تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۹۸۹۰۱
اهداف اوباما از سفر به هند، اندونزی، کره جنوبی و ژاپن چه بود؟

پائیز پدرسالاردر تور آسیا

ترجمه و تنظیم: جعفر بلوری اشاره: مقاله پیش رو در تاریخ 11 نوامبر 2010 و به قلم پروفسور خوان کول استاد «خاورمیانه مدرن و آسیای جنوبی» دانشگاه «میشیگان» منتشر شد. در این مقاله نویسنده به بهانه سفر 10 روزه «باراک اوباما»، رئیس جمهور آمریکا به کشورهای هند، اندونزی، کره جنوبی و ژاپن به دستاوردهای پوچ واشنگتن در این سفر به خصوص در کشورهای کره جنوبی و هند می پردازد. تضعیف جایگاه ایالات متحده در آسیا و شکست ناپذیر بودن جمهوری اسلامی ایران از جمله نکات مهم دیگری است که این پروفسور تاریخ به ناچار به آن اذعان می کند. یادآور می شود، تقریبا در تمام این کشورها قبل و بعد از ورود اوباما تظاهرات و تجمعات اعتراض آمیزی برگزار شد که در این مقاله اشاره ای به آن نشده است. سرویس خارجی کیهان

باراک اوباما محروم از لذت پیروزی انتخابات میان دوره ای کنگره که نصیب جمهوری خواهان شد، به سرعت سفر خود را به آسیا آغاز کرد؛ قاره ای که درباره آن هم وعده های زیادی داده است. به هر حال آسیا در حال رشد است و اوباما مشتاق به چنگ آوردن موفقیت هایی در حلقه آسیا.
اوباما پیش از آن که در سفر 10 روزه خود به آسیا، سفیر حسن نیت باشد، به دنبال بازار مصرفی برای کالاهای آمریکایی بود. فروش سلاح، توسعه روابط تجاری، همکاری در زمینه های انرژی سبز و درنهایت ایجاد تعادل ژئوپولتیک در منطقه از جمله مواردی است که بسیار مورد علاقه و نیاز ایالات متحده قرار دارد. این سفر درست زمانی روی داد که اوضاع نابسامان اقتصادی آمریکا، اوباما را خانه نشین کرده بود؛ هر چند منشأ این اوضاع نابسامان را باید در دوران ریاست جمهوری جرج بوش پسر جست وجو کرد. دورانی که به حق باعث بروز شکاف عمیقی برای ایالات متحده در سرتاسر دنیا شد.
حال به این اوضاع، وسواس عجیب و غریب نخبگان واشنگتن را اضافه کنید، به همراه مثلا چالش جمهوری اسلامی ایران؛ نتیجه، معجونی نه چندان دلپذیر خواهد بود. تمرکز و اصرار بر ادامه این روش برای مردم آمریکا دردسرساز و برای منافع آمریکا در آسیا مضر خواهد بود. جایی که هژمونی های قدرتمند منطقه ای به سرعت در حال ترسیم و اجرای حرکت رو به رشد خود هستند، اگر چه این قدرت های نوظهور تظاهر به راضی نگاه داشتن عموسام کنند.
شاید هنوز ایالات متحده بزرگترین اقتصاد دنیا باشد اما باید قبول کرد در شوک بزرگ بدهی ها به سر برده و از یک ضعف بنیادین رنج می برد. آمریکا باید با اتحادیه یک پارچه ای همچون اتحادیه اروپا به رقابت اقتصادی بپردازد، کاری که چین در یک دهه اخیر به خوبی از پس آن برآمده است.
نخستین مقصد اوباما، هند بود، کشوری که تولید ناخالص ملی اسمی آن کمی بیش از یک تریلیون دلار در سال است و این شاخص با سرعت زیاد و غیرعادی درحال افزایش است؛ از سوی دیگر، پیش بینی شده تولید ناخالص داخلی این کشور نیز تا اوایل سال 2020 چهار برابر شود. به عبارت ساده تر، دوران سلطه گری آمریکایی ها رو به پایان گذاشته و عصری که آمریکا به تنهایی نیمی از اقتصاد دنیا را با خود به یدک می کشید (به خصوص پس از جنگ جهانی دوم) رو به اتمام است.
اصرار عجیب آمریکایی ها به سرمایه گذاری سنگین در جنگ های تمام نشدنی دنیا، از جمله «بخش مربوط به امور دفاعی» (همچون سپر دفاع موشکی) هزینه ای بالغ بر یک تریلیون دلار در سال را شامل می شود، همین یک عامل برای تضعیف آمریکا در معادلات دنیا کافی است. وقتی صحبت از بازارهای جهانی، منابع و قدرت منطقه ای می شود، بیشتر جنگ افزارهای معمولی (غیراتمی) که آمریکا بر تمرکز روی آنها اصرار دارد، قادر به مقابله با کشورهای اتمی و رقبای کلیدی همچون روسیه، چین و هند نیستند.
اثبات مفید بودن همین جنگ افزارها به خصوص در جنگ های غیرمعمول که آمریکا همیشه خود را در سایه تهدید آن می بیند نیز سخت است. (به خصوص زمان دسترسی و آماده سازی سریع آنها برای استفاده علیه دشمن) حقیقت غم انگیزی که با تلاش بی ملاحظه بوش برای تسلط بر کل کشورهای غرب آسیا آغاز و با تمسخر همراه با تفکر رقبای واشنگتن ادامه یافت.
«انبار سلاح های آمریکایی» در توجیه چنین وضعی، بسیار بی ربط است. در این بین اقتصاد آمریکا در طول جنگ ها و هزینه های نظامی، متحمل بدهی های سنگینی شده و به دنبال بازی های «وال استریت ژورنال» نیز به شدت ضربه خورده است.
اینکه چطور ایالات متحده آمریکا در آسیا ضعیف شده، به راحتی با بررسی سلسله موانعی در پیش درآمدهای آن که از قضا از سوی قدرت های منطقه ای متحمل شده، قابل اثبات است. وقتی به عنوان مثال پائیز سال جاری کدورتی بین چین و ژاپن در دریا و نزدیک جزایر مورد مناقشه «سنکاکو» روی داد، «هیلاری کلینتون»، وزیرخارجه آمریکا وساطت کرد. پیشنهاد آمریکا از سوی چینی ها رد شد؛ چینی هایی که به عمد اقدام به توقف صادرات مواد خاک های کمیاب استراتژیک به ژاپن و ایالات متحده آمریکا کردند. در مقابل دولت «اوباما» به سرعت با اتخاذ موضعی متملقانه تصریح کرد تا وقتی این جزایر تحت تعهد آمریکایی ها قرار دارد، از ژاپن حمایت می کند، اما در نهایت به این سؤال پاسخ نداد که بالاخره چه کسی مالک این جزایر است.
سیاسیون و دانشمندان پاکستانی در درخواست از «اوباما» برای کمک به رفع مناقشه کشمیر در جریان دیدارش با «مانموهان سینگ» نخست وزیر هند متفق القولند. هر چند، هندی ها پیش از این به طور قاطع بین المللی شدن حل این مناقشه را رد کرده اند. مناقشه ای که در آینده این کشور با اکثریت مسلمان، متمرکز شده است؛ اکثریتی که ساکنان آن خواستار استقلال هستند. اگرچه اوباما در دوران مبارزات انتخاباتی خود، از علاقه اش به حل مناقشه کشمیر خبر داد اما ماه مارس گذشته بود که دولت او رسما اعلام کرد هیچ تمایلی به حل این مناقشه ندارد مگر اینکه طرفین از واشنگتن برای این کار دعوت به عمل آورند. به عبارت دیگر، «اوباما» و «کلینتون» بدون معطلی تغییر موضع داده و در پاسخ به هشدارهای هند به عنوان یک قدرت منطقه ای مبنی بر «دخالت های خارجی ممنوع»، عقب نشستند.
این گونه واکنش ها که بیش از هر چیز از ضعف و ناتوانی نشات می گیرد، نه باعث تقویت قدرت آمریکا- که دچار نقصان شده- می شود و نه باعث حل مناقشات خواهد شد.
آیا در سفر «اوباما» به آسیا، او توانست مناقشاتی را که باعث برافروختگی جنگ افغانستان می شود مهار کند؟ اقدامات او و دولتش برای حل مناقشه پاکستان، یا به انزوا کشاندن جمهوری اسلامی ایران چطور؟ وقتی «اوباما» به «سئول» وارد شد، ایران به عنوان مهمترین موضوع گفت وگوی او با مقامات کره جنوبی مطرح بود. پاییز سال جاری کره جنوبی به عنوان متحد نزدیک آمریکا اعلام کرد قصد دارد در جلو بردن بازی آمریکا علیه تهران یک قدم بردارد؛ اما در عمل دو قدم در اجرای تحریم های مورد حمایت واشنگتن علیه این کشور ثروتمند به عقب برداشت. کره ابتدا اعلام کرد شعبه سئول بانک ملی جمهوری اسلامی ایران را تعطیل کرده است. سپس کره ای ها حرکت بعدی را آغاز کردند. به گزارش «فایننشال تایمز»، به دنبال تعطیلی یک بانک، دو بانک شروع به انجام فعالیت های بانکی و تجاری خود با ایران کرد اما این بار از طریق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. از طرف دیگر دولت کره جنوبی با یافتن راه حل هایی، از تحریم های احتمالی بانک های خود جلوگیری کرد تا کشورش راحت تر از گذشته به مبادلات خود با ایران ادامه دهد.
پیش از آخرین دور تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، میزان مبادلات تجاری تهران- سئول10 میلیارد دلار در سال بود؛ در این میان 2142 شرکت کره ای نیز با ایران مبادلات تجاری دارند. نیمی از تجارت ایران- که حدود 10 درصد نفت وارداتی کره جنوبی را شامل می شود- نیز به هیچ وجه تغییر نکرد. در این میان تنها صادرات کره جنوبی به ایران تحت تأثیر تحریم ها تا اندازه ای کاسته شد. به عبارت بهتر، تحریم ها تأثیری بر ایران نگذاشت و در این میان کشوری که تنبیه شد، متحد کلیدی آمریکا، یعنی کره جنوبی بود. اقتصاد کره جنوبی- به دلیل کاهش صادرات- و تمهیدات احمقانه کاخ سفید آسیب دید.
