سرانجام پس از حدود دو سال کشمکش و بحران در صحنه مناسبات آنکارا- تلآویو، ترکیه مناسبات اطلاعاتی خود با "موساد" را قطع کرد. این ضربه اطلاعاتی سهمگین به صهیونیستها نشان داد سیاستهای پراشتباه و تحکمآمیز دولت نتانیاهو، زمینههای انزوای اطلاعاتی "موساد" را فراهم ساخته و طی ماههای اخیر نیز تشدید گردیده است.
روزنامه "صباح" چاپ ترکیه در روزهای اخیر از تصمیم دولت "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر این کشور در خصوص قطع همکاری اطلاعاتی ترکیه با رژیم صهیونیستی خبر داد و افزود: ترکیه حتی عملیات مشترک خود با سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی را نیز لغو کرده است.
این تازهترین واکنش ترکیه در قبال سیاستهای جنایتآمیز رژیم صهیونیستی محسوب میشود که دولت آنکارا خواستار عذرخواهی رسمی دولت نتانیاهو از ترکیه بخاطر حمله نظامی به "کاروان آزادی" و قتل حدود 10 تن از مسافران کشتی مزبور است. احتمال میرود ترکیه در قدم بعدی در فهرست ارتباطات نظامی خود با رژیم صهیونیستی نیز تجدیدنظر کند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که ترکیه و رژیم صهیونیستی پیش از این مناسبات سیاسی - نظامی و اطلاعاتی گستردهای داشتند لکن دولت اردوغان تدریجا دریافت که تلآویو از این مناسبات،سوء استفاده میکند و حتی در امور داخلی ترکیه نیز دخالتهای ناروائی صورت میدهد.
طی ماههای گذشته این مناسبات به دلایل متعددی که عموما رژیم تل آویو مقصر آن بوده، به سردی گرائیده است:
*یک مقام ارشد وزارت خارجه رژیم صهیونیستی ضمن احضار سفیر ترکیه در تلآویو، وی را به شدت تحقیر کرد و حتی صحنههای مربوط به تحقیر وی از تلویزیون رسمی صهیونیستها پخش گردید.
* حملات سنگین هوائی و دریائی به "ناوگان آزادی" باعث اوجگیری تنش میان آنکارا- تلآویو شد و دولت نتانیاهو ضمن توجیه جنایات خود تصریح کرد هرگز بخاطر این موضوع حاضر به عذرخواهی نیست بلکه اگر این اقدام ترکیه تکرار شود، تلآویو رفتار خود را عینا تکرار میکند.
*ریشه اصلی نارضایتی اردوغان از صهیونیستها به سالهای گذشته باز میگردد. ترکیه در آن مقطع زمانی سعی داشت نقش "میانجی" را ایفا کند و مواضع سوریه با رژیم صهیونیستی را به یکدیگر نزدیک سازد. در واقع دولت اولمرت علیرغم اصرار و درخواست از آنکارا برای میانجیگری، سرگرم تدارک نظامی برای حمله به نوار غزه بود که منجر به جنگ 22 روزه شد. اعتراض اصلی آنکارا اینست که تلآویو در واقع ترکیه را فریب داده و از این طریق نزد دنیای اسلام و دنیای عرب، چنین وانمود شده است که گویا صهیونیستها به صلح میاندیشند و در واقع از اعتبار منطقهای وجهانی ترکیه سوء استفاده شده است که حتی این ذهنیت ایجاد شده که گویا آنکارا در این زمینه با صهیونیستها در فریب افکار عمومی همدست بوده و حال آنکه ترکیه از اصل ماجرا بیخبر بوده است. البته ترکیه ضمن کاهش سطح روابط خود با صهیونیستها حتی حاضر نشد ارتش صهیونیستی را در مانور نظامی ارتشهای ناتو در ترکیه مشارکت دهد. اما صهیونیستها بجای آنکه پیام این تصمیم ترکیه را درک نمایند، حتی به انتخاب "هاکان فیدان" به ریاست سازمان اطلاعات ملی ترکیه نیز اعتراض کرد که در عرف مناسبات دیپلماتیک، بیسابقه است و نشانهای آشکار از دخالت در امور داخلی سایر کشورها تلقی میشود. البته خشم صهیونیستها از این بابت است که تصور میکنند گویا سرویسهای امنیتی ترکیه در تشدید اوضاع علیه موساد، نقش داشتهاند. علاوه بر این، افشای نقش قدرتهای خارجی در حمایت لجستیکی از کودتای ناکام نظامیان ارشد علیه دولت اردوغان هم بر تیرگی روابط با تلآویو افزوده است.
البته مشکل بزرگ موساد، فقط به ترکیه مربوط نمیشود بلکه زنجیره رسوائیهای ناشی از ترور "محمودالمبحوح" به انزوای جهانی صهیونیستها حتی نزد کشورهای حامی رژیم صهیونیستی نیز دامن زده است. در آن ماجرا فاش گردید که عوامل موساد، دستکم با پاسپورت 7 کشور توانستهاند وارد امارت شده و پس از انجام عملیات ترور از این کشور خارج شوند. پیگیریهای بعدی نشان داد که تمامی پاسپورتها اصلی بودهاند و اگرچه ادعا شد "موساد" از پاسپورتهای جعلی استفاده کرده ولی این ادعا هم نتوانست بر روی همکاری اطلاعاتی این 7 کشور باموساد سرپوش بگذارد. طبعا تا زمانیکه اسرار مربوط به همکاریهای اطلاعاتی موساد با متحدین تلآویو برملا نمیشد،آنها نیز معترض نمیبودند ولی با رسوائی اطلاعاتی اخیر،این کشورها نیز کاملا ضربهپذیر شدهاند و بایستی آنها را نیز جزو بازماندگان ماجرا تلقی نمود. حتی انگلیس با اخراج وابسته اطلاعاتی موساد از لندن و قطع همکاریهای اطلاعاتی خود با صهیونیستها سعی کرد چنین وانمود کند که غافلگیر شده که البته روشن بود کاملا دروغ میگوید ولی این اقدام آشکار لندن بمنزله آنست که موساد باعث انزوای روزافزون رژیم صهیونیستی شده است.
با وجود این، یک حادثه در خیابانهای تلآویو به انزوای موساد درون ساختار رژیم صهیونیستی و بیاعتباری آن نزد ساکنان یهودی فلسطین اشغالی منجر شد و آن افشای نقش عوامل موساد در یک عملیات بمبگذاری ناموفق در تلآویو بود. این پدیده نشان داد اگر موساد بخواهد، حتی در خیابانهای تلآویو هم دست به آدمکشی و جنایت میزند. افشای این امر، بیاعتباری و انزوای "موساد"، حتی نزد صهیونیستها را قطعی کرد.