* در هر انقلابی تلاش میشود برای چندمین نسل پس از انقلاب با بیان خاطرات، روایتها، سخنرانیها، پخش فیلم و تصویر و عکس و ماهیت آن دوران به نسل جدید منتقل شود. گلایه جدیدی که این روزها در جامعه مطرح میشود، جریان پخش گزینشی سخنرانیهای امام خمینی(ره) در صدا و سیماست. سانسور بخشهایی از سخنرانی امام خمینی باعث شد آقای سیدحسن خمینی نامه گلایهآمیزی بنویسند. نظر شما در مورد این پخش گزینشی چیست و آن بخشهایی که در صدا و سیما در حال سانسور شدن است شامل چه بخشهایی است؟
** شاید سانسور نسبت به آنچه در صدا و سیما رخ میدهد، تعبیر رسایی نباشد بلکه انتخاب گزینشی مناسبتر است، به گونهیی که تحریف معنوی جدی در محتوا و کلام حضرت امام ایجاد شده است. این روندی است که صدا و سیما از مدتها قبل در پیش گرفته و اخیراً به اوج خود رسیده است. شبیهسازیهای ناموجه در استفاده از سخنرانیها و کلمات و نوشتهها و احکام حضرت امام(ره) در موضوعاتی که امروز میخواهند نتیجهگیری دلخواه خود را از آن داشته باشند، صورت گرفته تا جایی که با ماهیت واقعی سخنان امام خمینی 180 درجه متفاوت است. کاری که اکنون در صدا و سیما انجام میشود، استفاده از کلماتی است که به تعبیر ما با یک موضوع اشتراک لفظی دارد؛ چنین گزینشی کلمات در کنار یکدیگر بدون توضیح ابتدا و انتهای یک سخنرانی یا بدون توضیح موضوع آن سخنرانی در حال رخ دادن است. این عمل در تفسیر قرآن،شأن نزول نامیده میشود. گاهی بیتوجهی به شأن نزول و شبیهسازیهای ناموجه نتیجه معکوس خواهد داشت.
* این رفتارها به تصویر دین اسلام به عنوان دین رحمت لطمه نمیزند؟
** اگر یک جزء را بزرگتر از حد خودش یا بریدهیی از سایر اجزا ببینید، دین اسلام یک دین وحشتناک و خشن خواهد بود. خطیب نماز جمعه تهران با داشتن لباس روحانیت که معروف به لباس پیامبر است از جایگاه نماز جمعه که جایگاه خاصی است و مظهر مهربانی و رحمت پیغمبر اکرم است، به جای اینکه از این تریبون، مهر و محبت و برادری و صفا به جامعه منتقل کند، با ادبیاتی خشن مردم را خطاب قرار میدهد و گروهها را متهم میکند. از اینکه دو جوان اعدام شدند، اظهار خوشحالی میکند و به قوه قضائیه دستمریزاد میگوید و خواهان آن است که با سایرین نیز همین رفتار را داشته باشند.
پرونده دو نفری که اعدام شدند در اختیار ما نیست و ما نمیدانیم بر آنها چه گذشته است. اما فرض کنیم دقیقاً حکم طبق قوانین صورت گرفته است. اما چگونه ممکن است یک روحانی، یک مسلمان، یک مجتهد و یک خطیب نماز جمعه از این جریان خوشحال باشد. او باید با چشم گریان صحبت کند از اینکه چرا جوانی به این نقطه رسیده که باید اعدام شود. ضمن اینکه در مورد اصل موضوع نیز حرف و حدیث وجود دارد.
* این منش صدا وسیما در این روزها مورد انتقاد اصولگرایان هم واقع شده است؟ چرا این شیوه ادامه مییابد؟
** صدا و سیما به طور بسیار خطرناک و غیرامانتدارانه از مدتها پیش، از قالب رسانه ملی خارج شده و به عنوان رسانه یک گروه افراطی به اصطلاح اصولگرا درآمده است. البته همه جریان اصولگرایی کشور اینگونه نیست و این جریان افراطی به همان موازاتی که به جریان اصلاحطلبی جفا و ظلم کردند به بخش عظیمی از گروه اصولگرایان نیز جفا کردهاند. در واقع صدا و سیما تبدیل به رسانه این گروه محدود شده است. من با قاطعیت عرض میکنم به هیچوجه صدا و سیما نقش رسانه ملی را ایفا نمیکند.
از مدتها قبل از انتخابات هم همینگونه بوده، در انتخابات به اوج خود رسید و اکنون به حد انفجار رسیده است.
* اما صدا و سیما سعی کرده با طرح برخی مناظرهها به جبران برخی کاستیها بپردازد. آیا به این مهم موفق نشد؟
** هشت ماه بعد از انتخابات. اینها برخلاف موازین عدالت، اخلاق و قانون، یکجانبه و یکطرفه آقای موسوی و طرفدارانش، آقای کروبی و طرفدارانش، تلویحاً آقای هاشمی و افکار ایشان و بسیاری از افراد و احزاب و گروهها و جریانات را به باد اتهام و تهمت و دروغپردازی گرفتند. سخنرانیهایی پخش و علیه این افراد مصاحبه میکنند و هیچ فرصتی برای دفاع از خود به آنها نمیدهند. آیا آقای مهندس موسوی که هشت سال نخستوزیر امام در این کشور بوده، اینقدر حق نداشت که بعد از انتخابات یک ساعت به ایشان در حد آقای رسایی، شجونی و آقای دهنمکی اجازه دفاع دهند.
* توضیح آنها این است که برای کاهش تنش این امر صورت گرفته و اجازه حضور به آنها ندادند تا تنش ایجاد نشود.
** چه تنشی ایجاد میشود؛ از دید آنها اینکه آقای شجونی یک روحانی 80 ساله با بدترین ادبیاتی که حتی افراد عادی کوچه و بازار هم شرم دارند اینگونه با یکدیگر حرف بزنند صحبت کند، در جهت تنشزدایی است یا در جهت توسعه اخلاق است؟ مگر امام نفرمود صدا و سیما دانشگاه است. آیا این استادان دانشگاه هستند که برای جوانان مملکت ادبیات جدیدی را به ارمغان میآورند؟ در طول یک صحبت عذر میخواهم از تعابیری نسبت به معترضان همچون سگ و الاغ و احمق و نادان و مزدور آمریکا و اسرائیل و دزد و غارتگر استفاده میکنند و تهمتی نبوده که نزنند و سخن زشتی نمانده که بر زبان جاری نکنند. آیا اینها در جهت تنشزدایی است؟
* برگردیم به ماجرای انتخاب گزینشی سخنان امام در صدا و سیما، مگر امام خمینی حرفها را نزده است پس چرا بیت از سری جدید برنامهها ناراضی است؟
** مثلاً صدا و سیما این روزها یک روشی را انتخاب کرده و یکسری از صحبتهایی را که حضرت امام خمینی(ره) در مورد منافقین داشتند به گونهیی دیگر عنوان میکند. حال، منافقین چه کسانی بودند؟ منافقین افرادی بودند که در این مملکت آزاد بودند. نشریه و میتینگ داشتند. کاندیدا معرفی میکردند. بهرغم همه این آزادیها به اسلحه دست بردند و به طور گسترده در تهران ترور کردند. حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند و سران کشور و مردم را به شهادت رساندند. در زمان جنگ این افراد در گرا دادن به صدام برای بمباران و موشکباران ستون پنجم دشمن شدند و سپس رسماً جزء ارتش صدام شدند. یا مثلاً بنیصدر که رئیسجمهور بود و حین جنگ آن مسائل پیش آمد و آن میزان خیانت کرد. امام نیز تا آخرین لحظه با او مدارا کردند. امام راجع به بنیصدر در دهه 60 صحبتهایی را عنوان کردند. شبیهسازی این افراد، برای برخورد با کسانی که تمام عمرشان در خدمت امام بودند و امروز نیز، هم امام را قبول دارند، هم ولایت فقیه را آیا کار صحیحی است؟ آیا رفتار یکسویه صدا و سیما و همفکران آنها در کیهان و سایر جاها، در حال نابود کردن ولایت فقیه نیست؟ آیا آنها از زاویه دفاع از ولایت فقیه و از زاویه دفاع از خط امام به انتخابات، به رفتار دولت و... اشکالاتی وارد کردند؟ آیا درست است کلمات امام در آن زمان را با مسائل امروز تطبیق دهند و بخواهند از آنها استفاده ابزاری کنند؟
* آیا تلاش میشود چهرهیی متفاوت از امام نشان داده شود؟
** در واقع آنچه اکنون عمل میشود 180 درجه خلاف آن چیزی است که در این سخنرانیها و گفتارها، مدنظر حضرت امام(ره) بوده است و در واقع چهرهیی از امام را به نسل جدیدی که اصلاً امام را ندیدهاند، منعکس میکنند و ایشان را یک چهره خشن، قانونگریز که خشونت در راس برنامههایش بوده است، نشان میدهند. چگونه است که احکام فراوان، سخنرانیهای امام و مماشاتی را که ایشان با همین افراد داشتند، پخش نمیکنند؟
* با چه چیزی میخواهند شبیهسازی کنند؟
** اولاً حضرت امام(ره) به عنوان موسس این نظام در جایگاهی است که هیچکس نمیتواند خودش را با ایشان مقایسه کند. مقام معظم رهبری در یک سخنرانی فرمودند امام معصوم نبودند اما تا مرزهای عصمت پیش رفتند. من خودم چند سال پیش در سالهای اول رهبری آیتالله خامنهیی به دیدار ایشان رفتم و ایشان میگفتند هر کس بخواهد من را با حضرت امام(ره) مقایسه کند امام را نشناخته است. «امام آسمان بود و ما زمین.» این جمله عین تعبیر ایشان است. در عین حال در هر جای دنیا یک انقلابی رخ میدهد. انقلابی که در کشور ما رخ داد در شرایط فوق اضطرار بود. در چنین شرایطی در هر کجای دنیا در دموکراتترین نظامها شرایط ویژه حاکم میشود. شرایط زمان جنگ حاکم میشود و بسیاری از آزادیها محدود میشود، در عین حال در همان شرایط میبینیم فرمان 8 مادهیی امام صادر میشود. چرا صدا و سیما در سالگرد صدور فرمان 8 مادهیی امام به ریشههای علل صدور این پیام نمیپردازد؟ بنده همین الان اعلام میکنم در مورد این موضوعات آماده مناظره هستم نه اینکه ساعت 12 شب با من تماس بگیرند و بگویند فردا شب حضور پیدا کنید و با آقای حسین شریعتمداری مناظره کنید. من چون نمیدانستم هدف از این مناظرهها چیست، قبول نکردم اما آقایان بیایند در مورد شخصیت و چهره امام صحبت کنند.
* از مماشات امام صحبت کنید.
** همه جای دنیا قانوناً و عقلاً و عرفاً مجاز به محدود کردن مجاری آزادی نسبی آن هم در روزهای پس از انقلاب هستند اما امام در آن زمان با گروههای مختلف مماشات زیادی داشتند جلوی دفتر امام پس از اینکه دولت موقت برکنار شده بود و آقای مهندس بازرگان به عنوان نخستوزیر کنار رفته بودند یکی از پاسداران آنجا اهانتی به مهندس بازرگان کرد، البته نه از آن دست اهانتهایی که این روزها در راهپیماییهای رسمی علیه بزرگان کشور صورت میگیرد بلکه تنها یک جمله نامهربانانه بود. خبر به حضرت امام(ره) رسید و ایشان به شدت از این مساله برآشفتند و عنوان کردند راضی نیستند در محدوده بیتشان به کسی اهانتی شود و پس از آن از مهندس بازرگان دلجویی کردند. همین آقای بنیصدر با وجود تمام نامهربانیهایی که داشتند حضرت امام با او مماشات و سعی میکردند او را نصیحت کنند. به خوبی به یاد دارم حضرت امام(ره) به برخی افراد میدان ندادند که به نام دفاع از او به دیگران هتاکی و فحاشی کنند، سیدی و نوار علیه این و آن بسازند. حتی اجازه ندادند در سطح گسترده نه برای دشمنان بلکه برای تمامی نیروهای انقلابی شنود بگذارند. متاسفانه اخیراً کسانی که بازداشت شده بودند بعد از آزادی میگویند نوار مکالمات ما در جلسات خصوصی و در خانههایمان شنود میشده است. به چه مناسبتی نوار مکالمات آقای ابطحی در جلسات مجمع روحانیون مبارز شنود میشد؟ طبق کدام قانون و با حکم کدام قاضی این امر صورت میگیرد؟
* این روزها در سخنرانیهای مختلفی که از حضرت امام در صدا و سیما پخش میشود و سخنرانیهای انتخابی ایشان شاهدیم در بخشی از سخنرانی ایشان میگویند با حزب و کار حزبی و... مخالفند.
** باید جملههای انتخابی و سخنرانی را در نظر گرفت و اینکه مخاطبان این جملات چه کسانی بودند و آن مخاطبان چه کارهایی را میکردند؟ در مجلس اول که خودم عضو آن بودم یک انتخابات واقعاً آزاد انجام شد و همه تشکلها و احزاب از جمله نهضت آزادی و... انتخاب شده بودند.
تقریباً همه گروههای فعال آن دوران در مجلس نماینده داشتند. آقای بنیصدر در برابر نمایندگان مجلس ایستاده بود و برخی از قوانینی را که مجلس تصویب میکرد، قبول نداشت. در واقع حضرت امام به دلیل اجرا نکردن مصوبات مجلس با او برخورد کردند. اگر اکنون آقایان بخواهند این جمله امام را پخش کنند باید علیه آقای احمدینژاد به کار رود زیرا بسیاری از مصوبات مجلس در زمان آقای احمدینژاد به انجام نرسیده است. من حتی حاضرم مناظرهیی داشته باشم در مورد عدم پایبندی دولتهای نهم و دهم به مصوبات مجلس و سیاستهای کلی نظام در برنامه چهارم. من مدعی هستم بیش از 30 الی 35 درصد از برنامه چهارم توسعه که رهبری آنها را تعیین کرده بودند؛ تحقق پیدا نکرد، برای مثال تطبیق مصوبات دولت با قوانین عادی که بعدها از اختیارات رئیس مجلس شد تا پیش از آن در اختیار رئیسجمهور بود. در واقع رئیسجمهوری که خود باید حافظ قانون باشد رسماً میگفت من این قانون را قبول ندارم. امام در برخورد با رئیسجمهور قانونشکن اعتراض کردند و گفتند قانون تو را قبول ندارد. این نحوه برخورد کجا و برخورد با کسانی که امروز به دولت به دلیل قانونشکنی و نقض قانون انتخابات انتقاد دارند، کجا؟
* شما معتقدید دستان شیطنتآمیزی پشت این نوع برخورد با سخنان امام وجود دارد؟
** با کمال تاسف یک جریان خطرناکی این روزها پشت صحنه ماجراست. در مقیاس وسیعی به تولید سیدیهای توجیهی و نمایشگاههایی از عکس روی آوردهاند. به من خبر دادند همین الان در حسینیه شهرک شهید محلاتی یکی از همین نمایشگاهها را بر پا کردهاند. دیروز از کرمان به من خبر رسید سیدی ساختهاند که در آن آقای موسوی، کروبی و خاتمی و همه جریان اصلاحطلب به عنوان عوامل آمریکا، ضدولایت فقیه و عوامل آشوب معرفی شدهاند. در جلسههای توجیهی برای بچههای بسیجی و جلسههای عزاداری این سیدیها را به نمایش میگذارند. حتی در بولتنهایی که برای مراکز خاص آموزشی است این موارد دوباره مطرح شده است. من در اینجا افشاگری و خواهش میکنم جلوی این کارها گرفته شود. من مطمئن هستم حتی مسئولان عالی رتبه سپاه هم بیخبر هستند و اطلاع ندارند که برخی با شیطنتهای خاص در معاونت سیاسی سپاه شروع به چاپ کتابهایی با عنوان بصیرت کردهاند که در این کتاب تحلیلهای افراطی برخی از روزنامهها را به عنوان مطالب تحلیلی و آموزشی پاسداران چاپ کردهاند و در آخر کتاب هم حجتالاسلام حسن خمینی را به عنوان یکی از همراهان اغتشاش معرفی و حتی سوال سه گزینهیی هم در انتهای کتاب طرح کردهاند که علت همراهی ایشان با منافقین و اغتشاشگران کدام یک از گزینههای زیر است؟
* یعنی به صراحت اینگونه به بیت امام خمینی(ره) توهین کردهاند؟
** بله، این کتاب بصیرت دو الان وجود دارد و متاسفانه مسئولان دلسوز سپاه هم از آن بیاطلاع هستند.
در مورد پیام 8 مادهیی امام توجه کنید دلایلی که منجر به صدور این پیام تاریخی شد یک هزارم این تخلفاتی نبود که امروز صورت میگیرد امام خمینی نسبت به آن تخلفها آنقدر حساس بودند که اگر الان حضور داشتند به یقین برخورد قاطعی با این نوع بیحرمتیها به کرامت انسانی میکردند.
* شاهد هستیم این گروهی که دست به چنین تخریبهایی میزنند هدفشان تنها یک گروه سیاسی نیست بلکه در حال ترور شخصیت بخش وسیعی از چهرههای قدیمی نظام هستند. چه نیتی پشت این رفتارها است؟
** یک جریان برانداز و خطرناک واقعی شکل گرفته و میخواهد گذشته انقلاب را در ذهن جوانها تاریک جلوه دهد و ناگزیر هستند تمام پایگاههای تاریخی اعتماد مردم را در طول انقلاب تخریب کنند. خب، برخی مانند مطهری، بهشتی، رجایی و باهنر به شهادت رسیدند و گویا باقیمانده آنها باید روزهایی سختتر از شهادت را سپری کنند چون شهادت آنها را ترور فیزیکی میکرد الان میخواهند باقیمانده نسل انقلاب را ترور شخصیت کنند. زیر تصویر شهید بهشتی میآیند فرزند ایشان را که ثابت کرده در طول نظام به جز تحصیل و تبدیل شدن به استاد دانشگاه هیچ کار دیگری نداشته، محاکمه میکنند؛ فرزندی که با شرافت زندگی کرده و یک جا مردم ایران سراغ ندارند که خانواده این شهید بزرگوار در طول 30 سال گذشته ادعای داشتن حقی را کرده باشند و امروز میبینیم در آستانه دهه فجر فرزند این شهید بزرگوار را با بیماری سختی که دارد با دمپایی و پیژامه میآورند در دادگاه زیر عکس ایشان محاکمه میکنند. یا همسر شهید رجایی را ردصلاحیت میکنند. یا علی مطهری اصولگرا را چون چهار کلمه حرف حساب زده (البته آن هم کنترل شده) به انواع انگها و تهمتها متهم میکنند. حال دیگر آیتالله هاشمی و آیتالله دستغیب و بیت حضرت امام هم مورد این نوع توهینها قرار میگیرند.
* شاید خیلی از مخاطبان دلایل صدور فرمان هشت مادهیی امام را فراموش کرده باشند.
** یکی از مسئولان دولتی برای یک مسئول دیگر شنود کار گذاشته بود آن هم در ماجرایی که خلاف شرع هم نبود و حداکثر خلاف عرف بود. همچنین سوالهایی نامرسوم در گزینشها مطرح میشد. امام آنچنان برخورد قاطعی کردند و حتی دستور تعذیر مسئولی را که دستور شنود را دادند صادر کردند. در واقع این رفتار امام خمینی برای این بود که افکار عمومی رفتار برخی از مسئولان را به حساب کل نظام نگذارند و بدبینی حاصل نشود. مردم حق دارند الان به برخی موارد مشکوک شوند. خب برای آنها سوال پیش میآید که چرا هیچ برخوردی با مسببان آن ماجرای روز عاشورای 10 سال پیش نشد؟ در آستانه 22 بهمن همه تلاش دارند وحدتی حاصل شود اما شاهد هستیم، گروه افراطی هنوز دارد به کار خودش ادامه میدهد و هیچ حرمتی هم برای هیچ کس قائل نیستند. خب سوال ساده ما هم همین است. چرا با افراطیونی که نمیخواهند در کشور وحدت درست شود، برخوردی نمیشود.
* صدا و سیما با این نحوه برخورد یکطرفه با سخنان امام خمینی به چه چیز آسیب بیشتری میزند؟
** نمیدانم از روی عمد یا غیرعمد اما صدا و سیما با این نوع رفتارهایش به سمتی میرود که اعتبار امام خمینی پس از 30 سال را در بین نسل جدید مخدوش کند. دستهایی پشت پرده است که با انتخاب گزینشی سخنان امام خمینی و پخش آن برای نسل جوان جاذبه اما را از بین ببرند و حتی میخواهند با هوشمندی به نظام ولایت فقیه هم آسیب بزنند. واقعاً با این شبیهسازیهای ناموجهی که میخواهند انجام دهند به امام جفا میکنند.
* بیت امام و همچنین چهرههای قدیمی که سالها با امام خمینی بودند اتفاق نظر دارند که این برنامهها در حال نشان دادن چهرهیی از امام است که خود را فراتر از قانون میدانسته... مثلاً من یک شبه دستور میدهم تمام روزنامههایتان را ببندند و... شما خاطرهیی از امام دارید که به عنوان موسس نظام چقدر به قانون تن میدادند حتی اگر خلاف نظرشان بود؟
** متاسفانه عدهیی تلاش میکنند جملههایی را از امام پیدا کرده و پخش کنند که به نوعی نشان دهد امام با قانون چنین برخوردی داشتند در حالی که مجلس سوم و آن نامه تاریخی نمایندگان آن دوره به امام خمینی میتواند بیانگر موضع امام نسبت به قانون باشد. در مجلس سوم نامهیی به امام خمینی نوشته شد و از ایشان گلایه شد که گاه دستوراتی خارج از روال قانونی میدهند. امام با بزرگواری حق را به ما دادند و گفتند به خاطر ضرورتهای روزهای جنگ بوده و شما کاملاً طبق قانون عمل کنید. یا حتی فردی عادی در دادگاه از امام شکایت کرد و امام آنقدر خود را مطیع قانون میدانستند که فردی را از جانب خود فرستادند تا در این دادگاه شرکت کند. یا حتی وقتی امام به نمایندگان گفتند که براساس مصالح روزگار بهتر است مهندس موسوی نخستوزیر باشند شاهد بودیم 99 نفر کاملاً برخلاف تصمیم امام خمینی(ره) به آقای موسوی رای منفی دادند اما بنیانگذار انقلاب حتی یک بار اجازه ندادند به این افراد توهینی شود یا حتی فشاری وارد شود که چرا خلاف نظر امام رای دادید. شما یک نفر از این 99 نفر را پیدا کنید که امام دستور داده باشند دوره بعد شورای نگهبان ردصلاحیتشان کند.
* به نظرتان باید چه کار کرد؟ چون مسلماً مسئولان عالی رتبه نظام هم موافق چنین رویکردی در مورد بنیانگذار جمهوری اسلامی نیستند.
** باید اهداف انقلاب را به مردم به صراحت معرفی کنیم چون خود نسلها قادرند تشخیص دهند شرایط کنونی چقدر با اهداف انقلاب تطبیق دارد. یک سوال جدی مطرح است؛ امام چرا انقلاب کرد؟ امام به یقین دنبال این نبود که شاه شود. امام وارد میدانی شد که کسی یک در میلیون هم احتمال پیروزی در آن را نمیداند و احتمال زندان و شهادت در آن بود. اما امام به خاطر سه موضوع انقلاب کرد؛ یک حکومت ظالمانه شاهنشاهانه؛ حکومت فردسالار استبدادی وجود داشت و امام میخواست در کشور مردم صاحب حق داشته باشند نه اینکه یک فردی در بالا بگوید و دستور دهد و همه در پایین فقط اجرا کنند. نکته بعد حکومت ظالم بود و امام میخواست به مردم اینقدر ظلم نشود و نکته سوم هم این بود که امام میخواستند کرامت مردم حفظ شود، به مردم در نظام احترام گذاشته شود و مردم مورد بیحرمتیهای متوالی قرار نگیرند. درست است با روزهای ترور و کودتایی که بعد از انقلاب بود امام در هر مقطعی دستوراتی متناسب با آن دوران دادند اما باید در شبیهسازیها به این سوال جواب داد که هدف امام از انقلاب چه بود و این اهداف را در امروز شبیهسازی کنیم یا شرایط دورهیی و سخنان گزینشی بنیانگذار انقلاب را.
* خب در مورد همان دستوراتی که میفرمایید، در حال حاضر هم برخی همان روزها را یادآوری میکنند و میگویند همان طور که امام برای حفظ کشور در آن موقع دستور برخورد جدی با منافقین را دادند الان هم باید چنین برخوردی صورت بگیرد تا کشور حفظ شود.
** اینطور نمیتوان نسخه مشابه پیچید. باید گروه مقابل را مشخص کرد. در آن زمان مجاهدین خلق رسماً اعلام کردند علیه نظام وارد میدان میشوند. در برابر مجلس و امام و دولت ایستادند. باز هم با آنها مماشات میشد اما دیدیم آمدند و شهید بهشتی و 72 تن را یکجا کشتند و مسئولیت آن را پذیرفتند. بعد هم آمدند رئیسجمهور، نخستوزیر و رئیس شهربانی مملکت را دسته جمعی ترور کردند و باز هم مسئولیتش را پذیرفتند و با فاصله کمی بیش از یک هزار نفر را در کوچه و خیابانها کشتند و انبار اسلحه درست کردند، از بمبگذاری گرفته تا ترور و... بعد هم فرار کردند و به کشوری پناهنده شدند که ما با آنها در حال جنگ بودیم. من سوال میکنم هر نظام حقوقی اگر در حال جنگ با کشور دیگری باشد و افراد و گروهی رسماً به ارتش کشور مقابل بپیوندند با آنها چه میکنند؟ اگر الان در افغانستان گروهی اعلام کند که رسماً با القاعده همکاری میکند و بعد هم دستگیر شود آیا جامعه بینالملل به محاکمه و اعدام این افراد ایرادی میگیرد؟ در مورد منافقین هم بعد از اینکه قطعنامه امضا شد و شعلههای جنگ فروکش کرد برای اینکه میخواستند جنگ ادامه پیدا کند عملیات فروغ جاویدان یا مرصاد را راه انداختند و آقای رجوی اعلام رسمی کردند که بعد از گرفتن کرمانشاه و اعلام حکومت به سمت تهران حرکت خواهند کرد و یک هفته دیگر تهران هستیم و برنامهریزی کردند که با همکاری سازمان توابین کذبی که در زندانها داشتند در داخل شهر هم آشوب راه انداخته و به این ترتیب تهران را بگیرند. توابین سران رده بالای منافقین در زندانها بودند و قرارشان این بود که ماموران زندانها را خلع سلاح کنند و به نیروهایشان که دارند میآیند تا به قول خودشان تهران را آزاد کنند، بپیوندند. خب من سوال میکنم هر جای دنیا بود چه برخوردی میکردند؟ با این حال امام دستور دادند سه نفر، یک قاضی، یک نفر از وزارت اطلاعات و دادستان پرونده تک تک این افراد را بررسی کنند اگر این افراد دوباره تکرار کردند که عملیات فروغ جاویدان را قبول داریم و اگر میآمدند به آنها میپیوستیم و بنا داشتیم که شورش کنیم، آن وقت حکم اعدام صادر شود. این کمال مماشات امام با این افراد بود. و حتی برای آخرین بار این فرصت برای آنها فراهم شد تا شاید در آخرین لحظه پشیمان شده و توبه کنند و البته در برخی از شهرها متاسفانه حساسیتها و دستور امام چندان مورد توجه قرار نگرفت و این مراحل طی نشد اما نقش دستور امام خمینی این بود. و من متعجب هستم که الان چرا اینقدر سعی دارند با آن دوران شبیهسازی کنند. نباید چنین شبیهسازیهای کاذبی صورت بگیرد. این کمال بیانصافی و بیعدالتی و فرصتطلبی در برابر مواضع رحمتگونه بنیانگذار انقلاب است. حتی کار را فراتر برده و افرادی را که سالها است در نظام برای حفظ آن تلاش کردند و مدافع نظام و منافع کشور و ولایت فقیه هستند مصداق سخنان امام قرار داده و تصاویرشان را در کنار سخنان گزینشی امام قرار میدهند.
* چرا افرادی که در روزهای انقلاب بیشترین همراهی را با امام داشته و کاملاً با منش امام آشنا هستند این روزها اقدام به روشنگری نمیکنند تا چهره امام با این شیطنتها مخدوش نشود؟
** من برای چندمین بار اعلام آمادگی میکنم تا مناظره کرده و در اینباره مصداق بیاورم تا معلوم شود اگر فرض بر مصداقگیری باشد الان چه کسانی مصداق سخنان امام هستند و چه کسانی مخاطب سخنان امام میتوانند باشند. امام از قوه قضائیهیی گلایه داشت که قانون را کنار گذاشته بود و هرطور که میخواست سلیقهیی با مردم برخورد میکرد. امام در فرمان 8 مادهیی نشان دادند که چقدر به این موضوعها حساس هستند.
* در ماههای اخیر برخی رسانههای اصولگرا به مجمع روحانیون انتقادات شدیدی کردند که با منافقین و آنچه آنها اغتشاشگر مینامند همراهی کرده و به دنبال ضربه زدن به نظام هستند.
** ما بارها هرگونه شعار دادن علیه نظام و رهبری را محکوم کردیم و مجمع روحانیون مبارز تا الان دو بار بیانیه داده و حتی شعار جمهوری ایرانی را هم محکوم کردیم. ما حتی در روز قدس هم بیانیه دادیم و گفتیم مثل همه سالها میآییم تا از حقوق مردم فلسطین دفاع کنیم. اما متاسفانه صدا و سیما هیچ یک از بیانیههای ما را پخش نکرد و از آن طرف چنین تهمتهایی را نسبت به مجمع و آقای خاتمی و اعضای مجمع مطرح میکنند. میگویند چرا ما موضع شفاف نمیگیریم. ما موضع شفاف میگیریم اما متاسفانه پخش نمیکنند. حتی ما چندین بار طبق قانون اساسی از وزارت کشور درخواست مجوز راهپیمایی کردیم تا توهین به تصویر امام و حتی اتفاق عاشورا را محکوم کنیم اما به ما چنین مجوزی نمیدهند و از آن طرف ادعا میکنند چرا مجمع راه خودش را جدا نمیکند و چرا موضع روشن نمیگیرد.
آلخمینی فقط دودمان ایشان نیست، اگرچه در راس آنها بیت حضرت امام(ره) و در راس بیت، سیدحسن آقای خمینی یک چهره درخشان علمی و یکی از استادان برجسته حوزه علمیه قم که شخصیتی جهانی دارند را تخریب و متهم میکنند. این جریانبرانداز تا جایی پیشروی کرده که تمامی یاران گذشته امام از جریان اصولگرا تا اصلاحطلب را از دم تیغ گذرانده است. شب عاشورا به حسینیه جماران حمله کردند؛ به مکانی که مردم در و دیوار آن را میبوسند. آنجا را تخریب کردند. هرجور هتاکی و فحاشی به موسسه نشر حضرت امام روا داشتند.
توهین به امام اینگونه است که اندیشههای ایشان را وارونه جلوه دهند و چهره مهربان ایشان را چهرهیی خشن معرفی کنند و در واقع امام را از قلبها بزدایند.
من به تمام مردم و به تمام بچههای بسیج و به تمام بچههای واقعی سپاه هشدار میدهم سپاه و بسیج مولود مدیریت حضرت امام و فرزندان بلافصل ایشان هستند، اجازه ندهند به نام امام در کانونهای آنها امامزدایی کنند. قربانی اصلی این جریانات افراطی و خشونتباری که بعد از انتخابات به نام دفاع از ارزشها و ولایت فقیه انجام شده، در درجه اول ولایت فقیه و در درجه دوم شخص ولیفقیه بوده است. من برای آیتالله خامنهیی احترام خاصی قائل هستم و ایشان را جانشین حضرت امام(ره) میدانم و بعد از حضرت امام(ره) هم مجمع روحانیون در حمایت از ایشان بیانیه صادر کرد. مواضع ما تغییر نکرده ولی بحث اینجاست که چرا باید موضوع اعتراض مدنی و اجتماعی که اعتراض به نتیجه انتخابات بوده به اینجا کشیده شود. مردم ولایت فقیه را دوست دارند. من به این جریان کاملاً مشکوکم و معتقدم این حرکت بیشتر دشمنانه است تا دوستانه.
* نامه آقای خاتمی به آیتالله خامنهیی را میتوانیم در این راستا قرار دهیم که یک نوع تایید دوباره در مورد مواضع اصلاحطلبان در حمایت از ولایت فقیه است و آن جوسازیها برای انحراف افکار عمومی بوده است.
** من نامه آقای خاتمی را ندیدهام و از محتوای آن خبر ندارم. همین جا عرض کنم در تکذیبیهیی که چاپ شده بود، اینگونه القا شده بود که آقای خاتمی اصل نگارش نامه را تکذیب کردهاند، اما اینگونه نبود. آقای خاتمی در جلسهیی که با دانشجویان داشتند، دانشجویان خبرهایی را از محتوای نامه مطرح کردند و از آقای خاتمی پرسیدند شما در نامهتان چنین مطالبی را نوشتید که ایشان گفته بودند به خدا پناه میبریم از این دروغهایی که این روزها گفته میشود. ایشان در گذشته هم این کار را میکردند. به هر حال نامه دلسوزانهیی بوده، دیگران هم نامه نوشته بودند. اخیراً بزرگان دیگری همچون آیتالله موسوی اردبیلی با آیتالله خامنهیی دیدار داشتند. بعضاً نامه نوشتند.
با رعایت جوانب مختلف، انجام هر کاری شرایطی دارد. طبعاً اگر آقای خاتمی به دنبال فضاسازی بودند، نامه سرگشاده مینوشتند، نه نامه محرمانه. یا دوستانی که ملاقات داشتند، اگر دلسوزانه نبود در ملاقات خود جار و جنجال به راه میانداختند. ما نظام را جزء وجود خود میدانیم. من به عنوان کوچکترین عضو مجمع روحانیون از 13 سالگی در این انقلاب بودهام و مقلد امام بودهام. بقیه بزرگان سراسر زندگیشان، افتخار سالها حضور در انقلاب است. چطور میشود ما علیه وجود خودمان قیام کرده باشیم. ما انقلاب را از خود میدانیم. هویت ایران امروز را در چهره انقلاب میدانیم. ما معتقدیم اگر ایران بخواهد به مرزهای رشد و بالندگی و پیشرفت برسد و اگر بخواهد به سند چشمانداز توسعه برسد ـ سند چشماندازی که در دوران آقای خاتمی کلید خورد و نهایتاً مقام معظم رهبری آن را تایید کردند ـ تنها از طریق همین قانون اساسی و انقلاب و همین ساختار محقق خواهد شد و ما میدانیم نقشهایی که در قانون اساسی پیشبینی شده است چقدر کارایی دارند. البته مشروط بر اینکه قانون اساسی را متعلق به همه بدانیم.
