تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۹۹۳۵۲

در تحلیل و بررسی پدیده مدعیان دروغین مهدویت (بخش سوم)


به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه، در نوشتارهای پیشین این موضوع که وجود اعتقادات مذهبی، گرایش فطری انسان به دین، نگاه امیدوارانه به آینده بشری و نوید دنیای عادل و فارغ از درد و رنج از سوی مکاتب توحیدی و حتی بشری سبب شده است تا عده‌ای در سراسر جهان، برای تأمین منافع دنیوی خود، ادعای مهدویت (منجی بشریت) داشته باشند، بیان شد و همچنین به نقش انگلیس (استعمارگر پیر) و لابی‌های صهیونیستی در معرفی و ظهور مدعیان مهدویت اشاره کردیم.
این اقدام بیگانگان برای انحراف اذهان عمومی از واقعیت‌های دینی، پراکنده ساختن آنان از گرد روحانیون و علمای دینی، کم‌رنگ کردن اعتقادات مذهبی با هدف جذب بازار برای فرهنگ‌های ـ به اصطلاح متمدنانه و متجددانه ـ غرب جدید بود تا با سرگرم ساختن مردم سرزمین استراتژیک ایران، راه را برای چپاول منابع و میراث این مملکت هموار سازند.
چپاول البته در طول تاریخ برای حذف داشته‌های اقوام مختلف ـ که تنها خوبی‌ها را می‌دیدند و در گمان آنها جز راستی و درستی نبود ـ حضوری پررنگ داشت. این چپاول‌ها در گونه‌های مختلفی قرار داشتند، گاه حاصل دسترنج سالیانه، گاه میراث‌های مادی و معنوی یک سرزمین، گاه منابع خدادادی و البته در بیشتر مواقع چپاول اعتقادات بود ـ و البته هنوز هم هست ـ که مردم کشورها و اقوام مختلف را از سعادتی که می‌باید به آن رسیده بودند را دور می‌کرد.
چپاول در این جا به معنای غارت میراث و یا محصولی برای استفاده و بهره شخصی نیست؛ بلکه تلاش برای حذف اندیشه‌ای خدایی است تا با تضعیف اعتقادات بتوان به اهداف سوء و اعمال شیطانی دست زد.
شناسایی، معرفی، تبلیغ، تقدیس و حمایت‌های مادی و معنوی افرادی سست‌عنصر و کج‌اندیش در لباس مدعیان مهدویت در کشور ما نیز از جمله اقداماتی بوده و است که در دوره‌های مختلف، سیاست‌مداران انگلیسی و آمریکایی و همچنین لابی‌های سرمایه‌داری صهیونیستی، بازیگران ثابت آن بوده‌اند.
در بخش قبلی برخی از گروه‌های منحرف در باب مهدویت در صدر اسلام معرفی شدند و از این پس قصد داریم تا مدعیان دروغین مهدویت را در ایران بعد از زمان صفویه که از قضا زمان باز شدن پای انگلیسی‌ها به خاک وطن بود را بررسی کنیم.
شاید بتوان «سید کاظم رشتی» و «سید علی‌محمد باب» را نخستین و پیشروترین مدعی مهدویت در عصر حاضر در کشور ایران دانست. پس از او افرادی بودند که به منظور دستیابی به منافع دو روزه دنیا، با فریب مردم ساده‌دل به دین خدا خیانت کردند و خود را فرستاده خدا و منجی آخرالزمان نامیدند. آنها عده‌ای ساده‌لوح را به گرد خود جمع کردند و بافته‌های ذهنی و تحلیلات مهمل خویش را به نام قوانین چاره‌ساز آخرالزمان و راه رهایی از ظلم و جور به خورد عوام دادند.
چهره‌هایی مانند «میرزا حسین‌علی ‌نوری» مؤسس فرقه بهائیت، فرزندش «عباس افندی» و نوه دختریش «شوقی افندی» که خود را امام زمان می‌نامیدند و جمعی ساده‌لوح گرد آنها به شیوه استعمارگران، به تبلیغ، تقدیس می‌پرداختند و آنها که نفوذی و ثروتی اگر داشتند برای دست یافتن به قدرت و مکنت بیشتر به حمایت‌های معنوی و مادی از مدعیان اقدام می‌کردند.
ادعای مهدویت، از علی‌محمد باب آغاز شد و با منحرفان دیگر ادامه یافت؛ اما از آنجا که حجت‌های رسای الهی پیوسته در کار است و هدایت مردم در کف اقتدار الهی، دست فریب این دشمنان همواره رو می‌شود تا انسان‌های حق‌جو راه باطل را نپیمایند و باطل بر حق چیره نشود؛ با این حال باز هم شاهد ظهور و بروز گاه و بی‌گاه مدعیان دروغین مهدویت در کشور هستیم.
کارشناسان مهدویت بر اساس روایات، از مدعیان دروغین به عنوان «کذّاب» یاد و تأکید می‌کنند باید با این‌گونه افراد که قصد تحریف دین را دارند، مقابله کرد؛ اما در پایان این سؤال مطرح می‌شود؛ چگونه باید با این مدعیان که مریدان بسیاری دور خود جمع می‌کنند، مقابله کرد. آیا تنها باید با این پدیده به عنوان یک مورد امنیتی برخورد کرد یا اینکه محاکم قضایی این کار را انجام دهد یا اینکه باید در مورد آشنایی مردم با مباحث مهم اندیشه شیعی که مهدویت یکی از اصیل‌ترین آنهاست از سوی مراکز دینی ما تلاش بیشتری صورت گیرد که دیگر مدعیان نتوانند به راحتی مردم را بفریبند؟
در بخش‌های بعدی این سلسله نوشتارها، به معرفی مشهورترین واقعه‌های ادعای مهدویت در کشور خواهیم پرداخت.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات