محمود فرشیدی
عدم استقبال داوطلبین در انتخابات شوراها، تا آخرین روزهای ثبتنام، با توجه به آنکه حداقل 170 هزار نفر باید به عنوان عضو شوراها انتخاب شوند، نوعی نگرانی در مجریان پدید آورده بود. اما همچنان که وزیر محترم کشور حدس زد و چه بسا پیگیریهایی هم برای تحقق حدس ایشان به عمل آمد. در یکی دو روز پایانی، آمار ثبتنام داوطلبان جهشی چشمگیر یافت و سرانجام آمارهای یکصد هزار نفر و 170 هزار نفر و سرانجام 225 هزار نفر درباره تعداد نامزدها ارایه شد. (1) البته حتی رقم 225 هزار نفر نیز در مقایسه با تعداد نامزدهای سال 1377، حکایت از 30 درصد کاهش مشارکت دارد (2) و بیتردید در تعدادی از شهرها و روستاها، آمار داوطلبان به حد نصاب نخواهد رسید (3) و بجاست آمار داوطلبان عضویت و نیز آمار رایدهندگان با انتخابات مرحله قبل شوراها، مقایسه و تحلیل منطقی آن ارایه شود.
به طور کلی شورای شهر و روستا، نهادی جدید و تجربهای تازه است که عرصهای دیگر را برای مشارکت مردم در حل مشکلات خویش میگشاید. طبعا به دلیل نوپا بودن این نهاد، هنوز مردم قضاوتی درباره آن ندارند و عملکرد این نهاد جدید است که قضاوت مثبت یا خدای ناکرده منفی مردم را درباره این نهاد به دنبال خواهد داشت، همچنان که عملکرد فرصتطلبانه بعضی نمایندگان مجلس، به اعتبار نهاد مجلس شورای اسلامی خدشه وارد میآورد. به همین دلیل، تاثیر عملکرد اولین دوره شوراها بر کاهش مشارکت داوطلبان عضویت را نباید نادیده گرفت.
البته در نخستین دوره شوراها، علیرغم جدید بودن این تجربه، در بسیاری از نقاط کشور، اعضای شورا دست در دست یکدیگر نهادند تا مشکلات حوزه ماموریت خویش را حتیالامکان مرتفع سازند. در حقیقت این نوع شوراهای کاری و خدماتی، زمینه خوشبینی موکلان را فراهم آورد و طبیعی است اگر در اینگونه مناطق شاهد افزایش مشارکت مردم و داوطلبان عضویت باشیم. اما در نقاطی که شورا رنگ سیاسی و حزبی به خود گرفت، طبعا دستاوردی برای مردم نداشت و انگیزه مشارکت را کاهش داد.
عملکرد شورای شهر تهران در تنشآفرینی و بیاعتنایی به مشکلات مردم، آنچنان شرمآور بود که حتی رییس فراکسیون جبهه دوم خرداد نیز در پایان عمر این شورا، ناچار شد به این واقعیت اعتراف کند که تجربه شوراها در تهران و شهرهای بزرگ موفق نبوده است. (4) رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز فرصت پایان دوره شورای شهر را مغتنم دانست و از مظلومیت مردم تهران در اثر دعوای حیدری - نعمتی شورای شهر و برخورداری از کمترین خدمات فرهنگی، سخن به میان آورد (5) اما به آثار سوءفرهنگی بعضی تصمیمات این شورا و رواج فرهنگ «اعتیاد» اشارهای نکرد!