* در مجمع تشخیص مصلحت نظام برخی از اعضا عنوان کردند طرح حکمیت را بررسی کرده و با آقای هاشمی مطرح کردهاند. تا چه اندازه مجمع تشخیص توانست این طرح وحدت را جلو ببرد و چرا متوقف شد؟
** جزء وظایف قانونی مجمع تشخیص مصلحت نیست که در این موضوعات ورود پیدا کنند و در این مجمع هم، چنین طرحی مطرح نبود. بعضی از اعضای مجمع، همانند دوستان موتلفهیی، تحرکاتی را آغاز کردند اما نمیدانم چرا این تحرکات را متوقف کردند. آقای هاشمی هم در نماز جمعه 26 تیر نظر روشنی را مطرح کردند و بعدها هم بارها تاکید کردند راهحل همان است. از دید من هم بخشی از راهکارها، همان پیشنهادهای آقای هاشمی است. نمیشود از یک طرف جریان معترض و مهندس موسوی و آقای کروبی را دعوت به آرامش کرد و از طرف دیگر، دوستان ما یکی پس از دیگری در زندان گرفتار شوند. جالب اینجاست که از یک سو آقایان به حماسه مشارکت 85 درصدی در انتخابات افتخار میکنند و 40 میلیون رای را مطرح میکنند و از طرف دیگر موثرترین کسانی را که در ایجاد این حماسه نقش داشتند زندانی میکنند. آیا این حماسه از سوی طرفداران آقای احمدینژاد شکل گرفت، آنها که در حکومت و قدرت بودند. کسی جلوی آنها را نگرفته بود. در واقع فراخوان یکپارچه جریان اصلاحطلب باعث شد هیچ گروهی این بار انتخابات را تحریم نکند؛ نه تحریم قولی و رسمی، نه تحریم عملی. آقایان این میزان زحمت کشیدند. مجمع روحانیون مبارز که هیچگونه امکانات مالی ندارد، نزدیک به 95 میلیون تومان از دوستان قرض گرفت و به سهم خودمان در انتخابات هزینه کردیم اما دیدیم سهم اصلاحطلبان در تلاش برای هرچه بهتر برگزار شدن حماسه انتخابات، زندان شد. بسیاری از کسانی که امروز در زندان هستند جرمی جز اینکه در انتخابات در ستادها فعال بودند، ندارند. مگر جرم آقایان امینزاده، رمضانزاده، میردامادی و بهزاد نبوی چه بوده؟ باید این زندانیها آزاد شوند. این اتهامافکنیها باید بررسی شود. به کسانی که آسیب دیدند و در حوادث پس از انتخابات عدهیی مظلومانه کشته شدند، باید رسیدگی شود. خانوادههای این افراد حقوق انسانی دارند. این افراد هم فرزند خود را از دست دادهاند و برخیها هنوز هم نتوانستهاند یک سنگ قبر روی مزار فرزند خود بگذارند و مراسم ختم برای وی برگزار کنند. با این اقدامات شرایط آشتی فراهم نمیشود؛ آشتی یکجانبهیی که طرف مقابل همچنان بر طبل بیانصافی و بیعدالتی بکوبد و سپس دست آشتی به سوی طرف دیگر دراز کند، این مساله تناقض دارد. به نظر من این جریانی که پشت صحنه حضور دارد و در جاهایی نفوذ کرده که بدون شناسایی نفوذگاه آنها و کوتاه کردن دست آنها از جریان رسانهیی و تصمیمسازی کشور، بعید است ما به نقطه آرامش و برادری گذشته برگردیم. امسال اولین سالی است که وقتی صحنههای دهه اول انقلاب پخش میشود با چشم گریان این صحنهها را میبینیم.
دهه فجر امسال برای ما دهه عزا شد. از این لحاظ میگویم عزا، چون احساس میکنم بسیاری از دستاوردهای دوستانم، بسیاری از یاران امام، آرمانهای انقلاب و زحماتمان در این جریان بیانصافی در حال قربانی شدن است. امیدوارم زودتر شرایط کشور به وضع تدبیر بازگردد.
* چهرههای موتلفهیی مجمع تشخیص این ریسک را میکنند و طرح وحدت را رسانه میکنند. آیا آیتالله مهدویکنی به عنوان یکی از چهرههای شاخص جناح اصولگرا و ریشسفیدی که طرح وحدت را پیگیری میکردند تحت فشار و موانعی قرار گرفتند یا مساله دیگری پیش آمد که آن را رها کردند؟
** من از درون دستگاهها اطلاع ندارم. آنچه نمود بیرونی است همین مسالهیی است که عنوان کردید. بالاخره چهرههایی از درون جامعه روحانیت مبارز مثل آقایان ناطقنوری و مصباحیمقدم یا آقای اشجعی از جامعه وعاظ، آقای عسگر اولادی در درون حزب موتلفه برای حکمیت و ایجاد وحدت مطرح شدند اما اولاً در درون این تشکلها، افراد تندی وجود دارد، همچنان که در درون تشکلهای اصلاحطلب متاسفانه افراد افراطی وجود دارد. ثانیاً این آقایان به گونهیی دچار رودربایستی شدهاند وگرنه شخصیتهایی که درون این تشکل هستند، سابقه طولانی تجربه انقلابی و مدیریتی در عرصههای مختلف دارند و به خوبی وضع ناهنجاری در عرصههای گوناگون را میدانند. من یقین دارم هیچ یک از این آقایان نمیتوانند از عملکرد دولت فعلی در زمینههای مختلف اعم از اقتصادی و بازرگانی که تخصص آقایان هم هست، در صنعت، سیاست داخلی، سیاست خارجی، بودجه و مدیریت دفاع کنند. همه دچار نوعی محافظهکاری و مصلحتاندیشی شدهاند. اصولاً مجمع تشخیص جای طرح این موضوعات نیست. مجمع یا به اختلافات شورای نگهبان و مجلس رسیدگی میکند یا به معضلاتی که از سوی رهبری ارجاع میشود یا پیشنویس سیاستهای کلی را بررسی میکند؛ طرحی در این خصوص در مجمع به صورت مفصل مطرح نشده است. گاهی اعضای مجمع به صورت پراکنده صحبتهایی را از سر دلسوزی مطرح کردهاند اما با هویت شخصی خودشان نه با هویت کلی مجمع تشخیص.
* آقای هاشمیرفسنجانی پیگیر طرحها و پیشنهاداتشان هستند یا چون در بدنه قدرت استقبالی از این طرحها صورت نگرفت آنها را رها کردند؟
** اطلاعی در این زمینه ندارم ولی آقای هاشمی هر از چندبار، دلسوزانه بر رفع این مشکلات تاکید دارند و از این وضعیت ناراحتند. همانطور که در مشهد هم سخنرانی کردند و همان راهکارها را پیشنهاد دادند اما باز هم مورد حمله افراطیون قرار گرفتند.