* خودتان را معرفی کنید؟
** حمیدرضا آصفی هستم. مدتی در خبرگزاری جمهوری اسلامی و در ستاد تبلیغات جنگ بودم. مدتی در دانشگاه شهید بهشتی تدریس میکردم. 3 سال معاون رادیو تلویزیون صدا و سیما بودم و پس از آن به وزارت خارجه رفتم. در واقع به نوعی با شما خبرنگاران همکار هستم.
* چه طورشد که شما وارد وزارت خارجه شدید؟
** من در صدا و سیما مشغول بودم. مرحوم احمد عطاری نماینده سابق مجلس در انجمن دانشجویان اسلامی ایران در انگلیس با ما همراه بود و مرا میشناخت. بسیاری در این انجمن بودند که بعدها مسئولیتهایی از جمله عضویت در شورای فرماندهی سپاه را پذیرفتند. ولایتی وزیر خارجه وقت با وی در مورد جذب افراد، صحبتهایی کرده بود، عطاری معرفی کرد. البته در مدرسه علوی درس خوانده بودم و بسیاری از مسئولین نیز از زمانی که آنجا درس خوانده بودند با یکدیگر آشنا بودند.
* در دوران نخست وزیری موسوی حکم سفارت شما از سوی چه کسی بود؟
** مقام معظم رهبری که رئیسجمهور بودند چرا که موضوع سفرا مربوط به رئیسجمهور و به پیشنهاد وزیر خارجه صورت میگیرد.
* فعالیت شما در اولین دوره سفارت در آلمان شرقی چگونه بود؟
** در اول انقلاب وضعیت سختی داشتیم. وزارت خارجه جزو معدود جاهایی بود که کادر سیاسی آن به طور کامل عوض شده بود. این تغییر یا از سوی نظام بود یا خود آنها به دلیل اینکه سنخیتی احساس نمیکردند، رفتند. لذا یک عده جوان آمده بودند که سابقه دیپلماسی نداشتند و آن هم در یک عرصه سخت. ابتدای انقلاب با جنگ نابرابری همراه شد که دو ابرقدرت جهانی و غالب جهان عربها با صدام بودند. صدام با تبلیغات فراوان جنگ را عربی و عجمی کرده و طوری شده بود که صدام جنگ خود با ایران را به نمایندگی از اعراب جا انداخته بود.
جز سوریه و لیبی سایر کشورها همراه صدام بودند. 2، 3 کشور عربی هم بیطرف بودند، در واقع جنگ ما با جهان کفر و استکبار بود و نه با عراق. انقلاب واقعیتی نوظهور بود که همین نوظهوری یک عامل مهم عدم پذیرش آن از سوی نظام جهانی شد.
تازهکاری مسئولان سیاسی نیز از موارد دیگری بود که سختی کار را دو چندان میکرد. زمانی که برای مأموریت عازم آلمان شرقی بودم هیچکس در این زمینه تجربهای نداشت و حتی مدیریت وقت تشریفات نیز اطلاعی در این زمینه نداشت. در ابتدای انقلاب شورای انقلاب دست به اقدام درستی زد و آن انتخاب افرادی برای تبیین انقلاب اسلامی در سایر نقاط دنیا بود که شهید باهنر یکی از آنها بود. اعضای شورا به کشورهای مختلف سفر میکردند تا انقلاب اسلامی را به آنها معرفی کنند، اما فشار امریکا زیاد بود، چرا که امریکا اولین کشوری بود که متوجه انقلاب و تأثیرات آینده آن در دنیا شد و به همین دلیل کینهتوزی آنها آغاز شد. در آن دوران مجله تایم عکسی از امام کشید که یک جهان در دست اوست و نوشت «دستهایی که جهان را لرزاند» و امام را به عنوان مرد سال برگزید. فراموش نکنیم که شوروی و صدام که سوسیالیست بود، با یکدیگر هم پیمان بودند.جنگ ما در نوع خود در تاریخ بینظیر است، چرا که در کمک به صدام کشورها دست به نوآوری زده بودند که آن اجاره دادن تسهیلاتی از قبیل هواپیما به صدام بود.
وزارت خارجه به عنوان خط مقدم تماس نظام با بیرون در صف اول بود. البته حضور حضرت امام به عنوان رهبر و مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور از مزیتهای بزرگ اوایل انقلاب اسلامی بود که یک پشتیبان بزرگ برای ما به حساب میآمد. این موضوع به بچهها اعتماد به نفس میداد و آنها کارها را بهتر پیش میبردند.
همیشه درخلال سمینار سفرا، مقام معظم رهبری همواره با سفرا یک ناهاری داشتند و حتی این موضوع تا دوره رهبری ایشان نیز ادامه پیدا کرد. این موضوع اهمیت نظام به سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی را نشان میدهد.
خاطرم است که سفرا در یک جلسهای که با مقام معظم رهبری داشتند و با سفرا دیدار و گفتوگو میکردند من و آقای مصطفوی در کنار هم بودیم، مصطفوی سفیر ما در آلمان غربی بود ومن سفیر در آلمان شرقی. مصطفوی گفت: من سفیردر آلمان غربی هستم و من هم گفتم سفیر در نوع نامرغوب آن.
آقا لبخندی زد وگفت ایدئولوژی آن را نیز معرفی کردید که منظور ایشان این بود که ایدئولوژی کمونیستی هم نامرغوب است.
خاطرم هست که گورباچف تازه وارد عرصه قدرت شوروی شده بود، مقام معظم رهبری درجلسهای از ما خواستند تا در مورد او کمی توضیح دهیم و تحلیل کنیم. این موضوع نشانه عمق نگاه مسئولین ما است چراکه آنها از ابتدای انقلاب اهمیت دستگاه دیپلماسی را میدانستند.
مقام معظم رهبری بارها گفته بودند که از نظر من وزارت خارجه معادل نیمی از وزارتخانهها است. توجه مسئولین باعث شد که امور وزارت بیشتر به پیش رفته و امروز که نظام مانند یک شجره طیبه دارای ریشههای عمیقی شده است کارها روانتر پیش برود.
* برای فردی که به عنوان دانشآموخته شیمی فعالیت میکرد حضور در کشوری مانند آلمان شرقی زود نبود؟
** اول قرار بود به بلغارستان بروم، اما بعدها قرار شد که به آلمان شرقی بروم. زود نبود چرا که اول انقلاب بود و وزارت خارجه نیاز به نیروهای جدید داشت. ضرورتهای اول انقلاب بسیاری موارد را به ما تحمیل کرد. من دردانشگاه و صدا و سیما مشغول بودم و بنابر تصمیم مسئولین به آلمان شرقی رفتم.
* آلمان شرقی چگونه کشوری بود؟
** آلمان شرقی سیاست محافظهکارانهای داشت، آنچنان که در خصوص جنگ تحمیلی نیز همینطور عمل میکرد. یعنی روزی یک خبر از خبرگزاری ایران و یکی از خبرگزاری عراق با تعداد کلمات یکسان کار میکردند. روزی در دیدار با مدیر کل وزارت خارجه آلمان شرقی به نحوه اطلاعرسانی اعتراض کردم که وی جواب داد سیاست آلمان شرقی تا پایان جنگ شما همین است چرا که اگر تغییراتی در تعداد اخبار ارسالی از سوی هریک از طرفین داشته باشیم، عراق نیز شکایت میکند.
* مهمترین اقدامات شما در آلمان شرقی چه بود؟
** بیشتر برای تأمین تسلیحات مورد نیاز جنگ فعالیت داشتم که نتایج خوبی هم داشت. در آن زمان بیشترین جلسات من در سفر به تهران با رضایی، رفیقدوست و کسانی بود که با جنگ مرتبط بودند. علاوه بر این بلوک غرب علیه ایران جبهه داشت وما تلاش میکردیم در بلوک شرق فعالیت کرده و موازنه را برقرار کنیم. به همین دلیل در دوران حضور من در آلمان شرقی میرحسین موسوی نخستوزیر وقت به این کشور سفر کرد ومقامات آلمان شرقی نیز به ایران آمدند. من در دوران سفارتم در این کشور کمیسیون مشترک را فعال کردم.
به مدت 7 سال در آلمان شرقی سفیر بودم و با فروپاشی دیوار برلین به کشور بازگشتم. ما تلاش داشتیم همکاریهای اقتصادی با بلوک شرق را فعال کنیم که در این راستا حجم روابط اقتصادیمان بالا رفت.
* مهمترین تسلیحات خریداری شده از آلمان شرقی در آن دوران چه بود؟
** سلاحهای سبک و پیش پا افتاده از آلمان شرقی خریداری میکردیم، چرا که سلاحهای استراتژیک به ما نمیدادند. بسیاری از تسلیحات ما پس از انقلاب پس داده شد. یکی از ضربات جدی وارده به ما از سوی مدنی پس دادن خریدها بود. در حالی که ما پول آن را داده بودیم. کلاشینکف، قمقمه و سیم خاردار از جمله تجهیزاتی بود که میخریدیم. با تلاشهای زیادی که شد ما در زمینههای مختلف به خودکفایی رسیدیم و کشور از امتحانات سربلند بیرون آمد.
در این خصوص خاطرهای از دوران سفارتم در فرانسه دارم.
مدتها بعد از آن سفیر ایران در فرانسه شدم. ما دنبال رادار رازیت میگشتیم که اصلاً مصرف نظامی نداشته و برای کنترل قاچاقچیان در مرزهای شرقی به آن نیازمند بودیم که به ما نمیدادند تا اینکه ما خودمان آن را تولید کردیم. پیش از پایان مأموریتم در فرانسه اعلام کردند که اگر بخواهید ما میتوانیم به شما بفروشیم که من پاسخ دادم شما قیمت خرید خود را بگویید تا ما به شما بفروشیم.
* تلخترین خاطره شما؟
** پذیرش قطعنامه و رحلت حضرت امام (ره)
* روند فروپاشی آلمان شرقی و بلوک شرق را چه طور ارزیابی میکنید؟
** در مورد فروپاشی بلوک شرق یک عامل را اصلی و سایرعوامل را شتابدهنده میدانم. عامل اصلی ایدئولوژی تحمیلی بر مردم بود. مردم آلمان شرقی، چک، لهستان و روسیه، ایدئولوژی تحمیلی کمونیسم را قبول نداشتند به همین دلیل دوام نداشت. برخی کشورها مانند کوبا دارای رهبران کاریزمایی هستند که تا وقتیکه آن رهبر بر سر کار است دوام میآورد اما وقتی رهبران کاریزما رفتند بساط برچیده میشود.
وضعیت بد اقتصادی و تبلیغات سنگین غرب نیز از عوامل تسریع در فروپاشی بلوک شرق بود و در این راستا رسانههایی چون رادیوفردا به تسریع فروپاشی کمک کردند. امریکا تصور میکند در مورد کشورهایی چون ایران نیز همین کار را میتواند انجام دهد. درصورتی که ایدئولوژی در ایران فطری است و نمیتوان با آن برخورد کرد و از مردم گرفت.
* سیاستهای آلمان شرقی و شوروی در سیاست خارجی به چه میزان هماهنگ بود؟
** کاملاً با یکدیگر هماهنگ بودند. البته تا وقتی گورباچف نیامده بود. برخی کشورها همچون لهستان، مجارستان و رومانی معتقد بودند که اگر ایدئولوژی از هم از بین برود باز کشورشان باقی خواهدماند و بنابر این کمتر مقاومت میکردند. اما آلمان شرقی اینگونه نبود چرا که اگر ایدئولوژی آن از بین میرفت آلمان شرقی بیمعنی میشد کما اینکه اینطور هم شد. 6 ماه قبل از فروپاشی دیوار برلین هونیکر رئیسجمهور وقت آلمان شرقی در یک سخنرانی گفت برخی میگویند دیوار برلین فرو میپاشد و من میگویم تا 100 سال دیگر این دیوار باقی میماند و 6 ماه بعد دیواری وجود نداشت.
میتران رئیس جمهور اسبق فرانسه که من او را جزو برجستهترین سیاستمداران دنیا میدانم، در پاسخ به اینکه وحدت دو آلمان چه زمانی اتفاق میافتد گفت: من پیشبینی نمیکنم که مجبور شوم خود را اصلاح کنم.
* باتوجه به ظهور هیتلر و دیدگاههای ناسیونالیستی جنگهای جهانی اول و دوم، تفکرات و دیدگاههای امروز مردم آلمان نسبت به دوران گذشته چگونه است؟
** مردم آلمان چند دسته هستند جوانان و پیرها. نسل گذشته حکومت کمونیستی را دوست داشت چرا که خواستههای حداقلی آنها را برآورده میکرد و به نوعی وابسته به آن حداقلها شده بودند. آلمانها به لحاظ غرور ملی از هیتلر ناراضی نبودند اما در جنگ صدمات زیادی دیدند و به دلیل اینکه هیتلر آنها را به این وضعیت رسانده بود، غالب مردم آلمان از هیتلر دل خوشی ندارند. حرکتهای برخی جوانان هم تحت عنوان نئونازی محدود است و قاطبه مردم آلمان چنین نیستند.
اروپا هر روز کوچکتر میشود و جایی برای این گرایشها وجود ندارد، روزی منطقه ما نیز مانند اروپا میشود.
* مهمترین اتفاقات دوران شما به عنوان مدیر کل غرب اروپا در وزارت خارجه چه بود؟
** موضوع سلمان رشدی و فتوای امام را داشتیم که منجر به فراخوانی سفرا شد. یکی از دوران درخشان جمهوری اسلامی آن دوره است. تایم یک مقالهای در آن دوران نوشت که «موضوع سلمان رشدی تقابل اسلام ناب با غرب است» و ما در این تقابل پیروز شدیم، زیرا لغو فتوا که خواسته غرب بود محقق نشد و آنها سفرای خود را بازگرداندند.
* در سطح وزارت خارجه آیا کسی از این فتوا ناراحت ومنتقد به آن نبود؟
** خیر. بدنه وزارت خارجه تابع رهبر بوده و هستند. مقام معظم رهبری هم رهبر است و هم کارشناس سیاسی که این از ویژگیهای بارز ایشان است.
* خاطره شما از دوران مدیرکلی اروپای وزارت خارجه؟
** در سفری به لندن من در دیدار با وزیر خارجه انگلیس از وی خواستم که زمینه بازشدن سرکنسولگری ما در هنگکنگ که آن زمان تحت قیمومیت انگلیس بود را فراهم کند، ابتدا موافقت کرد اما در یادداشتی که درجلسه به وی داده شد اعلام شده بود که بازگشایی سفارت منوط به لغو حکم ارتداد سلمان رشدی است. ما قبول نکردیم و صبر کردیم تا هنگکنگ از قیمومیت انگلیس خارج شود و پس از آن در سال 99 سرکنسولگری خود را دایر کردیم.
دنیای غرب مسائل را به یکدیگر پیونده داده و مرتبط میکرد تا بهرهبرداری کند. بعد از دوران جنگ برای بازسازی کشور نیاز به امکانات زیادی داشتیم که غرب در زمینه بیمهری کم نگذاشت و هر چه میخواستیم نداد. حتی سموم شیمیایی برای کشاورزان به ما نمیدادند.
* غرب تا چه اندازه خطوط قرمز ما را میشناخت؟
** آنها ما را خوب میشناسند، اما منافع غیر مشروعشان را در خطر میدیدند.
* در دوران هاشمی موضوع حذف افراد تندرو از بدنه وزارت خارجه و به کار گماشتن افراد میانهروتر مطرح بود، نظر شما در این خصوص چیست؟
** با خروج ایران از جنگ باید ادبیات خود را تغییر میدادیم، اما تغییر ادبیات به معنای تغییر آرمان نبود. زمانی که میتران به مناسبت پیروزی رجایی در انتخابات ریاست جمهوری به وی پیام تبریک فرستاد، مرحوم رجایی پاسخ تندی به او داد. اما امام به ایشان تذکر جدی داد که چرا اینگونه پاسخ داده است. پس از پایان جنگ کشور نیاز به بازسازی داشت که ادبیات متفاوتی را میطلبید. اما اشتباه برخی دوستان این بود که تصور میکردند که ادبیات متفاوت به معنی فاصله گرفتن از آرمانها است. البته تعداد این افراد بسیار کم بود.
* حضور تکنوکراتهایی که در هنگام جنگ در اروپا تفریح میکردند و با پایان جنگ بازگشته بودند تا در اداره کشور سهیم باشند را چه طور ارزیابی میکنید؟
** ما قائل به سخنان مارکسیستی که طبقات بالای جامعه نمیتوانند انقلابی باشند، نیستیم چرا که عمومیت نداشت. هر که از خارج آمده بود مشکل نداشت و هر که داخل بود نیز بدون مشکل نبود.
* مهمترین خواسته غرب برای تعامل با ما چیست؟
** ازابتدای انقلاب اسلامی، ما چهار معضل با غرب داشتهایم. صلح خاورمیانه، حقوق بشر، تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی که این خواستهها قبل از دوران کلینتون بوده است. نکته جالب این است که در رژیم گذشته بیشترین موضوعاتی که با ایران مطرح میشد، نقض حقوق بشربود، اما در دوران رژیم گذشته ایران یکبار هم به کمیسیون و سازمانهای حقوق بشر نرفته و حکمی علیه رژیم شاه صادر نشد، که این نشانگر سیاستهای منافقانه غرب نسبت به موضوعات است. غرب میداند که حقوق بشر در آن دوران نقض میشد اما با این وجود فشار وارد نمیکرد و اکنون رفتار دیگری درپیش گرفته است.
سلاحهای کشتار جمعی، امروز به انرژی هستهای تبدیل شده است و اگر هر یک از آنها حل شود موضوع دیگری را مطرح میکنند، چرا که با اصل جمهوری اسلامی مشکل دارند. مشکل آنها تضاد منافعشان با ایران است که به خطر افتاد. زمانی گفتوگوهای انتقادی داشتیم که بعداً به فراگیر تبدیل شد، در گفتوگوهای فراگیر نقض حقوق بشر دستاویز آنها بود و امروز برنامه هستهای. هنر دیپلماسی تغییر این وضعیت است، چرا که در سیاست خارجی سیاه و سفید نداریم. ضرورت ندارد که ما از مواضع خود عدول کنیم اما میتوانیم آنها را نرمتر کنیم. فراموش نکنیم که غرب در موضع سلمان رشدی قصد کوتاه آمدن نداشت اما این کار را کرد، هنر دیپلماسی جمع کردن هنرمندانه مسائل است.
* باتوجه به کارنامه سیاه فرانسه در حمایت از رژیم صدام و دوران موسوم به تنشزدایی پس از جنگ که نیاز به گسترش روابط داشت، دوران فعالیت شما در فرانسه چگونه بود؟
** کار در فرانسه سخت بود چرا که فرانسه یک حکومت لائیک بود و شرایط ما با این کشور بسیار دشوار بود. ایدئولوژی فرانسه غیردینی است و برخورد دو ایدئولوژی متضاد بسیار سنگین بود. به نوعی که حتی برای امضای موافقتنامه فرهنگی با فرانسه بر سر آوردن نام خدا به مشکل خورده بودیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که متن فارسی توافقنامه با نام خدا آغاز شود و متن فرانسه بدون نام خدا.
در اوایل دوران سفارت در فرانسه مصاحبه ای مطبوعاتی برگزار کردیم و همه را دعوت کردیم، اما هیچکس نیامد. فعالیت را ادامه دادیم و مصاحبه دیگری برقرار کردیم که سالن مملو از جمعیت شد و در آن جلسه پاسخ همه رسانهها را دادیم و جلسه خوبی بود، اما حتی یک کلمه هم از آن مصاحبهها منتشر نشد. این فضای رابطه ما با فرانسه بود. آزادی بیان و فعالیت در فرانسه هم تحت تأثیر سیاستهای آنها است که متأسفانه این نوع مدیریت در کشورهای جهان سوم مشاهده نمیشود.
این مثال نشان میدهد که حتی در کشورهای به اصطلاح آزاد چگونه مسائل مدیریت میشود.
* در خصوص ترور بختیار و نتیجه آن در روابط دو کشور توضیحاتی بفرمایید.
** در آن زمان من مدیر کل اروپای وزارت خارجه بودم و وارث این ترور و پس از آن مأمور مربوط به آن در فرانسه شدم. گروههای ایرانی خارج نشین در اوایل انقلاب با یکدیگر درگیریها وتسویه حسابهای خونینی داشتند. این ترور اصلاً ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران نداشت. تلاش میکردند تسویه حسابهای خود را به جمهوری اسلامی نسبت دهند تا با یک تیر دو نشان بزنند و از آنجا که فرانسه یک کشور آزاد بود بیشتر ترورها در آنجا رخ داد. این ترور رابطه را تحت تأثیر قرار داد، چرا که ضد انقلابهای خارجنشین قصد داشتند آن را برعهده جمهوری اسلامی بیندازند. دادگاه سنگینی بود که حدود 40 روز به طول انجامید. اولین کار من تغییر وکیل فرانسوی بود چرا که تصور میکردم توانایی این کار را ندارد. در نتیجه این دادگاه سنگین 4 نفر از 7 نفر قاضی حکم بر برائت ایران دادند و کسی که متهم بود تبرئه شد و این جشنی شد برای دوستداران نظام وعزایی برای ضد انقلابیون.