نه تنها در مورد انتخابات شوراها که در مورد بسیاری از انتخابات یکی از آفاتی که در کشور ما قابل بررسی و تامل است، جابجایی اهداف ملی و اهداف حزبی است، به تعبیری روشنتر، در هنگام انتخابات که نامزدهای حزبی باید با شعار حزب خویش به صحنه بیایند و اهداف حزب خویش را تبیین کنند، بسیاری از نامزدها شعارهایی فراگیر در حد پیگیری اهداف ملی، سر میدهند تا اعتماد مردم را جلب کنند. اما پس از پیروزی در انتخابات، که قاعدتا فرد انتخاب شده باید اهداف حزبی را کنار بگذارد و خود را وقف خدمت به تمام مردم و پیگیری اهداف ملی کند، بعضی از منتخبان، به جای آنکه در جهت انجام شرح وظایفی تلاش کنند که براساس آن از مردم رای گرفتهاند، اوقات خود را صرف اموری میکنند که در مورد آن امور از مردم وکالت نگرفتهاند یا آنکه اینگونه امور در مقایسه با وظیفه اصلی آنان جزء فرعیات محسوب میشود.
نکته قابل تامل دیگر در مورد شوراها، پاسخ به این سوال است که اگر شورایی به هر دلیل، کارآمد نبود، چه باید کرد؟ آیا مانند شورای شهر تهران، حکم رستمی را خواهد داشت که هیچکس جرات ندارد او را صدا بزند و حتی اگر امور میلیونها نفر از مردم معطل بماند، قانون و راهکاری برای برخورد یا انحلال شورا وجود ندارد و یا کسی جرات اجرای آن را ندارد؟!
در هر حال باید از تجربه نخستین دوره شوراها، بهره گرفت و برای دفاع از حیثیت شوراها تدابیر لازم را پیشبینی کرد. جریان حاکم بر دولت و مجلس که دوره قبل با تمام توان در راه سیاسی شدن شوراها تلاش کرد و در این دوره نیز با موتور روشن اما چراغ خاموش، همان اهداف سیاسی را پیگیری میکند، اینک براساس استخراج حال و هوای مردم، میکوشد شعار غیرسیاسی بودن شوراها را به نفع خود مصادره کند، اما رقابت سیاسی تنگاتنگ گروههای مختلف موسوم به دوم خرداد با یکدیگر، نشان از آن دارد که شعار غیرسیاسی بودن آقایان جدی نیست.
بهره دیگر از تجربه نخستین شوراها، ضرورت کارآمدی شورا نیست زیرا چه بسا شورایی غیرسیاسی باشد اما اعضای آن با یکدیگر تفاهم نداشته باشند یا ناتوانی اعضا، منتهی به ناکارآمدی شورا شود. برای پیشگیری از این آسیب، باید کسانی به عضویت شورا انتخاب شوند که تکرو نیستند و علاوه بر آن کاردان و با کار اجرایی آشنا میباشند. در زمینه تخصصهای گوناگون اعضای شورا، بحثهای فراوانی شده است اما غالبا شان فرهنگی شورا مورد غفلت واقع میشود، حال آنکه اگر شورای شهر، شانی فرهنگی داشته باشد میتواند برای بسیاری از مشکلات فرهنگی اجتماعی شهر از جمله کمک به فضاهای آموزشی و تعالی فرهنگسراها و... کارگشایی کند.
از دیگر ضروریات کارآمدی شورا، آن است که اعضای آن «پاک» و عاشق خدمت به مردم باشند.
خصوصا در شرایطی که مفاسد اخلاقی و اقتصادی یکی از مسایل گریبانگیر نظام اجرایی کشور است، «پاکی» اعضای شورا و سوابق روشن آنان در زمینه پرهیز از دستیازی به بیتالمال و نیز شفافیت وضعیت خانوادگی آنان ضرورت دارد و با توجه به آنکه جز وزارت کشور، نهاد دیگری بر صلاحیت نامزدها نظارت ندارد. این نگرانی تشدید میشود که فرصتطلبان برای نفوذ در شوراها برنامهریزی کنند، کما اینکه در میان اسامی مطرح شده به عنوان نامزدهای گروهها در انتخابات جاری، نام کسانی شنیده میشود که متهم به سوءاستفادههای میلیاردی از بیتالمال و رانتخواری میباشند.