سوخت را اقدامی برای تولید سلاحهای هستهای ارزیابی میکند و با این بخش از فعالیتهای ایران مخالف است.
اما ایران در چه مرحلهای قرار دارد؟ آیا ایران یک قدرت هستهای است؟
این سوال میتواند چشمانداز تعامل ایران با جامعه جهانی را در سالهای آینده مشخصتر کند. در تعریف نظامیان از قدرت هستهای، تنها کشورهایی در این جرگه قرار میگیرند که یا دارای سلاحهای هستهای باشند و یا در آستانه ساخت این گونه سلاحها قرار داشته باشند. علاوه بر 5 عضو دائم شورای امنیت - آمریکا، روسیه، فرانسه و انگلستان و چین – تنها کره شمالی، هند، پاکستان و اسرائیل در این ردهبندی قرار میگیرند. حتی کشورهایی همانند ژاپن، آلمان، اوکراین، اسپانیا، ایتالیا نیز که دهها نیروگاه اتمی در اختیار دارند، به عنوان قدرت هستهای شناخته نمیشوند.
ایران نمیخواهد به یک قدرت نظامی هستهای تبدیل شود.
مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها اعلام کردهاند که تولید سلاحهای هستهای جایی در دکترین نظامی ایران ندارد و نخواهد داشت. حتی رهبری جمهوری اسلامی ایران ساخت، نگهداری و استفاده از اینگونه جنگافزارهای مرگبار را حرام اعلام کردهاند. همچنین امکان ورود به چنین مقوله خطرناکی با توجه به تحولات جهانی و نظارت دقیق سازمانهای بینالمللی بسیار اندک است.
به استثنای 5 عضو دائم شورای امنیت، هر کشور دیگری که وارد جرگه قدرتهای نظامی هستهای شده حمایت یکی از قدرتهای بزرگ جهانی را پشت سر داشته است. کره شمالی با کمک چین و روسیه به چنین سطحی از قدرت نظامی دست یافته است. هند با کمک روسیه با هدف تضعیف چین و پاکستان با حمایت چین با هدف تضعیف هند، این مسیر را طی کردهاند. اسرائیل نیز به پشتیبانی آشکار مربوط علیه جهان اسلام.
در عین حال برخلاف تصور برخی از حامیان سلاحهای هستهای، دستیابی به چنین قدرتی بیش از آنکه امنیتزا باشد، موجب تهدید امنیتی خواهد بود. جدا از اینکه تلاش برای ساخت بمب اتمی موجب تحریمهای گسترده جهانی علیه کشوری نظیر ایران خواهد شد، به راه افتادن مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه به هیچ عنوان کمکی به تامین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نخواهد کرد. از اینرو، قرار گرفتن ایران در میان قدرتهای هستهای نظامی نه با اراده مقامات عالیرتبه کشور همخوانی دارد و نه با منافع ملی ایران.
اما آیا ایران واقعا قدرت هستهای به معنی متعارف و غیرنظامی آن نیست؟
بیتردید پاسخ این سوال مثبت خواهد بود. آمریکا و اسرائیل چه بخواهند و چه نخواهند باید به ایران به عنوان یک قدرت هستهای بنگرند. علم و فناوری هستهای در ایران بومی شده و از مرحله کپیبرداری به مرحله زایش علمی رسیده است. در ایران مراکز پیشرفته مرتبط با فناوری هستهای وجود دارد، دانشمندان و متخصصان هستهای ایران میتوانند پیچیدهترین مراحل تولید سوخت هستهای از جمله ساخت سانتریفیوژهای نسل دوم و یا تاباندن لیزر به هگزافلوراید را اجرا کنند.
این علم در ذهن ایرانیان ساخته و پرداخته شده است و نمیتوان با هیچ قطعنامه و یا بخشنامهای از رشد و اعتلای آن جلوگیری کرد. روزگاری رزمآراها در جریان مخالفت با ملی شدن صنعت نفت میگفتند که ایران توان ساخت قوطی حلبی را ندارد چه برسد به اداره پالایشگاه عظیم آبادان. اما تجربه پرفراز و نشیب 60 سال گذشته نشان داد که ایران نه تنها میتواند صنعت نفت خود را اداره کند، بلکه میتواند وارد مراحل پیچیدهتر از فناوریهای مدرن نظیر پتروشیمی، تولید فولاد، نانو تکنولوژی و تولید سوخت هستهای شود.
از سوی دیگر اصرار و پافشاری ایران بر حق قانونی خود برای دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای سرانجام به پذیرش این حق در میان کشورهای غربی منجر شد. جدا از اینکه آمریکاییها با هرگونه فعالیت هستهای ایران مخالف هستند، اروپاییها با اکراه پذیرفتند که ایران قادر به تولید سوخته هستهای باشد، اما باید موقتا این برنامه را عملیاتی نکند. در ابتدای مذاکرات، سه کشور اروپایی برچیده شدن و یا تعلیق مداوم و مستمر چرخه سوخت هستهای را خواستار بودند.
اما بعد از مذاکرات فشرده با مقامات ایرانی پی بردند که حفظ این فناوری، خط قرمز مردم ایرانی پی بردند که حفظ این فناوری، خط قرمز مردم ایران است و به همین دلیل اروپا پذیرفت که ایران حتی به قیمت ارجاع پروندهاش به شورای امنیت از تبدیل شدن به قدرت صلحآمیز هستهای چشمپوشی نخواهد کرد.
بدین ترتیب بند مربوط به حمایت اروپا از مذاکرات ایران با دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خصوص پروتکل دوم الحاقی در موافقتنامه پاریس درج شد. اگر اروپاییها به این وعده خود عمل کنند و آمریکا نیز مانعتراشی نکند، ایران در آینده نزدیک در جرگه کشورهای صاحب توان غنیسازی اورانیوم قرار خواهد گرفت.
در پروتکل الحاقی دوم، قرار است جهان به سه گروه تقسیم شود: گروه اول قدرتهای هستهای نظامی شامل 5 عضو دائم شورای امنیت و 4 قدرت هستهای دیگر، هند، پاکستان، کرهشمالی و اسرائیل، گروه دوم کشورهای اتمی دارای فناوری سوخت هستهای و در نهایت گروه سوم، کشورهای فاقد فناوری هستهای.
تمام تلاش دولت آمریکا در ماههای اخیر برای قرار دادن ایران در جرگه کشورهای گروه سوم بوده است، در حالی که مذاکرات پاریس و قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی راه را برای ارتقا جایگاه ایران به سطح کشورهای گروه دوم هموار میکند. در صورت دستیابی به چنین هدفی، ایران نه تنها در مرحله علمی قدرت هستهای خواهد بود، بلکه جامعه جهانی هم این موفقیت را به رسمیت خواهد شناخت، حتی اگر آمریکا نیز با این وضعیت مخالف باشد.