یک خاطره جالب اینکه روز دادگاه، قاضی از متهم مشخصات وی را پرسید که وی سن خود را به شمسی گفت و دادگاه به گمان اینکه وی دادگاه را به تمسخر گرفته شلوغ و پرهیاهو شد، اما مسائل به تدریج پیش رفت و ما تبرئه شدیم.
* چرا وکیلی راد که ترور بختیار را به او نسبت دادند وحکم خود را در زندانهای فرانسه گذراند در بازگشت مورد استقبال مقامات سیاسی قرار گرفت؟
** شاید به عنوان یک زجر کشیده مورد استقبال قرار گرفت اما اگر من بودم این کار را نمیکردم.
* جمهوری اسلامی در حمایت از اتباع خود در کشورهای دیگر چه میزان تلاش کرده است؟
** ما در پیگیری افراد فارغ از اینکه به چه جرمی در زندانهای کشورهای مختلف هستند تلاش می کنیم و جمهوری اسلامی چتر حمایتی خود را گسترده است و تا جایی که میتواند از آنها حمایت میکند. موضوع 4دیپلمات ربوده شده در لبنان و امامموسی صدر از ابتدا پیگیری شده، اکنون نیز پیگیری میشود اما طرف مقابل رژیم صهیونیستی است که ناصالح و جنایتکار بوده و نمیتوان با او به توافق رسید.
* شیرینترین خاطره از فرانسه؟
** تبرئه ما در دادگاه ترور بختیار بود، چرا که روی آن زحمت زیادی کشیدیم. دورزدن تحریم نفتی امریکا وجایگزینی توتال به جای شرکتامریکایی کونکو و برد از امریکا درجام جهانی نیز از خاطرات دیگر من است.
* در دوران سخنگویی خندهدارترین سؤالی که از شما پرسیدند چه بود؟
** یک سؤال ورزشی در مورد شنا پرسیدند که با وجود جدیت در کارم مدت زیادی خندیدم و جلسه به هم ریخت.
* مهمترین فشارهایی که در داخل روی دوش شما در دوران سخنگویی بود چیست؟
** معتقدم که باید از نظام در عرض و عمق دفاع کرد. درعرض باید از همه دستگاهها دفاع کرد و در عمق یعنی از 30 سال گذشته و دستاوردهای آن باید دفاع کرد. بعضی جاها فعالیتها مورد تأیید نیست، اما بدین معنی نیست که دستاورد و عملکرد نظام را زیر سؤال ببریم. ما نیز یاد گرفتیم که هیچگاه جلوتر از امام حرکت نکنیم.
* تعامل شما با آقای خاتمی به عنوان سخنگوی دستگاه سیاست خارجی چگونه بود؟
** دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی از مقولههای تحت نظارت و شمولیت مقام معظم رهبری بوده و هست و براساس اجماع در مسائل کلان تصمیمگیری میشود. قطع رابطه با مصر وعدم مذاکره با امریکا را امام دستور داد. ما شورای عالی امنیت ملی را داریم که رئیسجمهور رئیس آن است و برخی افراد حقیقی و حقوقی در آن عضو هستند و تصمیمگیریها و مصوبات شورای عالی امنیت ملی به تصویب رهبری رسیده و لازمالاجرا میشود. مانند موضوع مذاکره با امریکا که حتی در زمان امام نیز در دستور کار شورای عالی امنیت ملی بود که در همان زمان و نتایج عدم مذاکره بود. شئون کلی نظام در اختیار شورای عالی امنیت ملی و رهبری است، در همین چارچوب سخنگو چندان نمیتواند و نباید خارج از خط حرکت کند.
* آیا موضوع برنامه هستهای جزو سیاستهای کلان نظام است؟
** بله.
* پس تصمیم به تعلیق غنیسازی که خط قرمز نظام بود از سوی چه مرجعی و به چه دلیلی گرفته شد؟
** بر اساس مقتضیات تصمیم گرفته شد کما اینکه در اواخر دولت خاتمی قفلها شکسته شد و تعلیق کنار گذاشته شد.
* آیا خاتمی گزینههای دیگری به جای شما در ذهن داشت؟
** قاعدتاً ایشان گزینههای دیگری هم در ذهن داشت، اما از آنجا که دکتر خرازی در پست وزارت خارجه بود و وی با من راحتتر بود و به من اعتماد داشت در این پست حضور پیدا کردم.
* مهمترین منتقدان شما چه کسانی بودند؟ در مورد آنها کمی صحبت کنید.
** افراطیان دو طرف. ادبیات دیپلماسی خاص خودش را دارد. برخی معتقدند که مسائل باید صریح و رک گفته شود که اینگونه نمیشد. متعادلین طرفین خیلی منتقد نبودند.
* در خصوص حادثه 11 سپتامبر عملکرد ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ برخی معتقد بودند که باید در این خصوص وارد همکاری با امریکا شد که مقام معظم رهبری مستقیماً وارد عمل شده و آن را رد کردند.
** درآن زمان با خرازی از نیویورک بازمیگشتیم که در هواپیما اطلاع یافتیم که برجهای دوقلو را زدند. وزیر خارجه همانجا در یک موضعگیری این حمله را محکوم کرد.
در موضوع حادثه 11 سپتامبر تردیدها و ابهاماتی وجود دارد، اما در نتیجهگیری تمام دستاوردهای آن در جهت منافع بلندمدت امریکا بود. اقدام جمهوری اسلامی ایران در این سطح کفایت میکرد. این عملیات یک کار دشوار بود و اگر کسی به نیویورک رفته باشد و آن ساختمانها را دیده باشد، متوجه میشود که کار سختی است و هر کسی نمیتواند از پس این کار برآید.
* اگر مقام معظم رهبری وارد جریان نمیشد چه سرنوشتی بر کشور حاکم میشد؟
** ایشان همواره قبل از آنکه کار به جاهای باریک بکشد وارد کار شده وامور را هدایت میکند. نمونههای زیادی درسیاست خارجی در این زمینه وجود دارد.
* شما را باید اصولگرا خواند یا اصلاحطلب؟
** من ولایتمدار هستم. هرکسی از ظن خود با من یار شده است.
به هرحال مواضع و موضعگیریهای من موجود است من نباید بگویم چه هستم. قضاوت با مردم است.
* منتقدان گفتوگوها و موضعگیریهای مستقلانه و چندجانبه از سوی مقامات کشور را ضعف دیپلماسی میدانند، نظر شما چیست؟
** از سویی درست است چرا که دستگاه دیپلماسی مجری تصمیمات است و از سوی دیگر درست نیست چراکه به روابط تصمیمگیرندگان بازمیگردد. خانم رایس در دوران تصدی پست شورای عالی امنیت ملی امریکا این شورا را فعال کرده بود، اما در دوران وزارتش وزارت خارجه فعال شد و شورای عالی امنیت ملی امریکا به کنار گذاشته شد و این به خاطر رابطهای بود که با رئیسجمهور داشت، اما در روسیه اینچنین نیست. در ایران از وقتی آقای جلیلی به شورای عالی امنیت ملی آمده، در موضوعات مربوط به وزارت خارجه کمتر دخالت میکند و جز مسئله هستهای که به یک اجماع ملی نیازمند است، در امور وزارت خارجه چندان دخالت نمیکند. اعتقاد دارم هرچه وزارت خارجه بیشتر در تصمیمگیریها دخالت کند و حضور داشته باشد کارها صحیحتر انجام میگیرد.
ïïï به دلیل مواضع و سخنرانیهای خود در پست سخنگوی وزارت خارجه چند بار بازخواست و جریمه شدید؟
جریمه و بازخواست نشدم اما دریک مجلس ترحیم فردی با من صحبت کرد و بعدها فهمیدم که خبرنگار بوده و کلیه صحبتهای مرا منتشر کرده بود که بازتاب گستردهای داشت و این موضوع باعث تذکر به من شد. برخی مواقع شماتت میشدم اما نه از سوی مسئولین بلکه از افراد وابسته به طیفهای مختلف. روزنامهها نیز انتقادات زیادی داشتند که این از الزامات جامعه آزاد است.
* در خصوص دریافت جایزه صلح نوبل از سوی شیرینعبادی موضع وزارت خارجه چه بود؟
** من آن جایزه را حق وی نمیدانستم. اصلاً عبادی را در این سطح نمیدانستم، چرا که این موضوع را سیاسی میدانستم، بههمین دلیل وقتی این جایزه به وی اعطا شد علیرغم اصرار برخی دوستان واکنش سردی داشتیم. برخی این موضوع را توفیقی برای یک زن مسلمان میدانستند که من این طور نمیدیدم.
* شما سفیر ایران در امارات نیز بودید. انتقادات زیادی به سفرای ایرانی در کشورهای عربی وجود دارد. در خصوص شما این انتقاد مطرح است که بیشتر در سفر بین ایران و امارات بودید و کمتر به ایرانیان مقیم میپرداختید. نظرخودتان چیست؟
** من در 3 سالی که در امارات بودم یک سفر خارجی مگر یک عمره نرفتم و سفرهایم بین ایران و امارات بوده که آن هم به هزینه شخصی خودم برای امور ایرانیان ساکن امارات و نیزگسترش روابط دو کشور بود. من با ایرانیان ساکن امارات روابط خوبی داشتم و حتی به درد لنج داران ایرانی نیز رسیدگی میکردم.
من بیشترین تلاش را برای آزادی زندانیان داشتم. هنوز برخی ایرانیان که درامارات زندانی دارند، نزد من آمده و من برای آزادی آنها تلاش می کنم.
امارات یک کشور مهم است که روابط اقتصادی خوبی با ایران دارد. در این کشور 400 هزار ایرانی داریم و هر سفیری که میرود باید به وضع آنان رسیدگی کند.
بهترین جلسات و اوقات خوش من در روزهای چهارشنبه در ملاقات عمومی با مردم بود.
* ایران و امارات در خصوص جزایر سهگانه مشکلاتی دارند. این اختلافات را چه طور باید مدیریت کرد؟
** در تنب کوچک و بزرگ اختلاف و ابهامی نیست، تنها ابوموسی مورد اختلاف است که آن هم روی نحوه اداره جزیره اختلاف داریم. بر اساس یادداشت تفاهم 1971 حاکمیت این جزایر در دست جمهوری اسلامی ایران است و امارات نیز میداند که موضوع چیست اما برای تبلیغات داخلی فعالیتهایی را انجام میدهد.
* برای بازگشت سرمایههای ایرانیان مقیم خارج به داخل کشور چه قدر تلاش کردید؟
** من از بانیان همایش سرمایهگذاریهای ایرانیان خارج از کشور بودم. معتقدم که نباید زمینههای خارج شدن سرمایه از کشور را فراهم کرد، باید بسترهای لازم برای جذب سرمایهگذاری را به وجود آورد. دولت در این زمینه کارهای خوبی را آغاز کرده وحضور رئیسجمهور در جمع ایرانیان خارج از کشور قابل توجه وارزنده است، اما دستگاههای اجرایی باید برنامهریزی کرده و انگیزههایی را به وجود آورند که سرمایهگذاری در کشور صورت بگیرد. یکی از دلایل رونق و اعتبار امارات حضور و سرمایههای ایرانیان است.
* ایران با ساخت جزایر مصنوعی در امارات مشکل ندارد؟
** این موضوع بیشتر از آنکه حاکمیتی و مرزی باشد، محیطزیستی است و آنها میتوانند در فضای سرزمینی خود دست به این اقدامات بزنند.
* کشورهای حاشیه خلیج فارس از فعالیتهای هستهای ما چقدر احساس خطر میکنند؟
** کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانند که ایران به هیچیک از آنها تجاوز نخواهد کرد وایران برادر آنهاست، اما تحت فشار امریکا گاهی اظهاراتی میکنند.
از نیروگاه هسته ای ما احساس خطر نمیکنند، خود آنها نیز به دنبال ایجاد نیروگاههای هستهای هستند.
* ناگفتهای وجود دارد که نیاز به بازگویی آن باشد؟
** رئیسجمهور آلمان شرقی همواره 22 بهمن را به امام تبریک میگفت و امام (ره) پاسخ آن را با دست خود مینوشتند که این یک کار قشنگ از سوی امام و نشانگر اهمیت امام به روابط دیپلماتیک بود. تصور میکنم هر کس به امام تبریک میگفت امام همین کار را انجام میداد.
* مهمترین شایعهای که در مورد خود شنیدید چه بود؟
** اینکه علی دایی داماد من است.
* در خصوص فتنه اخیر موضع شما چیست؟
** هر زمان که در داخل اختلاف داشته باشیم فشارهای بیرون بیشتر شده و هر زمان که متحد باشیم فشارها کم میشود. دشمنان وقتی به ما طمع میکنند که احساس کنند از درون ضربهپذیر و دچار آسیب هستیم. وظیفه همه ما است که حولمحور رهبری متحد شده و اجازه ندهیم که دشمن طمع کند.