کمی بعد نیز برخی رسانه ها از تصمیم شرکت های کره ای برای سرمایه گذاری در شهرهای صنعتی ایران خبر دادند. همه اینها یعنی اینکه «اوباما» با هزینه کردن سرمایه های سیاسی برای ترغیب کره جنوبی برای پیوستن به منطقه آزاد تجاری که کاخ سفید سازماندهی کرده! و همچنین با تغییر تعرفه های گمرکی خود مانع از آسیب دیدن صنعت خودرو آمریکا شده است! بعید به نظر می رسد که او اکنون بتواند به دنبال راهی برای تنبیه کردن کره جنوبی به خاطر بی توجهی هشدارهایش درباره ایران پیدا کند.
چین یکی از کشورهای بزرگ با صنعت انرژی بزرگتری است که در حال حاضر در حال سرمایه گذاری و فعالیت در ایران است، و واشنگتن تاکید دارد که برخی از شرکت های این کشور قدرتمند حتی در حال ارسال تجهیزاتی به ایران هستند که می تواند به پروژه تحقیقات هسته ای این کشور کمک کند. به نظر می رسد همین مسئله، می بایست بخش مهمی از گفت وگوهای «اوباما» با «هوجیان تائو»، درجلسه ای را تشکیل می داد که کمی پیش از اجلاس گروه 20 تشکیل شد. اما تنش های سیاسی و اقتصادی موجود بین دوکشور به قدری است که تقریبا تمام وقت طرفین صرف بررسی این مشکلات و «جنگ ارضی» شد؛ طوری که اوباما مجال زیادی برای پرداختن به موضوع ایران نیافت. اگر به دنبال اندازه گیری میزان زوال آمریکا از زمان اوج جنگ سرد تاکنون هستید، به خاطر داشته باشید که جمهوری اسلامی ایران و پاکستان زمانی جزو حوزه نفوذ ایالات متحده آمریکا بودند و سایر قدرت های بزرگ درحاشیه قرار داشتند اما اکنون اوضاع بسیار متفاوت است.
اکنون بهترین کاری که ایالات متحده می تواند درباره پاکستان انجام دهد، ایجاد برابری سیاسی (و نظامی) و اعلام حاکمیت مشترک است و اما درباره ایران... به هیچ وجه کاری نمی توان کرد.
و اما ورود اوباما به هند؛ اعلام خبر امضای برخی توافقات تجاری به خصوص صادرات کالاهای آمریکایی به این کشور پرجمعیت بدون شک خوب و مثبت است. اما سؤالی که مطرح است اینکه چرا رئیس جمهور آمریکا ناگهان به طور غیرمنتظره اعلام کرد واشنگتن به جد به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل از عضویت هند در بین این اعضا حمایت می کند. تایید قدرتی که روز به روز درحال افزایش توان خود به عنوان یک رقیب جدی است، منطقی به نظر نمی رسد. برخی قانونگذاران و سیاسیون هندی براین باورند که افزایش رشد جمعیت، توان نظامی و هژمونی اقتصادی کشورشان درجنوب آسیا ازسوی واشنگتن حمایت می شود و اینکه ایالات متحده دست ازحمایت های خود ازپاکستان برداشته و اقدام به فروش گسترده سلاح به این کشور نمی کند. بعلاوه اینکه «دهلی نو» مشتاق گسترش موقعیت ژئوپلتیک خود در افغانستان است، جایی که تا سال 2014 آمریکا و متحدانش از آن خارج می شوند. یک هندوستان چیره یافته بر افغانستان، البته که بزرگترین وحشت پاکستانی هاست.
اما نیاز شدید هند به انرژی موضوع مهمی است که نباید از آن غافل بود. پیش بینی شده نیاز این کشور به نفت طی 15 سال آینده به چهار برابر افزایش یابد. عطش هند و پاکستان به انرژی و استقرار یک کشور ثروتمند در حوزه های نفتی و گازی مثل ایران در منطقه، موضوعی نیست که «دهلی نو» بتواند به این سادگی از کنار آن بگذرد. حال در این میان آمریکا تنها راه حل خود برای رفع این مشکل را تهدید به تحریم قرار داده است. روشی که کارایی آن درکره جنوبی به اندازه کافی بررسی شد.
و نکته آخر اینکه، در پایتخت کشورهای رو به رشد آسیایی، مبارزات پیوسته واشنگتن برای گسترش تحریم ها علیه ایران در برخی مقاطع، تهدید حمله نظامی به این کشور، به عنوان بخشی از ماجراجویی های جنون آمیز آمریکا محسوب می شود. رهبران هند، چین و کره جنوبی درمیان سایر کشورهای منطقه خیلی خوب روش فرار از این عقده روحی واشنگتن را آموخته اند و به اهمیت ایران در آینده تجاری خود نیز کاملا واقفند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات